Release info

이런 꽃 같은 엔딩 Flower Ever After E10❤️(Barcode)❤️
A Commentary by Mary_fall
❤@Barcodesubtitle❤

Tags

other
Published on: 2020-06-13
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 119 lines.

چه روزی باشه که منتظرش بودین

یا روزی که شدیدا ازش دوری میکردین

اون روزی که بنظر میرسید هیچ وقت نمیاد

همیشه

میاد

خوب الان میخوایم مراسم رو شروع کنیم

کارآموز سو یونگ

فکر میکنم حداقل یه بار باید راجع بهش صحبت کنم

من به هیچ وجه بهش علاقه ایی ندارم

حتی اگه اون احساسی به من داشته باشه

من ردش میکنم

پس امیدوارم به خاطر اشتباهی که انجام نشده دچار سو تفاهم نشی

اما این کاملا مشکل رابطمونو حل میکنه؟

میدونی که مشکل دیگه ایی بین ماست

تو هم میدونی

چرا امروز اینجوری هستی؟

معمولا از این کارا نمیکنی

چیکار؟

تو همیشه مجبورمون میکنی منتظر بمونیم چون میز رزرو نمیکنی

اما امروز اول اومدی و منتظرم موندی

خیلی وقته ندیدم بدون لباس ورزشی باشی

تو چی پس؟ امروز خیلی خوشگل لباس پوشیدی

آخه خودت بهم گفتی خوشگل کنم

درسته. توی چنین روزی نمیتونی بد بنظر برسی

چنین روزی؟

چه روزی؟

چیه؟ امروز قراره چیزی رو جشن بگیریم؟

اون مرکز ورزشی تو رو استخدام رسمی کرده؟

یا داری برمیگردی دانشگاه؟ چیه؟ چیه؟

این فقط

فقط یه روزه که من و تو میخوایم یه بار یه غذای گرون بخوریم

گو مین چه

میدونی توی مدت قرار گذاشتنمون کی بیشتر از همیشه دعوا کردیم؟

نمیدونم

یادم نمیاد

الان که فکرشو میکنم ما خیلی دعوا نکردیم

درسته

فکر کردم ما خیلی باهم جوریم

برای همینه که اینقدر دوست داشتم

اما از اونجایی که عقیده های مختلفی برای ازدواج داریم

اخیرا یکم گیج شدم

از دیروز که دعوا کردیم دائما دارم بهش فکر میکنم

اگه ما اینقدر تفاوت عقیده توی ازدواج داریم

میتونیم همچنان همدیگه رو ببینیم؟

یا

باید بهم بزنیم

شاید هنوز یکم برات زود باشه

اما این تصمیم منه

کارآموزیت رو

برو

چی؟

تا یکم پیش بهم میگفتی نرو چی شد نظرت عوض شد؟

بهش فکر کردم و دیدم راست میگی

مگه نه؟- آره-

نمیتونی یه چنین موقعیت خوبی رو از دست بدی

و تو خیلی دلت میخواسته که بری

خیلی بزرگ و عاقل شدی وونگ

پس حتما میرم- حتما. برو-

باید اینو زودتر میگفتی

این خیلی خوبه که داری میری

ولی میتونی قبل از رفتن یه آرزوی منو برآورده کنی؟

یه آرزو؟- آره-

بهم قول بده باشه؟

بیا ازدواج کنیم

با من ازدواج کن جیهو

حالا که فکرشو میکنم من تا حالا رسمی ازت خواستگاری نکردم

همه کاری که انجام دادم حرف زدن راجع بهش بود برای همین تو به من اعتماد نمیکردی

این چیزی بود که امروز میخواستی بهم بگی؟

آره من به این فکر کردم که میتونم باهات بهم بزنم یا نه

اما نتونستم

فکر کردم که دلم میخواد ازدواج کنم

چون وقتش رسیده

اما در واقع

به خاطر تو بود

اگه نمیتونی به من اعتماد کنی صبر میکنم

صبر میکنم و هر روز متقاعدت میکنم

اما

اگه الان بهم اعتماد کنی

من واقعا

باهات خوب رفتار میکنم

داری گریه میکنی؟

چرا؟

چرا گریه میکنی؟ واقعا دلت نمیخواد ازدواج کنی؟

برای این نیست

فکر کردم امروز میخوای باهام بهم بزنی

اما نمیتونستم باهات بهم بزنم

از ازدواج کردن با تو ترسیده بودم

اما از بهم زدن با تو

بیشتر ترسیده بودم

نمیدونم بعد از این چه اتفاقی میوفته

اما اگه همه چیز برای من بنظر نامشخص میرسه

فقط بهت اعتماد میکنم

پس

این یعنی آره؟

آره

اما

نمیخوای بذاریش دستم؟

چی گفتی؟

چی گفتی الان؟

راستشو بخوای

من حتی به این فکر کردم که یه حلقه بخرم نگهت دارم

اما

از پس هزینه یه حلقه هم بر نیومدم

چرا این روزا اینقدر گرون شدن؟

چرا یهویی راجع به حلقه حرف میزنی؟

من کی گفتم حلقه میخوام؟

دارم میپرسم الان راجع به چی حرف میزنی؟

مین چه

بی خیال شدن برای خوب کردن آسیبی که دیدم

استعفا از شغلم به عنوان یه شناگر حرفه ایی

و اینجوری زندگی کردن

راستشو بخوای خیلی پشیمونی برام به بار اورده

برای همین همیشه فکر میکنم

باید

یکم بیشتر تلاش میکردم

نمیدونستی نه؟

برای همین امیدوارم هیچ کدوم از فرصتاتو از دست ندی

امیدوارم مثل من زندگی نکنی

همه اون تجربیات خوب رو داشته باش

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left