The first 200 lines.
!اون رو ببینید
،خیلی خب شماره 6 حالا باید چیکار کنیم؟
...قرار بود اینجا پناه بگیرم
ولی اینجا از چیزی که .فکر میکردیم، ضعیفتره
.حق با توئه، نمیتونیم زیاد اینجا بمونیم
میخواید امتحانی نفرینش کنم؟
اگه اون یه وسیلۀ جادویی باشه .پس نفرینم روش اثر میذاره
.رو آلیس امتحانش کن
اوه! بازم اون مزخرفات ماورایی؟
!یالا انجامش بده
معلومه که هیپنوتیزم .روی اندروید تأثیری نداره
!خیلی هم عالی !نشونت میدم که قدرتم واقعیه
هوی گریم، یه نفرین ضعیف اجرا کن ...که اگه شکست خوردی
،ای ارباب بزرگ زناریس ساما !بر این کوتوله مصیبت نازل کن
!باشد که سقف رو سرش خراب بشه
آخه چرا تو همیشه قبل از شروع مبارزه باید خودت رو ناقص کنی؟
فرمانده، فکر نکنم !دیوارها دووم بیارن
!سقفم داره بیشتر میریزه
!تسلیم نشید
تا وقتی تسلیم نشیم !بالاخره یه راهی برامون پیدا میشه
گوش کنید، هر اتفاقی هم که افتاد !باید زنده برگردیم
چطوره این دختره ...که فقط ظاهر خوبی داره رو بهشون بدیم
.و بخوایم که بیخیال ما بشن
فرمانده، میخوای من برم باهاش مذاکره کنم؟
خب ممکنه یه جورایی ...من و اون از یه گونه باشیم
،و میدونی خب .ممکنه اینجوری بفهمم از کجا اومدم
خودشه! وضعمون که دیگه !از این بدتر نمیشه
گوش کن رز، باید جوری رفتار کنی ...که فکر کنه تو از خودشونی
اگه آستاروت ساما بفهمه از یه بچۀ تازهکار .خواستم نجاتم بده، شخصاً منو میکشه
تو همین جا بمون .و از گریم بیمصرف مراقبت کن
.خودمون اونو یه کاریش میکنیم
ها؟! مطمئنی میتونی یه کاریش کنی؟
!هوی! مأمور مبارز آموزشی
تو کیساراگی رو دست کم گرفتی، ها؟
!تکنولوژی کیساراگی فوقالعاده است
اون قراضۀ گنده بک !واسه ما هیچ پخی نیست
صبر کن ببینم! از کی من شدم یه مأمور مبارز آموزشی؟
!من که همون موقع مخالفت کردم
پس با این حساب، آلیس یه ایدۀ به درد بخور نداری؟
...نمیشه گفت ندارم
.ولی با این حال، سه تا ریسک داره
اولی، باید بیخیال .تصاحب اون ربات بشیم
و اینکه آمادهای واسه امتیاز منفی شدن؟
ها؟ مگه امتیاز قرضی گرفتن رو ممنوع نکرده بودن؟
من از اونا خواستم که .به جز مواقع ضروری امتیاز قرضی بهت ندن
وگرنه تا الان .زیر بار قرض له شده بودی
از اینکه منو اینقدر خوب میشناسی ...خیلی خوشحالم
ولی مگه اون بار توی صحرا یه وضعیت اضطراری نبود؟
!تو زیادی به من سخت نمیگیری؟
اگه واقعاً اوضاع خطری میشد .درخواست میدادم
.ولی تو که نتونستی به سلامت برگردی
آخه من به قدرت زنده موندنت .اعتماد دارم
!لعنتی، این رفتارت واقعاً نامردیه
.باشه بابا، حالا اون ریسک آخری رو بگو
.ریسک آخری، خریدن زمانه
باید واسه یه مدت .تنهایی مشغول نگهش داری
.واسه وقت خریدن رو من حساب کن
