The first 200 lines.
"بازنويسي KIYAVASH62"
"در آرزوي ازدواج" قسمت دوازدهم
هي ،يون سنگ وو
هي ،دوست من ! ممنون که اومدي
اون زن کيه ؟انقدر بهش زنگ مي زني
حتما
تو کنجکاوي بدوني من عاشق کيم مگه نه ؟
بعدا بهت ميگم
بيا همه شبو بنوشيم
باشه
من يه دوست دختر داشتم که باهاش مي رفتم دانشگاه
..ما حتي قرار ازدواجم گذاشتيم اما جدا شديم
من خيلي التماسش کردم برگرده
....اما اون دختر
عاشق يکي ديگه شده بود
تو هم امروز خيلي نوشيدي مگه نه ؟
امروز ،برنامه جديد ضبط واقعا خوب پيش رفت
معاونم گفت امشب همه نوشيدني مهمونشن
براي همينم من خوشحال بودم ،اما به خاطر مهمان غير منتظره افسرده شدم
کي ؟
بعد از نوشيدن ميگم
چرا در مورد اون زن حرف نمي زني ؟
وقتي ببينيش ،مي فهمي چرا اينقدر عاشقشم
اون موقع که گفتي قلبت مردد بخاطر اون بود ؟
آره
چطور همديگه رو ديديد ؟
ميخوام فقط ما دو تا بدونيم
ميخواي باهاش ازدواج کني ؟
آره
شوهرشو ديدي ؟ ....نه
پسرش چند سالشه ؟مهد کودک ميره ؟
گفت دانشجوئه چي ؟
چي؟پس چند شالشه ؟ 60؟
مي گفت خيلي زود ازدواج کرده
فکر نکنم ده سال اختلاف داشته باشيم
چرا ما اينجورييم ؟
چطوري مي تونيم تمومش کنيم ؟ با اين حال،تو بهتر از مني
تو مي توني به مشکلات سني پيروز شي
مادر مين جائه اومده بود ديدن من
"قسمت 12"
قلبم از ترس داشت
چرا بايد اين بلاها سرم بياد ؟
من درکش مي کنم چون اون يه مادره
هي ،اگه تو بودي پسر 20 ساله ات با يه زن 30 ساله قرار ميذاشت چي کار مي کردي ؟
اگه من بودم بنظر پسرم احترام ميذاشتم
پس ،بهش چي گفتي ؟
بهش گفتي ديگه نمي بينيش ؟
بهش گفتم اگه بازم ببينمش چي کار مي کني ؟
...نگفت با دستاي خودت گورتو کندي ؟
پس بايد لال ميشدم ؟
البته
يه انسان واقعي تو اين شرايط کوتاه مياد
اگر چه شايد الکي باشه
من بايد غذا بخورم تا افسردگيم خوب شه هي ،بيا يه چيزي بخوريم
مرغ چطوره ؟هوم؟
تماس بي پاسخ
هوم ،هوم ؟
سلام ؟
سنگ مي ،تو زنگ زده بودي من الان ديدم تماس بي پاسخ دارم
اوه ،چيزي نبود
الان کجايي؟
خودشه ؟
سنگ مي الان کجايي؟
تو الان کجايي سنگ وو؟
من خونه ام ،داشتم با دوستم مي نوشيدم
مي خواي بيا ؟
نه ،بعدا مي بينمت
تو لابي ساختموني ؟اومدم پايين
نه . فردا دوباره حرف مي زنيم
س .س .سنگ مي
من يه ثانيه ميرم تو لابي
چرا ؟اون اومده ؟
ممکنه ميرم پايين و بر مي گردم
زنا چطور مي تونن برن دنبال همديگه منم ميام بيا با هم بريم
دفعه بعد ،ممکنه ناجور باشه
پس يواشکي نگاش مي کنم نميشه
گفتم يواشکي نگاه مي کنم اگه شرايط خوب بود سه تايي با هم مي نوشيم
چرا نميري به دوست پسرت زنگ بزني ؟
خوبه ،بهش زنگ مي زنم بياد 4 تايي با هم بنوشيم
همينجا بمون ،من ميرم پايين و بر مي گردم
مامان
چرا اومدي اينجا ؟
تو چته مامان ؟ من اومدم اينو بگيرم
من از پست خواستم آدرس و چيزاي ديگه تو عوض کنه
ايميلت مياد خونه ما
من اونو با پيک فرستادم
اون گفت فکر کرده من هنوز اينجا زندگي مي کنم برام فرستاده
دوباره نيا اينجا ،بريم
چرا تو اينجايي ،مامان ؟
اينورا يه کاري داشتم ،بريم
نيومده؟
آره ،انگار نيومده
مراقب باش ،خانواده کسي رو خراب نکني
من بايد خودمو فراموش کنم ،درسته ؟
البته
برات بهتره ،تو راحت تر از مني
من ميخوام سعي کنم 10 سال فاصله ...بين خودمو مين جائه رو بردارم ،اما
منو مادرش حتي 10 سالم باهم اختلاف سني نداريم
اون گفت مادرش خيلي زود ازدواج کرده
با اين حال هنوز مشکلات زيادي پيش رو داري
تو بايد منصرفش کني اون يه زنه با شوهر و بچه
شين يانگ
ما بايد ازدواج کنيم ؟
چي؟
من مي خوام با تو ازدواج کنم و اونو فراموش کنم حتي اگه شده به زور خودمو راضي کنم
يا عيسي مسيح ،تو ....خودتو کنترل کن
قبل از تو با شوهرش دعوا کرده
اينا همه به خاطر توئه
...يون سنگ وو
اي کاش مي تونستم همه عصبانيتمو سرتو خالي کنم
تو !
