The first 200 lines.
باید یه جایی همین اطراف باشه
خب، بهزودی توقف میکنیم و چادر رو برپا میکنیم، نفست جا اومد؟
آره، بریم
این چیه؟
به نظر میرسه که کسی مدتها اینجا نبوده خب، بریم داخل و یه نگاهی بندازیم
به نظرت میشه بریم تو؟ - باربارا، کی میخواد متوجه بشه ؟ -
باشه
علاوه بر این، یهکم قانونشکنی برات خوبه
در تعجبم که چرا این مکان روی نقشۀ تو نبود
شاید باید این مکان مخفی میبوده
شاید
! هی
! چقدر بزرگ
این خیلی عالیه
خیلیخب، بیا خودمون رو بشوریم تا وقتی میریم تو کیسهخواب بوگند نگیره
اگه کسی ما رو گیربندازه چی؟
کی میخواد ما رو گیربندازه؟
هیچکس اینجا نیست
بریم آب تَنی
نفر آخر، تخم مرغ گندیده ست - چه چیز جالبی -
یه دقیقه صبرکن - چیه؟ -
اگه اینجا تصفیهخونۀ فاضلاب باشه چی؟
دیوونه
حالا نوبت توئه
چطوره ؟
برو که رفتیم
کار بامزهای نیست - چی؟ -
تو منو نیشگون گرفتی، باورم نمیشه که منو نیشگون گرفتی
من شبیه چی ام؟ یه هیولای مرداب سیاه؟
توهم زدی، بچه، گوش کن باهات تا تَه اینجا مسابقه میدم
! باربارا ! یه چیزی اینجاست
! دیوید
! لعنتی
! دیوید
دیوید؟
! دیوید
! دیوید ! دیوید
اجاره یک جیپ؟ - توی جادههای ناهموار کوهستانی هم میره و -
خیلیخب. کجا رو باید امضا کنم؟
همه چی حله، توی ایندین اسپرینگز تو جیپ رو میگیری جادههای اونجا خیلی ناهموار هستند
مشکلی نیست
من می تونم از عهده اش بربیام - میدونم -
اگه فکر میکردم که نمیتونی تو رو نمی فرستادم
صبرکن. حسابت رو رسیدم
من اون یارو که دوتا زن داشت رو پیدا کردم - خب -
و زنه که چک بیمحل کشیدهبود - درست -
و آقای اشنایدر - سه بار، اما اون ها تو شهر بودند -
تو بچهشهری هستی ...این بچهها تو دل کوهستان اند
من میتونم هر چیزی رو پیداکنم، ارل من مثل یه سگ شکارچی هستم
وقتی من رو استخدام کردی که بهت گفتم
وای خدای من. بلیطم. می تونم قسم بخورم اون رو تو جیبم گذاشتهبودم
بلیطم کجا ست؟
میتونم مدیریتش کنم - البته که میتونی -
مثل پول تو بانک - پول من - یعنی خیالت راحت باشه
سلام برندی چطوری، ها؟
این پیادهروی از شهر به اینجا هر هفته داره بیشتر طولمیکشه و سخت تر میشه
باید یه ماشین بگیری، جک - یه ماشین گرفتم-
بالای تپه ست، جایی که بهش تعلق داره
اسکاچ
جین
مشروب بربون
! تکیلا
تو مثل سوارهنظام هفتم میمونی، جک
میدونی، امروز مشروبهام ته کشید
بلغور ذرت هم اونجا ست اما من نمیتونم برات بیارمش
آدم نمیتونه فقط با مشروب خوردن زنده بمونه که
اینم کرایهش، از شهر چه خبر؟
مثل همیشه - شرط میبندم که دلت تنگ شده، جک، ها؟ -
شرط میبندم دلت واسه فروختن اون میوههای پلاستیکی بود، چی بود، واسه اون تنگ شده
نه
رودخونه رو دارم
