The first 153 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
اصلا خوب نیست! همه جا رو محاصره کردن
بیایین از زیر زمین بریم سمت بندر در بدترین حالت باید از شهر فرار کنیم
شما به دلیل توطئه برای دریدن اعلیحضرت شاهزاده آلتیریا
و توطئه برای ربودن هایپریون دستگیرین
لعنتی
مقاومت نکنین. شاید قدرت داشته باشین اما در برابر شمشیرهای مقدس ما هیچه
اینکه میشنوم یه آدم ناچیز همچین چیزایی میگه گوشم رو آزار میده
یه همدست دیگه؟ کجا مخفی شدی؟
ای چشم بد، کسایی که با ترس بیگانه هستن رو نفرین کن
وراید
تو دیگه کی هستی؟
به من تعظیم کن، احمق ناچیز
اسم من زول وادیسه
من ارباب شیاطین و حکمران حقیقی این زمینم
ادمها تا چند ثانیه دیگه از شک خارج میشن
خودتون رو وقف من کنین و منم بهتون پناه میدم
با توجه به شرایطی که توشیم، راه دیگهای نداریم
بقیه اتحاد گرگ آلفا... به شما ملحق میشن
باشه
از این به بعد شما گرگهای شیطانی حساب میشین
از جادوی خودم استفاده کردم و یه هزارتوی زیرزمینی درست کردم
این ورودی برای ادمها نامرئیه
فعلا عقب نشینی کنین و شمشیرهاتون رو برای مقاومت علیه پادشاهی تیز کنین
سرورم
ها؟
لئو؟ کجایی؟
..نمیتونی بدون هیچ حرفی ناپدید
!تا دفعه بعد
..هر روز بیشتر و بیشتر میشن
لئو بهم گفت که حیونهای تاریکی سمت خوناشامها جمع میشن
اما نمیتونی یه جوری، از شرشون خلاص بشه؟
لئو؟ بیداری؟
ها؟
..نیست
..لئو هم نیست
لئو؟ کجایی؟
نمیتونی بدون خبر دادن به بقیه ...یهویی بری و
خدایا..بهتره زود دوش بگیرم و برم دنبالش
پوسته تزویر، بس کن
پادوهام زیادی ازم محافظت میکنن
نزدیک بود کارش چهره بینقص من رو خراب کنه
اما کار خوب پیش رفت. تونستم بقیه نیمه انسانها رو عضو ارتش خودم بکنم
یه قدم دیگه به سمت ساخت ارتش شیطانی
ل..لئو؟
ببخشید
صبحانه آوردم
چی..؟ مزاحم شدم؟
رگینا خانم در بزن
مطمئنم که این کار رو نکردی
..باشه
لئو اگر میخوای خوب بزرگ بشی باید سبزیجاتت رو بخوری
بعدا یکم میخورم
چه احمقانه! یه مرده نگران سلامتی منه
..صبر کن ببینم
نکنه میخواد بهم سبزیجات بده تا خونم رقیق بشه که راحتتر بتونه ازش بخوره؟
کلاغها واقعا چندشن...فراریشون بدم؟
حرف قشنگی نیست، اینجوری فکر نمیکنی؟
حالا که بهش فکر میکنم یکم بانمکن
میدونی که کل آکادمی فکر میکنن خوابگاه ما تسخیر شده است، نه؟
یه سگ گنده همیشه این طرفهاست و روح یه دخترم بعضی وقتا ظاهر میشه
من جدیدا دیدمش
واقعا؟ شکل چیه؟
لباس خدمتکارها تنش بود
موهای سیاه کوتاهی داشت و اتاق لئو رو جارو میزد
خوبی لئو؟
..فکر کنم خیال کردی
لعنت شری...بیشتر مراقب باش
راستی لئو، امروز صبح کجا رفتی؟
داشتم تنهایی تمرین میکردم تا برای مسابقهی امروز آماده بشم
کارت درسته بچه
شما همیشه مراقب منین و نمیخوام ناامیدتون کنم
چه مهربون
جوخه فرنیس شوخی بردار نیست اما دیشب یه برنامه دقیق برای حمله بهشون کشیدیم
بیایین به برنده شدن و بالا رفتن سطحمون امیدوار باشیم
