The first 200 lines.
پوسترهای تبلیغاتیم رو از چاپخونه گرفتم
نظرت چیه؟
"گرگ اوتو: درستکاری."
عزیزم، عاشقشم
این همون صداییه که وقتی بچهها کارای هنریشون رو نشونت میدن، استفاده میکنی
باشه. از شعار خوشم نمیاد. "درستکاری" چشه؟
برای کسی که درستکاری نداره، مثل یه حمله است
تازه، خستهکنندهست
شعار باید گیرا باشه، مثلاً "وستپورت رو دوباره گرگ کن!"
چطوری وستپورت رو بیشتر گرگ کنم؟
و کلمه "دوباره" یعنی شهر یه زمانی گرگ بود و الان نیست
خیلی سریع حال و هوای این کارو خراب کردی
من به درستکاری پایبندم
شعار کاملیه، چون رقبای من هیچکدومش رو ندارن
مدیر ابلین فقط دنبال قدرته
و استیو هابرت یه سیاستمدار کثیفه
که فقط در ازای باج و خواهرخواندگی سیاستها رو پیش میبره
گرگ، کار همینه. اگه میخوای سیاستمدار بشی
باید دستات رو کثیف کنی
عمراً. دستای من تمیز میمونه چون من دارم
تو آدم خوبی هستی. فهمیدیم
تیلور، حواست باشه، امروز لباس نمیشورم
پس اگه لباس زیر لازم داری
دو تا سوراخ تو یکی از کیفهای پارچهای NPR بابات ببر
مامان، تو خیلی خجالتآوری. من با جاشها هستم
سلام، خانم اوتو. سلام، خانم اوتو
کیتی. خانم من
سلام، جاش
سلام، جاش
سلام. جاش
چرا هنوز با این احمقها پرسه میزنی؟
مامان، اونا میشنون. عزیزم، اشکالی نداره
اونا خودشون میدونن احمقان
خانم اوتو، باید با ما بیاید "بلو اِ گَسکت"
یه اتاق عصبانیت باحاله که میتونی پول بدی و وسایل الکترونیکی قدیمی رو بشکونی
و ما فکر میکنیم برای شما خوبه، چون خیلی پر از خشمی
خشم نیست. نفرته
خشم زودگذره
نفرت ابدیه
اما، کیتی-- مامان، دست از ترسوندن دوستام بردار
جاشها تأثیر بدی روت دارن. تو الان دانشجویی
باید آدمهای با کیفیتتری پیدا کنی
حق با توئه. من دانشجوام
یعنی دیگه نمیتونی بهم بگی با کی معاشرت کنم
اون فقط از من دور شد. باورش میشه؟
واقعاً از کیفهای پارچهای من برای لباس زیر استفاده میکنی؟
امشب موقع لباس عوض کردن نگاهم کن تا جوابتو بگیری
یکی به اسم جسیکا ون هاوت دستگیر شد
به خاطر دزدی از مغازه – دزدیدن مسواک
چقدر شرمآور
اوه، رسوایی عمومی. عاشقشم
واسه همین به وستپورت اومدم
و به خاطر شغلم
راستش، فقط به خاطر شغلم بود، ولی اینم باحاله
جسیکا پولداره
چرا باید دزدی از مغازه کنه؟
اوم. واسه هیجانش
و واسه همین من قاشق چنگالای اینجا رو میدزدم و وقتی میرم خونه میندازم دور
خب، من یه خبر مهم واقعی دارم
نزدیکم که یه اهداکننده تخمک انتخاب کنم
فقط دو تا کاندیدا برام مونده
این خیلی هیجانانگیزه
هر دو اهداکنندهام باهوش و سالماند
و آلات موسیقی میزنن، پس مساویه
میخوام بچهام آهنگ "Toxic" بریتنی اسپیرز رو بزنه
روی پیانو بچه گانه تا سه سالگی
خب، طبق تجربه من، استعداد موسیقی ژنتیکی نیست
یعنی، بچههای من نمیتونن بخونن، اما من حتماً
خب، دفعه بعد خبر بده، منم با هارمونی میآم
دارم میرم کلینیک باروری
تا ببینم اطلاعات بیشتری دارن یا نه
و میخوام شماها هم بیاید کمکم کنید تصمیم بگیرم
من هستم. باید یه بچه خوشگل برات انتخاب کنیم
تا مجبور نباشم تعارفهای مبهم بزنم
مثلاً "اوه، چه لباس نازی!" یا "وای، فقط نگاش کن."
