Alex Rider

Alex Rider

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Alex Rider S02E03 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider S02E03 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider S02E03 WEBRip x264-ION10
Alex Rider S02E03 AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider S02E03 1080p WEB H264-GLHF
Alex Rider S02E03 720p WEB H264-GLHF
Alex Rider S02E03 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Alex Rider S02E03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Alex Rider S02E03 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Morteza_Lkz
► مرتضی لک‌زایی ◄

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
x264
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2021-12-11
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫اولین بار توی مدرسه دیدمش ‫

‫و الآن توی متروئه، ‫تعقیبم می‌کنه

‫- خب چه‌قدر دیگه زمان می‌بره؟ ‫- خیلی زود

‫- خب کتابِ بابات دربارۀ چیه؟ ‫- دیمین کرای

‫سازندۀ فدرد سرپنت؟

‫الآن همۀ دنیا «فدرد سرپنت» بازی می‌کنن به‌جز تو

‫بابا

‫الکس، دیگه از این داستانای بمب و ‫مردی که زخم داره تحویلمون نده

‫اسمش یاسن گرگورویچ‌ـه

‫باید پیداش کنید

‫تا موقعی که آزاد باشه، ‫هیچ‌کدوممون در امان نیستیم

‫این یه حمله سایبریه! ‫سیستم‌ها رو خاموش کنید!

‫کارِ یک هکرِ به‌خصوصه. ‫اسموکینگ میرور

‫می‌ریم زیرزمین

‫هی. تویی!

‫هی! صبر کن، صبر کن!

‫اسموکینگ میرور

‫سوءتفاهم شده

‫همگی از دستگاه‌ها فاصله بگیرید! ‫همین حالا!

آمستردام

کرای‌استار هلند

‫در مدت هشت روز...

‫دنیا قراره تغییر کنه

‫با خدایان مُرده جنگیدی، ‫پادشاه خورشید رو شکست دادی

‫اما هیچی نمی‌تونه تو رو ‫در برابر چیزی که قراره بیاد آماده کنه

‫پرفروش‌ترین بازی دنیا ‫در آتش دوباره ساخته شد

‫در تاریکی به خود می‌لرزی...

‫یا می‌ایستی و با خشمِ فدرد سرپنت ‫روبه‌رو می‌شی؟

‫هشت روز فرصت داری ‫که تصمیمت رو بگیری

‫- و تمام ‫- محشر بود

‫خوب بود، نه؟ ‫حس خیلی خوبی داشت

‫معیارها عالی‌ان

‫پخش زنده قطعاً حرف نداشت

‫- میکروفون رو می‌ذارم اینجا، باشه؟ ‫- ممنون

‫ممنون از همگی! عالی بود

‫- مرسی ‫- ممنون، آقای کرای

‫هی، کِی می‌ریم لندن؟

‫فردا ساعت 9 حرکت می‌کنیم

‫برای ایستگاه‌های خبری بریتانیا ‫موقع ناهار مصاحبه دارید

‫فکر کنم بهتره وقتی رسیدیم اونجا ‫درباره‌شون حرف بزنیم،

‫مثل یه چیز اضافه

‫- یه چیز اضافه؟ ‫- آره، یه چیز خاص

‫می‌دونی، چندتا صدای اصلی آنلاین، ‫بازیکنای برتر، از این‌جور چیزا

‫اون پسره رو بیار، اسمش چی بود؟

‫- آره، همونی که کانال بازی داره ‫- جوناس

‫جوناس. آره، اونو بیارش

‫و نفر اول جدول امتیازات کیه؟

‫- هنوز کِی7 ‫- آره، اونم بیار

‫پخش زنده‌ش می‌کنیم، هیجانی‌تر بشه

‫ارتباط رودررو با طرفدارها؟

‫برای این کار به بیشتر از 48 ساعت ‫وقت نیاز داریم

‫نیاز به مکان، امنیت، تبلیغات داریم...

‫بی‌خیال. برات کاری نداره، چارلی. ‫تو برای همین کارایی

‫- توی دفتر لندن برگزارش می‌کنیم ‫- بازم کلی کار لازم داره

‫بی‌خیال، یه‌کم هیجان‌زده باش

‫پشت صحنه، افراد پشت پرده رو ببین

‫فوق‌العاده می‌شه

‫مطمئن می‌شیم کلِ دنیا تماشامون کنن

‫هی، چارلی

‫یه ایستگاه تحقیقاتی توی قطب جنوب هست

‫که هر شش ماه یه انسان دیگه رو نمی‌بینن

‫بومی‌هایی توی جزایر ‫اقیانوس آرام جنوبی هستن

‫که با دنیای بیرون هیچ ارتباطی ندارن

‫زاهدهایی هستن که تهِ غارها ‫توی تاریکی مطلق زندگی می‌کنن

‫تا هفتۀ آینده...

