The first 168 lines.
...چتریهام .فکر کنم یکم زیادی بلند شدن
.یه کوچولو کوتاهشون میکنم
!ریزوتاما! ریزوتاما
!بابایی کار امروزشو تموم کرده
...نظرت درباره یه بغل«خسته نباشید» چیه
صبح روز بعد
.رو تجربه میکنه X قسمت سوم: با تغییر فصل، نابغه غم و اندوه
!صبح بخیر، فومینوچی
!اوه، اوروکا چان، صبح بخیر
امروزم خیلی گرم شده، نه؟
.آره
!ریزورین
!صبح بخیر
!صبح بخیر
.فومینو، اوروکا سان. صبح بخیر
ریزورین، چه بلایی سر چتریهات اومده؟
.دستم سر خورد
ری چان، خودت موهاتو کوتاه کردی؟
!میبرمت آرایشگاه
عجیب شده؟
!البته که ناز شده
!آره! بهت میاد، ری چان
.ولی یکـــمی جوونتر نشونت میده
به عبارت دیگه، شبیه بچهها شدم؟
!قورت
.زیاد برام مهم نیست
.خیلی زود دوباره رشد میکنن، الان راحتتر میبینم
.منطقی بهش فکر کنین، اصلا مشکلی نیست
.اه، ری چان، کاش یکم بیشتر به دختر بودن خودت آگاه بودی
!نیازی نیست
!سلام بچهها
!صبح بخیر، ناریوکی
!صبح بخیر یویگا کون
.صبح بخیر
.اوگاتا، صبح تو هم... بخیر
چی؟
اوگاتا؟
ریزورین؟
!اوگاتا سان
چـ چهش شد یهویی؟
.حرفمو پس میگیرم
!ری چان یه دختر معصومه. عخی
چـ چرا؟
چرا ناریوکی سان تنها کسیه که به هیچ وجه نمیخوام چتریهام رو ببینه؟
و-ولی اونقدر هم عجیب نشده، شده؟ ...پس چرا
!صبح بخیر، اوگاتا ریزو
!بهترین دوستت، سکیجو ساواکو، اینجاست
!ترم جدید شروع شده، پس منم سعی کردم یکم ظاهرم رو تغییر بدم
نظرت چیه؟
.مشتاق دیدار
ا-این چیه؟
...تو هم... تو هم
ظاهرت رو بخاطر من تغییر دادی؟
!دیگه میتونم با خیال راحت بمیرم
.سکیجو سان
...چتریهام انقدر عجیب شدم
که به زانو افتاد؟
کتابخانه
،گوش کن اوگاتا .گرامر ادبیات کلاسیک یکم خاصه
.چون در زمان ژاپن باستان هستن، پس آداب و رسومشون کاملا متفاوته
بعضی وقتا باید منطق رو بیخیال بشی و .همونطوری که هست حفظش کنی
...هـ هی، اوگاتا
میشه یه چیزی بپرسم؟
بله، چیه؟
...اون
.اوه، توجه نکن
.باشه
ری چان اونو از کجا آورده؟
.منم دلم میخواد
.هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورت
انقدر دلت نمیخواد برشداری؟
تا این حد نمیخواد من صورتش رو ببینم؟
دقیقا قضیه چیه؟
نکنه ازم متنفر شده؟
،با اینکه اتفاقی بود .ولی با هم رفتیم حموم
.قشنگ معلومه داری به چی فکر میکنی، ناریوکی کون
.ری چان، کارت داره نتیجه عکس میده
!نه، فومینو! لـ لطفا پسش بده
!چیزی نمیشه، ری چان
!لطفا، فومینو، باید پسش بدی! خواهش میکنم
.مطمئنم یویگا کون میدونه چی بگه که خیالت راحت بشه
.ا-اوگاتا
...نا
...ناریوکی سان
!ا-از دست تو، مثل همیشهای که
.مثل همیشه خوب بهنظر میای. خدا رو شکر
مثل... همیشه؟
.آ-آره
!اصلا باورم نمیشه، ناریوکی
!احمق! بیشعور نفهم !برای همین نمیشه پسرا رو تحمل کرد
چرا یهویی دارین منو میکوبین؟
...چیزی که تغییر کرده باشه؟ بذار فکر کنم
روبانت رو عوض کردی؟
!معلومه که اون نیست
.ببخشید، ری چان .نمیدونستم انقدر خنگه
!و-واقعا متاسفم
