The first 200 lines.
ما رو زيرِ نظر دارن
...دولت يه تکنولوژي مخفي داره
يه دستگاه که در هر ساعتي از روز جاسوسيِ شما رو ميکنه
من اون دستگاه رو طراحي کردم تا ،جلوي حملات تروريستي رو بگيره
...اما اون همه چيز رو ميبينه
جرائم وحشتناکي که مردم عادي ،درگير اون ميشن
دولت اين افراد رو نامربوط ميدونه
ولي ما نه
،توسط مقامات تحت تعقيب هستيم پنهاني کار ميکنيم
شما هيچوقت ما رو پيدا نميکنيد
،ولي چه قرباني باشيد چه شريک جُرم
،اگه دستگاه شمارهتون رو بده ما پيداتون ميکنيم
خب، اينجا چي داريم پسرا؟
بنظر ميرسه خودشو پرت کرده پايين
کارت شناساييش ميگه اسمش ابيل ميندلر" ـه"
راننده مُرده
به درک. کاميون من کجاست؟
تو پيدا کردنِ قاتلِ
آشپز غذاهاي فست فودمون شانسي داشتي؟
!آره، هر شانسي که فکرشو بکني
!بخوابين رو زمين
،وندل ماجوکي"، شايد دفعهي بعدي"
!بهتر باشه با زنِ صاحبکارِت نخوابي
!روز خوبي داشته باشي. بيا بگيرش
چه غلطي ميکردي!؟
ما همين الان جلوي يه جنايت رو گرفتيم
بهم تبريک نميگي!؟
همين الان کارم اينجا تموم شد، هارولد
اوه، خوبه. يه شمارهي جديد داريم
دارم جزئياتش رو برات ميفرستم
اميدوارم بهتر از اين يکي باشه
!قهرمان مني
و آيا اجازه داري تماسهاي شخصي بگيري؟ نه اجازه نداري
و آيا آدماي بيکارِ مشتاقِ ديگهاي هستن که اگه تو نخواي، دنبال اين کار باشن؟
خب قطعاً بله، هست
آيا من حرفت رو ميفهمم؟ بله، ميفهمم
به "ويترتون" خوش اومدي
من بايد تمام روزم رو صرف اينکار بکنم؟
حس ميکنم روحم داره تيکه تيکه نابود ميشه، هارولد
ميدوني که "والتر دنگ" از اين جاننثاريِ متافيزيکيت خيلي خوشحال ميشه
،خب شايد بخاطر اين دستگاه شمارهش رو داده
چون شايد ترجيح داده بميره تا عين !گوشت گوساله تو ماهيتابه سرخش کنن
کاملاً برعکس، آقاي دنگ الان حدود 6 ساله که داره
...براي شرکت بيمهي ويترتون کار ميکنه ،يه شغل ثابت
،نه دارو مصرف ميکنه نه مشکل مصرف الکل داره
جرمي بيشتر از جريمه شدن هم نداره
همکارمون، جان، داره سعي ميکنه اطلاعات بيشتري پيدا کنه
هارولد، مشکلي هست؟
.اوه، نه اصلاً فقط از تلفنِ ماهوارهاي
بجاي شبکهي مخفيمون باهات تماس گرفتم
تا موقعي که از يه سري کلمات خاص استفاده نکنيم، امنه
...منظورت کلماتي مثل
سامري ـه
آره، مثل همون
اوه، لعنتي. نه
بذاريد کمکتون کنم
تو والتر هستي، درسته؟
سلام
من ثمين هستم، تازه استخدام شدم
سلام ثمين، من... من والتر هستم
...ولي همين الان اسمم رو گفتي. آم
خيليخب، آم، اينا فُرمهاي جديد واسه بيمهي عمر هستن
!چه خوب
چهار روزه هيشکي به اين نه زنگ زده نه مسيج داده؟
يعني نه دوستي، نه خونوادهاي، هيچي نداره؟
و با اينحال بازم يه نفر هست که دلش ميخواد اونو بکُشه
