The first 200 lines.
...آنچه در «فلش» گذشت
،میتونم یهسری کارهای باحال انجام بدم
،گاهیاوقات اونقدر سریع میدَوم .که زمان رو یهخورده بهعقب برمیگردونم
.یه پیک «دارک اند استورمی» ، مهمونِ من
انقدر بدبخت بهنظر میام؟
.انگار ، بهاندازهی من بهاینجا تعلق داری
.«سیسکو» - .«کامیلا» -
شاید تونسته باشیم یهراهی برای .ریشهکن کردنِ ژنوم فرا-انسانی پیدا کنیم
عالیـه ، پس میتونم باهاش ،سیکادا» رو فاقد سرعت کنیم»
.برای همیشه جلوشُ بگیریم - تو کدوم خری هستی؟ -
.من یه خبرنگارم
.میخوایم شکستـت بدیم
،لعنتی ، کارت خوبه
.واقعاً خوب ـه
.شایدم زیادی خوب ـه
.موفق شدیم
!موفق شدیم
.خدای من
سیسکو رامون» ، امشب واسه خودت»
.یه قرار جذاب و داروی فرا-انسانی دست و پا کردی
.ما توقف ناپذیریم
...ای تُف توش
« مترجمیــن: میــکائــیل ، عــلـی » Caped_Crusader , MK
،چقدر باید صبر کنیم
تا بتونیم از دارویِ علاج فرا-انسانی استفاده کنیم؟
.اونقدرا هم طول نمیکشه
.«سیسکو» - .تو یه چشم بهم زدن تمومه -
.«سیسکو»
.بیست و نه روز - یک ماه؟ -
میدونم ، نه؟ ...فقط یه ماهِ کوچولو موچولو
تا اینکه جلویِ جلوی کشت و کشتار «سیکادا» رو بگیریم ،میدونید
،بخوایم با گذشته مقایسهـش کنیم ،این خیلی سریعتر
از مواقعیـه که تونستیم ،غولِ مرحلهی آخرمون رو متوقف کنیم
.نمیونم اونقدر منتظر بمونیم ،اگر اون یه فرا-انسانِ دیگه رو پیدا کنه
یا بیاد سراغ ما چی؟ .باید یهجوری به این روند سرعت بدیم
باید صبرکنیم تا ترکیب ،بهطور کامل هم گذار بشه
،وگرنه قادر نیست عملاً مادهی تاریک رو
در غدهی هیپوفیز یک .فرا-انسان خنثی کنه
با وجود اینکه راهی برای تسریعِ ...تکامل غیرمعمول نداریم
.بری» ، باید صبر کنیم»
.باید صبر کنیم
...مگر اینکه
.ببریدش توی اسپیدفورس
،چی ، ازش میخوای یک ماه
بره توی اسپیدفورس و بعدش چی؟
همون روزی که واردش شده برگرده؟
نه ، نه ، منظور من این نیست ،که زمان رو دستکاری کنید
منظورم اینه که مادهی تاریک رو دستکاری کنید
.پس خیلی سادهـست یک فرایند همنهشتی سادهـست ، درسته؟
،وقتی داریم یه ترکیب رو هم گذار میکنید ...از یک
...وسیلهی مناسب ، یعنی یه جزء کارآمد
یه فروکافت؟ - .فروکافت ، درسته -
و کارآمدترین فروکافت ،که میتونید موقع هم گذار کردنِ
یک ترکیب که مادهی تاریک رو خنثی میکنه ،ازش استفاده کنید
.ذراتِ سریعتر از نور ـه
تکیانها؟ - .باریکلا -
تکیانها. و جائی که تکیانها در اون خیلی انبوهن کجاست؟
.اسپیدفورس - .اینم از این -
.راستش این شاید جواب بده
.بله که جواب میده ،مثل این میمونه که توی
.یه مایکروویوِ تمامبُعدی حرارتـش بدی
.کارت خوب بود - .میدونم -
خب اینطوری چقدر زمان ذخیره میشه؟
.از 29 روز میرسه به 60 دقیقه
