Pride and Prejudice

Pride and Prejudice

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Pride and Prejudice (1980) S01 E01
A Commentary by mohaMax

Tags

other
Published on: 2020-04-23
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

غرور و پیش‌داوری

من می‌دونم چه کسی داره به ندرفیلد نقل مکان می‌کنه

کی؟

اسمش هست: آقای بینگلی

ازدواج نکرده و زیر سی سالشه

چقدر عالی. یک مرد مجرد با ثروتی آینده‌دار

اومده ندرفیلد برای زندگی

هر کسی می‌دونه

همچین مردی حتما یه همسر می‌خواد

البته

اون برای دخترای همسایه‌اش یه دارایی مشروع حساب می‌شه

به هر حال قدری شناخت از شخصیتش هم لازمه. شارلوت

آره یه مقدار شناخت لازمه، الیزا

رضایت از ازدواج کاملا بستگی به شانس داره.

بهتره کم‌تر بشناسیش تا کم‌تر‌ از نقص‌های کسی که قراره

ادامه زندگیتو با اون بگذرونی، مطلع بشی

حرف‌های خنده‌دار می‌زنی، شارلوت

اما این درست نیست. خودتم می‌دونی درست نیست

تو هرگز همچین کاری با خودت نمی‌کنی. هیچ‌وقت.

مادرت قبل از ازدواجش با آقای بنت اونو می‌شناخت؟

آقای بنت چطور؟

خیلی ناقلایی، شارلوت

اون موقع پدرم فوق العاده بود

ترکیبی از سرزندگی و شور جوانی

حتی بعد از 20 سال هم مادرم اونو نشناخته

ذهن اون کم‌ترین پیچیدگی‌رو نمی‌تونه تشخیص بده

مردی مجرد با آینده‌ای درخشان از شمال؟

چه چیزی بهتر از این برای دخترامون آقای بِنِت.

چه‌طور خانم بنت؟ چه ربطی به هم دارن؟

چقدر بی‌ذوقی؟

من روی ازدواج اون با یکی از دخترامون حساب باز کردم.

جدی؟ برنامه اون از نقل مکان به اینجا اینه؟

برنامه؟ چه حرفا. اصلا معلومه چی می‌گی؟

اما احتمالش زیاده که اون تو دام عشق یکی از دخترا بیافته.

بنابراین یه بار هم که شده باید ملاقاتش کنی

بدون تو ما نمی‌تونیم به دیدنش بریم

عزیزم مثل اینکه خیلی سرت شلوغه

عجب اوضاع بحرانی‌‌ای

پنج تا دختر، همگی ازدواج نکرده

و این خونه و املاک ارث می‌رسه به یک پسر عمو

آخرش هم که تو منو به سوی مرگ می‌فرستی

و عاقبت تو چی می‌شه؟

عاقبت خودمو که می‌دونم.

خُب، بهت می‌گم چه کار می‌خوام بکنم.

چند خط مختصر برای همسایه جدیدمون می‌نویسم

تا موافقتم رو از ته قلب اعلام کنم که هر کدوم از دخترامو که خواست

برای ازدواج انتخاب کنه.

اوقات سختی خواهد داشت. - بله حتما همین‌طوره.

حتماً جنیس دختر بزرگ‌مون، نظرشو جلب می‌کنه.

همه اونا به یه اندازه خنگ و ساده‌لوح‌اند، مثل همه دخترا

به غیر از تاحدودی، لیزی کوچولوی خودم

خیلی خُب، قلمم رو بده، وقت واسه هدر دادن نداریم

تو این موقعیت شوخیت گرفته.

اصلا به فکر اعصاب من نیستی

اشتباه می‌کنی، عزیزم

اعصاب تو واسه من خیلی مهمه

اعصابت از رفقای قدیمی منه

تو تمام این حداقل 20 سال من شنیده بودم تو از اعصابت

با ملاحظه یاد می‌کنی

تو منتظر دعوت آقای بینگلی نمی‌مونی؟

خیالتو راحت کنم خانم بنت، منتظر نمی‌مونم.

پس به جرأت می‌تونم بگم، پدرت قبلا ندرفیلد رو دیده بود

قطعاً. و چی تعریف کرد؟

آقای بینگلی نبوده.

نگاه کن. - پدر داره می‌ره.

