The first 200 lines.
...آنچه در "شعبدهبازان" گذشت
وقتی یه نفین بودی، برای خودت .دشمن درست کردی
.یکیشون دنبالته... لمپری
.یه دستگاه هشدار زودهنگام میخوای
.درواقع یه آلارم - چی، این یه شوخیه؟ -
سرطانه؟ - .من میگم سرطان پیشرفته -
،هربار که این شعبه رو ترک میکنی ،جایی میری که زمان به طور عادی میگذره
...و جایی که زمان بگذره - .سرطان منم پیشرفت میکنه، میدونم -
.میخوام یه طلسم انجام بدم - .روز خیانت -
.فقط دارم همهچیز رو کنار هم قرار میدم
،فقط بهم بگو به چی فکر میکنی
و ممکنه بتونی با لهجهی روسی امتحانش کنی؟
.مایاکافسکی. اون یه باتریه
.جریان جادوئی رو نگه میداره
چندتا از اونا داری؟
.مردمم به کمک نیاز دارن - .البته که اینطوره -
.میفرستمت به یه جستجوی حماسی
.افسانهی هفت کلید
.جولز، این جستجوی ماست
.و همین الانم داخلشیم
.افسانهی هفت کلید
.فصل اول
،خیلی وقت پیش، در قلمرویی دورافتاده
.دختر یک شوالیهی شجاع زندگی میکرد
شوالیه همیشه یک پسر میخواست
.که مهارتهاش رو دست به دست کنه
.پس درحالی که پدر و دختر عاشق همدیگه بودن
دختر همیشه فکر میکرد برای پدرش .مایهی سرافکندگیه
.روزی جادوگری شوالیه رو دزدید
.دختر التماس کرد که برش گردونه
،جادوگر گفت نه ،ولی اگر دختر آزمون رو کامل کنه
.میشه نجاتش داد
:جادوگر گفت ".هفتتا کلید وجود داره"
اونارو پیدا کن که بتونی" "...در زندان پدرت رو باز کنی
.قلعهای در انتهای دنیا
جادوگر به دختر گفت کلید اول در
،جزیرهای آنسوی قلمروئه
.پس دختر از جزیرههای دورافتاده گذشت
،و از اونجایی که سفرش خطرناک میشد
،مسیرش طولانیتر میشد
هیچچیز بعد از اون جزیره اون طور که .به نظر میومد نبود
.وای، خیلیخوب
...خب، بعدش
...بعدش
.خدایا
این کتاب از آخرین دوستدختری که داشتم .بیشتر امتناع میکنه
خب، پس اولین جستجو
.توی فیلـوریـه
.الیوت توی موقعیته
.آره، ولی ما هم باید پیشش باشیم - .البته، آره، باید پیشش باشیم -
،جستجوها عملیات تکنفری نیستن
و به لطف دین فاگ و بزرگترین آگهی ،دفتر پیک در دنیا
.ساعت رو داریم
.پس تنها چیزی که نیاز داریم جادوئه
که این جاییه که تو وارد عمل میشی، درسته؟ - .اشتباه گفتی -
منظورم اینهکه، مثل اینهکه قدرت فِراری
.رو وقتی بنزین نداره امتحان کنی
.مایاکافسکی - .آره -
میشه رو یه چیزی که نخوام بترکونمش تمرکز کنم؟
.چهارتا باتری توی بریکبیلز جنوبی داشت
...گفت فقط همینارو داره، ولی
،اون یه دروغگوی الکُلیـه .پس معلومه که بیشتر داره
.و از وقتی جادو از بین رفته مفقود الاثر شده
،و اگه داره تو دنیا ول میچرخه .داره از باتریها استفاده میکنه
.اگه فقط برای لاس زدن باشه
نظری راجب اینکه کجاست نداری؟ - .نه -
...منظورم اینهکه، ممکنه جادو مُرده باشه، ولی
.گوگل که نمُرده
...پس
.اسکناسهامون تموم شده
.سکه
.ثروت
.پول، مردم
.جادو از بین رفته
دیگه حتی نمیتونیم سوسکهایی که ،طلا پس میدن رو کنترل کنیم
و حالا خودشون رو آزاد فرض میکنن .و غیبشون زده
قرار سومین کشور توی جهان باشیم
.که دو تا و نصفی کشور داره
آره، که به همین دلیل من و مشاوران به این فکر افتادیم
که چرا این همه پول رو برای
.یه کشتی کهنه خرج میکنیم
.اوه، ممنون که پرسیدی، ملکه مارگو
،مانتجک، سریع ترین قایق توی تاریخمونه ،ناوگان سوراخ
،و بهترین راه برای رسیدن به جزیرهی دورافتاده
جایی که مالیاتش جمعآوری نشده ...طی مدت
.46سال، 3ماه، و 7روز
.پس بیاید نحوهی کار دولت رو مشخص کنیم
.بدون پول هیچکاری نمیتونیم بکنیم
حالا، اگه مخالفتی با عقیدهی من
،به عنوان دستور پادشاهی هست
باید به مشاوران یادآوری کنم که اینجا .دموکراسیای درکار نیست
.تا حالا سخنی درستتر از این گفته نشده
و این جلسه
برای به اطلاع رسوندن کاریه که قصد دارم .انجام بدم
.خواهیم دید
