The first 200 lines.
صبح بخير
حتمي همينجوره
فک ميکني کجا داري ميري خانوم کوچولو ؟
"دالاس ، فورت ورث"
بعد برميگردم اينجا
بعد دوباره همينجوري ميريم تو كارش
خوب بزار بگيم برميگردي
و دوباره انجامش ميديم
نميتونم ، ديرم ميشه
قول ميدم سريع باشم
اينو نميتونم قول بدم
حالا تو برگرد تو تخت يه کاريش ميکنيم
کاشکي ميتونستم
ولي پروازم 11:15 ميپره
خوب تا هرچقد که دوست داري بمون
يادت باشه درو پشت سرت ببندي
11:15 الان ساعت چنده ؟
تقريبا 10
نه بابا 10 ـه ؟
بيا اينجا
پرواز بي خطري داشته باشي
يه ملاقاتي داري کلانتر
ريتا هيورث" ـه ؟"
نزديك گفتي
ببخشيد که نا اميدت کردم
خب ، خب ، خب
اگه اومدي دنبال اون گربه گمشده ديگه سرنخي نداريم
رئيسمو همراهي ميکنم
يه سري گزارش گردش مالي دارم که بايد بهش رسيدگي کني
ميدوني اگه ميخواستي منو ببيني تمام کاري که بايد ميکردي اين بود که زنگ بزني
پس به خاطر اينه که اينجام ؟ كه تورو ببينم ؟
چرا دفعه ي بعد با يه بهونه بهتر پيدات نميشه ؟
ممنون از نصيحتت
قابلي نداشت
الان يه جايي ساعت 9 ـه
توي محله بودم
گفتم بيام يه سر بزنم
و براي انتخابات بهت تبريک بگم
مردم نظرشون رو دادن
نگران نباش
مجبورت نميكنم به زبون بياري
اما قابلت رو نداشت
درباره چي حرف ميزني ؟
فقط دارم ميگم که
وقتي يه مرد زندگيتو نجات ميده
طبيعيه که
احساس کني مديونشي
ولي مجبور نيستي اين همه به دردسر بيوفتي
تا اونجايي که يادمه اين من بودم که زندگي جفتمونو نجات دادم
بعد از اينکه شما دستمو دستبند زدي به زناي 300 پوندي
خوب ، اگه واقعا اونجوري احساس ميکني
ميتوني اسکاچتو پس بگيري
نه هديه ـست
من نميخورمش
پس بدش به يکي از دوستات
با فرض اينکه دوستي داري
ببخشيد کلانتر
جسد پيدا شده
سمته غرب
منو نگاه نکن
يه آشغال جمع کن پيداش کرده
اسمي ازش داريم ؟
راس" داره مشخصاتش رو پيدا ميكنه"
عجب زخم داغوني
آره
کمکم کن برش گردونم
زخم خارجيش اندازه مشت منه
تير با گلوله تو خالي
اثرش بيشتر ميشه
روغن
چي ميبيني ؟
مثل اينکه يکي برامون رو زمين رد کشيده
هي
ببخشيد
خوب ، برو دنبالش
شما کلانتري
تو هم معاونمي ، سيکتير کن دنبالش
پوتينم جديدِ ، نميخوام پام تاول بزنه
ديدين ؟
بگين كه ديدين
15درصد سر ميزها كسري داريم
20درصد توي هتل
چي ، تو 1 هفته ؟
يه پليس اينجا تير خورد
توريست ها ترسيدند توسط دار و دسته ديلينجر با تير بزننشون
خوشبختانه يه راه سراغ دارم که قضيه رو رديف کنم
يه كم قيمت بازي ها رو بيارم پايين
برنده شدن هاشون رو بيشتر كنم
و بذارم شانسشون چند روز گُل كنه
من فکر بهتري دارم
چيه ؟
وقتي لازم شد بدوني بهت ميگم
ولي اين تنها مشکلمون نيست
كف روي ها چي ميشه ؟
از وقتي اومدم تو شهر يه قرون هم پول نديدم
مامورهاي شهردار "بنت" هنوز دارند همه كارهامون رو ميپان
توي طبقه بازي ها مامور داره
كنار آسانسورها مامور داره
توي اطاق شمارش هم مامور داره
خب که چي ؟
بايد دست خالي برگردم شيکاگو ديگه ؟
نه ، يه کاريش ميکنيم
با اين همه مامور که اطراف هست ؟
همه جا نيستن
تو براي اتاق شمارش خوبي
دوازده ثانيه آقايون
ده ثانيه
شش ثانيه
