The first 190 lines.
Kara
آیوفیلم تقدیم میکند
.استراحت نهار رو دوست دارم
هرچند که نامرئی بودنم مشکلات زیادی رو .توی زندگیم درست میکنه
میتونم توی جای مورد علاقهم .نهارمو بخورم بدون اینکه ببیننم
خب پس، امروز باید کجا غذا بخورم؟
.دیروز توی کلاس موسیقی خوردم
.دو روز پیش توی آزمایشگاه غذا خوردم
،امروز هوا خوبه .بیرون غذا خوردن میتونه ایدهی خوبی باشه
.یه جورایی از این وقت روز لذت میبرم
نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم اما حس میکنم که دارم یکم شیطنت میکنم
.استراحت نهار مثل یه ماجراجویی کوچیکه
.همهجای مدرسه جاهایی برای نشستن هست
.جاهای زیادی برای غذا خوردن هست
.همف
.گمونم امروز اینجا غذا بخورم
.خدایا، داشتم دنبالت میگشتما
...اما امروز
.کوبو سان یه بار دیگه پیدام کرد
:مترجم
Kara
آیوفیلم تقدیم میکند
لطفا فقط برای یه لحظه
زمانو نگه دار
کی شروع شد؟
نمیتونم به یاد بیارم
کی واقعا اهمیت میده؟
«مهم نیست»
خندیدن یا اشک ریختن
هر وقت که ما فهمیدیم
یا انقدری میگذره که نمیشه ازش استفاده کرد
آماده؟ با تغییر رنگ چراغ راهنمایی برید
هیچ حرفی لازم نیست
!مطمئنا میتونیم انجامش بدیم
حتی اگه عشقولانه نبود
حتی اگه خسته کننده بود و من شکایت میکردم
این روز رو یادم میمونه
کی؟ نمیدونم
کلمات عشقولانه نیاز ندارم
فقط یه چیز میخوام
بذار زمان برای یه لحظه
...متوقف بشه
احساسات جاری میشن
لطفا فقط برای یه لحظه
زمانو نگه دار
کی شروع شد؟
نمیتونم به یاد بیارم
کی واقعا اهمیت میده؟
«مهم نیست»
خندیدن یا اشک ریختن
هر وقت که ما فهمیدیم
یا انقدری میگذره که نمیشه ازش استفاده کرد
آماده؟ با تغییر رنگ چراغ راهنمایی برید
هیچ حرفی لازم نیست
!مطمئنا میتونیم انجامش بدیم
حتی اگه عشقولانه نبود
حتی اگه خسته کننده بود و من شکایت میکردم
این روز رو یادم میمونه
کی؟ نمیدونم
کلمات عشقولانه نیاز ندارم
فقط یه چیز میخوام
بذار زمان برای یه لحظه
...متوقف بشه
احساسات جاری میشن
قسمت 5: روز سفید و سرنوشتی برای احساسات
کوبو سان، چرا اومدی اینجا؟
!بیا باهم نهار بخوریم
ها؟
.اما تو همیشه با دوستات غذا میخوری
اوه، تاما توی جلسهی کمیتهست و هازوکیم جلسه انجمنش رو داره
.اوه باشه
.اره، درسته
نمیخوای بخوری؟
.اوه، آره
!واو
!بنتوت خوشمزه به نظر میاد
تاماگویاکی و سوسیسهای اختاپوسیت، خیلی !خوب به نظر میرسن
...تو
میخوای یکم بخوری؟
واقعا؟ مشکلی نیست؟
آره
.خیلیخب! بیا تاماگویاکی مون رو معامله کنیم
.ها؟ نیازی به این نیست
!بفرما
.اوم
هممم؟ نمیخوای بخوریش؟
.ممنون
آه
.نزدیک بودا
.بد شد
چی؟
همم، چی واقعا؟
.بفرما کوبو سان
.ممنون
!ممم
.تاماگویاکیت خوشمزهست
چیزی شده؟
