The first 109 lines.
...چت روم مین سونگ باز شد ولی
من نمیتونم وارد چت روم بشم
وای، هیونگ جینه
من خیلی درباره همه چیز محتاطم
پس ازش پرسیدم که میدونه کیم یا نه
من فقط به تو اهمیت میدم
این جمله یکم بهم احساس خفگی میده
از وقتی اینجا اومدم خیلی فکر کردم
و خیلی از مواقع احساس ناراحتی کردم
کلماتش دوباره منو یاد خاطراتم انداخت
یکدفعه احساس خفگی کرد
با دیدن جوری که وای حرکت خودشو انجام داد
به علاوه تمام رفتاری که کل این مدت باهام داشت
نمیتونم بگم که هیچ حسی بهش ندارم
من میتونم آشفتگی قلبش رو حس کنم
جوری که مین سونگ دو دله
باعث میشه حس کنم هنوز شانسی دارم
هیونگ جون به چت روم من نیومد
نمیدونم دلیلش چیه
ممکنه رفته چت روم کسی که بهش احساس داشته
یا کسی که درموردش کنجکاوه
یا کسی که ازش ممنونه
به هر حال من باز یکم ناامید شدم
...دلیلی که نرفتم تو چت روم مین سونگ
چون جراتش رو نداشتم
حتی اگه ناشناس باشه
وجود هیونگ جین بازم باعث میشه دست و پام رو گم کنم
حتی نمیخوام ببینم
درباره چی حرف زدن
برخوردایی که روزانه باهم داشتیم
و قرارهایی که تا الان رفتیم
یهویی حس کردم همشون رو پشت سر گذاشتم
اون هنوز تصمیمش رو نگرفته
من چرا اینقدر سریع به این نتیجه رسیدم؟
چطور حتی جراتش روهم نداشتم
که چیزی بهش بگم؟
این سوالا دارن منو میکشن
خیلی ناراحت بودم
اشکام شروع به ریختن کردن
فکر میکردم کسی وارد نشه
چون همه کاملا میدونن
که من درباره یکی خیلی مصمم ام
بدون شک متوجه شدم که
سونگ هوعه که اومده
اگه من وارد چت روم نمیشدم
اون حتما تنها میموند
همونطور که انتظار داشتم، خودش تنها تو چت روم بود
جون سونگ: وقتی هوا گرمه بریم یه جای سرد) (و وقتی هوا سرده بریم یه جای گرم
جون سونگ بهم گفت
بیا وقتی هوا سرده به جای گرم سفر کنیم
و وقتی گرمه باهم به یه جای سرد بریم
و گفت، امیدوارم باهات به همچین سفر هایی برم
وقتی اینو بهم گفت
دلم براش رفت
گفت، بیا واسه سفر بریم ساپورو
این معنی خاصی داره
برف توی ساپورو خیلی سنگینه
بخاطر همین مردم همیشه اونجا گیر میفتن
...که یعنی
برای همیشه همو دوست داشته باشیم
خیلی بخاطر این حرفش تحت تاثیر قرار گرفتم
بخاطر همین گفت بریم سفر ساپورو
دلشوره داشتم
کف دستام عرق کرده بود
اگه همه چی همونجوری باشه که انتظار دارم
مین سونگ وارد چت رومم میشه
یه نفر دیگه یهویی وارد چت روم شد
که سوپرایزم کرد
فکر کردم بالون مین سونگ باشه
ولی یهو یکی دیگه هم وارد چت روم شد
دیگه نمیدونستم کدوم مین سونگه، گیج شدم
چه سوالایی باید ازش بپرسم؟
زمان داره میگذره
...پس
سوالی پرسیدم که به ذهنم رسید
چت روم با پریشونی من تموم شد
حالم گرفته شد
بنظر میاد بالون هیونگ جون باشه
و مین سونگ دیپسی
از اولش دیپسی یک کلمه هم نگفت
به جاش، پیاما رو خوند و رفت بیرون
در مورد مطمئن بودن حرف زدیم
اولش یه فکرایی داشتم که چطور آدمیه
بعد که شناختمش
میخواستم به درک بیشتری ازش برسم
شرط میبندم هیونگ جونم همینجوری بوده
من جذب مین سونگ شدم و در موردش قطعیم
ولی اونقدر دیوونه وارم عاشقش نيستم
گذشته از همه اینا، ما رسما سر قرار نرفتیم
پس الان غرق بی خبریم
فقط میخواستم بهش بگم ازش ممنونم و تشویقش کنم
بعد از اینکه سلام کردم
موضوعی که در موردش حرف میزدن جدی تر شد
میخواستم زمان محدود رو به اونا بسپارم
پس بعد از سلام کردن دیگه هیچی نگفتم
...چت روم هیونگ جین
حدس میزنم مین سونگم باشه
و این مضطربم میکنه
پس نرفتم تو چت روم
سعی کردم به این چیزا فکر نکنم
اگر برای چت کردن محدودیت وجود نداشت
فکر کنم وارد چت روم هیونگ جون میشدم
اونجوری، میتونستم از مکالماتشون بفهمم چه فکری درباره هم دارن
حداقل الان انقدر گرفته نبودم
دوست دارم باهاش حرف بزنم
تو چت روم کی رفته؟
دوست دارم ازش بپرسم وارد چت روم کی شده
اگر کسی ازم بپرسه روزت چطور بود
یعنی عمدی سوال رو پرسیده
No comments yet. Be the first to leave one.