Release info

Miss Rose E22 [www kalicloob ir]
A Commentary by alireza_k
kalicloob.ir

Tags

other
Published on: 2016-02-03
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این اولین باره که تولدتُ با همدیگه جشن میگیریم

البته که خیلی برام با ارزشه

امیدوارم از حالا ،بتونم تمومِ تولدهامُ با شما جشن بگیرم

گائوچنگ کوان، تا تو و لوسی یی بهم نزنین

راحتت نمیذارم

حتا اگه از قصد خودمُ از پله ها انداخته باشم

بخاطر تو این کارُ کردم

اگه من نخوام خواسته های تو رو عملی کنم،یعنی باید به کارای بدتری متوسل بشی؟

من همه ی حرفاتونُ شنیدم

میخوام که هرچه سریعتر با ویویان ازج کنی

حتا اگرم مجبوری، بازم باید انجامش بدی

....مهم نیس تو آینده چی پیش میاد

من همیشه کنارت میمونم

....بخاطر تو

ممکنه معاون همه چیزشُ از دست بده

میتونی مطمئن باشی که بعد از 5سال پشیمون نمیشه؟

یا ده سال دیگه؟

قبل ازینکه خانم لو پیداش بشه...َ

...تو و ویویان

سالها با خوبی با هم قرار میذاشتین.غیر از اینه؟

اون موقع تونستی.الان چرا نتونی؟

یعنی خوشبختیِ من تموم شده؟

چرا همش از دستم فرار میکنه؟

گائو چنگ کوان به نظرت الان وقتِ خواب نیس؟

فقط چون گفتی ظرف نیم ساعت خودمُ برسونم هنوز بیدارم

اینقد وقتت زیاده یا وجدان نداری نمیذاری من بخوابم؟

خواستم بیای اینجا چون نمیدونم باید چیکار کنم

باز مدیر تو دردسرت انداخته؟

ای کاش فقط مدیر بود الان دیگه مادرم هم طرف من نیست

...داره منو مجبور میکنه

مجبورت میکنه چیکار کنی؟

مجبورم میکنه با ویویان ازج کنم

....حالا این بزرگترا اینجوری تو رو تحت فشار میذارن

واقعا برا تو و ویویان خوبه؟

برای مدیر،همینکه من حرف گوش کن باشم ...َ

که اون بتونه شرکت و دخترشُ به یه جوون مطمئن بسپاره

رضایت بخشه

اون جوون مطمئن، که مدیر با دقت انتخابش کرده ،منم

و باین معنیه که من نمیتونم بخاطر خودم زندگی کنم

چطور ممکنه؟

.....نمیتونی اینقد احمق باشی که به سازِ اون برقصی

اینجوری دیگه نمیتونی خودت باشی که

...مهم نیس قبلا چیکار میکردی

ول کن برو بابا بعدم از اول همه چیزُ شروع کن

اگه یه آدم ناسپاس بودم مدتها پیش میذاشتم میرفتم و از نو شروع میکردم

هرچی دلت میخواد....همونو انجام بده

من حمایتت میکنم

تو زندگی...باید حداقل یه انتخاب درست داشته باشی

...مثل خودِ من،سرِ کار تابع تو هستم

بعد تو یه مناسبت،شیائوکه رو ملاقات کردم

من خیلی خوش شانسم

....نمیخوام ببینم برادر جونم بخاطر سازشی که کرده یه روز پشیمون میشه

نمیترسی حقوق میلیون دلاریتُ بخاطر این حرفت از دست بدی؟

از چی بترسم؟

من میتونم تو کافیشاپِ شیائوکه با خوشحالی کار کنم

تو هم میتونی بری تو خشکشوییِ"سی وِی"لباسا رو بشوری و خشک کنی

نشون میده که تصمیمت برای داماد خانواده ی لو شدن جدیه

میدونم ازینکه مدیر مَقامتُ ازت بگیره میترسی

اما اون نباید تو رو از آزادیِ خودت محروم کنه

مهم نیس چه فکری میکنه...َ

ما همه ی زندگیمونُ بهش احترام گذاشتیم

درسته؟

البته

پس نگرانی نداره

میس رُز رو مال خودت کن

داداش....عشق بر همه چی پیروز میشه

تو هم مثل من،دیگه نمیتونی مقاومت کنی....َ

و باید از جایی که دوست داری بذاری بری؟

اومدی؟

چقدر چشمات پف کرده

خیلی گریه کردی؟

نه اصلن

الان خیلی شجاعتر از قبلنا شدم

....اما

وقتی از رابطه ی خودت و معاون ناراحتی....َ

شحاعتتُ از دست میدی

میخوای باهام درد دل کنی...دوست جونم؟

همین بعد ازظهر....مدیر اومد و باهام حرف زد

مدیر،مرد قدرتمندیه

...کلماتی هم که به کار میبره

باید سنگین باشه

اون با من مهربون بود!!!!!َ

...اما واقعا نمیتونم تصور کنم

چطور معاونُ تحت فشار میذاره

خب،حالا در مورد چی صحبت کرد؟

...همه فکر میکنن

به دور انداختن شهرت و ثروت به خاطر عشق....َ

یه کار رمانتیکه و جَنَم میخواد