.آره ، سریع تر میشه
،«و همچنین از وقتی که «سیکادا
،از آخرین مصافـتون تا حالا اقدامی نکرده
شاید هیچ زمانی .بهاندازهی الأن مناسب نباشه
.برو تو کارش - .خیلیخب -
.یک ساعت دیگه میبینمتون
.نورا» ، باید همینجا بمونی»
کمکِ منو نمیخوای؟
فقط ، این دفعه .خودم اینو ردیف میکنم
مطمئنی الأن زمان مناسبی برای رفتن ـه؟
فقط ، منظورم اینه که ،شهر بی فلش میشه
و یک ساعت زمان زیادیـه .که بدونِ «فلش» سر کنه
،شهر بی فلش نمیشه .اکساس» هست»
آره ، ولی اون موقعی ،که مجبور شدی 24 ساعت رو
،توی سلول محفظهی خط لوله بگذرونی ،«و «ودر ویچ» و «سیلور گوست
ماشین آرگوس رو دزدیدن چی...؟ - ،خب تو جلوشون رو گرفتی -
.بدونِ من
با وجود اتفاقی که بخاطر ...سیکادا» سر مامان اومد»
،نورا» ، «آیریس» مشکلی نداره» .و این کلیدِ متوقف کردن «سیکادا»ـست
.من باید برم ،اگر اتفاقی افتاد
فقط کاری رو بکن ،که تمرینـت دادم بکنی
.آروم باش و آزادانه فکر کن
.باشه - .من بهت اعتماد دارم -
.تو فقط باید به خودت اعتماد کنی
.مشکلی برات پیش نمیاد
.شصت دقیقه
نورا» ، «سیسکو» هنوز» نرفته سر قرارش ، رفته؟
.فکر نکنم
عالیـه ، یه فرصت دیگه .واسه اینکار داریم
خب ، واسه همین هم .انجامش نمیدی
چیشده؟ - .هیچی -
ایبابا ، نگو که این دوباره .کتاب رالف» ـه»
.آره داداش خودشه ،تو بهطور موفقیتآمیزی
بیست و هفت قدمِ من رو برای .بازپسگیری عشقورزی در زندگیـت پشت سر گذاشتی
،جیپسی» به خاطرات پیوسته» ...حالا هم یه معشوقهی جدید داری
...پس الأن وقتِ
.هنر عشق»ـه»
کیتلین»؟»
من باید روی تموم کردنِ کار .دستگاه برای تزریق دارو کار کنم
منم باید دستگاه رو برای .دارو تزریق کنم
آیــ ... آیــ ...«آیریس»؟
.نه ، خودتی و خودت رفیق
.یه مقاله دارم که باید بنویسمش
وقتی «بری» برگشت .بهم خبر بدید
.کمکـم کن
.فصل اول : نقشهی مقدماتیِ ریختن
نقشهی مقدماتی؟ .«این اولین قرارمونـه ، «سون تزو
.نه یه رزم آرائی ،باور کن ملخ وحشی
،عشق یعنی جنگ ،ولی قبوله ، اگر میخوای از این فصل
،میپریم فصل ششم .«ناحیهی خود را بشناسید»
.توی «جیترز» قرار میذاریم دیگه - .آها ، جایِ آشنائیـه
.داری یاد میگیری
ببین اون ، واقعاً .باید بره
.واقعاً باید برم - .یه لحظه وایسا ، وایسا -
.این یکی واقعاً مهمـه ...فصل سیزدهم
.«جاسوسی و شناسائی»
تو داشتی «کامیلا» رو از طریق حسابهای اینترنتیـش میپائیدی؟
.نه ، نه ، نه ، البته که نه
.اینها توی پروفایل عمومیـش بود
،ولی برحسب اتفاق یهسری اطلاعات
درمورد تریپ پسرائی که بهشون علاقهمنده هم فهمیدم
تریپِ پسرائی که .بهشون علاقهمنده
بله و متأسفانه تو هیچیـت .به اونها نرفته
ولی ببین اگر میخوای قرار دومی هم گیرت بیاد ، به اطلاعاتم گوش کن
