The first 153 lines.
اون ابره چیه دیگه؟
!وای! چقدر قشنگه
مامان؟
!آیشا! آیشا
!آیشا
اینجا پادشاهی شیرونه؟
آخه چطوری اومدیم اینجا؟
تو کی هستی؟
ببخشید، فکر کنم که خانومی .به اسم روکسی میگوردیا، اینجا اقامت دارند
امکان داره باهاشون ملاقات کنم؟
.تو مشکوکی از کجا اومدی؟
.صبر کن
تو روکسی رو میشناسی؟
علاف
تناسخ
اگه به یه برم میکنم
دنیای دیگه
تمام تلاشمرو
سلام. من جامعه گریز .و گوشهگیر سابق، رودئوس هستم
امروز از آپارتمان مجانی .شیرون در خدمتـتون هستم
.با رهن صفر و اجاره صفر
یکم دکوراسیونش خلوته ...و از تخت و سرویس بهداشتی هم خبری نیست
.ولی با این حال به قیمتش میارزه
.هر چی باشه، مفت و مجانیه
،ولی از همه چیز مهمتر .امنیت اطمینان بخش اینجاست
،همین که پات رو بذاری این تو !جادوت غیر فعال میشه و نمیتونی بری بیرون
خب از اونجایی که دومین باره که .تو این وضعیتم، پس بیخیال میشیم
!رویجرد! اریس !زودتر بیاید و نجاتم بدید! مرگ من
،سومین شاهزاده شیرون .زانوبا شیرون هستم
.ملاقات با شما مایه مباهات بندهست
.رودئوس گریرت هستم
.خوبه
میشه بگید چه امری با بنده داشتید؟
این رو از کجا آوردی؟
حرف بزن. بهم گفتن که توی کوله پشتیای .بوده که جینجر ازت ضبط کرده
.یکی از تندیسهای رویجرد
فکر کنم توی این پادشاهی .نمادی از خدای شیطان به حساب میان
،وقتی تو قارهی شیاطین سفر میکردم .اتفاقی دیدمش
!اوه! میدونستم که کار دست یه شیطانه
خب، دقیقاً کجا پیداش کردی؟
میدونی خالقش کیه؟
!چـ... چی بگم والا؟
صرفاً با یه نگاه .چشمم رو گرفت و خریدمش
.جزئیاتش رو نمیدونم
اینطوره؟
در این صورت، این تندیس به چشمت آشنا نمیاد؟
این که همون تندیس روکسیه .که چند سال پیش ساخته بودم
این تندیس، چهار سال قبل .تو بازار پیدا شده
برادر کوچکترم، چون با روکسی ...که جادوگر دربارمون بود، مو نمیزده
.از یه تاجر مسافر خریدتش
فرمودید جادوگر دربارتون "بود"؟
.هم؟ درسته
آزارهای جنسی برادر کوچکترم .طاقتش رو طاق کرد و اونم فرار کرد
.این چیزا رو ول کن !برگردیم سر تندیس
.یه نگاه بهش بنداز
در نگاه اول، به نظر یه جادوگر معمولی میاد .که عصاش رو، رو به آسمون نگه داشته
.ولی یه حس حرکت به آدم منتقل میکنه .امواج انتهای شنلش رو ببین
یه پاش رو به جلوئه .و عصاش رو به جلو گرفته
.این لحظه، وضوح ثبت شده
،تقریباً هیچ جایی از پوستش معلوم نیست .ولی با این حال، یه حس شهوتانگیز در آدم ایجاد میکنه
یه جور شهوت خاص از بدنی .که میتونم با اطمینان بگم شهوتی نشون نمیده
!حالا، یه نگاه به پشتـش بنداز
.شنل بدنش رو کاملاً پوشونده
ولی پایی که جلو گذاشته ...پارچهی شنل رو محکم کشیده
و خیلی کم !برجستگی کونش رو معلوم کرده
این فکر به سر آدم میزنه که "!دلم پر میکشه که بدون لباس ببینمـش"
،بعدش که عمیقتر میشی " ...اینجا رو، میتونی شنلش رو جدا کنی
،وقتی شنل دو تیکه رو جدا میکنی !یه دخترمعصوم توی لباس زیرش، هویدا میشه
بعد که از روبرو نگاهش میکنی، با تعجب میبینی که !با دست چپش سینههاش رو پوشونده
عجیبه! تا قبل از این" "!با دست چپش عصا رو نگه داشته بود
،با این فکر وقتی به شنل جدا شده دقت میکنی !اوه! میبینی که دست چپش هنوزم روش باقی مونده
!درسته! این تندیس سه تا دست داره
...یه ظاهر با شنل و شرتی که قابل دیدنه
و دومی با یه ظاهر نیمه لخت !بعد از جدا کردن شنل
