The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت94 اين قسمت:مرگ صدر اعظم در دشت های وو جانگ (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي
این طوفان بارون اتیش رو خاموش کرد نخست وزیر
نخست وزیر برای 9 ماه تموم در کوهستان چی بارونی نیومد
چطور ممکنه از تمام این روزا امروز چنین بارون شدیدی بیاد؟
نخست وزیر،خیال خداوند غیر قابل پیش بینیه
لطفا امیدتونو از دست ندید
خدا چرا منو ول کرد،به سااُ کمک کرد؟
نخست وزیر
برای 10 سال لشکرکشی کردم و 6 بار از کوهستان چی گذشتم
تنها امروز بالاخره تونستم ارتش سیما یی رو داخل یک تله گریز ناپذیر بیارم
اما بارون سیل اسا امروز اونو نجات داد
و منو نابود کرد
نخست وزیر
جااُ پسرم
هرگز به خوندن صورت فلکی اعتقاد نداشتم
اما از وقتی توسط بارون در دره شانگ فانگ نجات پیدا کردیم
باور پذیر ثابتشون شدم و از خداوند متشکر هستم
به جنوب غربی اسمون نگاه بکن
ستاره بزرگ زیاد میدرخشه اما بقیه تار هستن
مطابق کتاب تغییرات
رئیس بزرگ به زودی سرنوشتشو ملاقات میکنه
من فکر میکنم نشان بد روی جوگو لیانگ اجرا شد
گزارشات گفتن که در نبرد وضعیت سلامتیش بد شده
گزارشات گفتن که در نبرد وضعیت سلامتیش بد شده
امیدوارم اینطور باشه
چنین مردی هر هزار سال یه بار پیدا میشه
بودنش باعث رنجش هستش اما مردنشم باعث تاسفه
بو یو
نخست وزیر
هرچند ارزوهای من تکمیل نشدن مرگم نزدیک رسیدن هستش
این کتاب نظامی هستش که در 24 فصل نوشتمش
جزئیات 8 پروا اساسی،7 اقدام احتیاطی
6خطر و 5 ترس جنگی هستش
چندین جلد برای طرز ساخت کمان چند تیر
این سلاح در دم میتونه 10 تیر پرتاب بکنه
نمودارها و شکل ها همه موجود هستن
تمام فرماندهان رو لحاظ کردم و کس دیگه ای شایستگی دریافتشونو نداره
فقط تو توانایی داری تا کار نیمه تمومه منو به انجام برسونی
الان باید همه چیزو به دستای تو بسپارم
نخست وزیر
من زندگیمو برای فرمان شما گرو میذارم
یادت باشه
"هان با خیانتکاران نمیتونه باشه" "پادشاهی ما نباید سازش بکنه"
شو یا وِی رو نابود میکنه یا توسط وِی نابود میشه
چاره سومی دیگه وجود نداره
نخست وزیر،یادم می مونه
"هان با خیانتکاران نمیتونه باشه" "پادشاهی ما نباید سازش بکنه"
نخست وزیر
شما بهبود پیدا خواهید کرد
بهبود پیدا خواهید کرد
نیاز نیست تو منو دلداری بدی تقدیری که خدا برام معین کرده میدونم
اون سال وقتی امپراتور به مرز اژدهای خفته برای طلب خدمت گیریم اومد
اقای اب اینه یه اهی کشید و بعدش گفت
"با اینه کونگ مینگ اربابش رو پیدا کرده"
"اما هنوز وقتش نرسیده"
و حالا این پیش بینی درست از کار در اومدش
یانگ یی
نخست وزیر
کمپمونو بلافاصله در دشت های وو جانگ مستقر بکن
مکان خوبی برای پیشروی و عقب نشینی هستش
تا هر چیزی برامون اتفاق افتاد
تو باید نشان نظامی رو در دستت داشته باشی
تو باید ارتش 300 هزار نفریه ما رو به خان جونگ برگردونی