الينا"؟"
واقعاً بخاطر برادرت متأسفم
ممنونم، والتر
اسمِ اون "الينا ميلر" ـه
اي کاش ميتونستم کمکت کنم
اينور و اونور شايعاتي شنيدم که
برادرش، ايبل چند روز پيش خودشو کُشته
هنوزم داره آزارم ميده
که چرا حتي يه يادداشت هم واسم ننوشته
خب، من دارم روش کار ميکنم
رو چي کار ميکني؟
رو چي کار ميکني؟
آم، هيچي. بـ... بيخيال - نـ... نه -
خيلي عجيبه - خيلي متأسفم -
!البته
الان داره چيکار ميکنه؟
خب، بنظر مياد داره سعي ميکنه يه گوشيِ موبايل رو تعمير کنه
اون همين الان سيمکارتش رو درآورد و انداختش تو يه گوشيِ اعتباري ديگه
بذار ببينيم اون سيمکارت از کجا اومده
خيليخب، بذار ببينيم چي توشه
وايسا ببينم
اون داره ميره
من ميرم دنبالش
.نه، ثمين. جان طبقهي پايين هست تو رو يه جاي ديگه لازمت دارم
جداً؟
خيليخب، اون داره ميره سمت خيابون 150 ام
کسي ميدونه کجا داره ميره؟
نه. تو چي هارولد؟
هارولد؟
عزيزم
ميشه بگي دقيقاً کجايي؟
ببخشيد. پرفسور ويسلر تو يه کنفرانس ـه
مدير دانشکده اصرار داشت که حتماً بيام
فردا بايد يه مقاله رو
به 500 تا استاد مزخرف ارائه بدم
اوهوم. بوستون؟ آتلانتا؟
هونگ کونگ. 16 ساعت تو هواپيما بودم
ثمين، ميتونم بهت اطمينان کنم که ميتوني
از پسِ اطلاعات کامپيوتري که شمارهي جديد بهمون ميده، بر بياي؟
.مشکلي نيست ميتونم نقش آدم خرخون رو هم بازي کنم
داري پشت کامپيوتر من چيزي ميخوري!؟
!شايد
فقط خواهشاً ريخت و پاش نکن! موفق باشي
والتر رفته تو يه هتل قديمي توي واشنگتن هايتز
دارم آدرسش رو برات ميفرستم
شايد مشکل مصرف مواد داره ما خبر نداريم
ممکنه بدتر از اون باشه
،همکارِ والتر، الينا
...برادش ايبل خودکُشي کرده بود
آره
اينکار رو با پريدن از پلههاي... اضطراري اون هتل انجام داده
والتر چه غلطي داره ميکنه؟
خب، در حال حاضر که داره پلههاي اضطراري رو بررسي ميکنه
که چي بشه؟
.شايد ميخواد مدرکي رو مخفي کنه اون اسلحه داره، شاو
خب، اسلحهش غيرقانونيه، ثبت نشده
ببينم کاملاً مطمئنيم که مرگِ ايبل ميندلر، خودکُشي بوده؟
منطقهي با اوليت نظارتي بالا؛ متروي نيويورک، نظارت دقيق
درحال نظارت بر مُهره اصلي؛ کُلون، هونگ کونگ / هدف : مدير سيستم
بفرمائيد، پرفسور
پرفسور ويسلر
هارولد ويسلر
بت بريجز" هستم، سلام. من" خيلي مشتاق بودم که شما رو ملاقات کنم
جداً؟
شما قراره مقالهتون رو دربارهي اقدامات احتياطي
در سيستمهاي تکامليِ عصبيِ تصميمگير ارائه بدين
خب، بله
هر نتيجهاي که شما بهش رسيدين
کاملاً و از اساس اشتباهه
اوه - امکان نداشت شما مقالهاي بنويسين -
که منو بيشتر از اين اذيت بکنه
علم اخلاق نيازمند اين نکته است" که ما به آرامي
