Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 9

Release info

Seinfeld S09E17-Bookstore-DVDRip x264 IMDB-DL
A Commentary by Ashk
Translated by Nina-san

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
Published on: 2014-06-14
Downloads: 33
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 182 lines.

. من امشب اجرا دارم تو همينجا هستي ؟

. ‏- آره ، آره . خيلي خب -

‏الو ؟ الو ؟

‏خيلي شاخي ، آره ؟

‏دوست دارم ببينم جرات داري . بياي بالا تو روي خودم بگي

‏خُب ماجراي سياست چيه ؟

‏من که درک نميکنم . درست ميگم دوستان ؟

. ‏باورم نميشه

"‏يه جايي خوندم اين "برنتانو ... تو نيويورک بهترين جا

. براي آشنايي با دختراست

. ‏اولش باشگاه بدنسازي بود . بعدش سوپرمارکت . ‏حالا هم کتاب فروشي

. ‏ميتونن هرجا دلشون خواست تاسيسش کنن . ‏کسي با کسي آشنا نميشه

. ‏جري اين بتکده‌ها رو ببين

‏بايد برم هنگ کنگ قبل از اينکه . همشون رو به چين برگردونن

. ‏بهترـه عجله کني

. من زحمت رو کم ميکنم

. ‏پسر ، اينو ببين . ‏هنگ کنگ کالسکه‌هاي انساني رو غيرقانوني اعلام کرده

. ‏هميشـه فکر ميکردم اونا توي نيويورک عالي ميشن

‏آره . شهر به وسايل نقليه‌ي . ضعيف و کند بيشتري نياز داره

. ‏خُب ، "الين" هنگ کنگ رفته

. ‏بايد يه زنگي بهش بزنم

. ‏امشب تو مراسم سالانه‌ي "پيترمن"ـه

. ‏هموني که پارسال توش رقصيد

. ‏نه ، اون رقصيدن نبود

. ‏هي ، "ليو" اونجاست

‏- اوه ، "ليو" کيه ؟ . "دايي "ليو -

. "‏اوه ،آره ، درسته . دايي "ليو

. ‏اسم کوچيکشُ فراموش کرده بودم

‏من ديدم چيکار کرد ؟

‏خُب ، يه چند روزي سرتُ گرم نگه ميداره ، نه ؟

‏خُب ، "الين" امسالم ميخواي برقصي ؟

. ‏شايد . رو کل صورتت

. ‏اگه ميخواي برقصي ، آشپزها ميخوان بدونن

. ‏تا از آشپزخونه بيان بيرون

. ‏پارسالُ از دست دادن

. ‏دوستان من ، يـه سر سلامتي

:به قول "ملانيشن"هاي موفرفري گينـه‌ي نو کـه يکبار گفتن

‏خُب ، کي ميرقصه ؟

. ‏هيچکس ؟ باشه . پس من مجبورم خودم شروع کنم

. ‏سلام . من "زک"ـَم

. ‏سلام . منم بينوام

‏ببخشيد آقا . چيکار دارين ميکنين ؟

. ‏مشکلي ندارم

‏شما اون کتابُ با خودتون تو دستشويي برده بودين ؟

‏انتظار داري چي بشنوي ؟

. ‏مجبورم کردن بخرمش . ‏اين لعنتي صد دلار برام آب خورد

. ‏چطور جرات کردن

‏يه خبري برات دارم ، اگه به خاطر دستشويي . نبود هيچ کتابي هم وجود نداشت

‏آره ، شنيدم که "گوتنبرگ " عادت داشت . زمان زيادي رو اونجا سپري کنه

. ‏اونا قهوه ميفروشن . کلوچـه سبوس

. کلي چيز واسـه خوندن هم احاطه‌ت کردن

. انگاري برات تلـه گذاشته باشن

. "نقاشي‌هاي فرانسوي سبک دريافت گرايي"

