The first 200 lines.
هیرو
اون وقت ها من
در دنیای کوچکی زندگی می کردم
اون زمان نمی دونستم که اون دنیا کوچیک بود
فکر می کردم که باید برای خواسته های خودم زندگی کنم
فکر می کردم ، من اینطوری ام
میکا! بیدار شو! ٍ
بیدارم! ٍ
آه ، زود باش ! زودباش ! ٍ
پدر ، زود باش ، دیرم میشه! ٍ
> سرامیک تاهارا - دهمین ساگرد تاسیس - روح خود را به نمایش می گذاریم<
- صبح بخیر - صبح بخیر
- بیا میکا نهارت رو بگیر - ممنون
وای بابا ، بازم کرواتت نامرتبه
اوه ... ٍ
- چیه؟ - چی شده؟
وقتی دربیرستانی بودم, همیشه باقی مونده مواد اصلاح روی صورتت میموند
اون فداکاره مگه نه؟ داره سعی می کنه دخترشو در مراحل بلوغ تنها نذاره
_ از قصد این کارو کردی؟ - نه ، معلومه که نه
اون نگران بود که نکنه تو عوض بشی و نمی تونه این موضوع رو تحمل کنه مگه نه؟
اون می خواد که تو تا ابد یه بچه بمونی
من عوض نمیشم پس خیالت راحت بابا
اوهوم ... ٍ
ایتاداکیماسو! ٍ
من عوض نمیشم
این چیزی بود که ازش مطمئن بودم
اینکه من بخاطر عاشق شدن تغییر کنم چیزی بود که حتی نمی تونستم تصورش کنم
صبح بخیر ! ٍ
هی ، آیا ! ٍ
بگو ببینم ، امروز آرایشم چطوره؟ - هان؟
روش آرایشت رو تغییر دادی؟ - هاننن؟
صبح بخیر ! ٍ
صبح بخیر ! ٍ
صبح بخیر ! ٍ
آیا ، ریملتو عوض کردی ! ٍ
تو فهمیدی ! ٍ مارک لنکومه ! ٍ
- خیلی خانم شدی! ٍ - قیمتش چقدر بود؟
اگه به این چیزا اهمیت بدی نمی توی برای خودت یه دوست پسر پیدا کنی! ٍ
- میکا این چه حرفیه؟ - بیخیال
ولی یهویی چه اتفاقی افتاده؟
چی ؟ چی؟
من ... یکی رو دوست دارم ! ٍ
واقعا؟ کیه؟ بگو! ٍ
نمی گم! ٍ
- صبر کن ! ٍ بهمون بگو! ٍ - نمی گم ! ٍ- چرا؟! ٍ
تنها با عاشق شدن رنگ مناظر تغییر می کنه ... ٍ
و می تونی بشنوی که باد به آرومی می دمه
دبیرستان هایکورا
من نمی دونستم که همه چیز در جهان در حال تغییره
کسی که اینو به من یاد داد هیرو بود
ولی ... ٍ
اما هیرویی که همه ارزش ها رو به من یاد داد ... ٍ
دیگه ... ٍ
اینجا نیست ... ٍ
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
آسمانی از عشق
{\c&H00ffff&\fnB Yekanآسمانی از عشق Koizora 恋 空
آسمانی از عشق Koizora 恋 空
Koizora
Koizora
Koizora
سلام ! ٍ
همون پر سر و صدائه اسمش نوزومو هستش
خیلی باحاله ! ٍ
خیلی باحاله ! ٍ
سلام ، نوزومو هستم بیا به همدیگه آدرس ایمیلامونو بدیم
آیا ! آیا ! آیا ! صبر کن آیا ! ٍ
هی ! ٍ
نوزومو ! نوبت توئه
یه دقیقه وایسا
هی ، اسمت چیه؟
عذرمی خوام
آیا ! ٍ
نوزومو-کون تو رو انتخاب می کنه
امیدی ندارم
ولی اون داشت باهام شوخی می کرد
راست می گم ! ٍ
چون ... چون بعدش گفت " نتونستم سورپرایزش کنم " ٍ
بعدش گفت .. ٍ " آدرس ایمیل اون دختری که باهات بود رو بهم بده "
واقعا؟! ٍ
هی شما دوتا ! حرف نزنید ! ٍ
ببخشید
تو واقعا ایمیل منو به نوزومو دادی؟
آره دادم
عالیه ! ٍ I میکا ، عاشقتم ! ٍ
این یعنی اون برام یه ایمیل می فرسته ، مگه نه؟
آره
امکان نداره ، چیکار باید بکنم؟
- نکنه از طرف اونه؟ چیکار کنم؟ - زودباش ، زودباش ! ٍ
هی ، بس کنید !
