The first 200 lines.
..قربان، اگر از غذاي مرغ اوادي بونا خوشتون نيومده
عيبي نداره
يه غذاي ديگه به نام بونا بايگان نپالي رو امتحان کنيد
آقا، شما واقعا ازش لذت خواهيد برد کاملا به حساب رستوران
براي شکايت نيومديم لطفا آشپزتون رو صدا بزنيد
...قربان، من سرآشپز هستم، بفرماييد-
بفرماييد
ميتونيد خودتون بپزيدش و با هر روشي که مايل هستين ميل کنيد
..من که قرار نيست نيتيا-
نيتيا چيزي نگو-
..اين آقا مشتري ماست-
خيلي متاسفم، قربان
راستش امروز زياد حالش خوب نيست براي همينه
واقعا متاسفم
واقعا معذرت ميخوام ...اجازه بديد اين رو
از اينجا ببرم. ببخشيد
خيلي متاسفم
چي چي رو متاسفي؟
شما بگين اين چرا انقدر پخته
تو دهن آب ميشه
ريو بله-
..لطفا به مشتريتون بگين
مرغ ادواني بونا سفارش دادن
!نه چيکن تندوري
مرغ رو 48 ساعت توي سس انبه خوابوندم
براي همين تو دهن آب ميشه
نيت، اون از کجا بايد بدونه؟
ولي اون همه چيز رو ميدونه ريو
اين کار رو بکن
آزادي که آشپزي کني
مرغ و آشپزخونه در اختيارته
ادامه بده لطفا
ببرش لطفا
ببخشيد
ميرم اماکن ازتون شکايت ميکنم
پيشنهاد ميکنم به رئيس جمهور نامه بدي
من آدم قدرتمندي هستم
در رستوران شما رو تخته ميکنم
ديگه نميذارم پات رو اينجا بذاري
اومدنتون خوب و رفتنتون عاليه لطفا بريد
آقا، اون منظوري نداشت بچه پاشو بريم -
بابا، خوشمزهست
چي خوشمزهست؟ اصلا هم نيست بريم
عزيزم، خوشت اومد؟ با خودت ببرش
بعدش سرآشپز رو تمجيد کن خيلي خوبه، ممنون -
ميخواين ببريدش خونه؟ نه، آقا-
لاســـي خـنـک و چـيـکـن ماســالا
!بازم
چي بازم؟
سه تا غذا پس فرستاده آشپزخونه
از هيچکدوم خوشش نيومده
اون چاقالو هر هفته مياد اينجا و همين کار رو ميکنه
فکر کرده خونه خودشه؟
و من عروسشام؟
اين چيه دقيقا؟
قيافه زنش رو ديدي؟
وقتي شوهرش هي اعتراض ميکنه قيافه خوشحال و از خودراضي به خودش ميگيره
نيتز
گوش کن، از شر نارضايتي هر روزه خلاص شو
تو هميشه خدا عصبي هستي
من هميشه عصباني هستم؟ بله-
من هميشه عصباني هستم؟
!هان
هي، من هميشه عصباني هستم؟
و برگردين سر کارت
همهشون دنبال از زير کار در رفتنن ديدي
مشتريهاي زيادي نداريم
...اما وقتي هم که ميان
چي؟
ميخواي بگي که تقصير من بوده
تقصير منه که رستوران مشتري نداره
من همچين چيزي نگفتم
..منظورم اين بود که
اگر اينطور ادامه پيدا کنه
راهي ندارم جز اين که در رستوران رو تخته کنم
..اگر رستوران رو ببندي کجا ميخواي بري
از همسر و بچهت فرار کني؟
درسته
اونوقت بايد تمام روز قيافه جرج رو تحمل کنم
و اون سه تا توله.. اونا واقعا من رو ديوونه ميکنند
يه نکته مهم
کلي مخارج هست
چطور اين همه چيز رو مديريت ميکني؟
سه ماهه که حقوق نگرفتم
چرا پول لازمي؟
کل وقتت رو که تو اين آشپزخونه ميگذروني
درسته
همسايهام از بچهام مراقبت ميکنه
..راستش
تو جذابترين برياني شهر رو درست ميکني
توي براي ما خيلي زيادي
...واقعا
هي
