The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
پس تو اون پلاوکي؟
آره
شنيدم همه چيزو در مورد اسمیچوفسکی ميدوني
که برام توصيه کردي
اون شخصيت خيلي عجيبي داره نداره؟
من هيچ وقت آدمي باهوشتر از اون نديدم
البته به اين معني نيست که اون کلاهبردار نيست
براش چي ميبري؟- اون چندتا کتاب قديمي خواسته-
البته، کتابهاي کوچولوش
بگذارشون روي ميز
شايد بعدا سر و کلش پيدا بشه
فکر ميکني بعد از مستي خوابيده؟
اسمیچوفسکی براي سوء استفاده از اعتبارش
و استفاده از يهوديها به نفع خودش بازداشت شده
راستش منتظرت بودم پلاوک
يهودي خيلي کنجکاوي هستي
بقيه تا الان بارشونو بستن اما تو اينجايي، خيلي آروم و راحت
جايي که سربازان رايش در همه جبهه ها دارن خونريزي ميکنن
شما دوتا اون بيرون در حال دزدي هستيد
در اصل دزدي کتاب
آشغالهاي کنيسه ها يا داراييهاي خانواده هاي يهودي
اما اصلا اين طور نيست
همه چيز و کاملا همه چيز اينجا با نظم و ترتيب نگهداري شده
اين روزها، يهوديها اجازه ورود به کتابخونه ها رو ندارن
چه برسه اينکه ازشون دزدي کنن پلاوک
من دزدي نميکنم
ميدونم فقط داري کاريو ميکني که اون بهت ميگه
يک راهي براي نجات جونت هست
واسه چي اون تو رو انتخاب کرده؟
تو معشوقه داري؟- متاهلم-
خوب اسمیچوفسکی
ميتوني بهم بگي
يهودي، خدمتکار يا هردو
امروزه همش يکيه
ما خيلي وقته همديگه رو ميشناسيم
ديدي حق با من بود
چيزي که بايد بدونمو بهم بگو
و شايد بهت سخت نگيرم
تا حالا تجربه همجنس گرايانه اي داشتي؟
من؟ نه
و ميتوني تصور کني که داري با يک مرد عشقبازي ميکني؟
نه واقعا
خوب اگر ميتونستي براي هردومون بهتر بود
تو خوشتيپي، دوست دختر داري؟
بيشتر از همه کنجکاوم بدونم چند سالته؟
نوزده
نوزده؟
تا حالا چنين مرديو ديدي؟
ميتوني يکيشونو تشخيص بدي؟ اغلب شبيه زنهان
تو عالي ميشي
کسي گفت بياي تو؟
عجله دارم ببخشيد
ميتونم بيام؟
يک چيزي ازت ميخوام- خيلي خوب اما سرمون شلوغه-
ميشه معرفيمون کني
جوزف از دپارتمان سوابق حزب
و اين ولاسدي کي، همکار جديدمه
ما اينجا خيلي سرمون شلوغه
از طريق دبيرخانه ايده هايي براي همکاري فرستادم
اما خيلي سرت شلوغ بود و نخونديش- خوب کلي کار داريم-
ميتوني از يک دختر بهتر براي دفتر استفاده کني
يا يک پسر؟
چي برام نوشتي؟
دوباره همون چيز، اسمیچوفسکی
اون الان سرش شلوغه
ديگه توي پنکريک نيست
پس همکارش کجاست؟- محرمانه است
و کي اين تصميمو گرفته؟- من-
تو مالک اون مردي؟ من واقعا براي يک پرونده بهش نياز دارم
انگار فقط به من وابستگي داشته
همکارانو ببين و بپرس کار کي از همه مهمتره
پس به من قرضش نميدي؟- دوست دارم اما نميتونم، شرمنده-
سيلنسکه درباره اين دسيسه چي ميگه؟
از خودش بپرس، شگفت زده ميشي
جهالت
اين باعث سقوط ماست ولسکي
خوب حداقل بهمون کمک ميکنه به قلب موضوع بريم
مطمئنا اسم آرويد اسمیچوفسکی به گوشت خورده ولاستيک
يک چيزهايي توي اخبار شنيدم
هيچ شاهد مادي بهتري نداريم
اما براي من، راستشو بخواي اون فقط يک هيولاست که بقيه هيولاها رو ميخوره، متوجهي؟
اسمیچوفسکی
به درمان خاص نياز داره
اما من بايد ... دست اونو بهش برسونم
همه ما لذتهاي گناهکارانه خودمونو داريم
فقط اسمیچوفسکی کاملا پاک نيست، ميدوني؟
بله
من تو رو بي دليل انتخاب نکردم
شايد يک چيزي توي وجودته که هنوز ازش خبر نداري
ما بهش نياز داريم
محاکمه هاي جديد در راهن و من بدون اون رکب ميخورم
... اما من واقعا- ميدوني دستور چيه، نه؟-
آره اما... من واقعا اونجور آدمي نيستم
من بهت باور دارم
اما اگر بودي قبول ميکردي؟
