Road to Ninja: Naruto the Movie
The first 200 lines.
Sabzchidori & Sfmking کاری از
! ( کوچیوسه نو جوتسو ( تکنیک احضار
چی شده ؟
... اون ... امکان نداره
! نه دمه
. شروع کن ، نه دم
... چرا ؟ میناتو
. سوال نکن
. تو اینجا پیش ناروتو بمون
... ناروتو
. میناتو ... ازت ممنونم
! برو به سلامت
. تو یه چشم به هم زدن برمی گردم
. نمی ذارم بیشتر از این هر کاری می خوای بکنی
پس به این زودی فهمیدی اینجام ؟
. نمی ذارم کار خودتو بکنی
Sabzchidori & Sfmking کاری از
فیلم سینمایی ناروتو
راه نینجایی
. " یه زمانی یکی ازم پرسید " نینجا کیه ؟
. نینجا کسیه که سختی ها رو تحمل می کنه
. این حرفی بود که سنسیم بهم زد
. فک نمی کردم گزارش درست باشه . خود آکاتسوکیه . شک ندارم
این چطور ممکنه ؟
... حتی اونایی که شکستشون دادیم هم هستن
. الان وقت این نیست دنبال دلیل زنده شدنشون باشیم
. 8نفر رو باید شکست بدیم
. بدتر اینکه یکی از اون یکی بدقلق تره
. الان ، تنها چیزی که داریم ، اطلاعات توی ذهنمونه
. کارای لازم انجام شده . منتظر دستوریم
. باشه
! راسنگان
چی ؟
. من هیچ وقت فرار نمی کنم ، قایم هم نمی شم
! نشونم بدید چیکاره اید ، عوضیا
... و
... اسمم هم
! اوزوماکی ناروتوئه
! یه نینجام
. آخه چیکار می کنی !؟ خیر سرش نینجاس اما حتی بلد نیست صبر کنه
. خب ، فک کنم همین هم خوب حواسشون رو پرت می کنه
شیکامارو ؟
... اگه همگی به یکی حمله کنیم ، شانسمون بیشتره . اما اگه یکی یکی بریم
! اما وضعمونو نگا
چی !؟
. اه ، دیگه بیشتر از این دردسر درست نکن
. واقعا که اصلا فکر تو سرت نیست
چی گفتی ؟
! کافی نیست ، اما شروع می کنم
. ( بایکا نو جوتسو ( تکنیک بزرگ شدن
. ( نیکودان هاریسنشو ( توپ تیغ دار گوشتی
. باید برگردی و مبارزت رو ادامه بدی
. بهت فرصت نمی دم . چون اگه ولت کنم ، تکنیکت خیلی دردسره
حال کردی ! با ترکیب کاملمون ؟
! هیناتا ، تلاشتو بکن
! ناروتو - کون
( دابل داینامیک انتری ( ورود پرهیجانِ دوبل
! دفعه ی قبل شاید حریفی نبودم ، اما این دفعه خیلی فرق می کنم
! نمی تونی کسی که همه ی تلاشش رو می کنه شکست بدی
! همینه ، لی . حالا وقتشه قدرت جوونی رو نشونشون بدی
! نمی ذارم فرار کنی
. معلومه
... اونجا
. اگه درست بگم ، غاریه که بابا و زاهد منحرف با هم تمرین می کردن
... منتظرتون گذاشتم
. اینقدر بی ترمز نباش
! ( دوتون : دوریوهکی ( عنصر زمین : دیوار سنگی
( نینپو : چوجیو گیگا ( هنر نینجایی : هیولاهای عظیم
... لعنتی ! اگه اینجوریه منم
! این چیه !؟ ولم کن
... دسته ... ! دست
. تکنیکِ زمینِ یکی از دشمناس
. همزمان غیبشون زد
! موفق شدیم
. انگار فعلا تونستیم مجبورشون کنیم عقب نشینی کنن
کاکاشی سنسی ؟
. آره ... عجیبه
داری می گی آکاتسوکی هایی که باید مرده باشن ، بهمون حمله کردن ؟
اصلا چطور همچین چیزی ممکنه ؟
. نمی دونم
. بدون اینکه حمله کنن ، فرار کردن
. نمی دونم فقط محض اخطار بود یا نقشه ی دیگه ای داشتن
. اما بهتره محافظت از دهکده رو سفت و سخت تر کنیم
. آره
هنوز نمونه های بدنش رو داریم ، مگه نه ؟
! سریعا کالبدشکافیش کنید و ببینید چیزی می فهمید
. چشم
. شنیدم چیکار کردید ! آکاتسوکی رو شکست دادید و فرار کردن
. خب ، آره یه جورایی
. اما ، یه جوری بود
. چی می گی ؟ هر چی نباشه پسر خودمی
. انگار اگه بخوای می تونی یه کارایی بکنی
آکاتسوکی ... گروه فوق العاده قوی و ماهرین ، مگه نه ؟
. اینکه تونستید فراریشون بدید یعنی قدرت جونین شدن رو دارید
هاهاها ، جدی می گی ؟
! معلومه
. همگی داشتیم درباره ی همین حرف می زدیم
. تصمیم گرفتیم توصیه نامه برای هوکاگه بفرستیم تا همتونو جونین کنن
واقعا ؟ یعنی هممون جونین می شیم ؟
. سرتونو بالا بگیرید
. این نظر همه ی ماس
مگه نه ؟
. آره ، آره ، راس می گه
... راستی ، مـ - منم می تـ
. راستی ، دوست ندارم این حرفو می زنم