فقط بعدش با گریه نیا طرفم ، اون هم موقعی که ،کار از کار میگذره
،و بهطرز فاجعهباری خیطی بالا میاری .و تک و تنها میمیری
.که چیز مهمی هم نیست
،میبینی ، حالا اون رفته توی مخم .دمش گرم ولی نه
.من اینا رو نبردما
.شتر دیدی ندیدی - .ندیدم -
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
.قهوهی «سیکادایِ» «ایان» آمادهـست
.اسمم «آیان»ـه - .«ببخشید ، «آیان -
.«سلام ، «کامیلا
.«سیسکو» .بَه بَه
.ببخشید دیر کردم - .توی یه جلسه گیر کرده بودم
.اشکالی نداره - .منم تازه رسیدم اینجا
،اگر میدونستم .خودمم شیک و پیک تر میپوشیدم
آها ، این لباس قدیمی رو میگی؟
،نه بابا ، بیخیال ،این لباس کار ـه
باید توی آزمایشگاهـت کت و شلوار بپوشی؟
آزمایشگاهم؟
،وقتی توی بار بودیم
درموردِ دیانای و ژنومها حرف میزدی
پس گمون میکردم یهجور دانشمندی چیزی باشی؟
.درسته ،خودم گفتم دانشمندم
،آره خب ، نه ،من آدمیام که بهم میگن
.تاجر علم
پس ، تو از کشفیاتِ مردم پول در میاری؟
.خب ، یکی باید در بیاره دیگه
،این فقط یه جوکِ کوچیکه ،وِرد زبونم شده
خب ، اسم شرکتی که براش کار میکنی چیـه؟
.«بهش میگن ، صنایع «رامون
فامیل تو رو روش گذاشته شده؟
.چه خاضعانه
شاید بهتر باشه .دوتا قهوه واسه خودمون بگیرم
.حتماً
.فلشِ» بیکافئین» - .فلشِ» بیکافئین ، حله ، باشه» -
تو تنها کسی نیستی .که تحقیقِ لازم رو انجام میده
،منم میدونم تو کی هستی .«آیریس وست آلن»
میدونم که با «فلش» و بقیهی .قهرمانها کار میکنی
،گفته بودی میخواستی شکستم بدی
،ولی امشب ، من شکستت میدم
.همهـتون رو شکست میدم
.یه «زوم» و یه «فلشِ» بیکافئین
.این بیکافئین ـه - ...از دست مردای این شهر -
.همینو بگو
.ببخشید ، از طرفِ کارمه .باید برم
میشه دوباره یهجوری از نو قرار بذاریم ، لطفاً؟
.مامان ـه
.ازش دور شو
.اون کسی که تو میخوای نیست
.نه نیست ، ولی تو هستی
.پس بیا و ما رو بگیر
!«کیتلین»
.بهت گفته بودم
نورا» ، «سیسکو» که نرفته سر قرار ، رفته؟»
.فکر نکنم
عالیـه ، یه فرصت دیگه .واسه این کار داریم
.درسته
چیشده؟
.هیچی
.فقط باید این اوضاع رو درست کنم
یالا ، تو میتونی .یه راهی براش پیدا کنی
ایبابا ، نگو که این دوباره «کتاب رالف»ـه - .«کتاب رالف» -
.آره داداش خودشه ،تو بهطور موفقیتآمیزی 27 قدم من رو برای
بازپسگیری عشقورزی در زندگیـت پشت سر گذاشتی
.جیپسی» به خاطرات پیوسته» ...حالا هم یه معشوقهی جدید داری
پس الأن وقتِ .هنر عشق»ـه»
کیتلین»؟»
من باید روی تموم کردنِ کار .دستگاه برای تزریق دارو کار کنم
.منم باید دارو رو درست کنم
آیـ ... آیـ ... «آیریس»؟
.نه ، خودتی و خودت رفیق
.اصلاً باحال نیست
.فصل اول: نقشهی مقدماتی ریختن
No comments yet. Be the first to leave one.