The first 200 lines.
.کمک. کمک. کمک
.من سرگردانم. همیشه در حال جستجو هستم
.تو منی و من تو هستم
.و دوباره یکدیگر را خواهیم دید
.کسی نمیتونه گولم بزنه
.کسی نمیتونه فریبم بده
.من سرگردان هستم
.و تو تا ابد مال منی
.چه کوههای ترسناکی
.میگن کوهها پشت مار هستند
.اون روی شکمش خوابیده
.بعد از بارون میتونی انعکاس پولکهاش رو ببینی
.و رنگینکمان اینطوری به وجود میاد
گاهی وقتها مار سرش رو بالا میاره
.اگه با دقت نگاه کنی میتونی ببینیش
.بچه رو اینطوری نترسون
.من نمیترسم. مارها بد نیستند
.خیلی فرهنگها باور دارند که خوششانسی میارند
اونوقت این فرهنگها کدوم هستند؟
.یه سری فرهنگ آفریقایی
.مارها هدایتکننده ارواح به زندگی بعدی هستند
این چیزها رو از کجا یاد گرفته؟
.تو یه کتاب خوندم
.دختر باهوش
.نزدیک شدیم
.رسیدیم
.اینجا رو نگاه کن. زمان خیلی زیادی میگذره
.چقدر تاریکه
ویلیام؟
کجایی؟
!میشه شمعها رو نگه دارم؟ خواهش میکنم
.مری، لعنتی - !مری -
!مری
.شمعها خاموش شدند
چرا سرت رو انداختی زیر و رفتی؟ !ترسیدم
بیا برگردیم تو ماشین .تا بفهمیم کجا امنه
میشه یه اتاق واسهمون آماده کنی؟ - .آره -
.اون برگشته
.این همون مزرعه آقا جونه که همش در موردش حرف میزدم
نظرت چیه؟
.دوستش دارم زندگی اینجا چه شکلی بود؟
.مثل بقیه مزرعهها
.بابا صبح زود بیدار میشد و تا غروب خورشید کار میکرد
.بعضی وقتها تا غروب خورشید نمیدیدمش
اینجا دوستی داشتی؟
.آره بعضی وقتها بچههای روستا میومدند بازی
.یه روستا نزدیک مزرعه هست
.باباهای بعضیهاشون اینجا کار میکردند
،یه پسر به خصوصی بود
.اسمش فکر کنم سیا بود
.باباش پزشک روستا بود
سانگومایی بود؟
تو از کجا میدونی؟
.مدرسه
.سانگوماها میتونند اجدادشون رو سحر و جادو کنند
.مثل روح هستند، البته از نوع دوستانهش
.ولی بعضی وقتها هم عصبانی میشند
.همهش تخیلیه، می
.همهش تخیلی نیست، خاله سارا. واقعی هم هست
خب دیگه حرف روح بسه .تا موقع خواب کابوس نبینیم
.بذارش واسه فردا .فعلاً برو بخواب
...ولی من میخوام - .نه نه نه، فردا کلی وقت داریم -
.باشه
.ببین چی پیدا کردم
این چیه؟
.پوتینهای قدیمی پدرم .فقط یکم بزرگ هستند
.احسنت، بالاخره پا جای پای پدرت گذاشتی
.میرم بیرون یه نگاهی به اطراف بندازم
.برم ببینم ژنراتور کار میکنه یا نه .تا بعدش برق رو وصل کنم
میشه منم بیام؟
.تو بمون و به سارا کمک کن بعدش همه چیز رو نشونت میدم، باشه؟
قول میدی؟
.قول میدم
مری؟
!مری
.اینجا اتاق مامانم بوده
وای. همه اینها مال اون بوده؟ .چه گنجینه خوشگلی
میخوام امشب اینجا بخوابم، میشه؟
!خواهش میکنم
.نمیدونم، آخه اینجا خونه بزرگیه
این همه راه رو میتونی تنها بیای؟
.بذار ببینمت. وایسا صورتت رو پاک کنم
.پیس. پیس
.اگه این لگن کار کنه خوب میشه
آخه تو در مورد وسایل برقی چی میدونی، آقای حسابدار؟
.تلاشم رو میکنم
تو اون کلبه چیه؟
ویل؟
.نمیدونم والا، درش قفله
.یواشکی دنبال کردن آدمها کار خوبی نیست
گم شدی، خانم کوچولو؟
.اذیتشون نکن. خواهش میکنم
.یه چیزی بده بخورند
.مرسی آقا
این مرده؟
،آره خانم کوچولو .مدتیه مرده
.بیا نزدیکتر ببین
.ولی در واقع زندهس و سرشار از زندگی
اینجاها رو میبینی؟
.مرگ زندگیه و زندگی مرگه
این کرمهایی که میبینی واسه زندگی .به لاشه حیوان نیاز دارند
.با کرمها خیلی فرق دارند
.اینها از یه چیزی تغذیه میکنند و به چیز دیگه تبدیل میشند
