The first 200 lines.
*** قسمت 2 ***
هییی...تو
ضربه ای که اطراف بینی وارد شده
گردن ِ شکسته
ایشششش
یک چهره ی کاملاً حریص
گوش کنید
روستا تنها جایی نیست که
حکمرانان از مردم, پول اخاذی می کنند
ولی فکر کنم
این شخص این کار را کرده
خب... در واقع
من گفته بودم که این روزها
افراد سالجو گانگ دارند به حکمرانان حمله می کنند
حداقل این چیزیه که شنیدم
چه لباس های خوشرنگی دارند...از ابریشمه
اونها به حکمران موک چو هم حمله کردند
فکر می کنید که اونها رابین هود یا چیز دیگه ای هستند ؟
من هم همینو گفته بودم
اونها با اخاذی شکمشونو پر می کنند...به خاطر همینه که مردم پولشونو کنار میذارند تا به افراد گانگ بدند
یه عده ای میگند که فرمانبرداران, حکمرانان را کشته اند
چونکه حکمرانان اونچه را که از مردم می گیرند را با اونها تقسیم نمی کنند
متاٌسفم
متوجه چیزی شدی ؟
نمیدونم که این سالجو گانگه یا نه
ولی قطعاً کسی بوده که بلد بوده از شمشیر استفاده کنه
سه یا چهار ضربه شمشیر به طور عمودی به شکمش وارد شده
اون یه سرباز بوده...اون یه قربانی بی پناه نبوده
فکر کنم که اینجا یه چندتا نخ داشته باشیم
فکر کنم که این نخ ها از
منگوله ی دسته ی شمشیر باشند
به نظر میرسه که
اینها از طرف حمله کننده بوده
اون پسر فرماندار پارکه ؟
برخلاف پدرش...اون یک فرد خوب و بخشنده بود
فکر نمی کنم که دشمنی داشته باشه
سلام
اوه
گزارشگر سو
چرا اینجایی ؟
شما باید به من بگید بازرس سو, نه گزارشگر سو
چون اینجا صحنه ی جُرمه...اجازه بدید بعداً با هم آشنا بشیم
ولی
شنیدم که ما یه منشی جدید داریم
اون تویی ؟
نه...منشی نیستم
من بازرس سو هستم
امیدوارم که مدت طولانی با هم به خوبی کار کنیم
آه...این...دیگه چجورشه ؟
چی ؟
لطفاً با من به خوبی رفتار کنید
من چویی گون وو هستم
من هرکاری می تونم انجام بدم
فقط به من بگید که باید چه کار کنم
"من می تون هرکاری انجام بدم"
خوبه که اینو می شنوم
چیزی درباره ی اجساد میدونی ؟
وقتی که در توکیو درس می خوندم, یه کمی هم درباره ی پزشکی و دارو های غربی مطالعه کردم
این آموزش شامل کالبد شناسی هم میشه
یه نگاهی بهش بنداز
چی ؟
با زخمی که در سینه ش هست, به نظر نمیرسه که کسی اونو کشته باشه
فکر کنم که کسی اونو از پشت سر کشته
فکر می کنی که اون کِی کشته شده باشه ؟
مربوط به حالاست
با در نظر گرفتن اضطراب و رنگ پریدگی
به نظر میرسه که ساعت 10 اتفاق افتاده
چیز دیگه ای می بینی ؟
چی ؟
داره ازت می پرسه که چیز دیگه ای از این قربانی می بینی یا نه
در افتادن با یک اغتشاش عمومی
شمشیری که در بدنش فرو رفته باعث شده بدنش خیلی عمیق چاک داده بشه
فکر کنم که قاتل واقعاً میخواسته بهش صدمه بزنه
تو چی فکر می کنی افسر چا ؟
با در نظر گرفتن مقدار خونی که در راه ریخته شده
از سمت قربانی نبوده
ولی شاید
خونهایی بوده که از شمشیر قاتل ریخته شده
زمانی که اونو کشته
اون زمان داشته تا شمشیرش را پاک کنه
که این معنیش اینه که اون از روی احساسات درگیر نشده
با توجه به نفرتی که داشته
اون نمی تونسته خیلی آرامش داشته باشه
پدر و پسر در یک روز و یک مکان, مُرده اند
خیلی مراقب باشید
فهمیدید ؟
به خاطر پدر حریص و طماع
پسرش در جوانی, مُرده
یک قاتل حرفه ای طبق دستورات اربابش یک فرملندار را به قتل رسونده
نظرتون چیه ؟
اگر نباشه چی ؟
یک قاتل حرفه ای به خاطر چگونگی کارش سختگیر و محکمه
اون بیشتر از چیزی که ازش خواسته شده کاری نمی کنه
ولی
اون حتی پسری را که اخاذی هم نکرده بوده را کشته
برای شما عجیب و غریب نیست ؟
این کتاب مالیات و خراج اونه
داخل اتاق فرماندار پارک بود
