The first 200 lines.
تقديم ميکند Opus Sub تيم ترجمه ي
"واژه ي "بيون هيوک" در کره اي به معناي "انقلاب .است. به همين دليل نام ديگر اين سريال "عشق انقلابي" است
شد، نه؟
حالا مطمئن شدي نه؟
آره
.حالا مطمئن شدم
.ديدي گفتم جون
آره
.ما بايد دوستاي عاد بمونيم
چي؟
دوست عادي؟
آره دوست
ها؟ باورم نميشه
الان اين مثل يه ميليون، نه دو ميليون وُلت برق بود
من الان مثل پيکاچو (يک پوکِ مون) شده بودم داشتم از برق گرفتگي ميمردم
ولي منُ نگرفت
تو رو نگرفت؟
نه منُ نگرفت
يعني فقط منُ گرفت؟
آره فقط تو رو گرفت
من هيچي حس نکردم
بيا يه خط اطمينان اينجا بکشيم
من و تو با هم هيچي بيشتر از دو تا دوست نيستيم
اُکِي؟
قسمت نهم
چيکار کنم؟
نه نه
امکان نداره
چطور ممکنه اين واقعي باشه؟
...من مطمئنم
.عالي بوسش کردم
...آخه چطور
ممکنه برق نگيردش؟
با عقل جور درمياد؟
چيکار ميکني؟ نميخواي بخوابي؟
...ميدوني، جون
مطمئنم منُ دوست داره ولي قبول نميکنه
حرف زدن بسه برو بخواب
...مطمئنم
عالي بوسش کردم
...آخه چطور
ممکنه برق نگيردش؟
چطور؟
ها؟
هيچي از اين واضح تر نبود
آخه يعني چي؟
چرا اون اينجوريه؟
جه هون
من امروز خيلي زحمت کشيدم بذار من رو تخت بخوابم
فقط همين امشب، ها؟
برقُ خاموش کن - باشه -
هم من هم تو، کاملا درباره ي جون اشتباه ميکرديم
جون متخصص بازي دادنِ مرداس
تو نقش بازي کردن استاده
خواهشا بگير بخواب
اين کاراي بدُ از کجا ياد گرفته؟
جون بايد بفهمه عشق واقعي اينجوري نيست
ولي حالا که داره مهارت هاشُ رو من امتحان ميکنه
من نبايد جواب بدم؟
!هِي گفتم بخواب
حالا من چيکار کنم؟
چون اون داره مهارت هاشُ نشون ميده منم بايد مهارت هامُ نشون بدم؟
از کجا اين کاراي بدُ ياد گرفتي که باهاش منُ اذيت ميکني جون؟
بالاخره امروز، روز توزيع کاسه ي بولگوگيِ .سرآشپز جوئه، پس حواستون جمع باشه
همه وظايفتونُ دوباره چک کنيد - چشم -
چک کنيد همه ي تقاضاهاي خريد ارسال شده باشن
مدير کيم، چک کن مشکل عملياتي اي وجود نداشته باشه
بله چشم
مدير کُوُن
از روز اول فروش محصول تو بازار يه گزارش تهيه کن
بفرستش براي سرپرست سول - بله مدير يانگ -
باورم نميشه
باورم نميشه باورم نميشه
باورم نميشه
برنامه ات چيه؟
چي؟
ميخواي با محصول سه مَن چيکار کني؟
واسه چي؟ نگران شدي؟
به رئيس جانگ بگو منتظر احضاريه ي دادگاه باشه
بايد بفهمه عواقب دزديدن محصول ما چقدر جديه
ما اسمِ سه مَنُ نزديم رو محصول
با مارک کانگ سو فروخته ميشن
بنابراين محصولي دزديده نشده، پس شکايت نکن، باشه؟
فکر نکردي استفاده از اسم کانگ سو مشکل ايجاد کنه؟
به نظرت اصلا فروش هم ميره؟
بايد بفروشيمش تا بفهميم
کجا ميخواي بفروشيش؟ شرکت پخش داري؟
يه جايي رو سراغ دارم
دارم ميرم همون جا رو يه امتحاني بکنم
باز نري سراغ يه جاي بد و براي گروه کانگ سو شرمندگي به بار بياري
اين يه بارُ بي خيال شو
شرمندگي" و "بي خيال شدن" تو ديکشنري" من وجود نداره رفيق
من رفتم
هِي
واسه غيبتم، يه داستاني براي .مدير يانگُ سر هم کن
خواهش ميکنم رفيق
عاشقتم
خيلي وقت بود شب کار نکرده بودم برا همين الان همه ي بدنم درد ميکنه
هيوک به چه تضميني دست به همچين کار جسورانه اي زد؟
اگه به گوش روسا برسه همه شون عصباني ميشن
خب گفت خودش همه چيزُ درست ميکنه
