The first 200 lines.
متــرجــمیــن .:: ImLoSeR & RaminLp ::. .:: حسین گنجی و رامیـن ::.
!ماریان! ماریان! ماریان! ماریان
از این صدا متنفرم
شماره ناشناس ــه
الو؟ - آها! پیدات کردم -
حدس بزن کی هستم ،ماریان، میدونم داری استراحت میکنی
.ولی باید بهتر باشی ،وقتی که این اتفاق برای «اَدِل» افتاد
.اون تو عرض سه هفته دوباره داشت آواز میخوند - هری -
فکر میکنی تمرینم رو انجام ندادم؟ گوش کن
هواپیمای من یه 5 دقیقه دیگه تو «پانتلریا» فرود میاد - هری، گوش کن، من «پاول» هستم -
!خودت و «پاول» بیاین پیشم اونجا
!برای خودت و "پاول" سوپرایز دارم - ما ساحل دریاچه هستیم. هری -
.من باید برم یه 5 دقیقه دیگه هواپیما فرود میاد
.از داخل هواپیما زنگ میزنه گفت که برامون سوپرایز داره
نمیخوام اون آخرین کار بزرگی باشه که تا حالا انجام دادم
منظورم اینه شاید تو آخرین آهنگ و !اجرای من باشی، عشقم
خدایا، تا حالا شده دهنشو ببنده یه کم؟
!خدای من
!هِی
خودتی؟ خودتی؟ !آره
!خدایا! خیلی خوشحالم که میبینمت
چرا بهم نگفته بودین که اینجایین؟ میدونین که من عاشق اینجام
.کُل تابستون رو تو شهر «رم» هستم میتونی حرف بزنی، مگه نه؟
.یالا، بهم بگو که حالت بهتره آره، بهتری. چی؟
چی؟ اصلاً بهتر نشدی؟
خب، دکتر گفت که دو هفته دیگه
!بَه، این که کوچولوی خودمونه بیا تو بغلم ببینم، کُپل مپل
!خوشتیپ شدی - اوه، ممنون -
«خیلی سکسی شدی، یه جورایی مثل «متروسکشوالها
،معذرت میخوام که زنگ نزدیم یه جورایی پنهانی بود
.چی؟ پنهانی؟ خب، از من که پنهان نبوده !بیخیال! دیگه نیست در هرصورت
،وقتی که کارم با شما تموم بشه
دوباره میتونی اون آهنگهای زمختِ انجمن ملی دختران آمریکا» رو بخونی»
!اوه، پنی، پنی، بیا اینجا خب، پن، با «ماریان» و «پاول» آشنا شو
!سلام - اوه، یکی از شاگردهات رو آوردی -
از دیدنت خوشبختم - من دخترش هستم -
ببخشید؟ - !قیافهتونو نگاه -
معذرت میخوام، باید بهتون هشدار میدادم
.همه همین اشتباه رو مرتکب میشن پن، سلام کن
سلام! آره، البته اون واقعاً از اینکه اشتباه میگیرن، خوشش میاد
یه کم خجالتی به نظر میاد ولی مثل مادرش خیلی دوستداشتنیه
و کاملاً به خودم رفته، مگه نه؟
آره - ...همینطوره. ما یه جورایی -
ماشینتون کجاست؟ بریم - اوه، همین جلو -
پس اتاقی کرایه نکردین؟ - مشکلی ایجاد میکنه اگه نکرده باشیم؟ -
آره. بخاطر اینکه فردا جشنواره «سَن گیتانو» ـه
.گندش بزنن. اره نه، چون پارسال دیر برگزارش کردن
.بخاطر اعتصاب کِشتیهای مسافرکش باشه، در هرصورت مهم نیست
.میدونم کجا باید بریم «میتونیم بریم تو املاک «فابریزیو
.اون بهمون جا میده ولی الان، ادامه بده،؛ همین اطراف ــه
یه رستوران بین این تپهها هست و باید بگم که "پن" تو حتماً ازش خوشِت میاد
!معرکهس! شگفتانگیز! پانتلریا