اينکه بگذاري چقدر پيش بره به خودت بستگي داره
اون قسمتو فيلم بازي کن تظاهر کن
بايد ايچ نوي پيرو توي فيلم کريستين ديده باشي
بگذار اون کريستين باشه و تو مندلووي باشي
توي دنياي اون اينجوريه
بگذار اغوات کنه، باهاش همراه شو
من شنيدم اون شيطانو فرا خونده
تو که باور نميکني، مگه نه؟
خوب؟
آرويد؟ اونجا خوابيدي؟
برعکس
حسابي داشتم خوش ميگذروندم
نظرت راجع بهش چيه؟- چرا اين کارو ميکني؟-
سورپرايزت کردم؟
اين خوشحالم ميکنه براي اولين بار ذهنمو نخوندي
فکر نميکنم به عنوان بازيچه اونو به من بدي
چرا نبايد اين کارو بکنم؟
چقدر شيرين
شيرين؟
خنده دار
اين ماهيت کار ماست
هنوز به اين حقيقت عادت دارم که هر کاري از تو برمياد
من جي آرويد اسمیچوفسکی طلسمت ميکنم
ارواح آتشي که روي همه چيز تصميم گيري ميکنن
براي تبعيد تمام ارواحهاي خبيث
پس به ما صدمه اي نميرسونن
خداوند حافظ ارواح آتش باشد
تقديسش کنيد، متبرکش کنيد
به نام نام مقدس از کساني که اينو حمل ميکنن محافظت کن
اوه خدايا
نور زمين
اوه عيسي مسيح
نور آسمانها
اوه ناجي
نوري که در تاريکي ميتابد
اين تقديسو به آتش عطا کن
اوه عيسي مسيح
خودت اين آتشو تقديس کن
تا بدون ضرر باشه و توسط ارواح شيطاني خاموش نشه
اوه عيسي مسيح
باشد که اين نام مقدس حافظ اين شعله باشد
و تا ابد تقديس شود
آمين
ما قبلا اينجا اومديم
اين اتفاق قبلا افتاده، نيفتاده؟
اسمیچوفسکی
من دنبال همين بودم
من شگفت زدت ميکنم؟ جريان چيه؟
يک نفس عميق بکش زود از بين ميره
فکر کنم دلت براي پلاچويک تنگ شده
نمايش خوبي اجرا ميکني
چندبار بايد باشه؟
و حالا مرحله نهايي
تکرار حافظه رو تسخير ميکنه
و با هربار تکرار دوباره نمايش بهتري اجرا ميشه
بيا، خودتو نشون بده
اذيت نکن
فکر کنم بالاخره اومده جايي که بهش تعلق داره
ميدوني دژاوو چيه؟
عالي کار ميکنه
موافقم
خوب اون کجاست؟
حبسه داره با اتهامات رمسي، محاکمه و زندان سر و کله ميزنه
کي ميدونه؟ بقيه تصميم گيرنده اند
نبايد فراموش کنيم که اين اتفاق قبلا يک بار افتاده
ديوانه شدي؟
زمانه عوض ميشه، آدمها تغيير ميکنن اما نقشه، يکسان ميمونه
بايد به قوانين احترام بگذاري بيا بيرون، بيا بيرون
ميشنوي چي ميگم؟ قبلا تمام اين بازيها رو کرديم
بشين
تو قول دادي! بهم ميديش يا بايد خودم بگيرمش؟
...تو چي يک کاري بکن، لعنتي
کمک کن دکتر روي صندلي بشينه
يک دستمال بهش بده
تو خوب پلاچوکو ميشناسي، نه؟
ميدوني چه حرومزاده ايه
من هيچ وقت باهاش هيچ مشکلي نداشتم
صهيونيستها مثل موش به آپارتمانها نفوذ کردن
حرف بزن، اون جاسوس سرويس اطلاعاتي آلمانه؟
که توجهاتو به خودش جلب کنه؟ چرا؟
بالاخره تو هم آلماني هستي
تو با اونها ثبت نام کردي
اون واسه شما کار نميکنه؟
ميدونستي با تيتو همکاري ميکنه؟
چه کارهايي عليه دولت انجام ميده؟
جونت اينجا در خطره- توي خونه خودت ترتيبشو بده-
اون کتاب مال منه
اوه بي خيال- قرار بود بدتش به من-
چرا بايد اين کارو بکنه؟
....براي کمک بهش، قول اين کتابو بهم داده بود براي کمک به تو
بايد از اين ژست متاثر بشم؟
تو هم ممکنه يک روزي بهم نياز پيدا کني
زندان خوب تمام شده اسمیچوفسکی
بايد به روشهاي ديگه اي باهم همکاري کنيم
من يک چيز ويژه برات دارم اونجا ميتونن ازت مراقبت کنن
هنوز حرفمو باور نميکني؟
جدي؟
به نام پدر
پسر، عيسي مسيح، پادشاه ما
با قدرت روح القدس من جرل آرويد اسمیچوفسکی
شما چهار پادشاه جهانو فرا ميخوانم
پادشاه اورينز از شرق پادشاه آمايمون از غرب
...پادشاه سامائل
...پادشاه بادها
No comments yet. Be the first to leave one.