The Saga of Gösta Berling

The Saga of Gösta Berling (Gösta Berlings saga)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Gosta Berlings saga 1924 1080p WEB-DL 1
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Saga of Gosta Berling 1924 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-04
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حماسه گوستا برلینگ (۱۹۲۴)

.در سال ۲۰۲۲ توسط مؤسسه فیلم سوئد به صورت دیجیتالی بازسازی شد

حماسه گوستا برلینگ اثر مائوریتس استیلر

بخش اول و دوم توسط هیئت سانسور فیلم سوئد پیش از

اولین نمایش‌هایشان در مارس ۱۹۲۴، با طول کلی ۴۵۳۴ متر اندازه‌گیری شدند که

.با سرعت نمایش ۱۸ فریم بر ثانیه، معادل ۲۲۱ دقیقه است

،در طول سال‌ها، فیلم بارها کوتاه و بازتدوین شده است

.اما همچنین موضوع تلاش‌های بازسازی بسیاری بوده است

این نسخه دیجیتال بر اساس جدیدترین

.بازسازی آنالوگ مربوط به سال ۲۰۱۸ است، اما با تغییراتی در تدوین

منبع اصلی بازسازی یک نسخه کپی

پوزتیو از مجموعه شخصی مؤسسه فیلم سوئد بود

.که از دو نگاتیو اصلی فیلم که اکنون گم شده‌اند، تولید شده بود

علاوه بر این، بسیاری از صحنه‌ها با مواد اضافی از

پوزتیوهای کپی و نگاتیوهای کپی دیگر از

مؤسسه فیلم سوئد، و همچنین از یک پرینت نیترات رنگی که از

.سینماتکای پرتغال در لیسبون قرض گرفته شده بود، تکمیل شده‌اند

.دو پرینت استات سیاه و سفید از گسفیلموفوند در مسکو نیز استفاده شد

پرینت‌های نیترات رنگی نیز از سینماتک فرانسه

،در پاریس و دویچه کینماتک در برلین قرض گرفته شدند

.که تنها به عنوان مواد مرجع برای پیوستگی فیلم استفاده شده‌اند

.فیلم اکنون مجموع زمان نمایش ۲۰۴ دقیقه دارد

میان‌نویس‌های فیلم بر اساس کلمات موجود در

.فهرست‌های میان‌نویس ارائه شده به هیئت سانسور فیلم سوئد بازسازی شده‌اند

،میان‌نویس‌های اصلی به صورت هنری توسط آلوا لوندین طراحی شده بودند

اما از آنجا که تنها سه کارت از ۴۰۵ کارت عنوان باقی مانده و سه کارت دیگر

،در یک مجله تجاری همان زمان بازتولید شده‌اند

همه آنها با الهام از طراحی

.این شش مورد برای فونت، جدیداً ایجاد شده‌اند

.تصاویر نقاشی شده اصلی میان‌نویس‌ها قابل بازسازی نبودند

برای این نسخه دیجیتال، رنگ‌ها

.مطابق با طرح رنگی در پرینت نیترات پرتغالی بازسازی شده‌اند

رنگ‌آمیزی میان‌نویس‌ها بر اساس توضیحات یک مقاله

.از یک مجله تجاری همان دوره است

بخش اول

اثر سلما لاگرلوف

حماسه گوستا برلینگ

نسخه فیلم مجاز از

مائوریتس استیلر و

راگنار هیلتن-کاوالیوس

با دوربین ج. جولیوس

طراحی داخلی بر اساس طرح‌های ویلهلم براید

سوئنسک فیلمیندوستری

تهیه‌کننده مائوریتس استیلر

بخش اول

،ای ورم‌لند، تو ای زیبا، تو ای شگفت‌انگیز

،با دریاچه‌های درخشان و کوه‌های کبودت

!با جنگل‌های عمیق و آبشارهای خروشانت

!ما را به قلب آن سرزمین دنبال کنید

،به سواحل دریاچه لوفِن، ستایش‌شده در ترانه‌ها

.به اکِبی، که زمانی در افسانه‌ها مشهور بود و در پرده‌ای از راز و رمز پنهان

،آه، اکِبیِ دیرینه! اکنون تو هم خانه‌ای اربابی هستی چون بسیاری دیگر

!و "بالِ سواره‌نظام‌ها"یت، خالی و متروک افتاده است

.اما صد سال پیش، درهایت به روی سواره‌نظام‌ها باز بود

،آنها مردانی بودند بی‌خانه و بی‌حرفه

.نیمه‌ورشکسته، اشراف و افسران بازنشسته، که بیشترشان گذشته‌ای تاریک داشتند

!اما همه شوالیه ماجراجویی، باده‌نوشی و مردانگی

،آنها از آن دست مردانی بودند که در گذشته در املاک بزرگ مورد استقبال قرار می‌گرفتند