معولا دفتر حسابداری توسط حسابداری نگه داشته میشه
چطور ممکنه که توی اتاق فرماندار باشه ؟
چویی پانسیک, حسابدار روستا ( یانگچون ) هستش
اون امروز کار نمی کنه
ما باید اول با اون صحبت کنیم... مگه نه ؟
و اونچه که من دارم میگم
وقتی که مدرکی, شخصی, مظنونی بیاریم, می تونم ازش بازجویی کنم ؟
این دفتر مالیاته
تو باید اینو بشناسی, چونکه تو اینو نوشتی
پلیس هم یه حسابدار خوب استخدام کرده
با توجه به حسابدارمون
به نظر میرسه که همه چیز در این دفتر, دروغه
اغلب حسابداران این کشور
یه کمی از سرمایه را با مهارت استفاده می کنند
حتی فرماندار هم اینو می دونست
یه کمی ؟
طبق این دفتر, مبلغی که اختلاس کردی
مقدار کمی نیست
تو اونو کشتی چونکه فهمیده بود که چه کاری کرده ای ؟
اشتباه می کنی
درسته که من حسابها را دستکاری کردم
و پول اختلاس کردم
من فقط طبق گفته ی اون این کار را کردم
تو داری میگی که اون فرماندار مُرده به تو گفته بود که این کار را بکنی ؟
ولی
اگر فرماندار پولشو بیرون برده
چرا میخواسته چنین کار خطرناکی را انجام بده ؟
فرماندار این کار را نکرد
بلکه پسرش از من خواست که این کار را بکنم
بیست هزار نیانگ ؟
ارباب جوان
اگر فرماندار متوجه ناپدید شدن مبلغ زیادی بشند, منو می کشند
میدونم که
یک گیسانگی به اسم
سوگوان را
خریدی
میخوای داستانشو
به پدرم بگم ؟
من فکر می کردم که اون فقط یه بچه ست
ولی درواقع اون یک شخص زیرک و باهوش بود
این مال کِی بود ؟
حدوداً
یک ماه پیش
فکر کنم چیزها اشتباه پیش می رفتند
اون شب فرماندار پیش من اومد
چطور جراٌت می کنی پول منو به چنگ بگیری ؟
قربان...به من یه فرصت بدید تا براتون توضیح بدم که چه اتفاقی افتاد
من احساس شرمندگی می کنم که بهتون بگم ولی
چطور اون پسر می تونه درستکار بشه
وقتی که پدرش درستکار نیست ؟
سلام
من سو یوندو, بازرس جدید هستم
قراره که با شما کار کنم
اووه
ما باید اینو بگیم
تو خیلی زیبا هستی
این همون چیزیه که من دارم میگم
بالاٌخره
مقداری تازگی در این مکان تاریک و افسرده هست
عزیزم
اون خیلی تاریک بود ؟
مثل اینکه اون میخواد دستش را قطع کنه
متاٌسفم بیا تا سر کار برگردیم
این مرد جوان
بقیه ی جراحت ها خیلی عمیق هستند
ولی این ضربه ی کشنده ست
اگر به زخم پشت گردنش نگاه کنید
اثر تیغه ی شمشیر
تیز تر از بقیه ی جراحت هاست و گوشت به داخل فرورفته
معنیش چی می تونه باشه ؟
ضربه خیلی سریع تر از بقیه ی ضربه ها بوده
این اصابت نکرده بلکه پرتاب شده
درسته
تقریباً مطمئنم
چیزی هست که ذهنتو مشغول کرده ؟
اون به معده ی قربانی شمشیر زده
ولی
دلیلی برای پرتاب خنجر برای بار دوم
وجود داشته ؟
درسته
خمیدگی مهلک در پشت گردن هست
بنابراین ما نمی تونیم بگیم که اصابت کردن شمشیر بعد از دمیدن گلو بوده یا نه
و آیا هدف از اول اون مرد جوان بوده یا نه ؟
تردیدی هست ؟
قاتل, مخفی شده بوده
اون به پسر جوانی که داشته به سمت اتاق پدرش میموده ضربه زده
وقتی که کارش تموم شده
فرماندار که صدا را شنیده به بیرون اومده
با حمله کردن به فرماندار
اون دیده که مرد جوان داره فرار می کنه
داخل لباس مرد جوان
اثر ناچیزی از خون بود
قاتل مجبور بوده که لباس های اونو بگرده
همچنین
تسمه ی کیسه پول هم بریده شده
چیزی نیست که در اتاق پدرش ناپدید شده باشه
ولی اون کیف پول پسر را دزدیده بوده؟
به خاطر مخفی کردن سرقت, بدجوری رخنه پیدا کرده
ممکنه که چیز خاصی برای دیدن بوده باشه
فهمیدی که قبل از قتل اون پسر, مکان تقریبیش کجا بوده ؟
بله...اون یه خواهر متاٌهل داشته که اونو میدیده
شوهرش یه شبکه ی بزرگ از تجار را داره
No comments yet. Be the first to leave one.