این اولین مسابقهام بعد از بیدار کردن شمشیر مقدسمه...باید یه خودی نشون بدم
دیمود
اون یکی مال ماست
اولین حمله. جوخه ۱۸ام
پرچم فرعی شماره ۱
اخ جون
ابجی سلیا و داداش لئو خیلی خوبن
کار گروهی فوقالعادهای بود
یه مهاجم به پرچم فرعی شماره ۳ نزدیک میشه
من میبینمش
لعنتی
دوتا مهاجم دیگه از سمت ساعت ۲ و ۳ دارن بهمون نزدیک میشن
باشه
دفاع از خودشون رو سپردن به تک تیرانداز
و شمشیرزنهاشون مدام حمله میکنن
از این قضیه برای حواس پرتی استفاده میکنن و کاپیتانشون چهارتا پرچم رو نابود میکنه. فکر کنم استراتژیشون اینه
یه راه عالی برای پر کردن نقاط ضعفشون
اما اگر نتونن فریبشون بدن و شکست بخورن نابود میشن
سلیا خانم پشتت
..آخ
فنریس
یه حسی بهم میگفت که میایی ریسلیا کریستالیا و همکار کوچولوش
هی! اینا واقعا نیش میزنه
قدرتت رو طبق چیزی که باید کم کردی؟
طبق قانون، یک دهم قدرتمه
پس چرا کاپیتان یه جوخه داره از پرچم محافظت میکنه؟
اومدم که رقابت کوچیکمون رو تموم کنم
عجب افتخاری
حالا ساکویا میتونه بره وسط میدون
اعتراف میکنم که شمشیر زن خوبیه اما خیلی تو پنهان کاری خوب نیست
مطمئنم داره با گرگهای من خوش میگذرونه
چی؟
برگرد اینجا! وایسا
دوتا از مهاجمها رو میفرستم دنبال پرچم اصلیتون
بهخاطر الفین و اون خدمتکار میشه دو به یک
این زد...خیلی رو مخه اما باهوشه
پس اگر همینجا شکستتون بدم یه برد بین و نقص گیرم میاد
شمشیر مقدس، تغییر حالت
مشتهای انجمادی
بچه با تو
باشه
لئو
از پسش برمیام سلیا خانم
اینکه از دشمن چشم برداری...کار اشتباهیه
پس کسی از پرچم اصلیتون محافظت نمیکنه؟
چه فرقی میکنه؟
پس اگر اینجا شکستتون بدم ما برنده میشیم
میدونی از قدیم گفتن از نمیتونی سر حرفت بمونی، نباید اون حرف رو بزنی
متاسفانه دیگه آخر خطیم
جوخه ۱۱ام، یکی از اعضا باخت
سلیا خانم
این همه زحمت نکشیدم که ببازم
همیشه تحسینت میکردم..همیشه پیش تو نفر دوم بودم
جوخه ۱۱ام، کاپیتان باخت
اخ جون
قویه
این پادو قراره درست راست من باشه
محض رضای خدا..اگر کاپیتان جوخه ۱۱ام میرفت سراغ پرچم اصلی اینجوری نمیشد
جوخه ۱۸ام. پرچم اصلی گرفته شد مسابقه به پایان رسید
با اینکه هر دو جوخه تو نبرد تن به تن خوبن
هر دوشون از نظر استراتژیکی کمبود دارن
درسته. شاید همین بیتجربه بودن باعث میشه بقیه جذبشون بشن
لئو خوبی؟
اره..خودم بلدم خودم رو بشورم
تازه، مطمئنی اشکالی نداره من اینجام؟
طبق مقررات آکادمی
بچهها تا ۱۱ سالگی میتونن با قیمهاشون حمام برن، حالا جنسیتشون هرچی میخواد باشه
چون من قیم توام، نباید اشکالی داشته باشه
درسته
ساکویا میخوای پشتت رو بشورم؟
نه نمیخواد، ممنون
اوه! سینههات بزرگتر شده
نه خیر
زود باش بچه! خوب نگاه کن
حق با منه، نه؟
من نگاه نمیکنم
بانوی من مسابقه تمرینی رو بردیم
اره اما نباید اعتماد به نفس کاذب پیدا کنیم اگر فنریس روی من تمرکز نمیکرد، میباختیم
No comments yet. Be the first to leave one.