Release info

[AnimWorld] Honzuki no Gekokujou ALL
A Commentary by lak0lak
lak0lak :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || HardSub: @AnimWorlDDL

Tags

other
Published on: 2020-04-25
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 144 lines.

کارکنان کلیسا متوجه شدند که .ماین بلعیدن دارد

.ماین ما می خوایم با والدینت صحبت کنیم

بنو پیشنهادی داد مبنی بر اینکه ...با استفاده از قرارداد جادویی از ماین محافظت کنند

و ماین هم تصمیمش را برای .به عضویت درآمدن به کلیسا گرفت

به اوج رسیدن یک خوره ی کتاب

به اوج رسیدن یک خوره ی کتاب

فصل چهاردهم فرجام

.من اومدم

!ماین

خب از کلیسای جامع چه خبر؟

خب از کشیش عالی مرتبه خواستم که ...درخواستمو فراموش کنه

...ولی وقتی فهمیدن که بلعیدن دارم

...گفتن که می خوان با شما صحبت کنن

.و این دعوتنامه رو بهم دادن تا بدمش به شما

می خوان که دو روز دیگه .موقع زنگ سوم ببیننتون

چیکار کردی ماین؟

.مجبورم کردن به یه جام دست بزنم

و وقتی برق زد .خواستن شمارو ببینن

.بعدش رفتم دیدن بنوسان

.یه چیزایی درباره ی نجبا و بلعیدن بهم گفت

.ظاهراً تبِ بلعیدن، همون ماناست

مانا؟

گفتش که چون جام درخشنده ثابت کرد ...من صاحب مانا هستم

دیگه نمی تونم از دست کلیسا یا .نجیب زاده ها فرار کنم

!نه

ولی کلیسا ابزار جادیی داره و .و من اگر عضوش بشم می تونم زنده بمونم

حقیقت داره؟

ولی اگر عضوش بشی دیگه نمی تونی مارو ببینی، مگه نه؟

.اگر اوضاع همینجوری بمونه، آره

.من نمی خوام تو رو تحویل کلیسا بدم

...اگر تنها بفرستمت اونجا

هی بابا. می دونی پایتخت چه وضعیتی داشته؟

شنیده بودی که یک تصفیه ی ناگهانی بوده که موقعیت و وضعیت نجبا رو عوض کرده؟

اون چه ربطی به بحث ما داره؟

...راستش چون تعداد نجبا کم شده

.انگار کلیسا نیاز مبرم به مانا پیدا کرده

.برای همین اونا منو می خوان

...طبق چیزایی که دیدم و شنیدم توی دروازه

.نجبا توی مسیر های متفاوتی پراکنده شدن

.چیزی که بنوسان گفته بود حقیقت داره

.پس اینجوری شاید همه چی حل بشه

منظورت چیه ماین؟

.گفتش که من خوش شانسم

...با یه مذاکره ی زیرکانه

می تونم جایگاهی در حد یه نجیب زاده .برای خودم دست و پا کنم

.بیشتر بگو

.اول، بهترین نتیجه رو برای خودت تصور کن

چه جور امتیازی از اونا برای خودت می خوای؟

چه منفعتی می تونی بهشون بدی؟

اونا چی می خوان؟

.همه ی اینا رو بدون

...چی می خوام

اجازه ی ورود به کتابخونه .و خوندن کتاب های اونجا

.از دست تو، هنوزم همونجوی یک جهته فکر می کنی

!اـ این بهترین نتیجه ست خب

اگر حریص بشم چی؟

.چیزی که می تونم بهشون بدم، مانا و پول

.درسته

تا وقتی اونارو کم نفروشی .می تونی موقعیت خوبی داشته باشی

اگر اوضاع خوب پیش بره .می تونی به عنوان کارآموز ردا آبی پذیرفته شی

برای اطمینان از این، کارگاه ماین رو نام نویسی کن .و جریان سوددهی خودت رو داشته باش

