The first 200 lines.
اينو مي برم بالا و بر ميگردم
!عه دکتر
چرا دستاتو نشستي؟
- چيکار مي کني؟ - تو فيلما نديدي چيکار مي کنن؟
دکترا اينجوري مي کنن ديگه
تو هم دکتري ديگه
- دستکش - بله، دکتر
مريض مورد نظر "کلم" داره بي هوش ميشه
چرا انگشتات انقدر بلنده؟
خيلي وقته اين قدر هستن اين دستکش سايزش کوچيکه
چرا چشمات اين شکلين؟
چه شکلين؟
پشت چشمت خيلي بلنده
هميشه همين طوري بودن
...تازه لباتم
برق لب مي زني؟
لبام هميشه همين طوري بودن
اينو خودت بپوش
باشه
- اينا بايد برن کجا؟ - طبقه اول
تازگيا قدت بلند تر شده؟
از سال آخر دبيرستان قدم تغييري نکرده
- تو هم بالاخره بهش رسيدي - رسيدم؟ به چي؟ کي؟ من؟
الان قشنگ حس منو مي فهمي، درسته؟
همچي به نظر متفاوت، جديد و فوق العاده مياد
!نخيرم! اصلنم اينجوري نيست همچي مثه قبله
حالا مي خواي چيکار کني؟ معلومه منو خيلي دوست داري
!ديوونه بازي درنيار
به چي نگاه ميکني؟ خيلي خوشگلم؟
آره
...چطور روت ميشه همچين از دست تو چيکار کنم؟
داشتيم حرف ميزديما. کجا ميري؟
اين کارا رو مي کني مور مورم ميشه
وايسا منم بيام
دنبال من نيا
من دارم راه خودم ُ مي رم
خبر داشتي؟
نگرانم
بالاخره بهم علاقمند شدن. واسه چي نگراني؟
دلم براي سو يونگ مي سوزه
مي خواي اسمشو حريص بودن بذار يا هر چيز ديگه، ولي ... سو يونگ زندگيش ُ وقف مراقبت از ري هوان کرده
يعني واسه بچه ها ناراحت نيستي؟
چرا اين بچه ها بايد قرباني خواسته هاي والدينشون بشن؟
هر کس زندگي خودش ُ داره و هرجور دلش ميخواد بايد زندگي کنه
بچه ها مي تونن تحمل کنن و بي خيال بشن چون سنشون زياد نيست
غريبه ها اينارو بگن عيبي نداره ولي ماها که ميشناسيمشون نبايد اينجوري حرف بزنيم
تو که خودت از زير و بم زندگي سو يونگ با خبري
ساکت شو
حق نداري جلوي هانگ آ اينجوري حرف بزنيا
هيچ کس از سو يونگ طرفداري نمي کنه
نرفتي که سيگار بکشي؟
قصد ندارم توي مراسم کيمچي درست کردن ديگران باهات درگير بشم
امکان نداره با تو يه جا وايسم
ميري يا من برم؟
از اين حرفا نزن ببين، حتي لباسايي ک تو خيلي دوست داشتي ُ پوشيدم
واسم اصلا مهم نيست برند بپوشي يا گوني
اگه برات مهم نبود بخاطر من پا نمي شدي بياي پاسگاه پليس
يه سال تموم به اين فکر مي کردم اگه يه روزي برگردي چجوري خدمتت برسم
اگه به اين فکر کنم که همون طوري که با من مي خوابيدي با اون زن هم مي خوابي
دلم ميخواد زنده زنده خاکت کنم
ولي بازم براي کمک بهت اومدم پاسگاه پليس
واسه اينکه از نظر من تو يه دائم الخمر بدبختي
گفتم از حالا به بعد سعي خودمو مي کنم
واسه همين ميگم نه چه دليلي داره بخواي سعي کني؟
بالاخره يکي پيدا مي شه تو رو همين طوري که هستي بخواد
من کسي ُ دوست دارم که نياز به عوض شدن نداشته باشه
تو که گفتي اون مرتيکه عجيب و مطلقه و يه ولگرد بيچاره ست
در مقايسه با آدمي مثه تو که مست مي کنه و هر جايي خوابش مي بره
