Release info

The Law Cafe VIU E12-sunflowermag
A Commentary by sunflowermag
🌻 مجله آفتابگردان @sunflowermag 🌻

Tags

other
Published on: 2023-01-14
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

♥کافه قانون♥

"لی سونگی"

"لی سه یونگ"

♥کافه قانون♥

...تمامی افراد، سازمان ها، مکان ها و حوادث

"!در این سریال ساختگی بوده

درش بیارم؟- آره، درش بیار-

خودم در میارم، صبر کن

"شوهرِ سه یون"

لازم نیست جواب بدم

مهم نیست

کیم جونگ هو، درو باز کن

کیم جونگ هو! خوابی؟

رفتن

خوابیده؟

اینجوری فایده نداره، بهش زنگ میزنم

هی. صبرکن

...باید

باید پیرهنم رو بپوشم- باشه، بپوش-

چرا یهویی پیداشون شد؟

ببندش،ببند

چی؟ خونه بودی؟- چی؟-

آره- آره-

هی- هی-

اینجا چیکار میکنین؟- اینجا چیکار میکنین؟-

حتی زنگ هم نزدین

شماها چتونه؟

منظورت چیه؟- منظورت چیه؟-

چی؟- عزیزم-

!فکر کنم داشتن یه کار جیک تو جیک میکردن

فقط منم که چنین فکری میکنم؟

چرا همش میپرسی؟

بذار دفعه بعد از قبل بهشون زنگ بزنیم

خب ما که زنگ زدیم خودش جواب نداد

...خب

...از اونجایی که خودتون متوجه شدین

خدایا، چرا این همه چیز خریدین؟

گوشت هم گرفتین؟

خب؟ متوجه چی شدیم؟

چی میخواستی بگی؟

...خب ما- همونطور که متوجه شدین-

روز خیلی شلوغی داشتیم

قبلا هم بهت گفتم

اینکه تصمیم گرفتیم کارهای کافه رو باهم انجام بدیم

...آی خدایا، ایکه بخوای تا شب آخر وقت کار کنی

خیلی خسته کننده ست

یون آه یکم گوشت بخوریم؟

مطمئنین که میتونیم بیایم تو؟

میتونیم بیایم تو؟- معلومه، بیاین تو-

کارهای بیشتری هم هست که انجام بدی؟- داریم میایم تو-

معلومه، بیاین تو

هی داری خوش استایل تر میشی- اشتباهی پوشیدی-

بیا بریم یکم گوشت بخوریم، یون آه

خب کِی بهمون میگین؟

اینقدر اذیتشون نکن

ما داریم میریم- کِی؟-

هرکاری که داشتین میکردین رو ادامه بدین- ممنون برای غذا-

خداحافظ- خداحافظ-

بریم

به سلامت برسین خونه- باشه-

خداحافظ

"کافه قانون"

مشکل چیه؟- ها؟-

چرا باید رابطه مون رو از اونا مخفی کنیم؟

...آخه، هنوز یه روز هم نشده

نه، حتی هنوز یه ساعت هم نشده که توافق کردیم باهم قرار بذاریم

چرا مهمه که یه روزه یا یه ساعت؟

...اینجوری هم نیستش که

فقط بعد از یه ساعت دست از قرارگذاشتن برداریم

هیچوقت نمیدونی چی میشه

"هیچوقت نمیدونی چی میشه؟"