سريع سريع
يک يک
وقت تمومه
بيايد بشماريم
"ادوارد پائول دوزير"
نميشناسمش
"کيف پولش رو داري "گرت
توي ماشين بود
ماشيني که تو دزديدي
بعد از اينکه به آقاي "دوزير" توي سينه شليک کردي
و ولش کردي تا خونريزي کنه
چي ؟
من کسي رو نکشتم
اي واي ، ميدونستم برام پاپوش دوختن
ماشيني مثل اون ، کليد توي اگزوز
وقتي اون پليسه رو ديدم بايد به راه رفتنم ادامه ميدادم
مطمئني که پليس بود ؟
آدم سفيد پوست ساعت 6 صبح توي اون بلوک ؟
بايد پليس باشه
برداشتمش
ولي کسي رو نکشتم
کلانتر، ايشون ستوان "نورمن" هستن
"ستوان "نورمن كمپ
از طرف دفتر بازرسي ويژه از نيروي هوايي "نليس" اينجا هستم
چطوري ميتونم کمکتون کنم؟
از توي بيسيم توصيف يه جسد ناشناس رو شنيدم
فکر کنم که ميتونم کمکتون کنم براي شناسايي
دکتر "ادوارد دوزير" سرپرست پزشکي ما بودن
يه هفته مرخصي داشتن
ولي ديشب برنگشتن
ما يه قدم از شما جلوتريم ، کيف پولش رو پيدا کرديم
که همچنين فکر ميکنم همراه باشه با مدارک شناساييش
اصلا ميخواستين مارو خبر كنين ؟
پرونده خيلي سريع جلو رفته
برادرتون هستن درسته ؟
و حدس ميزنم که اينم پسرته
که داره خانوم پذيرش رو انگولك ميکنه
هيچي مثله خانواده
براي ساختن يه تشکيلات حال نميده ! درسته کلانتر ؟
ستوان
هرچقد ميخواي ميتوني به خودم توهين کني
ولي اگه به کارکنانم حرفي بزني
به مشكل برميخوريم
پس مثل اينکه قراره به مشكل بخوريم
حالا اگه منو ببخشيد
ميخوام مظنونم رو بازجويي كنم
دفتر بازرس ويژه ميتونه به هر پرونده اي كه مربوط به افراد نيروي هوايي باشه دخول كنه
مهمون من باش
ولي اون اين کارو نکرده
نه
بيا امتحانش کنيم
معنيش اينه که دوسش داري؟
زياده روي ميكني، ميدوني ؟
آره ، به بدتر از اينا هم متهم شده بودم
"هي "ويني
يا خدا ، اين "دايان دازموند" ـه ؟
"لورا"
مثل هميشه خوشگلي
چقد تو نازي
"سلام "وينسنت
نميدونستم شما دوتا همو ديده بوديد
نديده بوديم
فک کنم از رو شهرتم منو ميشناسه
شنيدم تمام صندلي هاي "استار داست" به فروش رفته
تبريک ميگم
ايشون همسر من "لورا" هستن
"عاشق آخرين کارتون هستم خانوم "دزموند
مطمئنم از شنيدن اين حرف خسته شدين
نظرتون درباره اين کت چيه ؟
پوسته سمور ـه
ميدوني سمور چيه ؟
يه حيون خوشگل
بايد شب بياي نمايش رو ببيني
بعدش ميتونيم بريم يه چيز بخوريم
چهار تايي
بايد همين اطراف بمونم
با توجه به اتفاق هايي كه افتاده ميگم
ولي من فقط توي بار پيانو ميزنم
جاني" عزيزم منو از شر قرارداد "استار داست" خلاص كرد"
هفته ديگه كارشو توي "لُژ" شروع ميكنه
امشب فقط ميخوايم از چيزي که قراره در آينده اتفاق بيفته رو رونمايي كنيم
نميدونستم حالا ديگه مدير استعداديابي "ساووي" هم شدي
من همه چيزو مديريت ميکنم ، "ويني" تو که ميدوني
لازم نيست قيمت ورودي بازي ها رو كم كنيم
بهترين خواننده توي شهر رو داريم
همينجا ورِ دلمون
بي نظيره
آره ، بايد ميدونستم
کل اين قضيه خيلي راحته
باك روغن بريده شده
هرکسي "دوزير" رو کُشته خط انتقالم قطع کرده
يه ماشين خفن رو توي يه محله داغون روشن ميزارن
No comments yet. Be the first to leave one.