تو باید ارتش 300 هزار نفریه ما رو به خان جونگ برگردونی
برای اینکه نیروی حیاتی سرزمین رودخانه ها هستن
نخست وزیر اعتماد بزرگی رو به من دارن
چطور میتونم زندگیمو برای این ماموریت وقف نکنم؟ ...فقط
فقط چی؟
وِی ین فرمانده با احترام تر و کاملتری هستش
بنابراین 50 هزار سرباز زبده رهبری میکنه
اگر نخست وزیر نشان نظامی رو به من بسپارن
ممکنه با تصمیم شما موافق نباشه و شورش بکنه
بزار اول نیت های حقیقیه اونو ازمایش بکنم
بعدش تصمیمی میگیریم چی کار کنیم
در زمان اشوب متولد شده،با گذروندن روزهام در میان طبیعت خشنود بودم
ولی امپراتور قبلی با 3 دفعه ملاقاتم افتخار دادن و پسرشونو به من سپردن
بنابراین زندگیمو وقفشون کردم و قسم خوردم خیانتکارا رو نابود بکنم
متاسفانه تلاشم نا تموم موند و مرگم نزدیک هستش
جنرال
نخست وزیر دستور دادن که کسی داخل نشه
برای چی؟
فکر میکنی که من نمیدونم؟
نخست وزیر بیمار نیستن
بیماری جعلی برای فریب دشمن دارن
این فریب مورد علاقشونو
کنار وایستا
جنرال،من تحت دستور مستقیم از طرف نخست وزیر هستم
جنرال
نخست وزیر
وِی ین چه اتفاقی افتاده؟
درود نخست وزیر
سااُ رویی امپراتور وِی سیما یی رو با 100 هزار سرباز دیگه از چانگ آن فرستاده
سااُ رویی امپراتور وِی سیما یی رو با 100 هزار سرباز دیگه از چانگ آن فرستاده
به تدریج دارن به کمپ اصلی ما در لونگ شی میرسن
سیما یی شکست خورده
حتما فعلا حرکتی نمیکنه
تو نباید نگران باشی
نخست وزیر اگر شما بیمار هستید
چرا اینو زودتر به من نگفتید؟
نمیخواستم روی روحیه سربازا تاثیر بزاره
تو شخصیت بی محابایی داری و خیلی به من وفادار هستی
اگر بیماریه منو میدونستی روز و شب ذهنت اروم نمیگرفت
پس نخست وزیر چرا محراب دعا گذاشتید؟
به خاطر بارون سیل اسا در دره شانگ فانگ
پیروزی از نوک انگشتای ما ربوده شد
من انتخابی جز دعا به خداوند ندارم
برای رهاییمون از این نفرین و برکت برای شو هان
من امیدوارم که نخست وزیر زودتر خوب بشن
لطفا ببخشید
وِی ین
چیزی هست که میخوام دربارش باهات صحبت بکنم
نخست وزیر در خدمتتونم
راستشو بگم
من دیگه مدت زیادی زنده نیستم
دوست دارم ازت بپرسم
بعد مرگم
فکر میکنی کی بتونه فرماندهی ارتش رو به عهده بگیره
و ماموریت لشکرکشی شمالی رو انجام بده؟
من جرات ندارم جواب بدم
اونچه در ذهنته بگو
نخست وزیر
موفقیت هاتون با اسمون ها رسیده شما در این دنیا بی همتا هستید
هیچ کدوم از مقامات ما همتای نخست وزیر نیستن
اما
اما اگر نخست وزیر اصرار دارن نظر منو بدونن
من فکر میکنم اختیار نظامی نباید دست مقامات سرزمین رودخانه ها بیوفته
من فکر میکنم اختیار نظامی نباید دست مقامات سرزمین رودخانه ها بیوفته
چرا؟
اولا
نه امپراتور قبلی نه فعلی سرچشمشون از شو نیستش
برای ساخت کشورشون اینجا رو گرفتن
اگر مقامات سرزمین رودخانه فرماندهیو بگیرن