. ما اولش یه کم شک داشتیم
... اِ ، مامان
، آخه تو خیلی بیخیالی
کفشاتو هر جا می خوای در میاری و پرت می کنی اینور اونور . و خونه رو هم که تمیز نمی کنی و لباساتم که خودت نمی شوری
. گفتم نکنه با جونین شدن ، برای کسی دردسر درست کنی
چرا اینا رو جلوی اینهمه آدم می گی ؟
. انگار مامان ساکورا ضایعش کرده
. لازم نیست نگران باشی عزیزم
ساکورا تحت تعلیم سنسی بزرگیه
. که خودش ازش " استادش " می کنه
! بازم تو و این بازی با کلماتت ... هاهاها
! مامان ، بابا ، دیگه بسه
! اینقدر شوخی هاتون بی مزس که مثل اسگلایید
چی گفتی !؟
... هی ، ساکورا - چان . اینجوری با مادرپدرت حرف
! ببند دهنتو ! این به تو ربطی نداره
. انگار مادرپدرای بچه های کلاس می خوان هممون رو برای جونین شدن توصیه کنن
تو چیکار می کنی ، سای ؟
... من عضو آنبوهای ریشه هستم
. برای ارتقا به رده ی جونین باید به روش دیگه ای بکنم
هی هی ، می خوای کیکِ به این بزرگی رو بخوری ؟
. هاها ، می تونم همشو بخورم
. دندونات خراب می شه
. چیزی نمی شه
. بریم خونه
! باشه
! من اومدم
. معلومه
... دیگه
چیه ، این حرفی که می خواستی باهام بزنی ؟
... امم ، ایروکا سنسی
... راستش
... این
می تونی برام توصیه نامه برای جونین شدن بنویسی ؟
چی ؟
. همه ی همکلاسی هام گفتن مادرپدراشون براشون می نویسن
برای همین منم می خوام که
. نه . نمی شه
چرا نه ؟
. هر چیزی یه ترتیبی داره . اول باید چونین بشی
... تو جلوی پِین از دهکده محافظت کردی و همه تو رو قهرمان می دونن ، اما
. نمی تونم برات پارتی بازی کنم
و پدرت ، هوکاگه ی چهارم هم همه ی مراحل
. گنین ، چونین و جونین شدن رو گذروند و هوکاگه شد
. بعدش قهرمان دهکده شد
. و بعدش صورتش رفت روی کوه
. " یه تیکه سنگ که نمی تونه بگه " به خونه خوش اومدی
... تو
یه وقتایی فکر می کنم ... به جای مادرپدرِ قهرمان ، که عکسشون توی کوهه و نمی تونه حرف بزنه
. بهتر می شد اگه کسی رو داشتم که وقتی برمی گشتم خونه بهم خوش آمد بگه
... پدرمادرِ ایروکا سنسی هم
! بسه دیگه بچه
امروز چرا اینقدر بدعنقی ؟
... چیز خاصی نیست
! اینم سفارش رامنت
ناروتو ، رامن با گوشت خوک و سس سویا سفارش دادی ، نه ؟
پیری ، این رامن که توش ناروتو نداره ، نه ؟
ناروتو : همون خوردنی های سفیدی که روش طرحِ پیچ پیچی داره
. شرمنده ، تموم کردم
. به جای اون ، توش منما ریختم . این روزا خیلی طرفدار داره
از منما متنفرم ! اصلا این منما رو از چی درست کردن ؟
. منما رو ... می دونی ... از بامبوی خشک شده درست می کنن
یعنی آشغال بابموئه دیگه ؟
! اونی که آشغاله ، همین اخلاقِ الانته
. اه ، هی ، هی . توی مغازه دعوا نکنید
. رامنی که توش ناروتو نداشته باشه ، رامن نیست
! هی ! ناروتو
اون بچه ... اینقدر از من بدش میومد و نمی دونستم ؟
. اِ ، درست هم که حساب نکرده
. من بقیش رو حساب می کنم
. نمی فهمم چرا ایروکا سنسی گفت نه
! چقدر زود داغ می کنی
! سر همه چیز بهم گیر می دی آخه
. من که دیگه بچه نیستم
! کجا داری می ری ؟ هنوز حرفم باهات تموم نشده
. توی همه چیز دخالت نکن
! ساکورا
! ساکورا - چان
! وایسا بینم ، ساکورا
. بیا بریم
! با هم دیگه می ریم قرار عاشقانه ، تو هم میای
... من که از خدامه ، اما اینجوری نه
! ببند دهنتو
! تو که همش داری سرم غر می زنی . این که نشد قرار
! هی ، سـ - ساکورا ... آخ آخ
. ساکورا - چان ، عیبی نداشت همینجوری ول کردی اومدی ؟ مامانت انگار داشت صدات می زد
. ولش کن بابا
. اون همیشه همینجوریه
. همیشه باید کارا رو اونجوری که اون می گه بکنم . هیچ وقت هم که راضی نمی شه
. بابام هم همینطوریه
آخه چه عیبی داره یه دفعه بگه حق با منه ؟
. آخرش ، همش طرف مامانم رو می گیره
. بخاطر اینه که هنوز گنینه و حتی نتونسته چونین بشه
. حداقل یه کم منو درک می کرد خوب بود
... هی
No comments yet. Be the first to leave one.