.و اجازه داشتند به تعداد نامحدود – و اغلب تا پایان عمر – بمانند

.چنین بودند، دست‌کم، سواره‌نظام‌های مشهور اکِبی، همیشه دوازده نفر

،آنها شب کریسمس را در آهنگری قدیمی عمارت جشن می‌گرفتند

.طبق سنتی دیرینه

!سواره‌نظام‌ها! نیمه‌شب فرا رسیده است

.ساعت جادوگری نزدیک می‌شود

!حالا بیایید به افتخار مهمان سیزدهم جام‌ها را بالا ببریم

!اما گوستا - ما فقط دوازده نفریم

!خب پس، سواره‌نظام‌ها! از بهشت یا جهنم، مهمان سیزدهم را فرامی‌خوانم

خب، سواره‌نظام‌ها؟ مهمان سیزدهم را به جمع خود خوشامد نمی‌گویید؟

!به سلامتی حامی ما

،ممنونم، دوستان خوب من! اما نمی‌توانم بیشتر بمانم - بانوی شما

!همسر نجیب سرگرد، منتظرم است تا قراردادش را تمدید کنم

.می‌بینید، آقایان محترم، منم که تمام ثروت او را تضمین کرده‌ام

!در عوض، او باید هر سال روح یک سواره‌نظام را به من تحویل دهد

،چرا فکر می‌کنید همسر سرگرد به شما غذا می‌دهد و شما را چاق و فربه می‌کند

اگر نه برای اینکه هر سال روح یک سواره‌نظام را به من تقدیم کند؟

خب، آقایان محترم، این بار کدام یک از شما مرا همراهی خواهید کرد؟

!من می‌کشمش، آن جادوگر خبیث را

سینترام بود، مالک شرور

آن کارخانه ذوب آهن که دوست داشت نقش شیطان را بازی کند

.و عاشق توهین به مردم بود

!می‌کشمش! زندگی‌ام را نابود کرده است

!بیست سال تمام عاشقانه همسر سرگرد را دوست داشتم

و او از من چه ساخته است؟

!او از تو یک سواره‌نظام اکِبی ساخته است

!او تو را، و همه ما را، از نابودی نجات داده است

بدون همسر سرگرد چه بودیم؟

!به سلامتی خانم کریستیان بِرگ، همسر سرگرد

!بِرن‌کرویتس! برایمان بخوان

برادران گاهی اوقات گرد جام‌ها سرگردان می‌شوند، اما گرد میخانه‌ها نه –

.دخترم مرا فراموش کرده، اما من وفادار می‌میرم

.شب و روز، همیشه در مستی، تمام غم‌هایم از بین خواهد رفت

!تو شیطان خوبی بودی، سینترام

!و تو کشیش خوبی بودی، گوستا

!اما تو بیش از حد نوشیدی، به همین دلیل سواره‌نظام شدی

پایان پرده اول

پرده دوم

.او در واقع زمانی کشیش یک کلیسای دورافتاده در ورم‌لند بود

!آبجو گرم می‌کند و مشروب عقل می‌دهد، بدون مشروب نمی‌توان زندگی کرد

!دوستان عزیز، کمکم کنید بروم خانه. یکشنبه باید موعظه کنم

!کشیش کله‌خراب دوباره مست کرده

او چندین هفته بود که وظایفش را انجام نداده بود. جماعت کلیسا شکایت کرده بودند

.و حالا اسقف آمده بود تا تحقیق و بازرسی کند

آیا این آخرین باری بود که پشت منبر می‌رفت؟ آیا واقعاً او را خلع لباس می‌کردند؟

...آخرین بار

.او شعله الهام را بالای سرش حس کرد، قدرتمند و شیوا شد

.او واژگانی برای تلخ‌ترین ویرانی‌ها یافت

.و برای شیرین‌ترین تسلی

و وقتی اسقف بعد از مراسم از جماعت کلیسا پرسید که آیا آنها

از کشیش‌شان شکایتی دارند؟

"اگر او امروز اینطور موعظه کند..."

!او را با خود اسقف هم عوض نمی‌کنیم

.اما سپس خشم گریبان گوستا برلینگ را گرفت

درست است، من مشروب نوشیده‌ام! اما کدام یک از شما حق دارد مرا متهم کند؟

مگر همه شما مشروب‌خوار نیستید؟

مگر در مراسم بیداری همسرت مست نکردی؟

و تو! وقتی فرزندت را غسل تعمید دادی، مگر بزم مستی راه ننداختی؟

!و وقتی از اینجا می‌روید، در راه خانه شروع به نوشیدن می‌کنید

!شما خدایی جز مشروب ندارید

!شما کشیشی را دارید که لیاقتش را دارید

!شما باید همراه من توسط اسقف مجازات شوید

.پس گوستا برلینگ خلع لباس شد، و از سوی خدا و مردمان طرد شد

او در سرتاسر ورم‌لند پرسه می‌زد

تا اینکه سرانجام

.شغلی به عنوان معلم خصوصی کنتس مارتا دوانا در بورگ پیدا کرد

(مارتا دوانا

با بازی الن هارتمن-سدرستروم)