من مأمور مبارز شماره 6 هستم .که به جون سختیش معروفه
نمیدونم با این امتیاز ...چی میخوای بگیری
ولی باقی کارها رو ...میسپارم به خودت
!شریک باهوش
به عقل و شخصیتـت ...هیچ امیدی ندارم
ولی وقتی حرف از مبارزه میشه ...خیلی روت حساب میکنم
!شریک قوی
قسمت 12
شریک قوی و شریک باهوش
هوی آلیس، داری کجا میری؟
لازم نیست بریم کمک فرمانده؟
.شما قراره به من کمک کنید
...مکانش
همون اتاق بزرگی .که ربات توش بود، خوبه
قراره با یه سری تجهیزات سنگین ...یه سلاح بسازم
ولی نمیتونم تنهایی .همۀ کارها رو بکنم
اینجور در نظر بگیرید که هرچی بیشتر لفتش بدیم !احتمال زنده موندن شماره 6 کمتر میشه
بسازی؟
!لعنتی، دیگه دارم خسته میشم
شماها! برید داخل !و اونا رو بکشید بیرون
اینجوری میبخشمتون که اجازه دادید !اونا وارد ویرانهها بشن
!هرچی شما بگید، راسل ساما
!همین الان همشون رو دستگیر میکنیم
!اینقدر مشت و لگد نپرون، فسقلی تخس
اگه خیلی دوست داری به دیوار بکوبی !برو به یه لاو هتل
ببینم، الان که قرار نیست که یه انسان عادی مثل تو با من مبارزه کنه، درسته؟
نمیدونم این وسیله ...از چی انرژی میگیره
ولی تا ابد که دووم نمیاره، مگه نه؟
.که اینطور
اومدی وقت تلف کنی تا انرژی این تموم بشه؟
شرمنده که نا امیدت میکنم ولی این وسیله !از نیروی زندگی خلبانش استفاده میکنه
یه کیمرا مثل من !میتونه اینو واسه یه مدت طولانی برونه
!برات متأسفم
خب که چی؟ !منم به مبارزات طولانی عادت دارم
میتونم ساعتها !به فرار کردن ادامه بدم
باشه، حالا که اینطوره !مثل یه ترسو بشین و ببین
!اول میرم سراغ دوستهات
!ترسیدی؟ آره، ترسیدی
!پشیمون شدم، اول تو رو له میکنم
لعنتی، همش داری !کارهای احمقانه می کنی
!این دیگه چیه؟
هوی! چند دقیقه پیش به من گفتی یه آدم عادی، مگه نه؟
ولی من خیلی وقته که !آدم بودنم رو رها کردم
!لعنتی
!چقدر میلولی
دیگه بفهم که قرار نیست !انرژی این تموم بشه
...راستی
...آره
...درسته که داری وقت تلف میکنی
ولی واقعاً دنبال تخلیۀ انرژی این هستی؟
شبیه اونایی هم نیستی که خودشون رو .برای نجات رفقاشون فدا میکن
هوی، کجا رو داری نگاه میکنی؟
،حواست جمع نباشه !پاره پارهات میکنم
اون فسقلی داره یه کاری میکنه، مگه نه؟
!بعد میام سراغ توی ضعیف
...فعلاً باید
به کی میگی ضعیف؟
!اسم منو یادت بمونه
،من مأمور مخفی شرکت کیساراگی !مأمور مبارز شماره 6 هستم
...درسته که نتونستم هیچ ترفعی بگیرم
!ولی یه مبارز با تجربه رو دست کم نگیر
!شوخی میکنی؟
اوه! چی شد؟ چی شد؟
این سلاح باستانی هم انگار .چیز خیلی مالی نیست
هوی، راسل آب بودی، درسته؟
انگار شما چهار ژنرال فقط یه مشت موجود ضعیفید، نه؟
!خیلی کُندی
.بالاخره گیرت انداختم
...وضعم خیلی ناجوره
