The first 200 lines.
مترجمین: thegratssh, sina
رسانه تلگرامی Persian Serial تقدیم میکند
من جام رو نیاز دارم.
چی؟
داری راجب چی حرف میزنی؟ ها؟
پولو، یالا...
کجاست؟
تو یه مکان امن که هیچکس نمیتونه پیداش کنه، باشه؟
خب، میخوام بدونن که اینکارو کردم تا همه چی تموم بشه.
- نه. - هیچکس نمیفهمه که داشتیش.
- نه. - نمیخوام عذاب بکشی.
نمیخوای من عذاب بکشم؟
من ماه ها با کنارت بودن و حمایت کردنت،
عذاب میکشیدم.
میخوای همش رو دور بریزی و ازم میخوای کمکت کنم؟
کایتانا، تصمیم منه. زندگی منه.
- از اینکه همه برام تصمیم میگیرن خسته شدم. - من کی اینکارو کردم؟ ها؟
تو با مدرسه بریتانیایی ارتباط برقرار کردی که قبولم نکنن؟
چی؟
اون داره راجب چی حرف میزنه، کایتانا؟
- نه... - البته.
من باید تو میبودم.
انجامش دادم چون نمیخواستم از دستت بدم.
چون عاشقتم. خیله خب؟
تو میخوای من کنارت باشم با اینکه میدونی زندگی من اینجا جهنمه.
- این عشق نیست. - سلام!
چرا اینجایی؟ چه خبره؟ همه چی مرتبه؟
- لو، تو این دخالت نکن. - تو چه رابطه سه نفره ای خودتو گیر انداختی.
دیروز، هنوز فکر میکردم این مثل یه فیلم ترسناکه.
دو تا هیولا که تو پریشونی سر یه دوشیزه میجنگن.
حالا اون داره بخاطر دوتا هیولا که ارزشش رو ندارن گریه میکنه.
و یه حرومزاده که اومده زندگیمون رو به فنا بده. درسته، پولو؟
بلکه هیولا کسی نیست که تو فکر میکنی، نه؟
- والریو... - اوه، لطفا.
لو، لو، لو! میشه یه لحظه صحبت کنیم؟
حتما، اما قبلش باید پاک بشی.
چی... چی میگی لو؟
لعنتی.
- تو زندگی منو به گند کشیدی، عوضی. - لو...
لو، من فقط میخوام...
...راجب بورسیه ت حرف بزنم.
فقط نادیدش بگیر، لطفا.
من برمیگردم.
- یه جرعه میخواین، مارکیزه؟ - نه، ممنون.
تعجبی نیست که چرا بعد از اون روز چیزی ازم نمیخوای.
خب، فقط تقصیر تو نبود.
کارلا، من میخوام معذرت خواهی کنم.
من تو رو فروختم مالی چون حسود بودم.
من با اینکه میدونستم خوب نبودی و ممکن بود آسیب ببینی اینکارو کردم.
و همش بخاطر چی بود؟ بخاطر یه پسر.
تقصیر تو نیست که اون دیوونه توئه.
و بعد من میگم که یه فمینیستم.
- مردسالاری لعنتی. - خب...
خودتو بخاطرش داغون نکن. منم حسود بودم.
تو؟ چرا؟
با من بود، اما تمام کاری که میکرد فکر کردن به تو بود.
آره. و منم با یکی دیگه بودم، اما تمام کاری که میکردم فکر کردن به اون بود.
ما واقعا به هم صدمه زدیم. متاسفم.
خیلی از کوره در نرو، بلوندی.
.بزن من بیدی نیستم که به این بادا بلرزم
من نگران سامو ام.
چرا؟
تا حالا متوجهش نشدی؟
اون بچه زمینی که تو روش راه میری رو عبادت میکنه.
اون اگه تو بهش میگفتی تا جهنمم میرفت تا یه پیتزای لعنتی رو گرم کنه.
تو اونو تو کف دستت داری. اما اگه مشتت رو گره کنی...
میشه یه دستمال بگیرم؟
باورم نمیشه جرات کردی خودتو اینجا نشون بدی.
من فقط میخوام خشک بشم، عمر.
منم فقط میخوام بری. بخاطر خوبی خودت میگم.
عمر، یه دستمال برام بیار، لطفا.
عمر، برو بطری های بیشتری بیار.
- کجا داری میری؟ - بزار بره!
- قرارهچیکار کنی؟ - داری ازش محافظت میکنی؟
نه احمق. من دارم از تو محافظت میکنم.
میگی چاقو میکنی تو سینه ش، بعد چی؟ به زندان ختمش میکنی،
مامانت داغون میشه، و مامان پولو انتقام میخواد.
کی کل این کابوسس تموم میشه؟
والریو، لطفا. بیا... بیا پولو رو فراموش کنیم.
- حالا تمومه. - یه بطری شامپاین، لطفا.
- میخوای بهش اجاره بدی بیاد بین ما؟ - از من دور شو، باشه؟
بفرمایین، بچه ها.
حق با پولو بود، همش دیوونگی بود.
تو قانعمون کردی که ممکنه.
آره چون ممکن بود.
تموم نشد چون سه تاییم.