اما واقعا عُرضه میخواد یا ناسپاسی از ....خانواده....َ

یا مامان و بابا هست؟

....چون میخواد با من باشه

دیگرون باید اونو یه بی وجدانِ ناسپاس بدونن

...حتا اگه اونم اهمیت نده

اما من میتونم ایقد خودخواه باشم؟

با اینکه....اونو بعنوان رقیبم در عشق میبینم...َ

اما وقتی میشنوم....َ

....تو این شرایط میخواد با تو باشه

میبینم فداکاریِ اون خیلی بیشتر از منه

...اما

واقعا میتونه به مدیر عامل یا....َ

ویویان اهمیت نده؟

ممکن نیس

...تاوقتی اون نتونه تصمیم بگیره

هنوزم مثل الان باید رفتار کنه

ونهایتا خسته و دلسرد میشه

من باید چیکار کنم؟

من نمیدونم ،تو باید چیکار کنی

..اما

امیدوارم بتونی بهترین تصمیمُ برای خودت بگیری

و اینکه،تصمیمی که میگیری....بعدا موجب پشیمونیت نشه

....اگه به کمک من نیاز داشتی

من همیشه کنارتم

باشه؟

میخوام یه مدتی تنها باشم

تو میتونی بری خونه

باشه

...سی یی

خیلی باد میاد....اینو بگیر

لازم نیس

بگیرش

من موقع رانندگی سردم نمیشه

اما اگه تو....مریض بشی...َ

همه رو نگران خودت میکنی

خیلی خب....دیگه میتونم برم

زود بری خونه ها

وگرنه.مامان و بابا لو دلواپس میشن

شب بخیر

شب بخیر

سی یی،قطعا نمیتونه ناراحتیِ چنگ کوانُ تحمل کنه

...تو این مبارزه

من هنوزم میتونم یه شانس داشته باشم

...مامان لو

چنگ کوان....صبح باین زودی اومدی؟

میخوای سی یی رو ببری سرِکار؟

امروز نمیخواد بریم سر کار، من مرخصی گرفتم میخوام اونو ببرم به سفر

به به،به به.....هرکجا میخوای اونو ببر.با خودته

چنگ کوان....سی ییِ ما دیگه تقریبا تاریخ انقضاش گذشته...مامان لو داره ازت تقاضا میکنه

خواهش میکنه که....اجازه ندی زمان انقضاش بیشتر ازین تموم شه...َ

مامان...داری چی میگی؟

مامان که اشتباه نمیگه

تو دیگه جوون نیستی

به مامانت گوش کن....َ

نذار اینقد چنگ کوان تو همه چی فعال باشه تو هم باید یکم باهاش همکاری کنی

درسته.تازه تولد منو همش نیم ساعت جشن گرفتیم نباید الان بقیه شُ بگیریم؟

امروزُ نمیخوای مراقب ویویان باشی؟

در مورد ویویان نگران نباش.خودم حواسم هست

حالا که وقت داری، میخوام که خوب استراحت کنی

..نه

اوکی.ساکت

شما دو تا باید به من گوش بدین

تو....میخوای که تولدتُ جبران کنی.خوبه

تو....برو اینو همراهی کن که به بقیه ی تولدش برسه

تو....میخوای که اون بیشتر استراحت کنه

پس تو...برو اونو همراهی کن که بیشتر استراحت کنی

والسلام.همه چی درست شد.بای بای

بای بای

بای بای

خیلی سرده

صبر کن.درُ ببند درُ ببند

وای، قیافه ی اون خانمُ تو پذیرش دیدی؟

یه لحظه صبر کن

صبر کن

حموم اینطرفه

پس من میرم دوش بگیرم

صبر کن،لوسی یی

نخیرم، چطور تو میتونی اول بری؟

اول من باید برم- یه لحظه صبر کن-

میخوام یه چیزی رو بهت بگم.خیلی مهمه

من اول باید برم- چرا خب؟-

چون خیلی سردمه- منم سردمه خو

خیلی خب.پس اول تو برو دوش بگیر

اول تو

اول تو باید بری....موهات خیس شده اگه سرما خوردی چی؟

موهای تو هم خیس شده اگه تو مریض شدی چی؟

اگه تو سرما بخوری.به منم میدی

اگه بهت نزدیک نشم.پس دیگه بهت سرایت نمیکنه

پس اینو چی میگی؟

اینجوری جفتمون مریض میشیم

بذار بشیم

...متاسفم

ما فقط اومده بودیم اینجا که خشک بشیم

چرا اونجا ایستادی؟

دارم به الهه ی زیبایی خودم نگا میکنم

من الهه ی زیبایی ام؟

آخه هیچوقت قبلن اینطوری ندیده بودمت

واقعا زیبایی

میخوای جواب بدی؟

میتونیم الان چیزای دیگه رو بیخیال شیم؟

این چیزا الان اصلا اهمیتی ندارن

تا وقتی با تو هستم، خیلی احساس خوبی دارم

...حتا اگه کارام هم مونده باشن

هنوزم حس خوبی دارم

به نظر میرسه خوشبخت بودن چقد ساده ست

به نظر میرسه خوشبخت بودن چقد ساده ست

چیه؟

چی شد؟

نه،هیچی

صبرکن

همچین خوشبختی رو....َ

شاید دیگه شانس بدست آوردنشُ نداشته باشم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left