منم هستم
اگه میتونستم ژنتیک گریس رو کنترل کنم
مطمئن میشدم که
ژن "فرو کردن تمام رژلبام تو توالت" رو به ارث نبره
میدونستم میتونم روتون حساب کنم
این بهترین گروهیه که تا حالا بوده
آه. کاش تیلور هم یه گروه مثل این داشت
همه دوستاش رفتن دانشگاه و حالا فقط جاشها براش مونده
آه، جاشها؟ اوهوم
اونا عالین
جاش تو حیاطش تور لاکراس داره
گفت هر وقت بخوام میتونم ازش استفاده کنم
یعنی، هنوز استفاده نکردم، ولی خب
هر وقت بخوام میتونم
من یه چنگال میخوام
خب، همه از جای پنکه راضیان؟
من باد غیرمستقیم رو انتخاب کردم
برخلاف اینکه پنکهها مستقیم رو شما باشن
این یه حقه قدیمیه که ریچارد برانسون بهم یاد داد
هیچکدوم از شماها کمکی لازم ندارید؟
نه، ممنون. طرح کسب و کارم تحت کنترله
و هیچکس به کد من دست نمیزنه
باشه پس
من چی کار میتونم بکنم؟
هیچی. چون تو هیچ فایدهای نداری
از آبروی من دفاع کن
این درست نیست
کوپر کلی ارزش برای استارتاپ ما میاره
مثلاً چی؟ اِم
اون میتونه یه جفت کفش کالج گوچی رو طوری بپوشه که محشر به نظر برسه
واقعاً میتونم
بذار چند تا حقیقت رو برات رو کنم، باشه؟
حقیقت شماره یک: وقتی پول داشتی میتونستی سرمایهگذار باشی
اما حالا که پول نداری به هیچ دردی نمیخوری
و حقیقت شماره دو: تو پاهای سیخسیخی داری
خیلی بعید به نظر میاد که یه جفت کفش کالج
به تو بیاد
خب. فکر کنم برای امروز کافیه
نذار ترور رو اعصابت بره
اون در مورد من راست میگه، رفیق
بدون پولم، من به چه دردی میخورم؟
تو یه پسر با استعدادی. چطور؟
تو میتونی ابروهاتو خیلی خوب به حالت سوالی بالا ببری
ابرو بالا انداختنم حرف نداره. چه اهمیتی داره؟
پاهای سیخسیخی
از اینکه مامانم دوستامو قضاوت میکنه خسته شدم
هی رمز هولومو یادم میره
یه جغد پشت پنجرهمه که هی بیدارم میکنه
هیچکس با من نمیره شان مندس رو ببینه
وای. باحال بود. بعدی چی کار کنیم؟
من میگم بریم همگی جکوزی گردی. بعدشم شکلات داغ بخوریم
عالیه
نمیدونم چرا مامانم فکر میکنه شماها اینقدر روی من تاثیر بدی دارین
جکوزی گردی تجاوز به حریم شخصیه
اما از اونجایی که این اولین تخلفشه
با یه اخطار آزادش میکنم
خیلی ممنون، جناب سروان
بقیش با ما
تو رو چه مرگم شده، تیلور؟
فقط جکوزی گردی بود مامان. آروم باش
آروم باشم؟ اوه اوه
تو یه کلمه "ممنوعه" گفتی
این درباره جکوزی گردی نیست
این درباره جاشهاست که همیشه تو رو به دردسر میندازن
دفعه بعد، درست انجامش بده
یه خونه انتخاب کن که صاحباش خونه نباشن
مهمونی بگیر، اوضاع از کنترل خارج بشه
خودت به پلیس زنگ بزن
اینجوریه که انجامش میدن
تیلور، افسر پلیس تو رو برد کلانتری؟
قبل از اینکه برسوندت خونه؟ من ثبت شدم و همه چی
اما فکر کنم فقط خواست منو بترسونه
بزازخانه
اوه، حسابی تو دردسر افتادی
بابات داره با لحن قدیمی حرف میزنه
اگه ثبت شدی، یعنی عکس تو
قطعاً توی گزارش پلیس چاپ میشه
توی روزنامه وستپورت گازت
من دارم نامزد انتخابات میشم
چطور میتونم با شعار صداقت نامزد شم وقتی دخترم یه خلافکاره؟
پلیس با یه اخطار ولم کرد
مطمئنم اگه اینو به اون آدمای روزنامه بگیم
داستان رو چاپ نمیکنن. منم باهات میام
در واقع ایده خیلی خوبیه
و تو که داوطلب شدی اشتباهت رو درست کنی
کلی صداقت نشون میده. هی
صداقت چیز خوبیه. اوه. باشه
اِم. هوم
اوه، به اندازه کافی داریم. میتونیم خونمون رو ارتقا بدیم
اوه. آره
داری چی کار میکنی، رفیق؟
خب معلومه دارم چی کار میکنم؟ دارم غصههامو میخورم
من هیچ ارزشی ندارم، هیچی برای ارائه به دنیا ندارم
این شروع توئه، رفیق
داری حال و هوارو خراب میکنی، رفیق
من اینجا قرار دارم
وقتی داری اینجوری غم باد میگیری سخته بازی کنیم
پس، شاد باش. یا ساکت شو
بهش فرصت بده
داره سعی میکنه جایگاهش رو تو دنیا پیدا کنه
چیزی هست که همیشه میخواستی امتحان کنی، ولی نکردی؟
حس میکنم روح یه هنرمند رو دارم ولی هیچوقت واقعاً چیزی نکشیدم
مداد رنگیها رو بردار
اون خوباشو
تو گاوصندوق تو کمدمن. تو رمز رو میدونی
عالیه. حالا همه ما رمز رو میدونیم
خب بچهها، پرترههاتون رو ببینیم
این مال منه
نظرتون چیه؟
وای. وای، کوپر. جدی میگم، نقاشیت فوقالعادهست
عشق، نفرت، زندگی، مرگ. همهش توشه
هوم
بذار نقاشیهای تو رو ببینم
ای وای. مال من افتضاحه
فرانکلین، مال تو رو ببینم
معمولاً من بیشتر سوررئالیستم
اما با ابزار مداد رنگی، امپرسیونیسم به سراغم اومد
اوه، آره؟ حس مد فاجعهبارم به سراغت اومد؟
ببخشید. دارم پرخاشگری میکنم چون دلخورم
در واقع خیلی دوستداشتنیه
آشغاله
خب، دارم بین اهداکننده ۲۰ و اهداکننده ۱۱ تصمیم میگیرم
و میخواستم ببینم اطلاعات بیشتری ازشون دارین؟
تمام اطلاعات اهداکننده از طریق پورتال آنلاین قابل دسترسیه
پروندهها رو خوندم و باید بیشتر بدونم
No comments yet. Be the first to leave one.