بخاطر کسی که هستیم تموم شد. ما لیوان لازم داریم!
ممنون! به سلامتی.
حرومزاده.
لو، فراموشش کن.
نادیا، بیگناه بازی درنیار.
توام همونقدر که من میخوام، میخوای این بطری رو توی سرش خورد کنی.
قبول دارم.
درسته که مادرت در اومده.
درسته. و مشتاقه که به کار برگرده.
لازمش دارم تا یکی رو بفرستم پولو رو بترسونه.
- ببخشید؟ - تا از ترس اونو شاش بند کنه.
تو اونو تا حد مرگ بترسونه.
داری راجب چی حرف میزنی؟ چقدر باید مینوشیدی؟
من تازه یه نفر رو که مستقیم داشت میومد سراغ تو متوقف کردم،
اما نمیتونم هرکسی رو که میخواد
تو این کلوپ گلوتو ببره، متوقف کنم.
ممنون.
بخاطر تو نکردم.
- چرا اومدی اینجا؟ - میخوام خودمو تسلیم کنم، گوزمان!
چی؟
فردا.
امشب.
میدونم که هیچوقت نمیتونم برای کارایی که کردم چیزی سرهم کنم.
برای تو...
برای ساموئل...
اما حداقل مامانام برای برنامه نادیا و لو پول میدن.
واسه همین اومدم. که شخصا بهشون بگم.
که بهتون بگم متاسفم...
... و بهتون بگم که تموم شد.
خوبه.
از اینجا برو بیرون.
وقتی از زندان دربیام...
یه روزی...
میتونی منو ببخشی؟
هیچوقت.
- آه، میرم یکی دیگه بگیرم. - نه، نه.
- تو گفتی این اولی و آخریه. - فقط یکی دیگه!
لعنتی! مراقب باشید، پسرا! گوزمان!
کمکم کن قبل از اینکه کس دیگه ای صدمه ببینه اینو بردارم.
- گردن بطری کجاست؟ - نمیدونم. ندیدمش.
ربکا!
گفتم نه. باید برات هجیش کنم؟
هیچوقت تو زندگی لعنتیم به کسی دستور نمیدم که پولو رو بترسونه.
اما مامانت از اون بچه مراقبت کرد.
من مثل مامانم نیستم.
!اینو توی اون مغز نداشتهات فرو کن، احمق
واقعا؟
کسی مجبورش نمیکنه که بره؟
اگه میتونستم خودم میکردم. مراقب شیشه شکسته باش!
بزار من انجامش بدم. کارمه.
حالا دیگه چی؟
حتما داری باهام شوخی میکنی. لعنتی، پولو...
نمیشه یه شب صبر کنی تا بره؟
هنوز داری ازش دفاع میکنی؟
اینو تمیز کن، بعدا حرف میزنیم. یالا!
دنبال گردن بطری بگرد.
از اینجا برو بیرون، پولو.
فکر کردی خودم نمیفهمم که مورد استقبال قرار نمیگیرم؟
فکر کردی نیاز دارم هر روز اینو بهم بگی؟
به هرحال، من تا حالا چیکارت کردم، لو؟
ها؟
هیچی.
کارلا چی؟
و آندر؟
گوزمان...
تو نمیدونی چقدر داری بهش آسیب میزنی.
تو هیچ سرنخی نداری
که اینکه هنوز زنده ای چقدر آزارش میده
که همون هوایی رو نفس میکشی که ما میکشیم.
حرفام یادت باشه، پولو،
من همیشه از کسایی که دوستشون دارم محافظت میکنم.
گوزمان...
دوستت نداره...
لو.
یه بارم توی زندگی لعنتیت دست از خزیدن بردار.
ولی تو خزیدن حرفه ای ای، نیستی؟
هستی.
تا زمانی که بخاطر یکی بهتر رهات کنن، درسته؟
حداقل کارلا منو اون وسطا دوست داشت. اما تا حالا کسی تو رو دوست داشته، لو؟
فکر کردی با شیک ترین، پولدارترین،
و شاگرد اول کلاس بودن همه عاشقت میشن؟
- خفه شو. - اما کسی دوستت نداره.
- اونا بهت غبطه میخورن... - خفه شو.
...ازت میترسن، ازت متنفرن...
به همین خاطره که دوستت ندارن. و به همین خاطره که تنهایی.
خفه شو.
پولو؟
پولو؟
نه، من... پولو، من قصد نداشتم...
میدونم.
متاسفم. متاسفم. متاسفم. متاسفم.
- متاسفم. - میدونم.
منو ببخش.
پولو...
منو ببخش.
لو؟
چه اتفاقی افتاد؟
پولو!
پولو!
پولو.
یه آمبولانس خبر کنین، لطفا! یه آمبولانس خبر کنین!
پولو.
پولو.
میبخشمت.
میبخشمت.
نگران نباش.
نگران نباش.
مراقب!
- برید کنار. - عقب بمونین.
- یالا. - پولو! پولو!
- لطفا! - پلیس داره میاد!
آروم باش.
من قصد نداشتم. نداشتم.
یه تصادف بود، لو.
No comments yet. Be the first to leave one.