The first 194 lines.
کیم گواون آن بوهیون
لی یوبی پارک جی هیون
با حضور جینیونگِ گات سون
جو جونگ هیوک و مینهو
در سلول های یومی کارِی از تیم ترجمه دینگو
...بهت که گفتم خودت برو گیلاس بخر
یومی- تو آسانسور دیدمش-
انگار خبر نداشت اثاث کشی کردم اینجا
دستت درد نکنه
خواهش میکنم
ممنون
می بینمت یومی
خداحافظ
راستی یومی خانم
میخوام مهمونی خونه نویی بگیرم. شمام باید بیای
چشم دعوتم کنین. میام حتما
باشه، پس شبتون بخیر باشه
شب بخیر
یومی
اینجا چه کار میکنی؟ گفتی میری میخوابی که
بیا تو
بیا تو، یومی
بیا داخل
یومی
سه یی اثاث کشی کرده اومده این ساختمون؟
آها اون
آخه شبا تا دیروقت کار می کنیم، رفت و آمدش سختش بود
فکر کنم برای همین اسباب کشی کرده
منم خبر نداشتم
تو خبر نداشتی، بعد این وقت شب اومده ازت گیلاس شراب قرض بگیره؟
بعدتر فهمیدم
یعنی کِی؟
چندروز بعد از اسباب کشیش
گفت ماه پیش اومده اینجا
یعنی تمام این مدت خبر داشتی و بهم نگفته بودی؟
یادم رفت
حتما یادم رفته دیگه
آخه چیز مهمی هم که نیست
فعلا بیا داخل. چه خوبه سوپرایز شدم دیدمت
این دفعه دیگه از زیرش زیرآبی نرو
که یادت رفته؟
چرت نگو دیگه
،هفته پیش می خواستم بیام خونه ت
ولی پاتو کردی تو یه کفش که بیرون همو ببینیم
نگران بودی به سه یی بربخورم، مگه نه؟
هفته قبلشم همین بود
گفتم این دوروبرم، میام یه سر میزنم بهت
ولی گفتی خودت میای بیرون
هنوزم میخوای بگی یادت نبود؟
از قصد گولم زدی
... من گولت نز- !زدی-
چرا دروغ گفتی؟
چون اینطوری می کردی
چی؟
هروقت حرف از سه یی میشه، حساس میشی
چون اذیتم می کرد، بهت نگفتم
میدونستم اینطور رفتار میکنی
من که بهش نگفتم بیاد اینجا
نمیتونم هم بهش بگم نیاد این ساختمون
خب تصمیم خودشه
ناز ساختمون هم که نمیتونم بندازمش بیرون
و این اتفاق حساست میکنه
گفتی حساس؟
پس یومی حساسه ها؟
!پسره ی عوضی بیشعور
!چقدر تو مخی آخه نامرد
دیگه نمیتونم تحمل کنم
بیاین بهش فحش بدیم
بچه ها. بمبای فحشو حاضر کنین
نه. این دفعه باید با حقایق شکنجه ش کنیم
چی؟ شکنجه ش کنیم؟
دایره المعارف یومی رو لازم داریم
محض احتیاط همه چیو ثبت و ضبط کردم
از این فتوکپی بگیر و بین همه پخش کن- چشم-
فقط قسمتای وونگ و سه یی رو کپی بگیر
چشم قربان
بخاطر حساس بودن یومی نیست
باید اینو ثابت کنیم
من رفتار عجیب از سه یی پیدا کردم
روز 21 جولای، جریان چای یوجای کذایی
خودت درستش نکردی، مگه نه؟
آها این؟
یکی بهم دادتش
اون چای یوجا که درست کردم، اینجام هست
منم یکی پیدا کردم
روز 6 آگوست، حادثه پست اینستا اتفاق افتاد
آره همونه
چرا حالا عکسو گذاشته تو پیجش؟
عجیبه مگه نه؟
آره، قصد و نیتش پاک نیست
وقتی میدونه طرف دوست دختر داره چرا عکس دوتایی پست کرده؟
اسمش چیه؟- سو سه یی-
اسمش عجیبه. رفتارش عجیبه
کل وجودش عجیبه. چیز دیگه ای مشکوک نیست؟
یکی دیگه پیدا کردم
تموم مدت ادا میومد که میدونه وونگ چی دوست داره
وای. دونگ دونگ جو دوست ندارین؟
خب نه که بدم بیاد- دونگ دونگ جو نوشیدنی محبوب وونگه-
ولی محض اطلاعتون بگم وونگ کیمباپ دوست داره
خیلی توفو توپی سرخ شده دوست نداره
... فکر کنم
تو روز تولد یومی سلیطگیو به آخر رسوند