!بینظیره! حقاً که باشکوهه
سطح این تندیس اونقدر بالاست که !حتی اثر یه دوارف هم نمیتونه به اون سطح برسه
.مترجم: "دوارف" یا کوتولهها که در ساخت و ساز و صنعتگری مهارت بالایی دارند
.آه. خوشحالم
تمام تمرینهایی که از بچگی برای ساخت فیگور .توی این دنیا کردم، ارزشـش رو داشت
ها؟
.نقطۀ سیاهی که زیربغلش داشت، غیبش زده
ها؟
آها. اون لکهی سیاه روی بدنش رو میگی؟
حس کردم زیبایی تندیس رو .کم میکنه، واسه همین کندمش
ها؟
کـ... کندیش؟
.یه نگاه به حالت دستهاش بنداز
هم؟
درک میکنی که نمیتونه همهاش رو بپوشونه؟
درک میکنی که دستش بهش نمیرسه؟
درک میکنی که میتونه سینهاش رو بپوشونه !ولی خال روی سینهاش رو نه؟
...امکان... نداره
درسته. من خالش رو ...به عنوان یه نوک سینۀ اضافی درنظر گرفتم
و خجالتش که ناشی از عدم توانایی .پوشوندن سینهاش هست رو تو صورتش نشون دادم
...مـ... من... اصلاً نتونستم درکش کنم
.و به این اثر هنری، بیحرمتی کردم
خب، میتونم اون خال رو .مثل روز اولش کنم
!پس خالق این تندیس، شما هستید؟
!هر روز نظارگره شاهکار شما بودم
با هر نگاه، درهای جدیدی از اکتشافات به روم باز شد !و احترامات جدیدی برای شما در من شکوفا شد
!لطفاً اجازه بدید که استاد صداتون کنم
خواهش میکنم! باید اخلاصم رو ...با یه بوسه از پای شما
!این چه حصاریه؟
!کی اینو اینجا گذاشتـه؟
!یعنی چی آخه؟
اون خیلی شبیه طرفدارای متعصبـیه که به دنبال .کتابهای جدید، به جشنوارههای تابستونی هجوم میبرند
.تمومش کنید. این دوونگیه
.فاصله بگیرین. خیلی گرمه
!استــــــاد
.ابرهای سیاه تو ارتفاع پایین هستن
.به راستی که طوفان نزدیکه
بابت اینکه در زمان کوتاهی .حاضر به همکاری با ما شدید، بسیار سپاسگذارم
!تشکراتت رو بذار واسهی بعد
...مهمتر اینکه رودئو سگبان کجاست؟
"درحال حاضر "سگبان .در سیاه چال کاخ حبس شده
!چی؟! همین الان میرم کمکش
!لطفاً صبر کنید
میخواستیم قبل از اون !یه درخواستی ازتون داشته باشیم
!چی میخوای؟
.تنهایی براش مشکلی پیش نمیاد
خب، چه درخواستی دارید؟
ازتون میخوایم که !خانوادههامون رو آزاد کنید
فکر میکردم قراره به کاخ .حمله کنیم. توضیح بده
شاهزاده پاکس خانوادههامون .رو گروگان گرفته
!منظورت چیه؟
.آه، من هم راجع بهش شنیدم
شاهزاده پاکس، برای کنترل بهتر ...سربازهای محافظ کاخ
.اعضای خانوادهشون رو گروگان گرفته
ما هیچ وقت امیدمون رو برای ...روبهراه شدن اوضاع، از دست ندادیم
.ولی دستمون برای اقدام آشکار بستهست
.با استیصال روزمون رو شب میکنیم
.لطفاً
!لطفاً! بهتون التماس میکنیم
!گرفتم
،اگه قضیه از این قراره !پس بیاید سریعتر بریم
.بسیار خب
.ولی اریس، تو همینجا منتظر بمون
!چرا؟
.نمیتونیم آیشا رو با خودمون ببریم
.اونه چان
اینجا موندن و مراقبت از آیشا هم .وظیفهی خیلی مهمیه
.گرفتم
!اینجا رو بسپار به من
!من راهنماییتون میکنم
.نیازی نیست .خودم میدونم کجان
کجاست؟ کجاست؟ کجاست؟ کجاست؟
نمیتونم دم و دستگاهش رو .هیچ جایی پیدا کنم
اعلیحضرت، هیچ کدوم از زیردستهات از کارای حفاظ، سر در نمیارن؟
.هیچ زیردستی ندارم .آخریش رو با تندیس روکسی مبادله کردم
.پسر، عجب معاملۀ خوبی بود
.این پسره مغزش تک بُعدیه
اگه اینطوری پیش بره .مجبور میشم از شاگردی عزلت کنم
!چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.