،در تجزيه و تحليلهاي پيشبينانه "...پيشروي کنيم
خب پس نوآوري و خلاقيت چي ميشه؟
اوه، شما از فعالان کُنشگرايانه هستين قوانين و يا کارهايي که کُنشگرايانه هستند، در جهت ) ( اتفاق افتادن پيشامدي قبل از موعد مقرر انجام ميشوند
،اقدامات احتياطي ...پرفسور بريجز
پرفسور"؟" خواهش ميکنم، استادي براي گذران زندگيمه
خانم بريجز، اقدامات احتياطي هستن که فقط ميتونن
چارچوب ممکن و مورد نياز رو براي زمياني ايجاد کنه
که دارين سيستمهاي تکامليِ عصبي رو
مورد مطالعه قرار ميدين
خب، مردم حق دارن بدونن
و اين حقيه که به گردنِ دانشمندانِ مسئوليتپذير هست
ميدونستم قراره از هونگ کونگ لذت ببرم
هي، ريس، من داشتم به اين گزارشهاي پليس
که فاسکو فرستاده نگاه ميکردم
ممکنه که خودکُشي نبوده باشه
متأسفانه فکر ميکردم همينو بگي
ايبل ميندلر، يه رانندهي کاميون ،واسه يه شرکت محلي بوده
پارسال از کار بيکار شده، همهچيزش رو هم از دست داده
آره، ولي مردم معمولاً کمتر از اين مدت بيکار ميمونن
خب، اين چيزيه که همه فکر ميکنن
،الينا گفت که حتي برادرش افسردگي داشته
...ولي مسأله همينه بر اساس اين گزارش
يکي از مسافرينِ هتل گفته قبل از اينکه ايبل از پلهها پرت بشه
صداي داد مردي رو شنيده
و هيچکس هم دنبالش رو نگرفته؟
اون زن اعتراف کرده که موقع شنيدن صدا ،مست بوده
و بخاطر همينم پليسا حرفش رو باور نکردن
ولي هنوزم ممکنه که ايبل ميندلر
داوطلبانه نمُرده باشه
،خب، هر اتفاقي که افتاده والتر قطعاً يه چيزي ميدونه
اون سيمکارتي که توي اون ،گوشي اعتباري انداخت
متعلق به ايبل بوده
،هيچ نظري نداري چرا والتر سيمکارت اون مرد مُرده رو برداشته؟
نه. من هرچي تو اون سيمکارت بوده رو زير و رو کردم
هيچ مسيج يا تماسي بين اون يا والتر رد و بدل نشده
،اوه، ولي يه يارويي به اسمِ "آم، "بنکز ون هس
خيلي به ايبل مسيج داده
دربارهي اينکه "بنکز" چه اسم احمقانيهايه؟
،تقريباً... دربارهي تحويل يه محمولهي مهم
که با عقل جور در مياد، چونکه ون هِس، سرپرستِ
ترخيص کالاها تو يه فرودگاه محليه
...چه بامزه
!والتر هم همين الان رسيد به يه فرودگاه
حواست بهش هست؟
آره، يه جورايي
ببخشيد. ميتونم کمکتون کنم؟
،"بازرس "جک فورج از نيروي ويژه
بازرس؟
من بايد با سرپرست ،ترخيص کالاي اينجا صحبت کنم
آقاي ون هس، ولي درِ اينجا قفله
خيليخب، بذاريد خبر بدم
،هي. اينکار رو ميتوني انجام بدي پسر جون
ولي اينطوري ممکنه پروندهي منو به فنا بدي
کدوم پرونده؟
يه پرونده قتل
خيليخب
!ناکِس خوب بلده
خب، چي ميدوني، ريس؟
فکر ميکنم فقط تو نيستي که داري وانمود ميکني پليسي
آقاي ون هِس؟
آقاي ون هِس؟
بنکز ون هِس؟
No comments yet. Be the first to leave one.