کجا؟ - قطعا دیدن آقای بینگلی.

بدون اطلاع مادرم. - من فکر می‌کردم علاقه‌ای به این کار نداره.

دوست داره اونو غافل‌گیر کنه، شارلوت

پاداش این زحمت رو با اون خوشی می‌گیره

حتی اگر مجبور باشه برای رسیدن به اون لذت

اول این رنج رو تحمل کنه

البته، وایسا و تماشا کن

لیزی، امیدوارم آقای بینگلی از اون خوشش بیاد

از کجا بدونیم آقای بینگلی از چی خوشش می‌آد؟

وقتی هنوز به دیدنش نرفتیم

اما مامان فراموش کردی، خانم لانگ قول داده

توی مهمونی اونو به ما معرفی کنه.

من که شک دارم خانم لانگ همچین کاری بکنه

اون زن خودخواهیه و دو تا خواهرزاده هم داره

اگه یکی یا دو تا از شما پسر بود

برادراتون دوستان‌شون رو می‌آوردن خونه

و ما اصلا نخواستیم

یه همراه و حامی مرد داشته باشیم

ما که پدر رو برای همراهی داریم

منظورم همراه مردیِ که بتونه صحبت کنه، جین

محض رضای خدا اون جوری سرفه نکن، کیتی

اعصاب منو خورد کردی

البته اعصابم قبلا خورد و خاکشیر شده

به دلایلی، که نمی‌خوام بهتون بگم.

کیتی اصلا حواسش به سرفه‌هاش نیست، کاملا درست می‌گی عزیزم

آقای بنت حرف هم می‌زنه!

آخرش همه رو مریض می‌کنه. تو چی می‌گی مری؟

آیا الان وقتشه که خواهرت کیتی سرفه شدید کنه؟

صحبت کن دختر

خانم جوانی با درک بالا

باید درباره همچین موضوعی، حرفی برای گفتن داشته باشه؟

اگه سرفه لازمه، یه دونه اشکال نداره... یه دونه نبود؟

«اگه یه دونه لازمه... یه دونه اشکال نداره»؟

خانم بنت، من اشتباه می‌کردم

شما حداقل یه دختر باشعور و باهوش داری.

امیدوارم آقای بینگلی بیش‌تر تحت تأثیر قرار بگیره. اوه...

یه سرفه وقتی که یه دونه لازمه

یه اظهارنظر عمیقن درست

این کلمه هم مثل «به هیچ وجه»

در تمام جامعه لندن به عنوان تکه کلام من خواهد شد

آقای بینگلی به چه درد ما می‌خوره،

با توجه به اینکه شما تو دعوت کردن خیلی نامهربون هستی.

شاید از کلاه جدید لیزی خوشش بیاد

و به دردش بخوره

حالم از آقای بینگلی به هم می‌خوره

اوه عزیزم از شنیدن این حرف متأسفم چرا قبلا بهم نگفتی؟

اگر امروز صبح می‌دونستم قطعا دعوتش نمی‌کردم

خیلی بد شد

اما ازون جایی که دعوت انجام شده

نمی‌تونیم از این آشنایی شونه خالی کنیم

آقای بنت من درباره شما اشتباه می‌کردم

چطوری بود؟ پدر برامون تعریف کن.

آقای بینگلی... خب بسیار جوان

انصافن خوش تیپه زن نداره

پنج تا خواهر داره اما فقط دوتاشون اینجا در ندرفیلد هستن

ابایی از معاشرت با محلی‌ها نداره

و حتی احتمال داره برای دور بعدی رقص دسته‌جمعی در یک مهمونی بزرگ پیشنهاد بده

علاقه به رقص یک گام بلند به سوی پرتگاه عشق است

و سقوط در این پرتگاه منجر به ازدواج می‌شود

شاید در آرامش قرار بگیری همسر نازنینم

عجب پدر بی‌نظیری دارید، دخترا

اینو قبلا بهتون بارها نگفته بودم؟

نمی‌دونم چطوری باید لطفشو جبران کنیم؟

لیدیا، عزیزم باید یه لباس جدید تهیه کنی

گرچه تو جوون‌ترینی ولی به جرأت می‌تونم بگم

آقای بینگلی با تو در مراسم می‌رقصه.

شاید من جوون‌تر و کوچیک‌تر باشم اما ترسی ندارم.