...خب منظورم اینه که

خجالت آوره که بخوایم به بقیه بگیم

خب دارم میگم که، باید بیشتر مراقب باشیم

...حالا که حرفش شد

بیا فعلا رابطه مون رو مخفی نگه داریم

الان چی گفتی؟

بیا رابطه مون رو مخفی نگه داریم

مگه ما کجاییم، تو یه شرکتیم یا دانشگاه؟

چرا باید مخفیش کنیم؟

آها، اون؟

حتما به خاطر اینه که تا حالا یه عالمه از رابطه هاشو خراب کرده

ما که نمیتونیم بگیم یه نفر توی قرار گذاشتن رابطه خوبه یا نه

...ولی کیم یو ری

واقعا افتضاح حساب میشه

اون سونبه ست

کجا؟

...اول از همه - دیدیش؟-

سلیقه اش توی مردها افتضاحه

متاسفم- متاسفی؟-

درباره چی متاسفی؟

اینکه ملاحظه نکردم و سرم گرم کار بود

!که جواب تماس هاتو ندادم

!درسته!، همین باید باشه

...پس نکنه

...چون سری پیش بخاطر قرارم با سه یون و بقیه

نتونستم ببینمت عصبانی هستی؟ بخاطر همین؟

...امروز

!امروز تولدمه

!عزیزم

خیلی بی ملاحظه ست

و یه عالمه چیز هست که از دوست پسرهاش براش مهمترن

!تو همیشه همینجوری

!لعنتی- !عزیزم-

!بدترینش اینه که با عجله بهشون حمله میکنه

خدایا، هرچی ویژگی برای دوست دختر بد هست رو داره

کسی بهش یاد نداده که دوست دختر بدی باشه

پس چجوری آخه چنین دوست دختر بدیه؟

!شرط میبندنم یکی بهش یاد داده

چی؟ کی؟

تو- !من؟-

خدایا. این چی داره میگه؟

شما دو تا نباید بهم دیگه توصیه کنین

این اولین دلیل برای خراب شدن رابطه هاشه

درباره چی حرف میزنی؟

عینک نیاوردم

برو بیارشون

جونگ هو هم با یه چندنفری قرار گذاشت

توی اون سالها همه چیزو پشت سر بذاره و سعی کرد یو ری رو فراموش کنه

سونبه، دوستت دارم

داری گوش میدی؟

آره، گوش میدم

بیا باهم قرار بذاریم، سونبه

چجوری میتونی اینکارو بکنی؟

کی آخه یه روزه حرفاشو پس میگیره؟

...حتی وقتی میری یه چیزی هم میخری

میتونی فقط بخاطر عوض شدن نظرت یه هفته ای پسش بدی

!ولی من که شیء نیستم

"کیم جی مین"

!آهای

اگه میخواستی اینکارو بکنی چرا بله گفتی؟

من بهت گفتم اگه کاری که میگمو بکنی سیلی نمیخوری

آخ

خدایا، جونگ هو عجب عوضیه

چنین کاری کرد؟

آره، تو بهش گفتی که سعی کنه با قرار گذاشتن بقیه رو فراموش کنه

همیشه خدا براش قرار جور میکردی

به سلامتی

تویی که اینجا از همه مشکل ساز تری

چیکار کنیم؟

میخوای باهام دعوا راه بندازی؟

نه، خانم

قول دادیم سر مشکلات بقیه باهم دعوا نکنیم

!ساکت

!لعنتی! بیدار شد! خوابوندنش خیــلی سخت بود

" اختلال اضطراب"

"کلینیک سلامت روانی بارون"

صبح بخیر

"کلینیک سلامت روانی بارون"

خسته ام

هیچکاری بکنم

فقط باهات یه فیلم میبینم

نه، بهتره که بری خونه ...فقط برو خونه و

قهر کردی؟

چرا باید سر چنین چیزی قهر کنی؟

اصلا هم قهر نکردم

باشه، هرکاری بگی میکنم

بیا مخفیش کنیم

جونگ هو

هی، هیونگ- دکتر پارک-

الان داری از سرکار برمیگردی؟

چتر نداری؟

الان سریع میام پایین

خوب شد بارون بند اومد

یکم پیش خیلی بارون سنگین بود

فضا برای تماشای فیلم ترسناک عالی بود

آها درسته، تو فیلم ترسناک دوست نداری، نه؟

حتما تو دوست داری

هیونگ تا الان نتونستی بفهمی؟

کیم یو ری تو این دنیا از هیچی نمیترسه

آها چرا، از یه چیز میترسه

اینکه مردم چه فکری میکنن

اینکه مردم ممکنه مارو چجوری ببینن ...اینکه چه فکری بکنن

ببخشید، پشه بود

هیونگ

اتفاقی افتاده؟

دقیقا

از یکم پیش دمغ بودی

چیزی شده؟

نه، هیچی نشده

بریم

سرده

"قسمت 12: مابین عشق و وحشت"

"کافه قانون

برنج دوباره خوب در اومده- آره-

وای خدایا، خانم گیم چون- خوبه، نه؟-

سوپ پنیرک هم خوشمزه شده- واقعا؟-

بخور- باشه-

هرچقدر میخوای بخور

دیگه چی میخوای؟

اوه این! بگیر بخور

باید یه عالمه گوشت بخوری

پس خانم چوی چی بخوره؟

تازه دستش رو شکونده بود

هنوز داره خوب میشه

بگیر

بخور

به هرحال، دکتر پارک کجا رفته؟

امروز ندیدمش

صبح دیدمش فکرکنم چیزی شده

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left