!امروز سر و کله زدن با او آسان نیست، آن عجوزه طبقه بالا

نمی‌دانم چرا او کشیش خلع لباس شده را پذیرفته است

به عنوان معلم خصوصی دخترخوانده‌اش، دوشیزه ابا؟

!ساکت باش! او به ما ممنوع کرده است حتی یک کلمه از آن ماجرا را بگوییم

آقای برلینگ – امروز سالگرد است

.سالگرد مرگ مادرم است

آیا نمی‌خواهی آن فصلی را برایم بخوانی که او

وقتی بچه بودم اینقدر برایم می‌خواند؟

.پسر من هنریک، همانطور که عزیزم می‌دانید، در ایتالیا ازدواج کرده و در راه خانه است

کنتس کوچکش دلرباست، اما جهیزیه‌اش به سختی بیشتر از

لباس‌های تنش است. خب، پس با چه چیزی زندگی خواهند کرد؟

شاید عزیزم کم کم دسیسه کوچک من برای استخدام را بفهمد

آقای برلینگ خوش‌قیافه را؟

و او را به بالای کوهی بردند، میخ‌ها را از دستانش فرو بردند

.و پاهایش، و پادشاه نیک را بر صلیب آویختند

متأسفانه این هنریک بیچاره نیست، بلکه دخترخوانده هیستریک من، ابا است

که بورگ دلربای ما را به ارث می‌برد، مشروط بر اینکه از ما گرفته نشود

.زودتر از موعد یا پایین‌تر از طبقه خود ازدواج کند، زیرا در آن صورت بورگ به پسر من هنریک خواهد رسید

ابا همین حالا هم در حال گیج کردن داماد آسمانی است

!با یک داماد زمینی در قالب گوستا برلینگ باشکوه

!به من نگو، خویشاوند عزیز، که من دیپلمات مادرزاد نیستم

!چه کسی نمی‌خواهد زندگی‌اش را وقف خدمت به پادشاه آسمانی کند

!شما خیلی خوب می‌خوانید، آقای برلینگ، مثل یک واعظ کلام خدا

آقای برلینگ، آیا نمی‌خواهید کسی باشید که راه خداوند را آماده می‌کند؟

!یک خادم خدا

!قول می‌دهی، مگر نه؟ قسم بخور

گوستا برلینگ، قوی‌ترین و ضعیف‌ترین انسان‌ها، چه قولی به او دادی؟

!تو، یکی از رانده‌شدگان این دنیا

پایان پرده دوم

پرده سوم

کنت هنریک دوانا و همسر جوانش

.ایتالیا را مدت‌ها پشت سر گذاشته بودند

(هنریک دوانا

با بازی تورستن هامرن)

چرا به این مخلوقات سلام می‌کنی؟

!می‌توانم کمی جدی باشید، الیزابت عزیزم

!این حیوانات در ملک بورگ چرا می‌کنند

...و خدای من! آخرین خاطره ما از ایتالیا

!آخرین... خاطره... از... ایتالیا

،حدود 850 اِل آن سوی دریاچه، اکبی قرار دارد

.که اینقدر در مکالمات من با شما گره خورده بود

بر اکبی و شش کارخانه ذوب آهن تابع

قدرتمندترین زن حکومت می‌کرد

.در ورم‌لند، همسر محترم سرگرد

.مارگارتا سامزلیوس

(همسر سرگرد

با بازی گردا لوندکویست)

!اینطور یک حیوان بی‌گناه را می‌زنید؟ خجالت نمی‌کشید

.اینگونه او سفر می‌کرد و بر کارخانه‌های ذوب آهن خود نظارت می‌کرد

.اما در مهمانی‌های باشکوه اکبی، او مانند یک ملکه می‌درخشید

به سلامتی دختر زیبای ایتالیا که با آفتاب و شادی آمده است

!به شمال سرد ما

گارد دوازده نفره همسر سرگرد، سواران بی‌نظیر

.حال و هوایی مناسب از جشن و سرور به مهمانی‌های اکبی می‌بخشید

ماریان سینکلر طبیعتاً

.یکی از مهمانان مهمانی بود

(ماریان سینکلر

با بازی جنی هاسلکوئیست)

پدرش، ملکیور سینکلر ثروتمند

.که مایه افتخار و شادی‌اش بود

(ملکیور سینکلر

با بازی سیکستن مالمرفلت)

خانم گوستاوا سینکلر

.یاد گرفته بود در سکوت رنج بکشد

(گوستاوا سینکلر

با بازی کارین سوانستروم)

مادر، اگر سی سال پیش آن دخترک خوشگل را دیده بودم

!تو همانجا روی طاقچه می‌ماندی

!دیگر ننوش، ملکیور

!کنتس بسیار زیبا، ما تو را از آغوش مونسینیور گراندسا ربوده‌ایم

شما فقط لبخند زدید و به زودی وحشتناک‌ترین - نه

!بلکه دلچسب‌ترین انتقام را گرفتید، چون بعد از این ما برده‌ی شما شدیم

اجازه دهید معرفی کنم

.سواران دلیرم را

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left