!یوهو
نمیدونستین اینجا بوده، نه؟
نگین که این مدت غذاهای مونده میخوردین
اونا فقط شام سِرو میکنن و فقط تا ماه سپتامبر
بعدش تا ماه جوئن بسته میشه
هری بیخیال، اون یه قبر ــه
آره، خب، اروپا خودش یه قبر ـه
اوه، اَه، لعنتی
کِی این اتفاق برای تو و هری افتاد؟
سال گذشته. بالاخره یه چیزهایی رو هم گذاشتم و یه فکری به حالش کردم
تو تعطیلات دانشگاهت هستی؟
یا همون گردش علمی-آموزشی؟
آره. معمولاً من تابستون رو با مادرم ،تو "کنکتیکوت" میگذرونم
!ولی اون از من حالش بهم میخوره
حالش ازم بهم میخوره و من رو میفرسته اینور اونور
امسال قرئه به نام "هری" افتاد
پس... تو دوباره؟
خوشحالی؟ بگو آره
آره، من خوبم. تو چی؟ - خوشحالی که من رو میبینی؟ -
.اوه، گندش بزنن. ظرفیتش پُره بهشون بگیم که شما کی هستین؟
اوه، ما دیگه این کار رو انجام نمیدیم، هری
خب فکر کنم که احتمالاً مجبور میشیم ازش استفاده کنیم چون واقعاً ارزشش رو داره
عصر بخیر
عصر بخیر
یه میز برای 4 نفر - پر شده میزها، کاملاً -
شاید فردا بتونین یه میز بگیرین
ماریان لین. میشناسینش؟ - نه -
اون مشهور ــه
اون «ماریان لین» ــه - کی؟ -
!اون «ماریان لین» ــه، اون خودشه
رستوران ظرفیتش تکمیل ــه
روساریو! بهشون این میز رو بده
خوبه. یه میز همین الان خالی شد
برین بشینین
ممنون
.بسیارخب، بچهها، فکر کنم حل شد اسمتون مشکل رو حل کرد
!ممنون
عصر بخیر - ممنون. شما «ماریان لین» رو میشناسین؟ -
!هری - سلام -
!باورنکردنیه، خدای من
...عصر بخیر
عصر بخیر خانم
اون «هری» ــه. از کجا اومدین؟
اوه، از شهر رم. سلام
!سلام
!خیلی خوشتیپ شدی - !ممنون -
!همه گوش کنین، این "هری" ــه
این همون گروه از مردمی هست که هرجا برین وجود دارن
خب چی دوست داری سفارش بدی؟ - نه، اون نمیتونه صحبت کنه، باشه؟ -
مشروب «داکری» دوست دارم
!ماریان - !سفارش مشروب داکری -
همهی هتلها کاملاً پر هستن. یه اتاق تو هتل «یات مرین» خالیه فقط
و «پیِر» میگه که یه تختخواب خیلی خوب .اونجاست که میتونیم تو قایق ازش استفاده کنیم
درهرحال، ما باید فردا بزنیم بیرون و از هوا لذت ببریم
.چون باد «سیروکو» تو راهه یه باد گرمی که از صحرای لیبی میاد
بهتون راجع بهش گفته بودم قبلاً
بارون هم همراشه؟ - نه، خشک ــه، باهاش شن هم هست -
ماریان، سردردهای پاول مشکلساز ــه؟
هری، این چرندیات رو بس کن، باشه؟ اون نمیتونه صحبت کنه
!یه بار دیگه تکرار نمیکنم - البته که میتونه صحبت کنه -
،وقتی که «بیورک» جراحی کرد ...بعد از دو هفته اون
،من کاری به «بیورک» یا «اَدِل» ندارم باشه؟
نه. مشکلی نیست
چیزی نیست که «بروفن» نتونه خوب کنه
اسمت چیه؟
رنگ مورد علاقهت چیه؟
واقعاً میخوای یه گوشمالی بهت بدم؟
هدفت تو چیه؟
اینکه به سرانجام «جولی اندروز» دچار نشم. فهمیدی؟
