The first 200 lines.
بخاطر من کُشتنـش
توی روسیه به این خاطر میکُشنـت که ...وقتی پا توی این مسیر بذاری
تا آخر عمرت تبدیل به یک دشمن میشی
من یه تراپیست زیبایی هستم
سلام. لودمیلا؟
حالا دیگه با اون مردها میری
بهت نیاز دارم که هفتهی آینده در پراگ بیای به دیدنـم
با چکیها مشکل دارم
من قبول کردم که سرمایهـت رو جابجا کنم
همین و بس
این مرد رزنیک، هیچی از امور مالی ،سرش نمیشه
ولی اطرافش کسانی هستند که سرشون میشه
کارل بنش. از دیدنتون خوشوقتـم
شما کسی هستی که ما خیلی خوشحال میشیم باهاش کار کنیم
!آخ
اون رو میبرم
رزنیک مُرده
متأسفانه روالـش همینه
فقط باید همون رو میگفتی
از طرف روسیه نبود
دو سال میگذره. چهار سال. ده سال
بالاخره اونا میان سراغ آدم
چی شده؟
هیچی، بابا
« پـراگ »
این آبجوی تقلبیـه
دیگه چی قاچاق میکنید؟
...سرکار هنسل، اینجا
کسبوکار خوبه
شاید منم باید از نیروی پلیس خارج بشم
تا دفعهی بعد
آقای بنش
اَزمون میخواید با آبجوئه چیکار کنیم؟
تا آخر ماه همینجا انبارشون کنید
افراد وادیم دنبالشون خواهند گشت
از هر ده محمولهای که رد میشه جلوی دوتاش گرفته میشه
این میشه یه افزایش هشتاد درصدی در طی سه ماه گذشته
یه رقیب میمیره، ولی کسبوکار ما آسیب میبینه
چطور همچین چیزی ممکنه؟
با آدممون توی پراگ، کلیموف صحبت کردم
قسم میخوره که اون ارتباطی به این قضیه نداشته
،اگه گزارش پلیس رو بخونید نشانی از ورود غیرقانونی یا درگیری نبوده
یا اینکه اتفاق بود
...یا اینکه خودکشی
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
سخت نگیر، بابا
!آخ
خیلیخب
دست چپتون چه حسی داره؟
بهتره - خیلیخب -
و حادثهتون مربوط به ده هفته پیشـه؟
بله
حالا، یه مقدار دستتون رو ورز میدم
تا کمکی بشه به تقویت عضلاتتون
...پس، اگه دستـم رو مشت کردم
میدونم پدرتون علاقهای به ...مشاوره نداره
خانوادهی خودش رو اطرافـش داره
ما خیلی صمیمی هستیم
متوجهام، ولی مهمه که
به ریشهی علت افسردگیـش برسیم
،اون توی یه کشور خارجی زندگی میکنه برادرش رو از دست داده
ما سپاسگزار مراقبتی که ازش میشه هستیم، ولی ما هم میتونیم ازش مراقبت کنیم
ساعت سه هوا تاریک شد منم تا دیروقت سر کار بودم
واسه همین هیچوقت نشد شهر رو ببینم
اوه، چه حیف. خیلی زیباست
!میدونم
ولی توی برف یه قدم اطراف کاخ سلطنتی زدم
عذر میخوام، دوشیزه هارپر؟
بله؟
عذر میخوام که مزاحمتون شدم
من با همکار دوشیزه هارپر به دانشکدهی کسبوکار میرفتم
من آنتونیو مندز هستم
بریت اندرسون
از دیدنتون خوشوقتـم
با الکس به دانشگاه هاروارد رفتی؟
!خیلی وقت پیش
عذر میخوام - از دیدنتون خیلی خوشحال شدم -
...ببخشید - نه -
آم... خب، الان کارت چیه؟
مالک یه مجموعه کشتیهای ماهیگیری هستم. به همین خاطر اینجام
در لندن مستقری؟
نه، بیشتر بین مکزیکوسیتی و سندیهگو هستم
ولی زیاد از اروپا بازدید میکنم - !هوم -
سعی دارم الکس رو متقاعد کنم بیاد به جنوب فرانسه به دیدنـم
توی فکرشم که کمی پول توی صندوقـش سرمایهگذاری کنم
ممکنه مبلغـش براش خیلی ناچیز باشه که بخواد جدیـش بگیره
دیر برگشتی
فکر میکردم یکساعته برمیگردی
بهعنوان یه مهمونی سفارتخونهای خیلی مسرتبخش بود
با دوستـت آنتونیو مندز آشنا شدم
بهم نگفتی دعوتـت کرده به جنوب فرانسه
از منم خواست بیام
نگران نباش. نمیام
آنتونیو؟
آره. چطوریه که تابحال بهش اشاره نکردی بودی؟
اون خیلی ازت تعریف میکرد
توی سفارتخونهی نروژ چیکار میکرد؟
اوه، سعی داشت سفیر رو متقاعد کنه
که بهش جواز ماهیگیری بده
در مورد من چی گفت؟
گفت که توی هاروارد شرط بست که احتمالـش زیاده که تو به موفقیت برسی
قراره قبول کنی؟
چی رو؟
!پولـش رو
هنوز مطمئن نیستم
