The first 200 lines.
اينجا انبار داري؟
پسرا چيزي درموردش نميدونن و تو هم همينطور
فکرمیکنم اسمورف بخشی از کارهامون رو برمیداره
مطمئنی؟ - ته و توش رو درمیارم -
ميدوني، هميشه دلم ميخواست باور کنم واسه اسمورف هم يه محدوديتي وجود داره
ولي اينا همش مزخرفه
خاوي گول خورده ما اين پول رو به او بچه بدهکاريم
متاسفم، اسمورف
دارم يه کار جور ميکنم از يه قايق دزدي ميکنيم
خیله خُب، کار من اين وسط چيه؟
هروز، شگفتزدهام میکنه
چی؟
تو
وبسايت فردا دانلود با افتخار تقديم ميکند
«قلمروي حيوانات»
:مترجم
اوناهاش، بچهها قشنگ نیست؟
35متر
2.500اَسب بخار ،موتور دیزلی
حدودِ 120 مهمون حمل میکنه همشون مَست و پولدار
هر هفته یه گنجینه روی اون قایقه
وقتمون رو جایی تلف نمیکنیم این جواب میده
بریم یکم پول پارو کنیم
بَز کجاست؟ - مزخرفه -
ما همیشه سر قرارهایی که بَز گذاشته رفتیم
هی، بهش بگو میریم کافه
تا روی نقشه کار کنیم، باشه؟
اگه میخواست اینجا باشه، اینجا میبود
به حرفِ من گوش نمیده
چی باعث شده که فکرکنی به حرفِ من گوش میده؟
ما فقط یه نفر رو لازم داریم که اسپانیایی حرف بزنه، همین
باید میرفتی مدرسه، دران
رفتم، ولی فرانسوی رو انتخاب کردم چون خانومِ هریسون خیلی جیگر بود
اِل کراگو چی؟
جدی میگی؟ اون انگلیسی رو هم به سختی حرف میزنه
واقعاً فکرمیکنی بَز قبول میکنه که مترجمِ تو باشه؟
اگه پای کُلی پول وسط باشه، آره
ببین، کریگ سر تا پای این قایق رو دیده، باشه؟
باورت بشه یا نه، این قضیه جدیه مَرد
باید با بَز حرف بزنی، باشه؟
به بَز احتیاج داریم
هی، اسم این چیه؟
اسمش "دِزست ایگل"، کالیبر 50
مامان... یا بابات همراهتان؟
چندتا فشنگ میخوره؟
یه سری سلاح مخصوص نوجوونها داریم خوشحال میشم نشونت بدم
وقتم رو تلف نکن
چند سالته؟
هان؟
توی کالیفرنیا باید 21سالت شده باشه تا بتونی سلاح کَمری بخری
فکرمیکنی احتیاجی به تو دارم تا بتونم اسلحه داشته باشم؟
خوشحالم که تونستی بیای
این عکسها مربوط به موتورن
این زیرساختِ داخلیه
این عرشهاس
آره، نمیدونم بچهها
بعد ازینکه «کریگ یه کار رو برنامهریزی کرد» من کارهای نیستم
من کارهای پایهای رو انجام دادم مَرد
فکرمیکردم قضیهی دزدای دریایی فکرِ تو باشه
نه، کریگ کنترل اوضاع رو برعهده داره
من الان داخلشم به عنوان کافهچی کارمیکنم
آخه کی تورو استخدام میکنه؟
اونا "اِریک" رو استخدام کردن
من قایق، موتور و همه چی رو بررسی کردم
اوه، لعنتی تو موتور رو بررسی کردی؟
...بَز - اگه اشتباه باشه چی؟ -
میدونی چیه مَرد، اگه خوشت نمیاد
دَر ازون سمته
کجاست؟ - میبینیش درست اونجاست -
اوه، آره دیدمش - بچهها شوخیتون گرفته؟ -
بَز، بیخیال مَرد - چیه؟ -
فقط به حرفامون گوش بده، خواهشاً
بیا، بشین
خیله خُب، گوش میدم، شروع کنین
خُب، مناسبتاش چیه؟
عروسی - کی؟ -
پدرِ عروس صاحبِ یه شبکهی تلویزیونی توی مکزیکه
خانوادهی داماد از دُم کلفتهای صنعت گازهای طبیعین
کُلی جواهرات، کُلی پول نقد
خُب نقشه چیه؟
موتور رو خاموش میکنیم ارتباط رو قطع میکنیم
دیگه کاملاً بی دفاع میشن
تلفنهای ماهوارهای چی؟ - کریگ یه مسدود کننده ردیف کرده -
چند نفر روی کشتیان؟
با خدمه، حدودِ صد نفر
خدایا - صد نفر بیشتر ازون چیزی که انجامش دادیم -
قبل ازینکه اتفاقی بیوفته، کنترلِ اَفراد رو بدست گرفتیم
توی بانک، نهایتاً پنج تا ده نفرن کریگ
آره، برای همینم وقتی وارد قایق میشیم که
همهی مهمونها حداقل دوساعت یا بیشتر مشروب خورده باشن
...همه دیگه مَست و پاتیلان و
مردم وقتی مَست میشن قهرمان بازی درمیارن، ممکنه به مشکل بخوریم
کسی قهرمان بازی درنمیاره
وقتی که ببینن گنده ترین آدمی که اونجاست
رو زدیم له و لوردهاش کردیم
تو؟
کی میخواد اینکارو بکنه؟ - من باید اینکارو بکنم -
من انجامش میدم - نه، من میخوام انجامش بدم -
،چندتا مُشت به جا