.منم، همینطور
بچهها؟
این یه بار مانع شعبدهبازه؟ - .توجهـم رو جلب کرد -
اینو... از کجا پیدا کردی؟
.یوتیوب. مهمونیهای عجیب شهری
.تازه پُست شده
!بسکن، میچا، نه
.خیلیخوب، باحاله، اممــ
...نکتهی اول، اسم کوچیک مایاکافسکی
.میچا - .درسته -
.جو"ـه روسیه"
...نکتهی دوم، سمبول روسیه
.خرس قهوهای
نکتهی سوم... اینو شناختید؟
...آره، یهجورایی شکل - .اوهوم -
...و نکتهی چهارم
.خرسه یه عوضیه
.همینه
این چند سالشه؟
.موسِس 8ماههست
.خیلی سنش بالاست
...اممــ، این - ...اول، من -
باید بدونم مسیح رو کاملاً به عنوان
.نجاتدهندهت قبول داری یا نه
ببخشید؟
این چطور؟
.هستِر پنج ماهه
ازت میخوام قسم بخوری
،از این حیوون محافظت میکنی
.و هستر با چیز شیطانیای روبرو نمیشه
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
متـرجم: امیرعلی ، شقایق Dark.AngeL , illusion
خب، وایسید، مایاکافسکی
از آخرین باقیموندههای جادو برای حقههای توی بار استفاده میکنه؟
.یا یکی اینکارو باهاش کرده
.یا خرسه میتونه فقط یه خرس باشه - ببین، این مکان برات آشناست؟ -
.گفتی یه چیز دیگه داری که نشونم بدی
وایسا ببینم... چطوری؟
،نمیدونم، وقتی تنها کاریه که میتونم بکنم
.که بدتر از هیچیـه
ولی اگه مایاکافسکی با یه باتری به اندازهای که
تونسته به یه خرس تبدیلش کنه ،توی نیویورک بوده
.شاید باتریهای بیشتری باشه و اگه دست جولیا
...به یکی از باتریها برسه - .شاید بتونیم به پنی کمک کنیم -
.اون یه بار مانع شعبدهبازه
.منو انداختن بیرون، پس فقط ببرمون داخل
آره، خب، وقتی بحث تو و من و یه نقشه میشه، تاریخچهی اخیر
.خیلی تو رو مورد اعتماد نمیدونه
حال پنی چقدر بده؟ - .برو بمیر -
.ببین، اگه پنی به جادو نیاز نداره، برو
.سلام، دی
.سلام
.خوشحالم میبینمت، کِی
.آره، منم همینطور
...خب، اممــ
اون خرسه؟ - ...آره، میگم که، عجیب بود -
...چیزای عجیبتر هم دیدم، ولی
.یه مدتی ازش گذشته
.یه جورایی بهم امید داد - .آره -
یادته قبلش چه اتفاقی افتاد؟
.آره، اول تونستم بوش کنم، بعد حسش کنم
منظورم اینهکه، تمام کسایی که اینجا بودن .تونستن
میدونی، مثل اینهکه، دو ماه گرسنه مونده باشی
بعدش یهویی، یه تیکه استیک کبابی گیرت بیاد، میدونی؟
همه شروع به پچ پچ کردن، کردن و
توجه همه به اون یارو روسیـه و
.دختره که باهاش اومد داخل جلب شد - ...اممــ، این -
...این، اممــ
این همون یاروئه؟ - .آره -
.خدایا، اون یارو یه آشغاله
،وایسا، ببخشید، اممــ
داری میگی احتمالش هست که اون یارو خودش رو تبدیل به خرس کرده باشه؟
.میدونی چیه؟ طرف خیلی مست بود
فکر نمیکنم خودش میدونسته داره .چیکار میکنه
،و دختره سعی میکرد کنترلش کنه ،ولی خیلی هوشیار نبود
.پس یهویی خیلی اتفاقا افتاد
چیز دیگهای یادت نمیاد؟
.برای اون یارو خیلی جوون بود
وایسا ببینم، این خودشه؟ این دخترهست؟
.آره، خودشه، اوهوم
خیلیخوب، هی، اممــ، بهتره .تنها ببینمش
،اممــ، خب، امیلی
حتی توی بهترین شرایطش، که به احتمال زیاد ...الان تو اون حالت هم نیست، یکمی
دیوونهست؟
.آسیبپذیره
.وای، اصلاً کمکی نکرد
.شاید باید یه لحظه بهش وقت بدی
.یه روز بهش وقت دادم
...البته که یه هفتهست مستـم
خب همینه. آبجو میخوای؟
.اوه - .میخوای -
...اممــ - .یکی میخوای. بیا -
خب، چطور سر از اون بار درآوردید؟
،اوه، داستان خوبیه، اممــ
...هفتهی گذشته، میچا سرو کلش پیدا شد ....به طور خیلی تماشایی
،بهم گفت چطوری آزاد شده
گفت، همیشه دوستم داشته
.و همیشه دوستم خواهد داشت
.اوه
.خب، فوقالعادهست - !آره -
خب بعدش، میدونی، چند ساعتی ...توی تخت بودیم
...مثل، اممــ
.تصمیم گرفتیم جشن بگیریم
،پنج، شش تا بار اول
.هتل، یا، فکر میکنم، اممــ، یه جور اتاق رو یادمه
No comments yet. Be the first to leave one.