.نه، فقط خوشحال شدم لذت بردی
.یکی از تاماگویاکیای منم امتحان کن
!عالیه
.تاماگویاکی کوبو سان
!واقعا خوبه
!درسته
!!من درستشون کردم
.امکان نداره
.خوب، دروغ گفتم
چیزی شده؟
.فهمیدم
.تو میخواستی دست پخت منو بخوری
.فقط باید بهم میگفتی
.من اینو نگفتم
.چارهای ندارم
.یه چیزی درست میکنم و دفعه بعد برات میارم
.اما من ازت نخواستم
پس بیا دوباره باهم نهار بخوریم، باشه؟
.باشه، هر وقت حسشو داشتی
.زل زدن
کوبو سان؟
!اوه، اختاپوسم
هی شیرایشی کون، چه نوع غذایی دوست داری؟
...اما از اون مهمتر اختاپوسم
غذای مورد علاقهت چیه؟
.فک کنم، همبرگر
.فهمیدم
.مال مت تاس کبابه
اوه، واقعا؟
.اره
.زودباش، بخور
.باشه
گرمتر از روزای عادیه، نه؟
وقتی فکر میکنم میبینم این اولین باره بنتوی یکی دیگه رو دیدم
.آره درسته
این عادیه
.تاحالا نهار رو توی مدرسه با کس دیگهای نخوردم
!خیلی خوبه
.کوبوچی اخیرا خیلی بانمک شدی
میفهمم. انگاری داره میدرخشه
چی؟ این غیرمنطقیه
کسی رو دوست داری؟
میو
...هههه
کسی رو دوست دارم؟
.اوه درسته، هنوز مونده که عاشق بشه
ها؟ واقعا؟
.هنوزم مثل بچهست
.برای همین همچین واکنشی نشون داد
...برای من
!اولین عشقم پدرم بود؟
جدی میگم، وقتی کلاس اول بودم میخواستم با بابام ازدواج کنم، مشکل من چیه؟ چه گناهی کردم؟
.داستان عالی
مطمئنا بابات از شنیدن این حرف خوشحال میشه
تو همچین قیافه خوشگلی داری و هنوز اولین بوسهت رو انجام ندادی؟
میشه بدزدمش ؟
صب کن، چی؟
اوه؟
.بههرحال، برگردیم به بحث خودمون ناگیسا
،کسی هست که بهش علاقه داشته باشی اما روش کراش نداشته باشی؟
...کسی که بهش علاقه داشته باشم
مثلا کسی چشمت دنبالش باشه ،همیشه بهش فکر بکنی
و میخوای خیلی باهاش صحبت کنی؟
کیه؟
.شیرایشی کون
...شیرا
خودم رو تو این فکر میبینم که نامرئی بودنش .تا کجا پیش میره
.وقتی چشمام رو ازش برمیدارم، یهویی میبینم نیست
هممم. به نظر این بیشتر از .دوست داشتن یا عشقه
چرا؟
ها؟
چرا همچین پسر متوسطی؟
.اون ورزشکار، دانش آموزش زرنگ یا جذاب نیست
پس چرا؟
.تاما، بسه دیگه
شاید شیرایشی کونی ...که شما میشناسین اینطوری به نظر برسه
!خیلی خوبه
اما من نقطه قوتای شیرایشی کون .رو بیشتر از تو میدونم
دوست ندارم که مردم در موردش .بددهنی بکنن
!منظورم اون نبود
.میدونم
.خیلی تند گفتم
حالا که حرفش شد، نقطه قوتای شیرایشی چیه؟
چرا میپرسی؟
.کنجکاویم تحریک شده
.این محرمانهست
،نسبت بهش خیلی احساس مالکیت میکنی !چقدر غیر منتظره
!درست نیست
.من صاحبش یا همچین چیزی نیستم
پس حست چیه اگه ببینی شیرایشی با یه دختر دیگه صحبت میکنه؟
...شیرایشی کون
...با یه دختر دیگه
صحبت کنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.