ببخشید، 4 تا مشروب داکری
...نه، سه تا
من نمیخوام - اوه، اَه، آره، معذرت میخوام -
چی، چی، اون چی گفت؟
میگه پاش درد میکنه - !نه -
.همین رو گفت پاش تاول زده
اگه چیزی برا گفتن داری، به من بگو
اون ازت میخواد که بمونی
اوه، خدایا، خیلی طول کشید
اینجا استخر داره؟
آره، اینجا خیلی بد نیست، مگه نه؟ صاحباش کجان؟
دارن یه آگهی بازرگانی رو تو تایلند فیلمبرداری میکنن
خب، من کجام؟
.نه، اون پایین این ملک ــه یه خونه سنگی کوچیک
قبلاً به عنوان اصطبل برای الاغها استفاده میشده
اوه، خیلی دور. فاصلهی ایمن، نه؟
تو نمیتونی حرف بزنی یا نمیخوای؟
سرطان؟
اوه، درسته
شغلت
چه باحال
من 22 سالمه، میدونی
ایول
!لعنتی
!نگاه کن
!معرکهس
بسیار خب. ما اینجا چی داریم؟ این قابلمهها و ماهیتابهها چطورن؟
تو یخچال چی داریم؟
اوه! خیلی بده. وحشتناکه
وحشتناکه. شماها چطور زندگی میکنین؟
اینجا چی داریم؟ مادرتون... هان؟
خیلی بامزهست. میخوای بخوابی؟
ممنون
برای اینکه ازم خواستی که بمونم
بسیارخب. بفرما عزیزم
قرصهات
شب بخیر
شب بخیر
اون تور موسیقی داره این زمستون، مگه نه؟ برنامهش چیه؟
خب، اون همه چیز رو بیخیال شده و کار درستم هم همین بود
خدایا، رفیق. دیدنش خیلی سخته وقتی که سکس هم میکنین همین شکلیه؟
منظورم اینه که چطوری انجامش میدین؟ وقتی که داره ارضاء میشه، برات یادداشت مینویسه؟
بیا اینجا
دلت میخواست تو یه هتل بودیم
من اینو نگفتم - یادت رفت، میدونم چطوری صحبت میکنی -
آره، درسته - آره -
بالاخره یه کم ایتالیایی داشتم یاد میگرفتم
اوه! 101 جملهی مفید؟
خب، نه، من کتاب «بوکاچو» نمیخوندم اگه منظورت اینه
.خفه شو . برو درت رو بذار «در واقع یعنی همون «تو کونت
کاکاسنتز. کسی که وانمود میکنه خیلی باهوش ــه
کسی که زیاد حرف میزنه، کسی که .به جملات میرینه
و جمله مورد علاقم «ومیتار لانیما» ــه
همون استفراغ کردن به طور خلاصه، دل و رودت رو بالا بیاری
.متوجه شدم که موقع شام چیزی ننوشیدی حالت خوبه؟
منظورم اینه که اذیتت نمیکنه من دارم مشروب میخورم؟
میدونی "وای ئه کاگار" یعنی چی؟
آره
میدونی، خب، پس تمومش کن، باشه؟
باشه، ولی حالت خوبه؟
،قسمت سختش تموم شد، آره الان وقته بازسازی و اینجور کاراست
آره
شب بخیر
!شب بخیر! شب بخیر، شب بخیر
!فیل، بگو که شوخی میکنی
خوشحالی؟
تو ازش خواستی که بمونه. چرا؟
حس نوستالژیکی بهت دست داده؟
میخوای برای من اجراش کنی؟
نذار بدونه که ما اینجوری باهم صحبت میکنیم
میدونی که دیگه نمیتونیم لخت باشیم، درسته؟
ماریان! بیا اینجا قوی من
!اوه، تو اینجایی
چیکار داری میکنی اونجا؟
منتظر تو بودم
واقعاً؟ من دنبالت میگشتم - عزیزم -
لطفاً ادامه بده - میشه با درامِت بنوازم؟ -
درامِ من؟ - آره -
ما باید ساعت 11 بریم
No comments yet. Be the first to leave one.