The first 200 lines.
یک دو سه چهار.
یک دو سه چهار.
یک بار دیگه
یک دو.
برو بررسیش کن من این کارو میکنم.
بزار من انجامش بدم
نه
استارت میزنم
چرا هنوز کار نمی کنه؟
بهت گفتم باید این کار رو من انجام بدم.
تو نزاشتی
دوباره تو سیم کشی اشتباه کردی؟
چه اشتباهی هست؟
منحرف !
چطور جرات می کنی سو نیان نیان رو اذیت کنی؟
نمی دونی دوست پسرش کیه؟
عذر خواهی کن.
متاسفم ارشد
من نمی دانستم که اون دوست دختر شماست.
مال من نیست.
پس کی؟
اون
زی چن
اینم ماشین
همینه
زی چن ،
سوارشید. من چمدونها رو میزارم
به پدرم بگو
من می رم با یک دوست ملاقات کنم
شروع کردیا
این سالها چه چیزی خوردی؟
خیلی قد بلند شدی
الان می خواهی NBA بازی کنید.
ارشد،
شما هم خیلی تغییر کردید
خوش تیپم الان؟
خیلی ناخوشایند
تو منو فریب دادی
درد می کنه.
دلم برات خیلی تنگ شده
وقتی خارج از کشور بودم
جدی؟
این که دلتنگ من شدی
یا این کافه اینترنتی؟
ابدا.
بیا بریم.
امروز 300 دور باهات بازی میکنم.
ارشد ، شما به دانشگاه برگشتید.
به طور جدی؟
البته.
چرا باید دروغ بگم؟
چرا زودتر به من نگفتی؟
برای اینکه سوپرایز شی
خوشحال هستی؟
پیرمرد تون رو دوباره عصبانی کردی؟
چه خبره؟
داستانش طولانی.
شاید فقط سرنوشت من باشد.
خوب ، شما اکنون یک رقیب دارید.
مرا برکت بده
مریم باکره،
خدا یهوه
شاید یک معجزه بیاد.
آمیتابا
آمین
زینگ یو ،خیلی وقته ندیدمت.
هنوزم گند میزنی
می بینم.
وقتی خارج از کشور بودی استعداد بازی کردنت رو از دست ندادی
حالا می دانم چرا
"پادشاه" شما را به عقب فرستاد.
من خوبم
بیا دیگه. من نمیترسم.
من می دونستم که مدت ها قبل پذیرفته نشدم.
نمی تونی به من آرامش بدی؟ کامپیوتر لعنتی.
نمی تونی چیز خوب بگی؟
ظاهرا فکرت جای دیگست
برای چی؟
فکر کنم یه دوستی دیدم باید برم.
من از سحر سخت کار کردم
تا نیمه شب
هیچ وقت برای مدرسه دیر نکرده بودم یا زود رهاش نکردم.
هرگز یک روز مرخصی نداشتم حتی وقتی که معده درد داشتم.
چگونه می تونم در لحظه بحرانی خیلی بدشانس باشم؟
به علاوه این سردرد لعنتی.
12 سال کار سخت
فقط برای به دست آوردن کار سخت تر.
سلام پدر.
من تو کافه اینترنتی جینگ یینگم.
مراقب باش. برو کنار.
دنبال چی میگردی؟
دوستت؟
فکر کنم یه دوست بود
احتمالاً اشتباه کردم
لعنتی! درد می کنه!
ارشد ، من الان باید به خونه برم.
باید برای مادرم آشپزی کنم
می بینمت بعدا.
من تاکسی میگیرم میتونم تو رو هم ببرم
بیا بریم.
نیان نیان
بابا
اومدم سوارت کنم
خوبي؟
من خوبم.
ممنون
بیا تو ماشین
حالت خوبه؟
آره.
بیا دیگه.
چطور دوباره افتادی؟
کمربند ایمنی رو ببند
وی یه ، پسرت برگشت.
مواظب باش.
وی یه ، پسرمون برگشته.
بشین.