میترسم تهدیدی برای امپراتور بشه
اگر مقامات شو اختیار نظامی رو داشته باشن
لشکرکشی شمالی رو کنار میذارن و به مجزا کردن سرزمین رودخانه راضی هستن
لشکرکشی شمالی رو کنار میذارن و به مجزا کردن سرزمین رودخانه راضی هستن
خوب گفتی
به علاوه
فرمانده مسئول باید کسی باشه که احترام زیادی از ارتش داشته باشه
فرمانده مسئول باید کسی باشه که احترام زیادی از ارتش داشته باشه
کسی که وفادار،شجاع و موفقیت زیاد داشته باشه
وِی ین من از قبل کسی رو توی ذهنم دارم
اون برای سالها پیرو من بوده
ارزوهای بزرگ و فهم عمیق از تاکتیک نظامی داره
شجاعانه در نبردها جنگ کرده و همیشه پیروزی به دست اورده
میخوام بپرسم
فکر میکنی این شخص مناسبه یا نه؟
نخست وزیر دارن کی رو میگن؟
تو،وِی ین
وِی ین چه قابلیتی داره که چنین مقامی رو به خود بگیره؟
وِی ین چه قابلیتی داره که چنین مقامی رو به خود بگیره؟
ون چانگ فروتن و افتاده نباش
در تجربه
هیچ کس در کمپ ها همتا تو نیستش
در موفقیت نظامی
همه در مقایسه ازت عقب هستن
جز تو کی میتونی فرماندهی ارتش رو داشته باشه؟
مسئولیت شو هان رو تو باید به گردن بگیری
باید تمام تلاشتو برای انجام این مسئولیت بدون تزلزل داشته باشی
باید تمام تلاشتو برای انجام این مسئولیت بدون تزلزل داشته باشی
نزار امپراتور که روحشون در اسمون نگاه میکنه ناامید بشه
نخست وزیر
وِی ین نه روح امپراتور پیشین رو ناامید خواهد کرد
نه اعتماد نخست وزیر رو خراب میکنه
خوبه
به کمپت برگرد
مراقب هر حمله غافلگیرانه از سمت سربازان وِی باش
1یا2 روز دیگه من همه جنرال ها رو جمع میکنم
و جلوشون نشان ارتش رو به تو میدم
نخست وزیر مراقب باشید
نخست وزیر
یانگ یی تو درست میگفتی
وِی ین در ذهنش از قبل اختیاز نظامی رو برای خودش گرفته
وِی ین در ذهنش از قبل اختیاز نظامی رو برای خودش گرفته
من میرم و وِِی ین رو دستگیر میکنم
50هزار سرباز تحت فرمان وِی ین
همه سربازای زبده ما هستن
اگر برای عملی حرکتشون بده
در میون خودمون خونریزی راه میوفته
و روحیمون ضعیف میشه
نخست وزیر نقشه شما چیه؟
فقط زمانی که کاملا از محافظت خارج شده بود
اونوقت فرصت دستگیر کردنش رو داریم
چه موقع هستش؟
وقتیکه نشان نظامی در دست اون هستش
جیانگ وِی،ما دَی رو احضار بکن ببینمش
چشم
جنرال ما بفرمائید
درود بر نخست وزیر
ما دَی
در گذشته وقتی ما تنگ توسط سااُسااُ کشته شد
ماچااُ قسم خورد که انتقام اونو بگیره
بنابراین به امپراتور قبلی در ارزوش کمک کرد
بعدا
وقتی جنرال ماچااُ در خان جونگ بیماری شدید گرفت
من به ملاقاتش رفتم
در بستر مرگ چند بار از من خواست
که تمام هدف های انجام صورت نگرفته و انتقام های گرفته نشده این سال های خاندان"ما"رو به تو بسپارم
که تمام هدف های انجام صورت نگرفته و انتقام های گرفته نشده این سال های خاندان"ما"رو به تو بسپارم
No comments yet. Be the first to leave one.