‫بیا مطمئن بشیم که همۀ این آدما

‫نسخه فدرد سرپنت 2 رو پیش‌خرید کرده باشن

‫توی مدت هشت روز...

‫دنیا رو تغییر می‌دیم

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

‫یک هفته دیگه، رئیس‌جمهور به لندن میاد

‫به‌نظرتون درباره اسموکینگ میرور ‫چه کوفتی بهش بگم؟

‫که گاهی اوقات متغیرهای پیش‌بینی‌نشده‌ای ‫در یک موقعیت تاکتیکی وجود داره

‫به عبارت دیگه، گند زدین

‫شما شش ماه روی این پرونده ‫وقت گذاشتین و هرگز طرف رو پیدا نکردین

‫- ما توی یک هفته پیداش کردیم ‫- و توی یک دقیقه هم گمش کردین

‫خب، پس باید دوباره پیداش کنیم، مگه نه؟

‫خونۀ اون آدم پر از تجهیزات کامپیوتری بود

‫همچین کسی قرار نیست تسلیم بشه. ‫چنین کسی فعاله و داره نقشه می‌کشه

‫اگه یه حملۀ دیگه تو راه باشه، ‫باید خبردار بشیم،

‫باید جلوش رو بگیریم

‫اسموکینگ میرور غیرقابل‌ردیابی بود ‫چون نمی‌دونستیم واقعاً کیه

‫حالا شرایط عوض شده. ‫الآن اسم داره. سایمون مریت

‫اثرات پاش رو می‌تونیم ‫ردیابی کنیم. روش کار می‌کنیم

‫باشه

‫یک موضوع دیگه

‫اون بچه

‫می‌شناختینش

‫کیه؟

‫نگران اون نباشید. شخص خاصی نیست

‫اونا بهم دروغ گفتن

‫یاسن گرگورویچ توی میانمار نیست. ‫توی کورنوال دیدمش

‫- الکس ‫- ازم استفاده کردن، جک

‫نزدیک بود منو به کشتن بدن

‫و حالا که دیگه به کارشون نمیام...

‫باید حرفشو می‌شنیدی. ‫«تو یه مأمور نیستی. برو خونه»