.کرمهای من به حشره تبدیل میشند
.اسم من لازاروسه
.اسم من مریه
.از آشنایی باهات خوشبختم مری
خب، اینجا چیکار میکنی؟ وسط جنگل اونم تنهایی؟
.تازه اومدیم به مزرعه
.داشتم دنبال غذا واسه کرمهام میگشتم
میخوای باهاشون آشنا بشی؟ - .آره، چرا که نه -
.اینها کرمهای من هستند
.اسم این ببریه چون پشتش راهراهه
.سلام ببری
این یکی اسمش آقای بداخلاقه .چون قیافهش همیشه بداخلاقه
.اینها هم توتو و ویلیام و سارا هستند
....و به زودی پیله میبندند
.و تبدیل به پروانه میشند
،آره، ولی هیچوقت من رو ترک نمیکنند .چون ما دوستهای همیشگی هستیم
میشه کمکم کنی برگردم مزرعه؟ .فکر کنم گم شدم
.ویلیام
.سلام! مری، بیا اینجا
تو کی هستی؟
...اسمش لازاروسه - .حرف نزن مری -
.عذر میخوام خانم
.نمیخواستم اذیتش کنم
.دنبال آقای زیل میگشتم اینجاست؟
کمکی از من برمیاد؟ - .روز بخیر قربان -
.اسمم لازاروسه. قبلا واسه پدر شما، آقای زیل کار میکردم
آره ولی ایشون فوت کرده، چه کاری میتونم براتون بکنم؟
.خب، من این خانم کوچولو رو وسط جنگل پیدا کردم
.چی؟ بهت گفتم دور نشو، خطرناکه
.ببخشید، کرمهام گرسنه بودند
.همونطور که گفتم، قبلاً برای پدرتون کار میکردم
...اگه کمکی لازم داشتین، خوشحال میشم
.خیلی ممنون آقا
.لازاروس هستم - .آقای لازاروس -
.فعلاً به کمک کسی نیاز نداریم
،آره فعلاً زوده ،چون تازه نقل مکان کردیم
.ممنون که مری رو برگردوندین
.بیا، مال تو لازاروس
.ممنون قربان
.خانم، بازم عذر میخوام
.نمیخواستم باعث نگرانیتون بشم
.از آشنایی باهات خوشحال شدم، مری
.بای بای، لازاروس
مری، اگه یه بار دیگه غریبه بیاری اینجا .تو دردسر میوفتی
.اولین ایستگاه پلیس با اینجا کیلومترها فاصله داره
.آروم باش، قبلاً اینجا کار میکرده و سارا رو آورد
.مرد مهربونی بود
.کافیه مری. برو داخل
چرا اینقدر بهش سخت میگیری؟
.میتونستیم از کمک طرف استفاده کنیم
.درستش کردی
.عجیبه
.میرم یه بررسی بکنم .همینجا بمونین
هی! چیکار میکنی؟
...اه، قربان
.زندگی بدون برق مشکله، قربان
دیدم مشکل دارین و واسه همین .گفتم کمکتون کنم
چیکار کردی؟
...مشکل از فیلتر دیزلش بود قربان
.کثیف شده بود
.واسه همین گازوئیل تو سیلندرش نمیرفت، قربان
.منم تمیزش کردم
.آخه منم همین کار رو کردم
.خب، حالا که کار میکنه قربان
.ممنون لازاروس
.خواهش میکنم قربان
.شب خوبی داشته باشین، قربان
لازاروس! گفتی واسه بابام کار میکردی؟
.گذاشتم بره تو کلبه بخوابه - چیکار کردی؟ -
.ژنراتور رو تعمیر کرد، سارا
واسه چی بذارم شب تو تاریکی بخوابه؟
.اینجا خیلی کار داره. کمک لازم دارم
.نه، امشب باید بره
تو چت شده، سارا؟
.اون مری رو برگردوند
.قبلاً اینجا کار میکرده و به درد میخوره
.یه چیزی درموردش هست که نمیتونم اعتماد کنم
!سارا بس کن
.مری میخواد تو اتاق مادرش بخوابه
.لامپ سوخته .تو راهرو شمع بذار
مشکلی واسش پیش نمیاد؟ - .چیزیش نمیشه -
.خوابهای خوب ببینی عزیزم
.میدونی که کجاییم
هر موقع خواستی بیا، باشه؟
.نگران نباش .تو اتاق مادرم حس امنیت میکنم
.ببخشید سرت داد زدم، مری
.مادرم همیشه میگفت با غریبهها حرف نزن
...بعد وقتی با اون مرد دیدمت - لازاروس؟ -
.لازاروس
.وحشت کردم
.مراقبتم
همه چیز مرتبه؟
سارا؟
.چیزی نیست. خواب بد دیدم
مشکلی نیست؟
.نه. برگرد بخواب
...اون برگشته و خطرناکه
No comments yet. Be the first to leave one.