چندتا خط روش بنداز داغونش کن
این یه عروسیه، بچهها
همه میخوان زنده برگردن خونه
خیله خُب، باید بعد ازینکه قایق پهلو گرفت شروع بکار کنین
چی؟
اگه روی آب اتفاقی رُخ بده، دهنتون سرویسه - اشتباهی رُخ نمیده -
تو باهاش حال نمیکنی چون من برنامهریزیش کردم
نه، کریگ من باهاش حال نمیکنم چون خیلی خطرناکه
کار کاره، فرقی نداره هستی یا نه؟
من هستم، انجامش میدم
باشه، جی؟
آره، من هستم، مَرد ولی نیکی چی میشه کریگ؟
اون چی؟
کریگ گفته که نیکی هم توی نقشه هست
یه لحظه، تو میخوای یه دختر نوجوون رو که تاحالا
ازینکارا نکرده واردِ نقشه کنی؟ ...نمیشه
ما یه نفر رو لازم داریم که سَر گاردساحلی رو گرم کنه دلیلش اینه
ما طبق آراء گروه تصمیمگیری میکنیم
این کارِ منه، پوپ
!این اتفاق قراره بیوفته - بچهها، بچهها -
خیله خُب، کارِ توئه؟ امیدوارم موفق باشی
بذار اون دختر توی خونه بمونه
پوپ، یه دقیقه بیا باهات کار دارم
پوپ گفته بود اونم هست
آره و دیگه سعی نکن اون رو هم متقاعدش کنی
من کارهای نیستم، اون پسر بزرگیه میتونه برای خودش تصمیم بگیره
بیا یه دقیقه کارت دارم
قراره با اسمورف چیکار کنیم؟
تاحالا به این فکر کردی که شاید اسمورف اینکارو بخاطرِ تو کرده باشه؟
محقق خصوصیای که استخدام کردی گفت
که یه پروندهی محرمانه برای کَت وجود داره درسته؟
شاید اسمورف میخواسته ازت محافظت کنه از همهی ما
کَت با پلیسها حرف نمیزد
پس چرا یه پروندهی محرمانه براش هست؟ - اگه با پلیسها حرف میزد -
پس چرا ما توی زندان نیستیم؟
چرا نیستیم؟ اون به اندازهی کافی میدونست
اسمورف اونو کُشته اون کَت رو کُشته، پوپ
و الان پلیسها دنبالِ کی هستن؟
مَن، برای یه مُدت نباید آفتابی بشم
نمیذارم اسمورف قصر در بره، نمیذارم
تو طرفِ مَنای؟
با من هستی؟
آره، معلومه که با توام
من با توام
...ببین
خودم حواسم به همهچی هست حواسم هست، باشه؟
باید برم
اون چیه؟
پولِ اجارهاس باید پولمون رو سالم و تمیز نگه داریم
میخوای من تحویلش بدم؟
فکرم رو خوندی
با «تکلیفات» چیکار میکنی؟
مشکلی نیست، به اندازهای انجامش دادم که اخراج نشم
منظورِم اون «تکلیف» نیست
بگیر بشین
خیله خُب، بیا شروع کنیم
کریس نورتون خیابون میشن، کوچهی 19، 2.200 دلار
رولاند شین خیابون والی، پلاک 4535، 2.600 دلار
ورون دوژیر 7000 جادهی پیسیفیک
و 3.200 دلار میتونم ادامه بدم
نه، نه، کافیه فقط بهم بگو بعدش چیکار میکنی
حوالهی پول رو برای هر واحد تنظیم میکنی
ادارهی پُست، اتحادیهی غرب مهم نیست چقدر برای
چِنچ کردن پول طول بکشه و دوتا رو توی یه جا چنچ نکنم
حالا همهی اینارو بذار توی کولهپُشتیات
و نذار کسی تورو با 30.000 دلار پول نقد
این اطراف ببینه
حواسم هست
ممنون
یه فکری دارم که میتونیم جواهرات رو آب کنیم
چیه؟
نیکی، مَرد بهش بگو توی نقشه نیست
بهش قول دادم
زیر قولت بزن - مشکلی پیش نمیاره، مَرد -
و این راهیه که
بَز و پوپ رو وادار کنی که جدی بگیرنت؟
پوپ هنوزم هست - به سختی، مَرد -
به جای بَز کی رو جایگزین کنیم؟
اوه! نمیدونم
یعنی توی کالیفرنیا نمیشه یه نفر رو پیدا کرد
که اسپانیایی حرف بزنه؟
نه، به کسی که بتونیم بهش اعتماد کنیم، احمق جون
مارکو چطوره؟
مارکو برادرِ لوسی؟
آره، اون همیشه میگفت دلش میخواد دوباره با ما کار کنه
آره، و چی؟
هروئین قهوهای از مرز رد کنیم؟ نه
فکر دیگهای داری؟
استبان چی؟
رفیق، اون توی ویکتورویله هنوز پنج سال از حبساش مونده
بنظرم "گوستاو" قابل اعتماده
برزیلیه - خُب؟ -
توی برزیل اسپانیایی حرف نمیزنن
از کجا شنیدی؟
!خودت برو ببین، مَرد - پس مارکو -
نه
داداش، بخاطرِ بَز که نمیشه کُل قضیه بهم بخوره
یکی رو میشناسم، رافائل
با همدیگه ماشین میزدیم
آخرین بار توی کانون اصلاح و تربیت، همدیگه رو دیدیم
از پس خودش برمیاد؟
No comments yet. Be the first to leave one.