The first 62 lines.
:تـرجـمـه و زيـرنـويـس Radmehr BHR
.اون لبخند رو دوست دارم
.مثل گلهاي کنار رودخونه به آرومي شکوفا شد
.لبخندش رو دوست دارم
قسمت اول - ضبط 2027
وقتي وارد دبيرستان شدم
...اولين برداشت من از اون دختر اين بود که
.اون هميشه روحيه خوبي نداره
...آه
من کاتاگاکي نومي از آ-1 هستم
.از فونازوکا اومدم
.اممم... من کتاب دوست دارم
.بهترين تلاشمو ميکنم
، بودن در همون کميته کتابخانه
.بلاخره اسمشو فهميدم
ايچيو روري از آ-1
...اون
.هيچوقت لبخند نميزد
...با باهمديگه کار کردن تو اون کميته
.کم کم باهاش آشنا شدم
.اين قيافه اي نيست وقتي که حالش بده داره
.و بعضي وقتا واقعا حالش بده
.اون دقيقا مثل من به کتاب خوندن علاقه داره
.آه
.اين به پايان رسيده
...آره
...ها
.لطفا مراقب باش
!ب...بله
!م...متاسفم
!خيلي متاسفم
.اون برخلاف من آدم سرسختيه
.به همين خاطر ازش يه مقدار ترسيده بودم
.پس ، من نبايد بيش از حد لازم درگير کارش بشم
.فکرم اين بود
ها؟
... آه, منم بايد
? Gan-Gan-Ganba ?
? Nami ga odoru yo Ganba ?
? Suihei senda yo Ganba, Ganba ?
? Ganba, Ganba to nakama-tachi ?
? Shippo wo tatero! Hohoho hohoho ?
? Ahoudori ga tsuiteyuku ?
? Shima ga mieru yo Ganba ?
? Shima ga mieru yo Ganba, Ganba ?
? Ganba, Ganba to nakama-tachi ?
...ام
تو “ماجراجويي گامبا“ رو دوست داري؟
ها؟
...آها... اون کتاب
.آه. اينجوريا نيست
!متاسفم
...متوجه ام
...تو
.هيچ کار اشتباهي نکردي
.تقصير من بود که از اول حواسم به اطراف نبود و شروع کردم به شعر خوندن
.کم کم تونستم بشناسمش
.اون هميشه سرسخت نيست و سعي نميکنه اونجوري بنظر بياد
.من... نسخه اصلي رو نميدونم
اون کتاب... کتاب جالبيه؟
.جالبه
.ما راجب کتاب ها شروع کرديم به حرف زدن
No comments yet. Be the first to leave one.