صبحها با صداش بیدار میشم
توش حموم میکنم
لباسام رو میشورم
شامم رو میده من رو قشنگ میخوابونه
...من رودخونهم رو دارم
برندی رو دارم
پاول
تو اینجا چی داری؟
من اسکاچ، جین، بوربن و تکیلا رو دارم
اصلاً به تو چه ربطی داره؟ - باشه بابا -
خب، رفیق، میبینمت
بیا دیگه زودباش
آروم ، برندی
! اوه
در باز ـه
پاول گروگان؟
سلام. من مگی مککوئن هستم برای یک شرکت ردیابی و جستوجو کار میکنم
چی هست ؟ - ما افراد گمشده رو پیدا میکنیم -
زن سابقم شما را فرستاده؟
نه
دنبال دوتا بچۀ نوجوون میگردم
چند نفر گفتن که ممکنه اینجا کمپ زدهباشند
من اونا رو ندیدم با کلانتر صحبت کردید؟
گفتن اینجا کوهستان بزرگیه - درست گفتن، هست -
فکرکنم اونها رودخونه رو دنبال کردن این اطراف جایی برای شناکردن داره؟
خب، اگه اون ها غرق شدهباشن جسدشون به پایین سد میاد
پس دارید جای اشتباهی رو میگردید
مرد، اصلاً همکاری و کمک نمیکنی
ببین ،من مزاحم کاری شدم ؟ این قضیه یه جورایی مهم ـه
هی
حواست به رفتارت باشه، خانم
من اون زوج جوان رو با تبر نکشتم نمیتونم کمکت کنم، اونها رو ندیدم
این اطراف آلونک دیگهای هم هست؟
کلبه! اینجا یک کلبه ست
خب، بازم هست؟ جایی که اونها ممکنه رفتن و توش موندهباشن؟
یه پیرمرد به اسم جک هست که پایین رودخونه زندگی میکنه
ولی پیش اون نیستن
و چندتایی آزمایشگاه ارتش هم توی کوهستان هست
که پنج یا شش سال پیش بسته شدن - پاشو. بیا بریم -
کجا بریم؟ - منو میبری اونجا -
اوه نه، من نمیبرمت
فکر میکنی اینجا دارم وقتم رو تلفمیکنم، مگه نه؟
نه، فکرمیکنم داری وقت من رو تلفمیکنی
هنوز چیزی پیدا نکردی؟ - نه هنوز، تازه اول صبحه -
! دیوید
! باربارا
چه نوع آزمایشی اینجا میکردند؟ - کسی خبر نداره -
من یه بار با همسرم سابقم اومدیم اینجا و اونها جلوی در سگهای نگهبان داشتند
حصارها الکتریکی بود و کار هم میکردند
ب.آر" باربارا رندولف"
وای پسر، خیلی سرد ـه
والدینشون گفتن که اونها شناگران ماهری بودن
اما الان که روی آب شناور نیستن ؟
زمان میبره که بدنشون ورم بکنه و بیان رو آب
شغل خیلی خوبی داری ها
فکر میکنی راهی وجود داره که این حوضچه رو خالی کنیم؟
ماهی نواحی گرمسیری؟ - مثل جای حیوون آزمایشگاهی به نظر میرسه -
میدونی، جایی که اونها مجبوربودن که از یه سری مانع برای بهدستآوردن جایزه عبور کنن
هنوز گرمه
بیا اینجا. یه نگاهی به این بنداز
اه اه
بیا از اینجا بریم بیرون اینجا حالم رو بد میکنه
...هی ! داری چکار
خب، اونها حالشون خوب بوده و اینجا بودن
ولی از اینجا نرفتن بیرون
من که می گم حوضچه رو تخلیهکنیم - خب، یه دقیقه صبرکن ببینم -
تو نمیتونی این کار رو بکنی، مگه این که مجوزش رو گرفته باشی، میدونی که