يه مرد بي پوله مطلقه بنظرم عجيب مياد
آخه چرا بايد از آدمي مثه اون خوشت بياد؟
منو دوست نداشته باش، ولي يه آدمي مثه اونم دوست نداشته باش
خودمم نمي دونم چرا اعصاب خودمم داره خرد ميشه
خودمم ترجيح ميدم دوباره عاشق تو بشم
خودمم دلم ميخواد باور کنم که تو ديگه بهم خيانت نمي کني
کاشکي مي شد مشورب خوردن و کنار بذاري و خوشحال زندگي کني
من؟ من آدميم که از کفش و کيف خوشگل خوشم مياد
حتما ديوونه شدم که از يه آدم بي پول خوشم اومده
اگه مردم بفهمن چه خاکي تو سرم بريزم؟
مامانم چي ميگه؟
فکر مي کني خودم به اين چيزا فکر نکردم؟
واسه همين ميگم با منم قرار بذار با منم قرار بذار ديگه
انقد واق واق نکن و مثه آدم حرف بزن
چرا دست رد به سينه ـم مي زني؟
چرا انقدر يه دنده اي؟
"تو آدم خوبي هستي. درباره پيشنهادت فکر ميکنم"
بنظرت خوبه اينجوري بهت اميد واهي بدم؟
اونوقت اينجوري ديگه فراموشم نميکني و پيش خودت نگهم مي داري؟
!آره
اميد براي من واهي و عذاب آور نيست
برام فقط اميد و دلخوشيه
يه خانم بزرگ عصباني و يه آقاي خنده دار اينجان
آهاي، به کي ميگي "خانم بزرگ"؟
آخه همچين شلواري مناسب مراسم کيمچي درست کردنه؟
- عه، اومديد - بله
همگي بفرماييد قهوه
خاله، بهتون گفتم اينجوري به دستتون فشار نياريد
همين کارا رو مي کنيد که مچ دستتون خوب نميشه ديگه
ليواناش کاغذين تو قهوه رقيق دوست داري، مگه نه؟
ليوان کاغذيم نبايد بلند کنيد
وقتي با ري هوان ازدواج کنم احتمالا نميذاره دست به سياه و سفيد بزنم، مگه نه؟
قصد نداري بري دستات ُ بشوري؟
از چيه اين خانم بزرگ خوشت مياد آخه؟
دونگ هوا، بي زحمت اينو درست کن
- ميرم يکم ديگه تربچه بيارم - باشه
- کي مقصره اگه هانگ آ گريه کنه؟ - من مقصرم
- و اگه گشنگي بکشه؟ - من مقصرم
- و اگه بخوره زمين؟ - من مقصرم
بلند شو
مجبوري 30 سال براي همچين روزي دست دست کني؟
از اين به بعد مي دونم چيکار کنم
به چه جراتي از بالا به من نگاه مي کني قدتو کوتاه کن ببينم
تصميم قطعيتو گرفتي؟
گريه اش نمي ندازم اجازه نمي دم گشنگي بکشه
هر روز دستشو ميگيرم که نيوفته
خيلي خب
درست وايسا
اين آخريا قدت بلند تر شده؟
از سال چهارم دبيرستان قدم تغيير نکرده
...راستي با مامانت چيکار مي کني
خودم ميدونم باهاش چيکار کنم. نميخواد نگران باشيد
محيطش مثه محيط بيمارستان نيست، مگه نه؟
چون قراره مدت طولانيي اينجا با هم باشيم خيلي مهمه که حس خونه رو به بيمارا القا کنه
بله، همين طوره
بيماران با رضايت قلبي خودشون اينجا بستري ميشن و باهاشون مثه يکي از اعضاي خانواده برخورد ميشه
روشنايي لامپ ها هم خيلي زياده
مريضاني که دچار زوال عقل شدن خيلي سريع افسرده ميشن
....مخصوصا مادربزرگا
راستي، مادرتون قراره اينجا بستري بشه يا پدرتون؟
مريض در طول اقامتش در اينجا به غير پرستار نياز به مراقب ديگه اي که نداره، درسته؟