... ‏به نظرم تصاوير روستايي خيلي سودمند بود

. ‏خيلي ممنون

‏وقتي يه سري ديگه مشغول کار شدن . برميگردم اونجا و پسش ميدم

‏- ميخواي يه فيلم ببينيم ؟ . ‏- نميتونم . با دايي "ليو" قرار دارم

. ‏ديدم تو کتاب فروشي دزدي کرد

. ايول ، "ليو" . داخل آدم شد

‏- دوباره تو ماشين خوابيدي ؟ . ‏- آنفولانزاي کوکتل

. ‏اوه . درسته . مهموني بزرگ

‏تو که دوباره نرقصيدي ، نه ؟

. ‏نه

. ‏يه راه بهتر واسه تحقير خودم پيدا کردم

. ‏يه يارويي بود و ما يکم زيادي مشروب خورديم

‏- رفتي خونه‌اش ؟ . ‏- بدتر

. ‏رو ميز ريختيم رو هم جوري که انگار آخر عمرمونه

. ‏واي ، مست‌ها ريختن رو هم . ‏يه داستان کلاسيک براي شرکتها

‏تهش چيزي هم چاپ کردين ؟

‏ميدوني واسه يکي تو مقام من اينکار چقدر شرم آوره ؟

‏- مقامت چيه ؟ . ‏- من يه دستيارم

. ‏- هي ، منم همينطور . ‏- آره ، منم همينطور

‏واي ، خدا . چرا اينکار رو کردم ؟

. الآن شدم هرزه‌ي شرکت

. ‏خُب ، مگر اينکه به همه بگيد باهم دوستين

. ‏واي درسته

، ‏چون اگه باهم قرار بذاريم ... چيزي که همه ديدن فقط يه

. لحظه‌ي زيبا بين دو تا عاشق بود

برعکس يـه کشمکش جانانـه از . مبارزات هرزه‌هاي رومی

. ‏آفرين

‏اوه ، سلام . ميتونم واسـه شما عزيزان نوشيدني يا ساندويچ درست کنم ؟

. ‏نه ، خودمون خورديم

‏ولي ميتوني يه سري از اينا رو . از تو دست و پا جع کني

. ‏"‏جري" . اينُ ببين

ايده‌م راجع به کالسکه هاي انساني تو نيويورک رو يادت مياد ؟

. ‏- خُب ، ميخواييم عمليش کنيم . ‏- نه ، نميکني

‏خُب ، "نومن" يه کسي رو توي اداره . پست هنگ کنگ ميشناسه

. ‏نه ، نميشناسه

. ‏اون ميخواد يه کالسکه بفرسته . ‏نميشه از دستش داد

. ‏چرا ميشه

. ‏با يه دونه شروع ميکنيم

. ‏وقتي گرفت کل محصول رو مياريم

ميتونه يادآور خاطرات درشکـه ... باشـه ، بدون عذاب وجدان

. ‏يا خشم و غضب يه اسب

‏خُب کي ميخواد کالسکـه رو بکشـه ؟

. ‏- خُب ، فکر کردم تو اينکار رو ميکني ... ‏- آره ، ولي من فکر کردم

... واي کـه اين از اون لحظات ناجوره

‏بيخانمان‌ها چطورن ؟

‏نميشه بعداً نگران اونا باشيم ؟

. ‏براي کشيدن کالسکه

. ‏اونا اطلاعات زيادي راجع به خيابونا دارن

. ‏هميشه اطراف شهر ميچرخن

‏خُب چرا يه چيزي بهشون نبنديم ؟

. ‏خُب ، اين اولين فکر منطقيه که کل امروز شنيدم

. ‏"جري" سلام

‏خُب ، "ليو" اوضاع چطوره ؟ حالت خوبه ؟

. ‏هنوزم گوشم زنگ ميزنه . ‏انگار تلفنه

‏باشه ، باشه . خُب پولي چي ؟

‏کم آوردي ؟ ‏يکم پول لازم داري ؟

‏جدي ميگي ؟ . ‏من بايد به تو پول قرض بدم

. ‏ولي نميدم

. ‏"ليو" . ديروز توي "برنتانو" ديدمت

‏چرا سلام عليک نکردي ؟

. ‏چون خيلي سرت واسه دزدي کتاب شلوغ بود

. ‏بازم ميتونستي سلام کني

. ‏اوه ، من ديدم دزدي کردي

. ‏اوه ، براشون مهم نيست . هممون اينکار رو ميکنيم

‏کي ، مجرمين ؟