خواهرم همیشه بهم میگه وقتی بحث مد و لباس .خانمها باشه خیلی خنگ میشم
خب، بالاخره چی تغییر کرده؟
.دیگه مهم نیست
.منطقی نیست
.تمام اون کارها رو کردم که متوجه نشه
ولی چرا وقتی متوجه نشده احساس ناراحتی میکنم؟
.خب، فکر کردن بهش فایدهای نداره .میرم خونه و درسمو میخونم
.ا-اوگاتا
!اوگاتا با توئم
!ر-ریزو
میشه یه فرصت دیگه بهم بدی؟
نـ ناریوکی سان، الان چی گفتی؟
،ا-این دفعه درست میگم .پس لطفا دیگه عصبانی نباش
...اون نه. الان اسمم رو صدا زدی
قبلا بهت قول داده بودم پس فکر کردم .دیگه وقتشه با اسم کوچیک صدات کنم
...ولی خجالت میکشم، پس یهجورایی
بدار ببینم. روبانت نیست، درسته؟
.عینکت که همون قبلیه، کولهت هم همینطور
.مـــو، فقط داره شانسی حدس میزنه
.حتی اگه درست حدس بزنه، خوشحالم نمیکنه
!و-وایسا، اوگاتا
!به خدا الان میگم
.نه، منظورم... ریزو بود
بههرحال، راستش دیگه بعد از این شوک .دیگه چتریهام برام مهم نیستن
!فهمیدم! حالت چهرهت
...حتی نزدیکم نیـ
میدونی توگا...ریزو. وقتی اولین بار دیدمت ،همیشهی خدا عبوس بودی
.ولی تازگیها احساسات مختلفی رو توی صورتت میبینم
.به عنوان معلمت، حس میکنم یکم اعتمادت رو بدست آوردم
.یه جورایی خوشحال کننده است
یا شایدم اشتباه حدس زدم؟
.درست گفتی
!آره، ایول
.ضـ ضمنا، فعلا همون «اوگاتا» خوبه
.فقط... نمیتونم تحمل کنم
...یواش
چی؟ ریزوتاما امشب سرخوشی؟
دیگه از دستم عصبانی نیستی؟
.نه، ولی اجازه نداری در فاصلهی 30 متری من باشی
!پس نمیتونم توی خونهی خودم باشم
!امروز دم اسبی زدم .عیب نداره صد دل عاشقم بشی، اوگاتا ریزو .صبح بخیر
چی شد؟
.اوگاتا ریزو، جامدادیت خیلی داغون شده
،آره. میخوام یه نوش رو بخرم .ولی نمیدونم باید از چه نوعی بگیرم
فردا تعطیله، چطوره من کمکت کنم؟
.چون من، سکیجو ساواکو، بهترین دوستتم
.باشه. ممنون میشم
سکیجو سان؟
!خدا جـــــــون
اِه... سکیجو سان؟
.انگار چاره ای نیست، از دست تو
راستش زیاد از این بابت خوشحال نیستم .ولی همراهیت میکنم
...نه خب، لازم نیست خودت رو مجبور
.از دست تو، واقعاً که دردسرسازی
،میگم، سعی کردم سر وقت برسم نکنه خیلی منتظرت گذاشتم، سکیجو سان؟
.نه، منم همین الان رسیدم
پس اون قوطی های خالی قهوه چی هستن؟
!آخه خیلی تشنه ـم بود
.می بینم که امروز روپوش آزمایشگاه نپوشیدی
،خب اینم از لباس عادیـمه !درواقع این لباس خوابمه
قیمت لباس: 29.800 ین
!لباسایی که پوشیدی واقعاً خیره کننده ـست، اوگاتا ریرو
!این یه پاداش غیرمنتظره بود
...خیلی خب، اوگاتا ریزو
.اول بریم دلی از عزا در بیاریم
!خیلی خوبه
تو هم موافقی؟ راست گفتن که !پنکیک شماره یک دختراست
.و ترکیبش با این چای ترج واقعاً حرف نداره
!برای دسر، کریپ
...یه بستنی با فروش محدود از 41
خوردن یه آب انبۀ عالی !از فروشگاهی با امتیاز 3.8 تو اینترنت هم لازمه
.تازه شروع کردیم، اوگاتا ریزو
No comments yet. Be the first to leave one.