The first 200 lines.
ماه پاییز اوهاگی
در طول اعتدال اوهیگان بهاری .به گل صد تومانی «بوتاماچی» میگن
اوهاگی (چانکی آن • کیناکو)
تیکه
ین
تیکه
ین
،و در طول اعتدال اوهیگان پاییز
.به گلهای شبدر بوته ای «اوهاگی» میگن
،شاید ظاهرشون یکی باشه
.ولی با تغییر فصل اسمشون عوض میشه
!کدوم اسم بیشتر بهش میاد؟
.هردوتاش
!ببخشید، کسی هست؟
!اومدم
!مائده اوباچان
ناگومو چان، ببخش که وقتی سرت .شلوغه مزاحمت میشم
.بفرما، براتون اعلامیه آوردم
!اعلامیه؟
.این مال جشنواره ورزشی منطقهست
63مین جشنواره ورزشی مدرسه های ناحیه میاما در زمین مدرسه ابتدایی کیتایاما
... عجب
!می تونی به جای من زحمت نصبش رو بکشی؟
.بله، البته
!جشنواره ورزشی ناحیه؛ ها؟
.خیلی خوب یادم میاد
دستور پختی برای شادی
دی آی مون
پشت سر هم
بدون برگشت به چپ و راست از کنارم میگذرن
پشت سر هم
در شگفتم که چی تو ذهنشون میگذره
به آغوش کشیدن یک رویا
از هم گسیختن
خاطرخواه یکی شدن، دچار چرخش و تلاطم شدن
هیچ زندگی ای معمولی نیست
شاید اینطور به نظر برسه
من و تو، آیا همگیمون مخلوقات تنهایی !هستیم که به تعداد فزایندهشون اضافه بشیم؟
در تقاطع گذر دو شبح
!یعنی میشه تو رو به آغوش بکشم؟
روز برداشت سیب زمینی پاییزی
!ایتسوکا چان
!هووم؟
!اینبار قصد داری توی جشنواره ورزشی شرکت کنی؟
من بعد از ظهر کلاس دارم .به همین خاطر فقط صبح می تونم شرکت کنم
،منم قرار کل روز رو شرکت کنم .پدر و برادر بزرگترم به این خاطر حسابی هیجان زده هستن
من کلی کار دارم و مطمئن نیستم .بتونم شرکت کنم یا نه
!درسته. یکشنبهها مغازه بازه، مگه نه؟
از اینا گذشته، پارسال پیرمرد کمرش حسابی اسیب دید .و مجبور شدیم با آمبولانس تماس بگیریم
،دیگه نمیتونم تحمل کنم! نمیخوام برم !برای نوشتن وصیت نامه به وکیل نیاز دارم
کاملاً یادم با انداختن خودش رو زمین .تونست از خط پایان عبور کنه و برنده بشه
!و بخاطر روحیه جنگندگی بهش جایزه دادن
ماکو چان، کلاست ساعت چنده؟ !ناهار رو کجا میخوری؟
.همونجا یه بنتو میخورم
!پس بیا همگی باهم بریم بخوریم
!ایتسوکا چان، تو هم باهامون بیا
.باشه، با کمال میل
توی جشنواره ورزشی مدرسه همه ... قرار با خانوادههاشون شرکت کنن
،وقتی پیش بابام زندگی میکردم .بخاطر کارش نمیتونستم وارد مسابقات بشم
کامینویاما
پارسال با ریوکشو اولین باری بود .که تونستم توی مسابقات شرکت کنم
... مسابقه دادن با دوستام
.با هم بازی میکردیم تا جشنواره به پایان برسه
...خلاصه حسابی خوش میگذشت، ولی
!نباید بزارم این موضوع منو افسرده کنه
!به هر حال، شاید امسال نتونم شرکت کنم
!من برگشت
!خوش اومدی
63مین جشنواره ورزشی مدرسه های ناحیه میاما در زمین مدرسه ابتدایی کیتایاما
!میخوای وارد کدوم مسابقه بشی؟
!امسال، با کل خانواده شرکت میکنیم
.ما هم برای تشویق کردنت میاییم
!تمام تلاشتو بکن
!ولی کار چی میشه؟
.اون روز کار تعطیله
.ولی تا روز قبلش حسابی میچسبیم به کار
،ولی از اونجایی که ناگومو پیشمونه، .باید تمام تلاشمون رو بکنیم
به هر حال، ایتسوکا دور مسابقاتی که میخوای .توش شرکت کنی علامت بزن
.باشه
... دوی 50 متر دانش آموزان کلاس پنجم
... دوی امدادی
والدین و فرزند
... (دوی دکاپان (شلوار غول پیکر
!میخوای تو این مسابقه شرکت کنی؟
.تو دوران من از این چیزا نبود
... خب، نه من
!این مسابقه مخصوص والدین و فرزنده، مگه نه؟
،آما ما اساساً شبیه پدر و دختر هستیم
و اگه بخوای باهام وارد مسابقه بشی !فکر نکنم کسی مشکلی داشته باشه
!آه، که اینطور. این یعنی یه نـــه بزرگ، درسته؟
!میرم تکالیفم رو انجام بدم
!موفق باشی
.خوش اومدی
!چه اتفاقی افتاده؟