ایناهاشش
کجا؟
خدای من
...خب، الان که شباهتی به اون نداره
بنظر میاد عکس اشتباهی رو ازش گرفتن
گزارش فصلی منتشر شده
ولی هنوز چیزی از صندوق جهانی بهم نشون ندادی
شرمنده، واقعاً گرفتار بودم
همچنین جیک میخواد توب میلر جایگزین بشه
کی؟
یارو که اهل هوی متالـه
همونی که کارهای فناوری اطلاعاتمون رو انجام میده
جیک فکر میکنه که اون داره توی سیستم بازرگانیمون فضولی میکنه
خب، خود جیک نمیتونه بهش رسیدگی کنه؟
واسه اخراجکردنـش به موافقت تو احتیاج داره
چرا وقتی که مشغولیت ذهنیـت کمتر بود، برنگردم؟
شرمنده
بله
آنتونیو مندز رو روی خط یک دارم
میشه شمارهشو بگیری؟
بهش بگو خودم باهاش تماس میگیرم
آقای مندز؟
سلام
الکس گادمن هستم
ظاهراً ما با هم به هاروارد رفتیم
چه کمکی از دستـم برمیاد؟
من به صندوق جهانیتون، علاقهمندم
امیدوار بودم بتونیم دیدار کنیم
فقط کافی بود یه قرار ملاقات از منشیـم بگیرید
به فکر امنیتتون بودم
شاید بهتر بود خودتون هم وفتی با آقای
کلایمن، از پراگ دیدن کردید به فکر امنیتتون میبودید
آقای کلایمن یه مشتریـه
مقدار زیادی پول ازشون قبول کردید
فرض میکنم میدونید که از کجا میاد
ما تمام بررسیهای الزامی رو انجام دادیم
پس، اگه مقامات یه نگاهی به صندوق ،جهانیتون مینداختن
چیزی پیدا نمیکردن؟
نگران نباش
من یه دوست قدیمی هستم، یادته؟
،لزومی نداره کسی بویی از این قضیه ببره نه حتی آقای کلایمن
کِی دوست داری دیدار کنی؟
هرموقع برات مناسب باشه
ممکنه ربکا بهت گفته باشه که من در آنتیب
در جنوب فرانسه، اقامت دارم
اون از صندوق جهانی یا از آقای کلایمن مطلع نیست
اگه بهعنوان یه زوج به دیدن من بیاید محتاطانهترـه
شاید اگه در سفرت به پراگ همراهیـت کرده بود
اصلاً توجه من رو به خودت جلب نمیکردی
،من نظرم به دیدار مثبتـه ولی باید تنها باشم
پروازتون رو برای همین آخرهفته رزرو میکنم
توی هتل نزدیک ویلای من اقامت خواهید داشت
و یه آخرهفتهی عالی رو باهمدیگه میگذرونید
بابا، ای خائن! دیگه با هم دوست نیستیم
سه ماه پیش همهی افراد بمبئی رو ،توی جیبمون داشتیم
حالا چوپرا میگه که پول بیشتری واسه رشوهدادن نیاز داره
یهچی بگو ندونم. آدمای توی این کسبوکار، حریصـن
یکی داره واسه رقیبشون ،پول فراهم میکنه
توی پراگ هم همینطور
به خندههای بچههامون گوش کن
اون ارزشمندتر از تمام پولهای دنیاست
امشب نگران کار نیستیم
...الیا
اون جذابـه، ولی من الان توی فکرش نیستم
دفعهی بعدی خودت واسه خودت دوستدختر بیار
!آنا، بچهها، بیاید اینجا، شام حاضرـه
فردا باید برم پراگ
منم میتونم بیام؟
سفر کاریـه
خب؟ تو به کارت برس منم میرم میگردم
سفری کاریـه، حوصلهت سر میره
!اوهوم
میخوای بیای به جنوب فرانسه؟
!پس تصمیم گرفتی بری
میخوام ببینم چه پیشنهادی داره
...خب، سیدنی قراره بیاد به شهر
میتونیم آخرهفته بریم
بهطور امیدبخش فقط چندتا جلسه ،با آنتونیوئه
باقی وقت رو میتونیم باهمدیگه بگذرونیم
البته. چرا که نه؟
« لنگرگاه ایلات - اسرائیل »
میخوام یه کشتی کازینوی کلاس عالی در ایلات، بهجای مکانهای
درجه دوئی که الان داریم، افتتاح کنم
حتی توی بیروت هم، کازینوها، رستورانها
...سرگرمی و کابارههای درجهیک دارن
سالی تقریباً پنجاه میلیون درمیاره، خالص
با احتساب پونزده درصد درآمد مالیاتی و سی درصد سود
نخستوزیر درک میکنن که کازینوی بزرگتر
به اقتصاد محلی کمک میکنه
ولی ایشون نگران اعتیاد به قمار و جرموجنایتـه
تا زمانیکه کازینوها رو بهطور مناسب تحت نظارت دربیاریم
جرموجنایت آخرین چیزیـه که نیازه نگرانـش باشن
اعتیاد رو متأسفانه کاری نمیتونم ...در موردش
!انجام بدم
خواهش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.