اووم، بله. فقط يه شماره براي مواقع اورژانسي نياز داريم
نگران مريضتون نباشيد
ما اينجا ازشون به نحو احسنت مراقبت مي کنيم
وقتي اون چيزايي که تلاش مي کردن به خاطر بيارن ُ فراموش کنن زندگي براشون راحت تر ميشه
بله
راستشو بخواين، بيشترين سختيو اعضاي خانواده ـشون مي کشن
مگه راحته آدم با چشماي خودش ببينه که والدينش شدن مثه بچه ها؟
ولي معمولا اونا هم با اين قضيه خوب کنار ميان
تموم شد
خاله گفت کيمچي ُ توي کشوي آخر نذار. يخ ميزنه
- گذاشتمش تو کشوي وسطي - آفرين
- اين مو رو از تو صورتم بزن کنار - اينجوري؟
- نه، بزنش کنار - ..آهان
اينجوري؟
ميخوان اينو بزن به صورتت
چرا امتحانش نمي کني؟
ميخواي باهم برقصيم؟
!بس کن! بس کن
يا اينکه بگيم...هورااااا! کيم هانگ آ و پارک ري هوان با هم قرار ميذارن
!هورااا
با کله ـم مي زنم تو سرتا
اگه مي توني بزن. بذار ببينم آخرش کجا به کجا مي خوره
بزن...بزن
- ...هورا - خدايا
حالا ديگه همه مي دونن
افتادي. حالت خوبه؟
خوبم
تو سينما که نبايد عينک دودي بزني
گفتم نکنه يه وقت جمعيت بشناسنم و تو رو اذيت کنن
خدايا، من چقدر آدم با ملاحظه اي هستم
راستي، وقتي بعد از افتادن چرخيدم قيافه ـم خيلي ضايع بود؟
نه، اتفاقا خيليم جذاب بودي
فرودش يکم ناجور بود، ولي به چرخش نمره 7-8 ميدم
!واي، از دست تو
خب راستش، اون موقعي که دبستاني بودم از اين کارا مي کردم
دبستان
تو پول بستني ُ حساب کن
تهيه کننده کيم و اون دکتر که صورتش مثه گچ سفيده
بيا بريم
آهاي، بيا بريم قايم بشيم
چرا فرار کرديم؟
ما که کار اشتباهي نکرديم
عه، راست ميگيا
واسه چي قايم شدم؟
عمو گانگستر ازم خواست هر چه زودتر با مامان صحبت کنم
اُه
من باهاش حرف ميزنم
نه، خودم باهاش حرف ميزنم اينجوري بهتره
بهتر نيست بعداً اين کار ُ بکنيم؟ ...ما که هنوز
نه، بايد هر چه زودتر اين کار ُ بکنيم ...اگه بعداً باهاش حرف بزنيم، خاله ممکنه
پس بيا با هم ديگه بريم باهاش حرف بزنيم
چي بگم والا
- نگراني؟ - نه
فقط دلم ميخواد ميونم باهاش خوب باشه
همچين ميگي انگار تا حالا باهاش خوب نبودي
"دوتا بستني "خوکي
ميخوام از اينم بهتر باشم
مي خوام بذارم پشتشو مريضيم ُ درمان کنم
بعدشم وقتي ترس از بيمارستانم برطرف شد، برم خاله رو ببينم
آها، مهمون يکي از برنامه هاي راديومون يه دکتر روانکاو بود
"اون دکتر گفت يه چيزي به اسم "روانپزشکي ِ اعصاب درماني ِ شرقي
در موردش شنيدي؟
چيه؟ همچين چيزي وجود نداره؟
من تو همين زمينه کار مي کنم ديگه
عه، مگه جنابعالي پزشک طب گياهي و سوزني نيستيد؟
اينا اصول اوليه کار ماست
چطور مي توني در مورد من و کارم انقد بي علاقه باشي؟
اصلا يادت هست اسم من چيه؟
"معلومه که يادمه! "داداش کوچيکه
در مورد اون "داداش کوچيکه". زود عوضش کن
بخاطر اين اسمي ک گذاشتي پليس فکر کرد دارم دروغ ميگم
No comments yet. Be the first to leave one.