‫راست می‌گه

‫- طرفِ اونو می‌گیری؟ ‫- کاش هیچ‌وقت با آلن بلانت آشنا نشده بودی

‫هیچ‌وقت طرفِ اونو نمی‌گیرم. ‫ولی تو مأمور نیستی

‫اد نزدیک بود به‌خاطر من کشته بشه

‫اگه یه چیزی گفته بودم، ‫بهش هشدار داده بودم چی؟

‫می‌تونستم جلوشو بگیرم

‫تو مدرسه داری. زندگی داری

‫منم یه کار دارم

‫توی این ماجرا نقشی نداریم. ‫باید بی‌خیالش بشیم

‫شرمنده، ولی مردم در خطرن ‫و من می‌تونم کمکشون کنم

‫حقیقت اینه، و همینم مهمه

‫و اگه این یعنی من باید کارِ سازمان ‫رو براشون انجام بدم،

‫پس باید انجامش بدم

‫وای خدا

‫- باشه، مرسی. بعداً باهات تماس می‌گیرم ‫- بله، خانم

‫- چیزِ قابل‌بازیابی هست؟ ‫- هیچی

‫اسموکینگ میرور به محض اینکه دور شد

‫دکمۀ خودتخریبی رو فعال کرد

‫همۀ درایوها از بین رفتن

‫- چیزی باقی نمونده ‫- خب، حتماً یه چیزی جا گذاشته

‫رسید خرید. آت‌وآشغال. ‫یه چیز فیزیکی

‫چیزی از خودش به جا نمی‌ذاره

‫نه گواهینامه‌ای هست، ‫نه پاسپورتی، نه حساب بانکی

‫حداقل نه به اسم سایمون مریت

‫حتماً یه جایی رفته. ‫ما به خونه‌ش هجوم بردیم

‫کجاست؟

‫احتمالاً یه جای دیگه داره، ‫یا شاید از یه هکراسپیس استفاده می‌کنه

‫یا هم یه پناهگاه

‫می‌تونه هفته‌ها یا شاید ماه‌ها اونجا بمونه

‫ما چند هفته یا چند ماه وقت نداریم

‫همین حالا لازمش داریم

‫بجنب، وقت داره می‌ره

‫خب، خب، خب

‫آقای میرور، مونده بودم که ‫سروکله‌ت پیدا می‌شه یا نه

‫کلِ لندن دنبالتن

‫خوش‌شانسی که هنوز زنده‌ای

‫کسی از اونا اومده اینجا؟

‫اول باید اینجا رو پیدا کنن

‫چه‌قدر قراره بمونی؟

‫برای یه هفته دیگه ‫یه پرواز به مونته‌نگرو رزرو کردم

‫موفق باشی، عزیزم. ‫همۀ فرودگاه‌ها رو تو حالت آماده‌باش قرار دادن

‫آماده‌باش با اولویت بالا

‫- خب پس تا یه مدتی ‫- باشه

‫نرخ‌ها رو که می‌دونی. ‫پرداخت از طریق بلاک‌چین

‫به ربات‌هام می‌گم که با ربات‌هات حرف بزنن

‫اتاق چهار

‫کسی زنگ زد، من وجود ندارم

‫سؤال

‫بپرس

‫الکس رایدر

‫این که سؤال نیست

‫اون مأمور توئه

‫نه. دیگه نیست. شنیدی که بلانت چی گفت

‫برای کمک اومد پیشمون

‫فکر نمی‌کنی باید ازش مراقبت کنیم؟

‫چرا. راستش، همین فکرو می‌کنم

‫ولی اگه حق با بلانت باشه چی؟

‫اگه الکس به‌خاطر اینکه اون‌جوری ‫ازش سوءاستفاده کردیم،

‫از نظر روانی صدمه دیده باشه چی؟

‫بلایی که سرش آوردیم

‫به‌نظرم در حال حاضر بهترین کار در حقِ الکس ‫اینه که از خودمون دور نگهش داریم

‫الکس

‫الکس

‫باید اینو ببینی

‫- چیه؟ ‫- نه، نه، نه. صبر کن، صبر کن

‫- کلِ مبارزه رو ضبط کرده! ‫- آره، دیدمش

‫اونجا بودم

‫ببین، تام، به کمکت نیاز دارم

‫آره، باشه، ایول. می‌ریم دنبال اون یارو ‫که کامپیوترو منفجر کرد؟

‫- اسموکینگ میرور ‫- همونی که فرار کرد

‫آره، ولی مسئله این نیست

‫بعد از ثبت اسمم باید جیم بزنم. ‫می‌تونی هوامو داشته باشی؟

‫رفیق، فکر کردم منظورت کمکِ واقعیه، ‫که یه کاری بکنم

‫- نه فقط: «الکس دندون‌پزشکیه» ‫- می‌خوام برم سابینا رو ببینم

‫تک‌وتنهاست

‫فقط چند ساعته. قبل ناهار برمی‌گردم

‫قول

‫آره. حله. باشه، رفیق. ‫هواتو دارم

‫کارمون دارن. جی‌اِم

‫چی‌کار کردیم؟

‫چی‌کار کردیم؟

‫خدای من. این دو تا رو ببین

‫کسی اخراج نشده

‫می‌تونین راحت باشین

‫خب، گوش کنین

‫کارِتون توی پرونده‌های ‫حق نامحدودِ ساکت‌موندن خوبه

‫با وجود مرخصی توی کورنوال

‫باید بهشون مسلط بشین، ‫ولی یه چیز دیگه هم براتون دارم

‫کمی بزرگ‌تره، ولی مطمئنم از پسش برمیاین

‫مرکز بازپروری مواد مخدر شرق لندن

‫یک مؤسسه خیریه‌ست که به جوان‌های ‫مبتلا به سوء مصرف مواد، کمک می‌کنه

‫پارسال، برای دریافت بودجه ‫به بنیاد دیمین کرای مراجعه کردن

‫- کمک مالی می‌کنه؟ ‫- از اون بهتر

‫می‌خواد اونا رو به‌کار بگیره، ‫و بخشی از بنیادشون بکنه

‫پس نقش ما چیه؟

‫ازمون می‌خواد معامله رو آماده کنیم

‫واقعاً؟ فکر کردم قراره به ‫بدبخت‌بیچاره‌ها کمک کنیم

‫کرای مسئول یک امپراتوری جهانیه، ‫حتماً از قبل وکیل داره

‫بزرگ‌ترین، بهترین

‫خیلی تأثیرگذار، خیلی هم ترسناک

‫اما این یک خیریۀ کوچک توی لندنه

‫اوه، ما آدمای محلی ‫با چهرۀ دوستانه هستیم

‫یا بهتره بگم دو تا چهرۀ دوستانه

‫می‌خوام روی این کار کنین... با هم

More Farsi Persian subtitles for Alex Rider

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left