.خوب تونستی به پر و پام بپیچی
فکر نکنی که به همین راحتی !خلاصت میکنم
.واقعاً که احمقی
...وقتی همچین حرفایی رو میزنی
.مطمئن باش که برعکسش اتفاق میوفته
این صدای چی بود؟
اون... بازم یه چیز .خیلی خفن احضار کرد
...هیچ شکی نیست
ماشینی که باعث ...قوت قلب برای متحدان
!و لرزه انداختن به اندام دشمان میشه
...افتخار کیساراگی !ماشین جنگی فوق بزرگ چند پا
...با اسم مستعار
!نابودگر
.شرمنده طولش دادم، شریک
.باقیش رو بسپار به من
!او... او... اون دیگه چیه؟
!آلیــــــس
!ترتیبش رو بده
بیدار شدی؟
برای درمان یه مقدار ...نانو ماشین بهت تزریق کردم
جایی از بدنت هست که درد کنه؟
.نه، درد خاصی حس نمیکنم
.پس خوش به حالت
ممکنه سرت آسیب دیده باشه .بعداً یه آزمایش دقیق ازت میگیرم
اگه بیشتر از این ...مغزت معیوب بشه
.این منم که تو دردسر میوفتم
چطور دلت میاد به یه فرد مصدوم این حرف رو بزنی؟
راستی، اونجا چه اتفاقی افتاد؟
.معلومه که بردم
.اون ربات رو قوطی کردم
!دمت گرم، آلیس
.الحق که اسم نابودگر برازندهشه
ماشین دشمن قویتر بود .ولی من خلبان بهتری بودم
یه مقدار آسیب دید .ولی جدی نیست
آسیب؟ مشکلی نداری؟
.نه
خب اون نابودگر با ارزشمونه .که تو به خاطرش رفتی زیر قرض
تعمیرش کمی زمان میبره .ولی جوری تعمیرش میکنم که کار بده
...چیزی که پرسیدم درمورد
.نه، چیزی نیست
درضمن راسل رو هم .اسنو و رز دستگیر کردن
ارتش توریس هم ...که نزدیک اینجا شده بود
تا با نابودگر تهدیدشون کردم .پا به فرار گذاشتن
.اوه! خوشحالم که اینو میشنوم
راستش نقشۀ خوبی .واسه اون فسقلی دارم
باقی موندۀ ارتش ارباب شیاطین چی شد؟
.اونا رو که مرد ببری دخلشون رو آورد
.درضمن سرزمینشون هم تسخیر کرد
اینجوری مأموریتی که آستاروت ساما .به ما داده بود رو هم انجام دادیم
...فقط میمونه مذاکرۀ صلح با توریس
.که اونم به عهدۀ پرنسسه
.که اینطور
...پس فقط یه سؤال هست که ازت دارم
چرا داری شرت منو در میاری؟
.درش نمیارم
.داشتم میکردمش پات
!مهم نیست کدومشونه
چرا وقتی خواب بودم شرتم رو کندی؟
همونه، ها؟
خیلی دوست داشتی جناب خان رو ببینی، ها؟
علاقهای به دیدن .چونچونماروی جنابعالی ندارم
داشتم دمودستگاهت رو .نظافت میکردم
!بهش نگو چونچونمارو
...حداقل یه اسم پر ابهت روش بذار که
ها؟ دمودستگاه؟ مگه چند وقت خواب بودم؟
.تقریباً سه روز
خب وقتی اینقدر خواب باشی .عادیه تو خودت بشاشی یا گوه کنی
...من دیگه نمیتونم دوماد بشم
!اینقدر نقنق نکن، عنو شاشو
!تو رو خدا منو با این لقب صدا نکن
وقتی پیر بشی و نتونی حرکت کنی ...خودم تا آخر عمرت ازت پرستاری میکنم
.شریک
...درسته
...آستاروت ساما هیچ رقمه پا نمیده
No comments yet. Be the first to leave one.