بایست
تو اصلا آداب و رسوم نداری، مگه نه؟
از دست دبیر لیو خلاص شدی
و فرار کردی.
حالا برگشتی ، به نظر می رسه هیچ اتفاقی نیفتاده. بدون هیچ توضیحی.
فکر می کنی اینجا امریکاست؟
. تو برگشتی و باید حالا اینجوری رفتار کنی
چرا توضیح بدم؟
برگشتم چون تو به من گفتی
اینجا زندان نیست.
نمی تونم با یک دوست ملاقات کنم؟
کافیه.
نمی تونید هر بار که یکدیگرو می بینید ، دعوا نکنید؟
و به رفتارها اشاره کردی.
تو منو مجبور کردی به امریکا برم.
درست موقعی که به آداب و رسوم اونجا عادت کردم
منو برگردوندی ،
مجبورم کردی به آداب و رسوم اینجا عادت کنم.
حتی اگر من یک حیوان خانگی بودم به من باید فرصت می دادی تا سازگار شم ، درسته؟
میشه ازت بخوام که برگردی
اگر در آمریکا سخت کار کردی؟
هنوز احساس ناراحتی می کنی؟
تو برگشتی که دانشگاه رو دوباره شروع کنی
فکر می کنی احساس افتخار می کنم؟
افتخار ، افتخار ، افتخار.
کل زندگیت رو برای افتخار زندگی کردی
افتخار شما داشتن یک پسر برای ادامه خط خانواده ست.
و مال من؟
من مجبور بودم هر آنچه را که دیگران یاد می گیرند یاد بگیرم.
باید اولین تو همه امتحانا باشیم
بعد وقت آن بود که دانشگاه برم.
شما از من خواستید که در خارج از کشور تحصیل کنم.
من زندگی خود را صرف زندگی برای شما کردم.
آیا می دونی من چی می خوام؟
من هر کاری برای صلاح تو میکنم
فهمیدم.
20 ساله که حتی ژست خودت رو تغییر ندادی.
چقدر تغییر نکردنی هستی!
پسر ، نمی تونی جلوی مشاجره با پدرت را بگیری؟
مامان ، و تو
مسئوول هیچکدوم از ما نیستی
لازم نیست نگران باشی اگر من سرد یا گرم هستم ،
گرسنه یا سیر.
نه حتی برای پدرم
او می تونه مراقب خودش باشه.
شما باید برای خودت زندگی کنی.
گستاخ !
چطور جرات می کنی به مادرت آموزش بدی؟
چرا به او نمیگی از خانه فرار کنه؟
اگر او میخواد ،
من 100٪ طرفدارش هستم
تو...
کافیه!
همین
شما دوتا چتونه
شما همدیگر رو غالباً نمی بینید.
چگونه همیشه می جنگید؟
هنوز ازش مراقبت میکنی
چیزی رو که گفت نشنیدی؟
گروه گو چنین شرکت بزرگیه
چگونه می تونم به اون تحویل بدم؟
زیادی نگران هستی.
به هر حال تو اون میز رو زدی
شما می تونید آن را برای 30 سال دیگر اجرا کنید.
بعلاوه،
من واقعاً به شرکت شما علاقه ندارم.
بسیار خوب. تمومه دارم میرم.
ماهی که درست کردم رو امتحان کن.
اما من شما رو سرافکنده کردم
اصلا اینجور نیست
ببین
129امتیاز به زبان چینی گرفتید ،
127 در ریاضیات.
حتی در انگلیسی بالاتر ،
139 امتیاز
همه نمرات بالا
اما در آزمون جامع هنرهای لیبرال صفر
و در هیچ دانشگاهی ثبت نام نشدم.
دختر ، گوش کن نتیجه مهم نیست.
نیازی نیست خودت رو مقصر بدونی.
گاهی،
خدا پنجره شما رو می بنده ،
اون قطعاً در دیگه ای رو برای تو باز می کنه.
سوخت
No comments yet. Be the first to leave one.