...راستی

شنیدم اگر توی انجمن ثبت نام شده باشی .دیگه نمی تونی عضو کلیسا بشی

واقعاً می تونم خودم رو به عنوان سرپرست کارگاه ثبت نام کنم؟

کشیش عالی مرتبه گفت که ...خودش با رئیس انجمن صحبت می کنه

سرنوشت خودت رو به دست های !کس دیگه ای نسپر

اگر واسه ی اینکه اونا نمی پذیرن ...تو قبلاً نام نویسی کردی نمی تونی کاری کنی

پس یه کم پول بریز و بپاش کن تا !اجازه ی فعالیت تجاری کارگاهت رو بدن

تو تنها کسی توی کلیسا میشی که !می تونه با انجمن معامله کنه

!درسته

اگر لازم شد بگو که از کارگاه ماین برای .ایجاد شغل ایتام استفاده می کنی

...واسه شون یه محیط بهتر دست و پا کن

!و مجبورشون کن حق مالکیت تو رو قبول کنن

...همچنین از ضعیف بودن بدنت استفاده کن و

.بهترین جایگاه و رفتاری که می تونی رو بدست بیار

!به اینکه بین مردم چجوری به نظر میای اهمیت نده !واسه ی زندگی بجنگ

.باشه تلاشمو می کنم

.این حرف هارو زد

.پس امکان مذاکره هست

.آره فکر کنم

.برای همین بنوسان بهم گفت که واسه ی زندگی بجنگم

واسه ی زندگی بجنگی، هان؟

پس میشه گفت هنوز برامون امیدی هست؟

.درسته

.چیزی که می تونیم پیشنهاد بدیم، مانا و پوله

...بعدش باید روی نحیفی من تاکید کنیم و

.جایگاهی در حد نجیب زاده بگیریم

باید مجبورشون هم بکنیم تا ...اجازه بدن کارگاهم رو اداره کنم

.و توی خونه بمونم و زندگی کنم

اگر با این 3 خواسته موافقت کردن .اون موقع می تونیم بگیم پیروز شدیم

.تلاشمو می کنم

!من سرباز شدم تا از خانواده م محافظت کنم

چی شده توری؟ نمی تونی بخوابی؟

چی شده؟

واقعاً می تونین با اشراف زاده ها مذاکره کنین؟

اونا مگه مردم رو حتی به خاطر اینکه پشت سرشون حرف زدن، نمی کشن؟

...اگر اتفاقی براتون بیوفته، من

!توری

!مامان

!لطفاً با بابا برگرد خونه

.دو روز بعد، وقت مذاکره در کلیسا فرارسید

بابا، برام بجنگ باشه؟

.باشه

.این باید خواست خدایان باشه

.ماین و والدینش اینجا هستن

.سلام کشیش عالی مرتبه

.آه ماین، خوش آمدی

اون دو نفر کی هستن، ماین؟

.والدینم

چی؟ والدینت؟

چه کاری انجام میدن؟

پدرم سربازه، و مادرم توی کارگاه .پارچه بافی مشغول کاره

سرباز؟

.آه... فکر نمی کردم فقیر باشن

.چه حروم کردن وقتی

.لطفاً بنشینید

!نیازی نیست! می تونن بایستن

این تغییر رفتار ناگهانیش چیه دیگه؟

.بیاین اینو تمومش کنیم

باور دارم که می دونین ماین می خواد ...بشه کارآموز کشیش

و مخالف این هستین؟

.درسته

دوست ندارم از زندگی دخترم دست بکشم .و اون مثل یتیم ها زندگی کنه

.ولی اون بلعیدن داره

بدون دسترسی به ابزار جادویی .نمی تونه زنده بمونه

کلیسا با لطف بی کرانش اونو میگیره .تا جونش رو نجات بده

ماین اگر مجبور بشه مثل یتیم ها زندگی کنه .چون بدنش خیلی ضعیفه نمی تونه زنده بمونه

ازتون می خوام که ازش به عنوان .کشیش ردا خاکستری کار نکشین

!درسته

!اون حتی بدون بلعیدن هم دختر ضعیفیه

!نمی تونه توی کلیسا دووم بیاره

.لطفاً... لطفاً اجازه بدین توی خونه مون زندگی کنه

!فرومایه های گستاخ

به خودتون جرئت میدین که !درباره ی رحم و شفقت ما شکایت کنین؟

!خفه خون بگیرین و دخترتون رو تحویل بدین

چی؟ این نجیب زاده ست؟

.رد می کنم

.من هیچوقت بچه مو نمی ندازم تو یتیم خونه

!درسته! لطفاً رحم کنید بهمون

!گستاخ

این والدین پست و فرومایه رو بندازین بیرون !و ماین رو حبس کنید

به اوج رسیدن یک خوره ی کتاب

به اوج رسیدن یک خوره ی کتاب

این والدین پست و فرومایه رو بندازین بیرون !و ماین رو حبس کنید

More Farsi Persian subtitles for Ascendance of a Bookworm

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left