The first 200 lines.
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
موقع مشت زدن ضربههام بهت میخوره
،ولی وقتی قلبتو هدف میگیرم همیشه خطا میره
موازی، زیگزاگی، ناهنجار، نامنسجم
وقتی بهم نگاه میکنی و میای نزدیکم
میدونم معناش واسه تو فرق داره
ولی کاش برای همیشه همینطوری میموندیم
احساسات در حال تغییر من مرا دیوانه میکند
وقتی چشم تو چشم میشیم خودت تلپاتی احساستم رو بفهم
اگه جفتمون میتونستیم یه احساس داشته باشیم
میخوام این ظرافت بازی مزاحم رو کنار بزارم
،من میخوام همه چیز رو بدونم من میخوام همه چیز رو بدونم
نمیتونم تا ابد گولت بزنم
نمیتونم پنهانش کنم
میخوام رازمو فریاد بزنم، آههه
بفهمش! تلپاتی
ت-ت-ت-ت-تلپاتی
تلپاتی
روقول جونیچیـ
.قول جونیچیرو
دلیلی که میخوای قوی بشی به خاطرش چیه؟
.فقط میخواستم به بزرگی چیزی که جلوم بود برسم
،اولین بار ده سال پیش دیدمش
.فردای روزی که از توکیو اومدم اینجا
!یوهو
تو دیروز اومدی اینجا، نه؟
کجایی بودی؟
.توکیو
!توکیو؟
توکیو همونی نبود که همه ،ساختمونهاش بزرگ و خرکی بلنده
و همه آدماش تو آسمونا زندگی میکنن؟
تو هم اونجا بودی؟
.آره
!!این خیلی خفنه
،اوه، همه ماشینها هم پرواز میکنن
و رباتهای بزرگ همینطوری اون وسط واسه خودشون راه میرن، آره؟
.آره بابا چرا که نه
!این خیلی باحاله
خب، این حال میده؟
!بزار یه دقیقه هم من بازی کنم
...هی، نکن
!!نشکنیش ها!! به خدا جراتشو نداری بشکنیش
!نترس بابا
2دقیقه بعد
!اصن چطوری این ممکنه؟
...فکر کنم یکم سفت فشارش دادم
چ-چه غلطی کردم الان؟
.این کافی نیست
ها؟
.من یه چیزی که واست مهم بود رو شکوندم
!!1000بار دیگه منو بزن
!تا انجامش ندی آروم نمیگیگیرم
...م-مشکلی نیست
مطمئنی یه ضربه کافیه؟
!مطمئنم
!خب حالا یکی بهت بدهکارم
من توموام. اسم تو چیه؟
...منم... جونیچیروام
اینطوریاست؟
!اسم قشنگی داری
!درود
.تو باید جونیچیرو باشی
!ب-بله قربان
!من واقعاً شرمندهام
!ها؟
.تومو دردسر بدی واسه شما درست کرده
این بچه رفته راستشو گفته چه اتفاقی افتاده؟
اونم به همچین بابای ترسناکی؟
،به عنوان پدر تومو تمام خسارتش رو پرداخت میکنم
ولی چیز دیگهای نمیخوای؟
.نه والا، همه چی اوکیه الان
!آروم نمیگیگیرم
!الحق که پدر و دخترن
!هی گورو! چه غلطی داری میکنی؟
!آکمی
!همسایه های جدیدمون رو نترسون !تازه اومدن اینجا اینا
...اوووم
چرا اینا رفتن پشت من؟
.شرمندهام بابت اینا
این احمقای من اذیتت کردن، آره؟
...چ-چیزی نیست
!باشه، دنبالم بیایید
.بعداً خودم با پدر و مادرش صحبت میکنم
حتماً براش جبران کن، باشه؟
.چشم
.واقعاً شرمندهام که بازیتو شکوندم
،ما همسنیم، همسایه هم هستیم
.واقعاً دوست دارم باهات دوست باشم
میتونم؟
.من که... مشکلی ندارم
از اون موقع، من و تومو .همیشه باهم بازی میکردیم
!!!تو دیوونهای
هی بچه گیمر! امروز میای بریم بیرون؟
به نظرت با این وضع میتونم برم بیرون؟
.و منو بچه گیمر صدا نکن
!!خب تو هم هیچوقت منو به اسم خودم صدا نکردی