. ‏شهرونداي پير . چيز خاصي نيست

. ‏- ممکن بود دستگير بشي . ‏- دستگير ؟ بيخيال

. ‏من يه پيرمردم . گيج شدم . ‏فکر کردم پولش رو دادم

‏اسمم چيه ؟ ‏ميشه منو برسونيد خونه ؟

. "‏"ليو

. ‏باشه ، باشه . آقاي فوق مثبت

. ‏- منظورت رو فهميدم . ‏- ممنون

‏ميشه يکي اون تلفن لعنتي رو جواب بده ؟

. ‏معلومه منو "زک" باهم از قبل دوست بوديم

‏چي با خودت فکر کردي ؟ . اينکـه من هرزه‌ي شرکتـَم

... ‏خُب

... ‏خُب ؟ ما سه ماهه که باهم قرار ميذاريم

. بين خودمون و هرکس ديگه که ميخواي بگي باشه

. ‏واي پسر

‏- اون "زک" نيست ؟ . ‏- آره

‏ناراحت نيستي ؟

. ‏آره . واي پسر

. ‏خُب ، گوش کنيد ... ‏حالا شما سه تا دست چين شدين

از بين اون تقريباً ده‌ها نفري . کـه درخواست داده بودن

... ‏حالا ، چيزي که ما دنبالشيم

‏يه سري از آقايون بيخانمان سخت کوش . مثل خودتون ، براي کشيدن کالسکه‌ست

‏حالا . برام مهم نيست اهل کجايين ... يا چطوري به اينجا رسيدين

. يا چه بلايي سر خونتون اومده . ‏ولي بايد از نظر بدني سالم باشين

. ‏دولت

‏چون کشيدن کالسکه يه چيزي . بيشتر از پاهاي قوي لازم داره

. به بالاتنـه‌ي بسيار ورزيده هم نياز دارين

. يا يه پيراهن

‏خُب ، کي اول مياد ؟

‏- اسمت لطفاً ؟ . "‏- "راستي

. " ‏"راستي

‏ميدوني ، يه زماني يه اسب ميشناختم . اسمش "راستي" بود . توهين نباشه

. ‏خُب ، حالا . ‏اينُ تا آخر خيابون ببر

. ‏يه دور کنترل شده بزن و برش گردون . بذار ببينيم چي توي چنتـه داري

. ‏- خُب ، حاضر و برو . ‏- حلـّه

. ‏فرمش خوبه

‏خودتُ آماده کن چون مجبوري کل روز . براي يه پول خيلي کم اينکارُ بکني

‏- هي ، اون چيکار داره ميکنه ؟ . ‏- فکر کنم داره کالسکمونُ ميدزده

. ‏خُب ، پس اون رد شد

. ‏من کار رو قبول ميکنم سالاد سيب زميني

. ‏بله . بايد اين کتاب رو برگردونم

. ‏شرمنده ، نميتونيم کتابُ پس بگيريم

‏- چرا ؟ . ‏- رفتـه توي ليست سياه

‏- ليست سياه ؟ . ‏- توي دستشويي بوده

‏تو کامپيوتر اينو نوشته ؟

. ‏لطفاً ببريدش خونه

. ‏نميخوايم پيش بقيه کتاب‌ها باشه

‏خُب ، کلي کاسبي رو از دست دادين . چون من عاشق کتاب خوندنم

. ‏باورم نميشه

. ‏ببخشيد ، ميشه يه لطفي بهم بکني

. ‏داييم يه مشکل کوچيک دزدي داره

‏داييت کجاست ؟

. ‏اونجا اوني که اورکت پوشيده

. ‏اگه بشه يه لطفي کنيد و يکم بترسونيدش . ‏به راه راست هدايتش کنيد

. يـه کد پنجاه و يک ، پنجاه توي بخش کتاب داريم . تمام واحدها آماده باشن

. دريافت شد . چشم

‏5150 . اين فقط ترسوندنه ، درسته ؟

... ‏بايد ازتون بخوام از سر راه بريد کنار

. و بذاريد ما حلش کنيم

. ‏حمله . حمله

‏چيه ؟

. ‏- من يه پيرمردم . گيج شدم . ‏- شما بازداشتي

. ‏فقط ميخواستم بترسونيدش

. ‏"جري" . تو لوم دادي

سلام ؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left