ما بايد بشينيم و منتظر باشيم
آخه چي داره که انقدر مطمئنه؟
گفت يه کارت مخفي يا همچين چيزي که نميتونه بهمون بگه
کارت مخفي؟ - کارت مخفي؟ -
آره
!عاشقتم
چي شده؟
اين پنجره خوب تميز نميشه
فکر کنم شبنم ها بهش يخ زده
عجيبه
عمو جان
!نميشه
اين محصول اينقدر خوبه که نميتونين هيچ جا پيداش کنين
دوباره کاسه ي بولگوگي قبول کنم؟
با عقل جور درمياد؟
گروه غذايي کانگ سو تازه محصول جديدشُ توليد کرده
بولگوگي سرآشپز جو
اين محصول قراره تو همه ي مغازه ها توزيع بشه
من فقط ميگم کنار محصول سرآشپز جو يه جايي هم برا اين محصول باز کنيد
چيز زيادي نميخوام
به خاطر من تا وقتي محصول کامل به فروش بره قبول کنيد
فقط يه ماه، نه دو هفته
عمو جون
حالا برا محصولت اجازه هم گرفتي؟
من ميپرسم ببينم بابات ميدونه يا نه
حتما يه دليلي داره که من مستقيم اومدم پيش شما
پسره ي کله شق، تو ترس حاليت نيست؟
...هِي، دلت ميخواد بابات
هم من و هم تو رو بکشه؟
برا همينم بايد يواشکي اين کارُ بکنيم
اين دومين قول و قرار مخفيانه ي ماست
دومين؟
اوليش چي بود؟
ميدونين ديگه
اون قرصايي که اون دفعه من براتون گرفتم
خوب بودن؟
کدوم قرصا؟ ها؟
...وي... آ
!پسره ي...! اون رازه
عمو جون، متوجهين من چقدر نگران سلامتي تون هستم؟
...يه وجب بچه ميخواد منُ
!هِي، هِي، هِي
!بچه پررو! همونجا وايسا
همونجا وايستم؟
اين مشکل شماست عمو جون
اين روزا چطورين؟ خوب هستين؟
!پسره ي نفهم! واقعا که
!هِي، هِي، هِي
!پسره ي بي تربيت! گرفتمت
دهنتُ نميبندي نه؟
عمو جون قوي باشيد !من تشويقتون ميکنم. کانگ سو
چرا نمياد؟
دلم داره شور ميزنه
چرا اينقدر طولش ميده؟
!اومد
کجا، کجا؟ - !هيوک -
!هِي
چي شد؟ ميتونيم محصولُ بفروشيم؟
نميتونيم؟
چرا نتونيم، محصول جديد حتما همه جا پخش ميشه
ميتونم - ميگه ميتونيم -
ميتونيم؟ - آره -
!واي، واي
واي آقاي بيون .شما بازم تونستين. تونستين
!واي خدا! خيلي خوشحالم
هِي يعني حالا پول نه نه پاداش هم بهمون ميدن؟
صد در صد - !واي -
تو همه چيت خوبه
ولي هميشه زيادي لِفتش ميدي... رفيق
گفتم که تو نقش بازي کردن استاده
اينجور موقع ها بايد بزنمش کنار
ولي وقتي جونُ ميبينم نميتونم اين کارُ بکنم
!جون وايسا با هم بريم
!جون وايسا با هم بريم
روزاي خوب از راه رسيدن
دردم گرفت
!آره
!آره
اينجاست؟
بله
اون نادون اين بارم يه مشکل بزرگ درست کرد
مگه نميدونه نميشه با همکاري پيمانکار فرعيِ قبلي محصول توليد کنه؟
به نظر ميخواد تو سودش شريک بشه و با ما معامله کنه
فقط واسه کمک به اون پيمانکار فرعيِ توزيع محصول جديدُ خراب کرد؟
ديوونه اس از ديوونه هام بدتره
بايد چيکار کنم؟
کاري نميشه کرد
من بايد از طرف ديگه حمايت کنم
از طرف ديگه حمايت کنيد؟
شما ميخواين از محصولِ بولگوگيِ سرآشپز جو حمايت بيشتري بکنيد؟
شما خيلي وقته دارين اين محصولُ آماده ميکنين، بازخوردها هم که خوب بوده
مسلمه که ما بايد به حد نياز ازتون حمايت مالي بکنيم
ما داريم بازاريابي وسيعي ميکنيم
بازاريابي رو همين اول کار افزايش بديد .هزينه ها رو ما پوشش ميديم
انگار اين خيلي نگرانش کرده
يه لقمه ي نشاط آور براي تو يکي هم براي من
.اومم... خوشمزه اس
کاسه ي بولگوگيِ سرآشپز جو
چيکار کنيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.