همیشه میگی «هی، تو» یا «میمون» یا هم میگی «احمق» و از این چیزا
.ببخشید
.باشه، پس... تومو
!یه بار دیگه بگو
...ها؟ ت-تومو
نمیدونم چرا ولی وقتی تومو !صدام میکنی حس خیلی خوبی پیدا میکنم
!چرا اینطوریه؟
!این درست نیست... این درست نیست
!هی، جون
عیب نداره امروز اونم باهامون بازی کنه؟
.این میسوزوعه. ما قراره تا ابد باهم دوست باشیم
با اونم دوست باش، باشه؟
.شبیه عروسکه
پس تو جونیچیرویی؟
.شنیدم از توکیو اومدی
.درسته
.اگرچه قیافت شبیه دهاتیهاست
خندهدار نیست؟
!اون با همه دعوا میکنه
!این خندهدار نیست
.تا حالا نرفتم حشره بگیرم
چجور حشراتی قراره بگیریم؟
.سوسک گوزن و سوسک کرگدن
!واقعاً؟
!هرچند من هیچجای خرکیی نمیآم
!از کوه بالا رفتن و شیرجه تو رودخونه نمیام
!نترس بابا
.امروز از بالای این پلهها حشره جمع میکنیم
.همش 200 تا پلهست
این بچه هیولایی چیزیه؟
!!واقعاً که آتیشی شده ها
.چه بچگونه
!ب-بخورش
!من اول رسیدم
!خیلی عالیه
.مثل بدبختهایی
در آخر، کسی که .وایساده برندهاست
!!بعداً یه کاری میکنم مثل بچهها گریه کنی
!!شما دو تا چقد دوستای خوبی شدید باهم
!نگا جون
!!یه گندهاش رو پیدا کردم
!!واییی، عجب سوسک گوزن غولپیکری
.این فقط یه سوسک حموم گندهست
.بزرگه
!!خیلی خفنه!! تا حالا همچین چیزی رو ندیده بودم
...اینو میشه تو فروشگاه هزار
!!خوشگله
هی، تو هم بالاخره فهمیدی آره؟
!!این دختره چه مرگشه؟
!!نگا تومو
!!منم یکی گرفتم
!!!آفرین
!!خیلی خفن به نظر میاد
!!!هی، پس تو خندیدن هم بلدی
ها؟ منظورت چیه؟
.خب تو همش یه قیافه عبوسی به خودت میگیری
دیدی؟ هر از گاهی بیرون بازی کردن خیلیم بد نیست مگه، نه؟
...خب، هر از گاهی
!!بیخیال بابا زود باش
!!تو بالا رفتن از درختا کارت خوب شده ها
.یه بالا رفتن کوچیکی مثل این واسم آب خوردنه
!!دیگه نمیتونم بچه گیمر صدات کنم دیگه
!آره! هیچوقت اونطوری صدام نکن دیگه
بالاخره تونستم با بازیهای .دیوانهوار تومو همگام بشم
یه جورایی، فقط با تومو بودن
.این حس رو بهم میداد که قویتر شدم
...اما این فقط
!هی
عجب چیز خفنی اونجا داری تو
یه سوتفاهم بزرگه...
...هی
صورتت چی شده؟
.ها؟ اوه... خوردم زمین
آدم بی دست و پایی هستی، نه؟
!آره بابا! باید بیشتر حواسمو جمع کنم
به چیش داری میخندی؟
.تو خیلی عجیبی
.بفرمایید خدمت شما
این چرا دست توعه؟
...اوه، خب
!اینو رو زمین پیدا کردم
!چی؟
!دقیقاً چی تو کلهات بود؟ !چرا تنهایی رفتی پسش بگیری؟
...هی، صبر کن
!چرا همچین خطری رو به جون خریدی؟
فکر کردی چه غلطی داری میکنی؟
چرا از این کارا میکنی؟
ها؟
!هیچوقت ازت نخواستم واسم پسش بگیری
،نمیدونم در مورد چی حرف میزنی
،ولی اگه با چیزی مشکل داشتی .معلومه که کمکت میکنم
ما باهم رفیقیم، مگه نه؟
!انقد ساده نگیرش
!!من نمیتونم هیچوقت همچین کاری واست بکنم
.بیا
.میتونی قرض بگیریش
واقعاً؟ مطمئنی؟
.آره
!ممنون
تا کی میتونه دست من باشه؟
...تا وقتی که
.تا وقتی که من مرد قویتری نسبت به تو باشم
...اون موقع
No comments yet. Be the first to leave one.