- اون عاشقت شده - خیلی پررو بازیه ! ٍ
شما اسم خودتونو می ذارید دوست؟
نباید انقدر عصبانی بشی ... ٍ
نباید؟
حسودیم میشه
آیا تا تعطیلات تابستونی یه دوست پسر گیر میاره
چیکار می تونیم بکنیم؟
چیکار باید بکنیم؟
همگی ! تلاش خودتونو بکنید! ٍ
فقط یه هفته مونده ! ٍ
چیکار باید بکنیم؟
میکا هانا یوکا
بیاین تو تعطیلات تابستون یه جایی بریم
ببخشید
خوبی؟
آره
اون گفت " خوبی " ؟
عجیبه ، تاتسویا حرف زد؟
خداحافظ
پنج شیش هفت هشت ... ٍ
من اینجا قبول شدم
به زودی می رسه؟
آره ، بیا بریم کیک گیلاس بخوریم
ولی من رژیم دارم! ٍ
من دارم می رم کتابخونه پس شما خودتون برید
باشه ! فردا می بینمت ! ٍ
خداحافظ میکا-چان ! خداحافظ ! ٍ
خداحافظ ! ٍ
برای نوزومو-کون
ببخشید
ببخشید ! ٍ
نوزومو کجاست؟
چیکارش داری؟
ام ... ٍ
ٍ ... اینو. اینو میشه بهش بدی؟
چشمت دنبال نوزومو اس؟
تو این دوره زمونه و یه نامه عاشقانه؟
نه اینطور نیست ... ٍ
ممکنه که این اولین بارت باشه؟
هیرو ... ٍ
هیرو همیشه آدم خودسری بود
اون همیشه ... ٍ
اون همیشه یهویی من رو بغل می کرد و به من احساسات عجیب و در هم ریخته ای منتقل می کرد
مثل امواجی که با مدشون هرچیزی رو می بلعن
اوه ، برق لب زدی؟
نه ! ٍ
نخیرم تنپورا خوردم
اوم ، این سکسی نیست
اونو ول کن ، نظرت چیه؟
برام یه ایمیل از نوزومو اومد
- خبلی خوشحالم! - واقعا؟
عالیه
اونو بهش داد
هان؟
هیچی منم به نوبه خودم خوشحالم
آهان ، خیلی ممنون
میکا ، اتفاقی افتاده؟
آیا از دیوار رفت بالا تا بازم از پنجره وارد اتاق میکا بشه بلکه بتونه شب رو بمونه
واقعا که اون دوتا از ... ٍ زمان بچگی تا حالا اصلا تغییر نکردن
شاید دارن درباره مسائل عاشقانه حرف می زنن؟
مسائل مربوط به آیا؟
منظورم میکاس
میکا موقع شام اشتها نداشت برای همین فکر می کنم مشکلی داشت
معده دردی چیزی نداره؟
پدر ، اگه تا ابد با میکا مثل یه بچه رفتار کنید ... ٍ
در آینده ضربه روحی می خورید
باهاش مثل یه بچه رفتار کنم؟ اون بچه هست
وقتی 20 سالش شد یه بزرگسال میشه
اگه عاشق شده باشه ، دیگه بزرگ شده
سعی کن یادت بیاد . ماهم همینطوری بودیم
منم شونزده سالم بود ... ٍ
که عاشق تو شدم و بعد ما دوتا ... ٍ
یادم نمیاد
چرا؟
آه ... ٍ
یکی تو رو بوسیده؟
آره
واقعا؟
آره
کی بوده؟
دوست مو بلوند نوزومو
هیرو؟
اسمش اینه؟
ساکورای هیروکی
ساکورای هیرو
ولی اون که دوست دختر داره
دانش آموز سال دومی دبیرستان ایکوئنه ، خیلی خوشگله! ٍ
اونا واقعا عاشق همن
اونا آویز موبایل هایی شبیه به هم به گوشیاشون آویزون کردن
متوجه ام
میکا حالت خوبه؟
بازم باهام بازی شد
باوجود اینکه اون اولین بوسه من بود
میکا؟
خوبم
از طرفه نوزوموئه
من هیرو رو دوست نداشتم یا یه همچین احساسی ... ٍ
ولی احساس می کردم قلبم تکه تکه شده
این دقیقا آسیبی بود که دیده بودم
با وجود اینکه تعطیلات تابستونه تمام وقتتو توی خونه نشستی
اوم ... نکنه دوست پسر پیدا کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.