آقای بنت، آیا آقای بینگلی به زودی دعوت شما رو پاسخ می‌ده؟

آیا اشتیاقی به شما نشون داد؟

درباره دخترا چیزی بهش گفتی؟

امکانش نبود، خانم بنت.

با توجه به جهل و حماقت دخترا به نظر کار عاقلانه‌ای کردم

به جرأت می‌تونم بگم، امکانش هست دعوتمون کنه

و حالا که در این مورد همه چی‌رو گفتم

و مایل نیستم دیگه در این مورد چیزی بشنوم.

کیتی؟ بله پدر؟

حالا هرچقدر دلت بخواد می‌تونی سرفه کنی.

اوه... یواش‌تر، لیدیا

خواهش می‌کنم یواش‌تر

من که انو خوش‌تیپ نمی‌دونم. بدک نیست اما خوش‌تیپ نیست.

پس یونیفرمش کو؟

دیوونه، اون که پلیس نیست. اون هیچی نیست.

لطفن، از پشت پنجره برید کنار.

ازش خوشم اومد.

به نظر باهوش و باوقار میاد.

یه مرد باهوش و باوقار

یه همراه باوقار و با کمالات می‌خواد

قیافه همه چیز نیست.

باشخصیت بودن بیش‌تر اهمیت داره و البته کمالات.

بفرمایید.

لیدیا، عزیزم برای فردا بالاتنت یه مقدار تور می‌خواد.

نه نمی‌خوام. نیازه خوانم لوکاس، نه؟

بله نیازه. نگاه کن عزیزم.

و لباس شارلوت عزیز چطوره، خانم لوکاس؟

خیلی خوبه. کاملن جدیده و تاحالا این مدل دوخته نشده

شارلوت عزیز همیشه تو یه لباس جدید بهتر می‌شه

و البته هیچ وقت نگران توری بالاتنه نیست

عجب دختر عزیزیه مثل دوست الیزابت

خانم لوکاس عزیز اگه من فقط یکی از دخترامو

تو همین ندرفیلد سر و سامون بدم، ازدواج بقیه‌شون هم، درست می‌شه

بعد دیگه آرزویی ندارم

بینگلی‌ها آدمای اجتماعی‌ای هستن خانم بنت

شاید از ظاهر آقای بینگلی معلوم نباشه،

او رفتاری بسیار ساده و صمیمی داره

ابایی از دید و بازدید با دیگران نداره

اما خواهراش خیلی خوبن

اونها ظاهری مصمم و با اعتماد به نفس دارن

خانم لوکاس، سعی داری چی بگی؟

دخترای من برای هر کسی مناسبن

و همین‌طور شارلوت تو، من مطمئنم.

فقط تمام ترس من اینه که فردا آقای بینگلی تو مراسم رقص نباشه.

اون همش در حال نقل مکانه از اینجا به اونجاست

می‌گن، الان تو ندرفیلد نیست

کجا می‌تونه رفته باشه؟

واسه شرکت در یه مهمونی در لندن برای فردا، مامان.

دوازه خانم، و هفت آقا.

نه، برعکس گفتی باید برعکس باشه

دوازده آقا، و هفت خانم.

لیدیا، توری‌ت افتاده

مادر، توری بالاتنه لیدیا افتاده

ظاهر لیدیا خیلی خوبه، مری.

ظاهر لیدیا، همیشه خوب بوده

امیدوارم یه روزی درباره تو هم، همینو بگم.

خیلی مطالعه می‌کنی. تعجبی نداره نزدیک بین شدی.

- این از این. - چه‌طور شدم؟ الیزابت.

با اولین نگاه عاشقت می‌شه، جین.

خیلی خوش‌خیالی، الیزا.

فقط دو تا خانم.

به جرأت می‌تونم بگم، آقای بینگلی با یونیفرم خیلی جذاب می‌شه.

اون دوشیزه بینگلی، خواهر مجردش.

کی با اون ازدواج می‌کنه؟ خیلی لاغره.

اون هم خانم هرست. خواهر دیگه‌ش.

من موندم کی اونو گرفته.

و اون هم آقای هرست. یک آقا تمامِ.

اما حیف که ازدواج کرده، نه؟

Pride and Prejudice subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Pride and Prejudice

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left