اگه این کار کنه سریع میفهمیم که اون پایین اند یا نه
داری چکار میکنی؟
حالت خوبه؟
نفس میکشه - نه به لطف شما -
به نظرت پس باید چکار می کردم؟- یه لحظه کنترلم رو ازدستدادم -
به این نگاه کن و ببین چکارش کردی، رفته تو - میتونم ازش بخورم، لطفا؟ -
آب نیست ها
چیه؟ - آبِ شور ـه -
آب اینجا که تخلیه شده به کجا میره؟
اینجا یه محل پرورش ماهی بود قبل از این که ارتش اینجا رو مال خودش کنه
احتمالاً لولههای فاضلاب زیرزمینی به رودخونه تخلیه میشن
اوه اوه
فکرکنم استخوون سگه فکرنکنم سگ بتونه از اینجا ردبشه
حتماً تکهتکه شده
فکرمیکنی اون یارو اونجا حالش خوبه؟
!اوه، لعنتی
!اوه، خدای من
فکرکنم که سوییچ رو روش جا گذاشتهبودم، ها؟
زنده ست - هفت تا جون داره -
آروم، آروم، آروم
دندان تیغی - دندان تیغی" چیه دیگه؟" -
شما حوضچه را تخلیهکردین؟ - ...بله -
شما گذاشتید اونها بیان بیرون؟ - کیا بیان بیرون؟ -
چکار داره میکنه؟
نمیدونید چکار کردین منو بازکنید ولم کنید
سؤال اصلی اینه که شما چکار کردید، آقا
شما خبرندارید
اونها مثل مگس زاد و ولد میکنن راهی واسه متوقف کردنشون وجودنداره
میشه چرتوپرت نگی، لعنتی؟ در مورد اون بچهها چی میدونی؟
نمیتونم بهت بگم، یا خود خدا اونا ما رو میکُشن، همۀ ما رو میکشن
خب، آقا، ببین ببریمت شهر حسابت رو میرسن ها
ما رو میکشن
این چه کاری بود کردیم؟
!اوه، خدای من
فکرمیکنه یه نفر قصدداره اون رو بکشه - حق داره -
اگه حد و حدودش رو رعایت نکنه خودم میکشمش
سیگار داری؟ - نه -
یه سال پیش ترک کردم با مشروب خوردنم ناسازگاری داشت
اشکال نداره یه لحظه بیام تو؟
بفرما
خب، قبل یا بعدش شروع کردی به مشروب خوردن؟
قبل یا بعد از چی؟ - اینکه همسرت ترکت کرد رو میگم -
این دیگه چه سؤال احمقانهای ـه؟ - ببین، متأسفم، فقط کنجکاو بودم -
اشکالی نداره اینجا بشینم؟
بفرما
چند وقت باهم بودید؟ - ها؟ -
ده سال
وقتی با ماشین باباش فرارکردیم فقط 17 سالش بود
پسر، فکر میکردیم دنیا رو به تخممون گرفتیم
کجا زندگی میکردین؟
تو شهر، توی یه کارخونه فولاد و ذوب فلزات پایین رودخونه کار میکردم
دولت اونجا رو تعطیل کرد گفتن باعث مرگ تعداد زیادی ماهی شدیم
اونجا رو به ارتش دادن و ارتش اون رو برای ساختوساز یه مکان تفریحی فروخت
پس الان یکی داره از طریق همونجا کلی پول به جیب میزنه
الان پول واسه زندگی کردن از کجا میاری؟
بیمه و حقوق بیکاری
از ماه سپتامبر مجبورم برم سر کار
واسه اینکه دخترم تو رفاه باشه
دخترت با تو زندگی میکنه؟ - آره -
مشکل چیه ؟ - ها ؟ -
انگار عصبی هستی - ها ؟ -
نمیدونم. فکرکنم به پیش آدمها بودن زیاد عادت ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.