خب ... نباید بهش میگفتم که ما شبیه .پدر و دختر هستیم. انگار از حرفم ناراحت شده
!پیش خودم فکر کردم، اینجوری جواب میده
.متاسفم، ناگومو
همه این اتفاقات به این دلیل میفته !که ازت خواستم جای پدرشو پر کنی
!واقعاً همچنین چیزی ازم خواسته بودی؟
همین فراموش کاری یکی از بخشهای .خوب شخصیتت ـه
... من فقط
!میخوام بهش بگم که تنها نیست
اعلامیه
عصر
.صبح همگی به خیر
امسال دوباره میتونیم جشنواره ورزشی .رو بدون مشکل برگزار کنیم
63مین جشنواره ورزشی مدرسه های ناحیه میاما
میخواستم از صمیم قلب از عوامل مدرسه .کیتایاما بخاطر قرض دادن زمین ورزش تشکر کنم
چانوتسوجی
خب بدین وسیله بنده 63مین جشنواره ورزشی .مدارس ناحیه میاما رو افتتاح میکنم
.اولین دور مسابقات رو با دوی مدارس ابتدایی شروع میکنیم
کامینویاما
!ایتسوکا
!تمام تلاشتو بکن
!مسابقه داره شروع میشه
!منم میخوام بدوم
!موفق باشی
باشه، باشه، یه مسابقه دو سرعتی هست که ،تمام بچههای کوچولو هم میتونن شرکت کنن
!هورا
!توی صف پنج تایی صف ببندید
ایچیاما
.هی، یوکیهیرا
... نای کون
شاید پارسال رو باخته باشم ولی .امسال بدون شک برنده میشم
این پوکر فیس دیگه چیه !که به خودت گرفتی؟
.برد و باخت اصلاً برام مهم نیست
هر چی نباشه هیچ کدوم از خانواده ام .منو نگاه نمیکنن
... به جای خود
!ایتسوکا
!تو از پسش برمیایی
!موفق باشی ایتسوکا
!تو از پسش برمیایی
!موفق بشی ایتسوکا
!تو از پسش برمیایی
!هوررا
!هی، یوکیهیرا
!تو مسابقه بعدی میبینمت
!ایتسوکا چان، تبریک میگم
کوسایچی
!من چهارم شدم
من همیشه فکر میکردم والدینت بخاطر سفر کاری جای دیگه هستن
،و به همین خاطر توی مغازه واگاشی زندگی میکنی
!ولی اینطور نیست، مگه نه؟
!چی؟
.پدرت مدام با صدای بلند داشت تشویقت میکرد
!اون پدرم نیست
!واقعاً؟
محله کامینویاما
!ایتسوکا، خوش اومدی، بهت تبریک میگم
!خوش اومدی، ایتسوکا !صدای تشویقاتم رو شنیدی؟
.لطفاً دیگه از این کارا انجام نده
خيلي خب. دفعه ي بعد به ایتسوکا !نشون ميدم که چه کارهایی از دستم برمیاد
.مکان اول، منطقه کامینویاما
کامینویاما
!خب چطور بود، ایتسوکا؟
!اینجا نیست
!ناگومو
.خیلی وقت ندیدمت !حال و احوالت چطوره؟
!ناتچان! کازویان
!چرا بهمون نگفتی که برگشتی؟
.متاسفم
!داری توی کارهای مغازه به والدینت کمک میکنی؟ !پس گیتار رو چیکار کردی؟
.گاهی اوقات باهاش میزنم
،راستی اون دختری که داشتی تشویق میکردی !همونی که پیشتون میمونه؟
شنیدم پدر و مادرش ولش کردن !و ریوکشو ازش مراقبت میکنه، درسته؟
.حتماً برات سخت میگذره
!اون حتی باهات نسبتی نداره، مگه نه؟
اصلاً اینطور نیست. ایتسوکا .عضوی باارزشی از خانواده ام ـه
کامینویاما نیشیتسو
!وای
ماسا سان و ساکی کون
.برامون اوهاگی آوردن تا بخوریم
!مسابقه بعدی، دوی 50 متر بزرگسالانه
!خیلی خب
کامینویاما
... اینجاست که باید
.یه خودی نشون بدم
!عزیزم
!از عمد داری اینکارو میکنی، مگه نه؟
!حالا چیکار کنیم؟
اون توی آخرین مسابقه .یعنی مسابقه دوی دکاپان والدین و فرزند ثبت نام کرده
!چی؟! با کی میخواست شرکت کنه؟
.با تو
.من اصلاً چیزی در موردش نشنیدم
.اونا یه تیم کم داشتن و به همین خاطر داوطلب شد
... واقعاً که، با این سن و سال
.ولی منم حسابی خسته ام
.با این وضعیت باید بیخیالش بشیم
.بگیرش
!چی؟
!اوه، اینکه اوهاگیه
آنکو حاوی آهن، پلی فنول و فیبر غذایی .و برای بدن خسته خیلی مفیده
.اینو یه بار از یکی شنیدم
!خودت گفتی که ما مثل پدر و دختر هستیم، مگه نه؟
... مامان
!هووم؟
.لطفاً تمام اوهاگی های باقی مونده رو بهم بده
!چی؟
!به جای خود
کامینویاما
No comments yet. Be the first to leave one.