برو با يه زني ازدواج کن که خيلي هم زشت تر از من باشه
همچنين پير و چاق با يه عالمه بدهي و ده تا بچه
آخرشم مطمئن باش همينجوري ميشه
چون منو نفرين کردي
من آخرشم عاشق يکي ميشم که شوهر و بچه داره
من واقعا ممنونم
تو قصد داري باهاش ازدواج کني
اگه طلاق بگيره ؟
آره
تبريک مي گم
براي عشق دنباله دار گرمت
تو هم با مين جائه موفق باشي
امروزه ،10 سال تفاوت چيز مهمي نيست
فقط متعجبم اگه هنوز عاشق بوديم
تا حالا چي کار مي کرديم ؟ من منتظرم اينجوري مي تونم قبل از اينکه بري ببينمت
جايي ميخواي بري ؟
ميرم ديدن خانواده ام
براي اينکه قبل از ازدواج وقت زيادي ندارم
واقعا ؟
...لي شين يانگ ،براي همه چيز تا الان ممنونم
براي اينکه منو قبول کردي با اينکه واقعا دوستم نداشتي
من واقعا ممنونم
تا وقتي ميدوني همه چي مرتبه
حالا مي تونيم همديگرو تو جشن عروسي ببينيم ،درسته ؟
قبل از عروسي بيا با هم شام بخوريم با بوگي ،هر سه تا مون با هم
من بايد براي آخرين شب مجرديم يه مهموني توپ بگيرم مگه نه ؟
عاليه ،ميخواي با من بياي برات تاکسي بگيرم ؟
....نه ،تو پارکينگ منتظر بان سئوک ميمونم
خداحافظ
شب تنهايي وقتي همه چراغاي خيابون خاموش شد بر مي گردم و تنهايي از خواب بيدار ميشم
خيلي خوشحالم که ديگه لازم نيست کاري بکنم
تو هم بايد زود يه مرد خوب براي خودت پيدا کني
من هنوز حالم خوبه ،مي توانم بدون گوز مراقب باشم . اين راحت و خوبه
درسته ،تو سوء هاضمه داري ،نه ؟
مي بينمت
من رفتم
چهارشنبه مي بينمت
باشه
نيا بيرون
خداحافظ خداحافظ
مثل اينه که يه دفعه خونه خالي شده
اخبار و مردم 8.19%اين ضربه ي بزرگيه
تبريک ميگم
%اخبار و مردم8.19 %وقايع کنوني8.7
خوب کار کرديد بچه ها
براي راي بيننده ها تبريک
متشکرم همه امشب مهمون منن
ارشد تبريک مي گم منم دعوتم
من ميخواستم لخت شم ،ممنون
جئون سي ري ،نميخوي بياي تو تيم ما ؟
نمي دونم
باري کردن باهاش سخته ؟
من واقعا دلم مي خواد برم اونجا
ارشد و منم هميشه رو همون خطيم
من ميخوام بدونم تو چطوري با يه پسر جوونتر از خوئت دوست شدي
همچنين ميخوام ياد بگيرم سخت کار کنم
پس چرا بازي رو انقدر سخته گرفتي ؟
چون ارشد چوي ميخواست منو براي تيمش انتخاب کنه
چي ؟
من کارگردانم ،و بالاترين راي بيننده رو تو شبکه راديو و تلوزيون اوردم
..پس چرا
اينجوريه پس منم تلاش مي کنم يه برنامه بهتر بسازم
تو قاشق ارشد چوي رو گذاشتي اينجا
يانگ فقط اين کاسه خيلي کوچيکه ،لي شين
خجالت نمي کشي به خودت افتخار مي کني تو ساعت پر بيننده 19/18%راي آوردي ؟
اگه وقت و از دست نميدادي 25%مياوردي
درسته
ما بايد اين دفعه يه کاري کنيم درصد بيننده ها به 30 برسه
ساعت 3 جلسه است همه رو جمع کن
ميخوايم براي برنامه اين هفته حرف بزنيم
اين روزا سرت درد مي کنه براي دردسر مگه نه ؟
تو همچنين مواقعي تو واقعا به پشتيبان قدرتمندي مثل من احتياج داري
بعدا مي بينمت
بيا اخبار ساعت 10 آماده کنيم
اين واقعا شگفت انگيزه
اين چيه ؟چه جالبه ،دا جونگ ؟
من فکر مي کنم دنيا داره براي عروسي ما کار مي کنه
همه سالناي عروسي يه دفعه خالي شدن
و سفر ماه عسل لوکس با پايين تر قيمت جور شده
دليلش اينه که تو خيلي خوش شانسي
حتي دنيا هم عاشق توئه
مريخ ،زحل و پولوتون به من حسودي مي کنن
مي دونم
دليل خوش شانسيه من اينه که من شوهر خوبي مثل ،بان سئوک پيدا کردم
چي گفتي ...؟ منو شرمنده کردي
اوه بله ،دا جونگ يه لحظه دستتو بذار اينجا
ببخشيد ؟
اين چيه ؟ براي اندازه گيري سايز انگشتته
من اينو از فروشگاه جلوي بيمارستان قرض گرفت
No comments yet. Be the first to leave one.