اون گردنبند. من همراهش انتخابش کردم
گفت برای تولد شماس
همش مدلای عجیب و غریب انتخاب می کرد منم یکی انتخاب کردم
بهتون میاد
اون چای یوجا. سر اونم بهم دروغ گفتی
یه بهانه مسخره هم برام آوردی
خود سه یی چی؟
هردفعه همو می بینیم، از این حرف میزنی که چی چی دوست داری بخوری
که مثلا بگه خوب میشناستت
بدون اجازه از تو، عکس کاپلی ازتون میذاره اینستا
...دیگه وانمود کردن به دوست دخترت بودن کم بود
اومده طبقه پایین خونه ت هم نشسته
ازت هم وسیله قرض میگیره که این وقت شب بیاد دیدنت
از رفتارش معلوم بود انگار دفعه اول و دومش هم نیست
میگی من حساسم؟
نه
این وضع غیرمنطقیه وونگ
از هر کسی بپرسی، میگه عجیبه
متوجه نیستی؟
...خب
اون کلا همینجوریه
کلا همینجوریه؟
بی مسئولیته. هرکاری عشقش بکشه میکنه
... برای همین- پس چون کلا همینطوریه، راحت ازش میگذری؟-
چون دوستین؟
همیشه همینجوری بوده؟ نخیر
تو الان دوست دختر داری
منو داری
وضعیت با قبل فرق میکنه
باید جلوشو می گرفتی
می تونستی این کارو بکنی
ولی فقط همش به من دروغ گفتی
یومی
تا حالا یومیو اینقدر عصبانی ندیده بودم حالا چه کار کنم؟
ولی مگه وونگ چه گناهی کرده؟
چی؟- ما که همه تلاشمونو کردیم-
خب بهم می گفتی
راستی وونگ. تو تعطیلات دنبال خونه نو بودم
خونه نو؟ میخوای اسباب کشی کنی؟
آره. هزینه رفت و آمد تاکسیم خیلی زیاده
تو فکرم بیام یه جای نزدیک شرکت خونه بگیرم
اینطوری بهتره
از مجتمع شما خوشم اومده. جاشم خوبه
مجتمع ما؟
آره. بهترین ساختمون این اطرافه
بابا خیلی پولش گرونه. هرچی گفتن چرت گفتن
چون ساختمون رو به شماله، اصلا نور آفتاب تو خونه نمیزنه
فشار آبشم خیلی کمه. هرچی سیفونو بکشی خرابکاری نمیره که نمیره
هر دفعه باید با چاه باز کن درستش کنی
میخوای با این وضع زندگی کنی؟ نه بابا
فشار آب خونه تو کمه؟
نه بابا
وقتی فلاش دسشویی خونه اش رو میکشی، عین آبشار آب میاد
فشار آب خونه اش حرف نداره
درسته. وونگ همیشه محکم جلوی سه یی در میاد
یکم نامردیه
بیا توضیحش بدیم تا یومی متوجه بشه
الگوریتم رو اجرا کنین
...یومی، اول بیا بشین و به حرفام گوش
سه یی الان داره تظاهر میکنه رفیقته در حالی که مثل دوست دخترت باهات رفتار میکنه
چرا بهش این اجازه رو میدی؟
...من هیچ وقت - همین الان بهش اجازه دادی -
گفتی من شخصیت خیلی محتاطی دارم
نخیر، جنابعالی زیادی بیخیالی
تو و سه یی، دوتاتون بی خیالین
و حداقل احترام رو برای من قائل نیستین
چشه؟ چرا اینجوری میکنه؟ -
اونو ببین
...چرا همه چی - !نه -
چه خبره شده؟
تو دردسر افتادیم
حالت وونگ یخی، فعال شده
اشتباه میگم؟
داشتم بهش رسیدگی می کردم
بدون اینکه کسی رو معذب کنم
،رسیدگی کردن بهش
یعنی اینکه از من مخفی اش کنی؟
سه یی واسه من فقط حکم یه رفیق رو داره
همین کافی نیس؟
منظور حرفای من این نبود
چرا من باید هر دفعه برات توضیح بدم؟
وقتی هیچ احساسی بهش ندارم
چشه؟ عصبانی شد؟
!پسره پررو
الان باید به پاش بیفته و ازش طلب بخشش کنه
!پررو از دستش عصبانی هم شده
فکر نمی کنی به جای توضیح دادن
باید عذرخواهی کنی؟
کاری نکردم که بخوام معذرت خواهی کنم
کاری نکردی که معذرت بخوای؟
آره
من
No comments yet. Be the first to leave one.