The first 130 lines.
ترانهی مطلق والکیریها : سمفوگیئر
.بهشون خوش نمیگذره
میشنوی؟ kikoemasu ka
موزیکی که مشتاقانه نواخته میشود gekijou kanaderu music
...به سمت آسمان ten ni
!بازش رهان tokihanate
میشنوی؟ kikoemasu ka
نبضِ شروع زندگی inochi hajimaru myakudou
...عشق را ai wo
!به بلندا برسان tsuki agete
...آنسویی haruka
دوردست kanata
.روزی که ستارگان موسیقی گشتند hoshi ga ongaku to natta kano hi
لحظهای که باد موهایمان را نوازش میکند kaze ga kami wo sarau shunkan
من و تو تپش قلبمان را ترانه کردیم kimi to boku wa kodou wo uta ni shita
...سپس soshite
رویایمان yume
گشوده میشود hiraku yo
تا به انتهای دنیایی که تا بحال ندیدیم mita koto nai sekai no hate he
بله. فقط باورش کن yes just believe
با روشنایی تاریخی رقم زنیم که خدا نیز از آن بیخبر باشد kami sama mo shiranai, hikari de rekishi wo tsukurou
باران تابشش آینده را خواهد نوراند gyakkou no shower, mirai terasu
با من پرواز نخواهی کرد؟ issho ni tobanai ka?
فقط احساسش میکنم just feeling
روزی که پرهایت از اشک خیس گشته و از سنگینی توان بال زدن نداری آرزو کن namida de nureta hane omokute habatakenai hi wa wish
در دست راستت خواهم گذاشت sono migi te ni soeyou
قدرتم را نیز boku no chikara mo
اگر باهم باشیم futari de nara
بال خواهیم شد tsubasa ni nareru
قلبهای ترانهخوان singing hearts
...آخه...از فرمانده هیچ
کرویتزال رونزل گونگنیر زیزل
رویاهای وهمآلود maboroshii yume
در دستان لطیفم جمع گردند yasashii te ni tsutsumare
روزگار خوش نیز اکنون گویی به خواب میرود Nemuri ni tsuku you na, yasashii hibi mo ima wa
چه کوتاه سپری میشود hakanaku kie
همچون جادویی که باطل میشود marude mahou ga tokare
حال دریافتم هر زندگی یک معجزه است subete no nichijou ga kiseki dato shita
در کتاب مقدس پادشاهان، نهوشتان نامی است که به تصویر برنزی یک مار روی یک تیرک داده شده است
خواهم رفت، اگر متوجه بالهای نامرئیام شوم تا هرکجا خواهم رفت ikou, doko made mo yukeru, mienai tsubasa ni kidzukeba
آنقدر بالا پر بکش که دست غم نرسد kanashimi ni wa todomarazu ni ,takaku mai agare
ما یکی هستیم we are one
جا نمان nori kirenaide
زمان نخواهد ایستاد toki wa tomatte kurenai
شاید برای اینکه زنده بمانیم اکنون آشنا شدیم ima wa ikinukeru tame ni, watashi tachi wa deaeta no kamo shirenai
تو» گویان صدا مینوازم» kimi to iu oto kanade
تا آخرین توانم tsukiru made
بیوقفه با ما بخوان tomarazu ni sing out with us
...آخ
.یه دل سیر آواز بخونم
.ترانهی مطلق
گاتراندیس بابِل زیگورات اِدینال
اِمیوستولرونزل فینه اِل بارال زیزل
گاتراندیس بابل زیگورات ادینال
ترانهی مطلق والکیریها : سمفوگیئر
...زندهم
بیا خورشید را تماشا کنیم
عشق بیشمارش را بیاموز
در هر طلوع و هر غروب با صدایی بلند
همراه با ترانهای قوی
ایمیوتئوس آمهنوهاباکیری ترون
لحظات میتپند
به سوی بیکران
آمهنوهاباکیری یائه ame no habakiri Yae
راهی شو! شعلهای که بیتعلقانه زبانه میکشد sarinasai! musou ni takeru honoo
همراه با جنبش باد نابود و پراکنده شو kagura no kaze ni messhi sange se yo
ای شمشیر تابانم که برای پیوندت از همهچیز گذشتی aa kizuna ni, subete wo toshita senkou no ken yo
بی هیچ چون و چرا shi no go no iwazu ni
خیر ina
با دنیایی از افشانه تمامش کن yo no shibuki to hateyo
آمهنوهاباکیری یائه ame no habakiri Yae
،مردم را تخلیه کردند
بالویسیال نسکل گونگنیر ترون
به آهنگم گوش فرا ده
صدایم را میشنوی؟
لطفا بهم بگو
به آسمان خیالی و تهی از پاسخ چشم دوختهام
به دوردست پر میکشم
واژگان کافی نیستند
پس همهی وجودم را بگیر و متوقف کن
من مهارنشدنیام، میخواهم که باشم
احساسی که برای اولین بار میشناسم
برای تو میخوانم
آغاز یک ابدیت را
پس بخند
از هرکسی گرمتر
از هرکسی محکمتر
در آغوشت خواهم گرفت
قلب متزلزلت رعشه کند ایرادی ندارد
چیزی به حرکت در خواهد آمد
یقینا از روزی که متولد شدیم به دنبال روزی بودیم که به یکدیگر برسیم
شبی بینسیم به یادم است
دو سال قبل
...دوباره زمان حال
هنرکدهی خصوصی موسیقی لیدیان
راکشاسای وارونه
هزار اشکِ ریزان
برق کبود
نبضِ بیداری
کوکویی که با هشت هزار شیون .فریادی خونین میزند
این پرندهی کوچیک درحالی که خون از گلوش .جاری میشه به خوندن ادامه میده
.بهترین دوست منم آواز خوندن رو ادامه داد
درحالی که خونش ریخته میشد .خوندن رو ادامه داد
...دلم برات تنگ شده
...میخوام بازم بببینمت
!هیبیکی
.بهترین دوستم تو میدون جنگ به آواز خوندن ادامه داد
میکو , الان کجایی؟
.من دیگه رسیدم همایشگاه
...شرمنده، نشد بیام
چرا؟! مگه خودت نبودی گفتی بریم کنسرت ببینیم؟
.مادربزرگم تو موریوکا صدمه دیده
.بابام میگه همین الان راه میفتیم
...آخه من که خیلی بلد نیستم
...واقعا ببخشید
.لابد نفرین شدم
حوصلهت سر میره، نه؟
.آدم از این موقعِ قبل اجرا خیلی بدش میاد
،دلت میخواد زودتر بری کولاک کنی .ولی اجازه اینم نمیدن
...آره
اوه. نکنه عصبی شدی، سوباسا؟
!خب معلومه
...دکتر ساکورای هم گفت امروز مهمه
!زیادی جدی گرفتی
کاناده، سوباسا، اینجا بودین؟
...فرمانده
!به به، رئیس گنجورو
...لابد خودتون میدونین، ولی امروز
!میخوای بگی مهمه دیگه؟ میدونیم بابا
.خیالت تخت
No comments yet. Be the first to leave one.