به فکر من نباش
جدي ميگم
به از نو شروع کردن عادت دارم
اون کاري رو بکن که به نفع رستوران باشه
اوضاع رستوران خوب نيست
بفروشش
تو... ممنون
ببخشيد که ميپرم وسط حرفتون تماس داشتيد
کي بود؟
ويوان
دارم برنامه دي.ال.واي رو ميبينم
..عزيزم، يادمه پودر پراکس
و نشاسته برات ميگيرم
پورن چي؟
ها؟
پورن.. مامان
پورن چيه؟
!پــورن
پورن مامان
اينو ببينيد
خوبه، نه؟ بله-
..بجز اين
اوکي، گوش کن
اين رو به تارا هم نشون بده
ها؟ هر دوتون اينجا باشيد
!واو
!اوه! چه بحث عجيبي
تو ميخواي درباره سکس به ويوان بگي؟ تو؟
!نيتياي مقدس و کبير، واو
کارن، نبايد شخصيش کني
!خبر ناگهاني
تو زندگي خصوصي نداري !چه چرندياتي
داري کلي حال ميکني، نه؟ هي -
جدي نميگيريش
اون مخصوصا ازم پرسيد پورن چيه؟
تصور کن جدي؟-
اونا بچهاند
چطور چنين نظراتي تو سايت کودکان ميذارن؟
شکايت ميکنم اونا کودک آزار هستن
درسته
!اوه خداي من
آقا، من بزرگترين طرفدار شمام
ميشه لطفا امضا بديد؟
حتما
بفرماييد
ممنون خواهش ميکنم-
آقا، لطفا به من هم امضا بديد اوه يالا-
شما تراپيست معروفي هستيد
نميتونستي يه راهي پيدا کني که به اين بچهها بفهموني؟
نيتيا، بيخيال تحصيلات جنسي شو
به زندگي جنسي خودت نگاه کن نبايد در موردش صحبت کني
از اونجايي که خيلي در مورد زندگي جنسي من خبر داري، آمار داري؟
!اوه، خواهش ميکنم
شبکههاي معنوي برام جذابتر از زندگي جنسي توء
اون خواهر شيواني خيلي جذابتره
کارن
درک نميکني. من واقعا جدي هستم
نميدونم چطور ويوان رو توجيح کنم
هميشه فکر ميکردم که اين وظيفه مادر نيست
..بلکه
!کار پدره
..دوست دارم اون مردي رو ببينم
..که تو رو از يه زن سکسي
به يه مادر باکره تبديل کرد
دوست دارم ببينمش
من هرگز سکسي نبودم
شوخي کردم
پس چطور بودي؟
کجا ميري؟
ميدونم جذابم ولي بايد خودت رو کنترل کني
از زمان کالج شروع کردي !نميتوني صبر کني
خوشم نمياد در موردش صحبت کنم
نميدونم مُرده يا زندهست؟
...من اصلا به ت
!برام مهم نيست
اصلا اهميتي نميدم
..اين لطفا چطور بود؟-
مامان، ميشه يه گربه بعنوان حيوون خونگي بياريم؟
نه
مجبوري کنترل والدين روي تمام سايتها بذاري؟
هرچي مونده خسته کنندهست
بله، همينطوره
براي همين بايد يه کار ديگه بکني
بايد کتاب بخوني
برو بيرون بازي کن وگرنه يه کار ديگه بکن
کار ديگهاي نيست، مامان
همهچي خسته کنندهست
نميتونم همهش خودم تنهايي بازي کنم
همه داداش و خواهر و يا پدر بزرگ و مادربزرگ دارن
پدر هم دارن
و من حتي حيوون خونگي هم ندارم
تنهايي خسته کنندهست، نه؟
بيا اينجا
ويوي
کلي آدم تو اين شهر هست
..ميدوني که
همهشون تنهان؟
براي چي؟
چون آدمها ميان و ميرن
حتي مادرها؟
بله، حتي مادرها
و ميدوني، ويوي
مردم بايد به تنها زندگي کردن عادت کنند
..ويوي، من مادري نيستم
که برات قصه شهر پريها رو بگم
من فقط حقيقت رو بهت ميگم
..و باور کن
No comments yet. Be the first to leave one.