The first 200 lines.
هشتم دسامبر
بگو که سنت قانونیه
خواب دیدم که تو ۱۲ سالته
تا ۱۲ روز دیگه میشم ۱۹
یه سال موندم بعد از اینکه رفتیم نروژ
مادروپدرت استکهلم نیستن درسته؟
دیگه نه میخوان ببیننت
- هوم؟ - اینجان میخوای سلام کنی؟
- مامان؟ بابا؟ - صبر کن
شوخی میکنی لعنتی چقدر خری میدونی؟
- ترسیدی؟ - آره
- ساعت چنده؟ - ده
- باید برم - نه نمیخواد شوخی کردم
پدر و مادرم برنگشتن بیا
- یه چیزی به اسم کار دارم - نه نیازی به اون کار احمقانه نداری
چطور بود؟
یوهانه
یوهانه
بمون هرکاری بگی میکنم فقط بگو
مامان و بابا عاشقت میشن
بهت نیاز دارم
منو تنها نذار
سلام بچهها
سلام ببخشید
ببخشید ببخشید
ببخشید ببخشید
اون لبخند روی صورتش رو میشناسم
- داره حال میکنه - کیه؟
پسر لعنتی
- همون ۱۶ ساله؟ - عاشقشی؟
هیچکس عاشق یه پسر ۱۵ ساله نمیشه
در واقع ۱۹ سالشه
و من فقط به خاطر اینکه یه پسر بهم پنج تا ارگاسم داده عاشق نمیشم
پنج بار؟
تو یه شب؟
تاکنون اینجوری نبوده؟
پنج تا یکم زیادیه من از همون یه دفعه خسته میشم
یه بار از شمردن تا پنج خسته شدم
- یک دو سه چهار - ولی یوهانه
- پنج - آره؟
از خوشحالم واسهت ولی شما دوتا نمیتونید با هم باشید
میخوای توضیح بدی؟
اوه نمیدونم مثلاً چون اون یه پسره؟
که ۱۱ سالشه
مطمئنم یه قانونی هست در مورد اینکه
بیشتر از ده سال بزرگتر نباشه
یا بیشتر از دو سال کوچیکتر از دختری که باهاش قرار میذاره
باید دنبال کسی باشی که یکم بیشتر جا افتاده باشه
چی؟ یه مرد متأهل پیدا کنم واسه سکس؟
نه مثل یه مطلقه
که خب بچه داشته باشه
فقط میگم
مثل یه بیلبورده یه جورایی
مثل وای پسرت چقدر باهوش و بامزهست
باید ژنهای خیلی خوبی داشته باشی
وگرنه داری خیلی به تخمهای یه غریبه اعتماد میکنی
که صادقانه بگم ممکنه یه قاتل زنجیرهای با اعتبار بد باشه
هوم
خب خیلی رمانتیکه
ببین بدمصب میدونی چی؟ عملگرایی میتونه خیلی رمانتیک باشه
قبل از اینکه با تریم ازدواج کنم به همه اون چیزا فکر کردم
بچهها
شغل امور مالی
زود قهوه میخوام لطفاً؟
اوهوم
میبینم یکی سر کار داره دنبال پسر میگرده درسته؟
ببخشید
گشتن تو شبکههای اجتماعی سر کار ایده خیلی خوبیه هورا
- یه پیامک بود کوتاه گفتم - کوتاه بود؟
زندگی بیمارات هم کوتاه میشه یادت باشه کار داری یادت نره
باشه؟
حالا سباستین میاد
داره میره اتاق ۱۴۳
معتاده اندوکاردیت عفونی
قبلاً درمان شده ولی نتیجهای نداشته
پس در نهایت تصمیم گرفتن که عمل جراحی کنن
و دریچههای آسیبدیده رو با مصنوعی جایگزین کنن
باشه
- سلام سباستین - گمشو
باشه
خب من یوهانهام و من پرستاریام که ازت مراقبت میکنم
اینجا خیلی سرده
خب میتونم یه پتو اضافه بیارم
یکی دیگه از اون لحافهای آشغال با مواد مصنوعی مزخرف؟
ترجیح میدم از سرما بمیرم
خیلی خوششانسی که زنده موندی
یعنی عفونت قلب چیزی نیست که شوخی باشه
چقدر باید اینجا بمونم؟
حدود چهار تا شش هفته به احتمال زیاد
- چهار تا شش هفته؟ - بستگی به بهبودیت داره
اگه حالت بهتر بشه ممکنه زودتر مرخصت کنیم
- لعنت به این وضعیت - سباستین بهم نگاه کن
میفهمم که الان استرس داری
بهترین کاری که میتونم بکنم اینه که مسکن بدم
حداقل فعلاً باشه؟
یا نه
میدونم میخوای از اینجا بری
ولی زودتر میری اگه با ما همکاری کنی
چی میدونی؟
من تو رو تازه دو ثانیه پیش دیدم
تو حتی دکتر هم نیستی
باشه خب این خیلی خوب بود ولی سباستین
- من نمیخوام اینجا باشم - باشه آروم باش آروم باش
من نمیخوام اینجا باشم
کجا میخوای بری؟
خونه پیش دوست دخترم
میخوام
با بچهها بازی کنم
با مامان «رقص با ستارگان» ببینم
و من از این برنامههای رقص متنفرم
آره برنامههای رقص آشغالن
خب میخوای دوباره از نو شروع کنی؟
دوباره شروع کنیم؟
باشه بریم
و بالا
سن فقط یه عدده
خوبه که یه ذره تفاوت داشته باشی
- آره - اون ۱۹ سالشه
این که چیزی نیست انقدر محتاط نباش سعی کن یه کم منطقی فکر کنی
تو باید زندگیتو همون جوری که میخوای زندگی کنی
کی اهمیت میده بقیه چی میگن همه نظر دارن یادت باشه
منظورم اینه که تو آدم خوبی هستی
و هر آدم خوبی حق داره یه حال حسابی بکنه
یه دختر هم نیازهایی داره
خب ببین اینو
یه بیمار COPD رو اینجا نشوندی که سیگار بکشه
و با یه کپسول اکسیژن پر که اگه جرقه بزنه میتونه منفجر بشه
اوه کی اهمیت میده؟
من ۲۰۰ سالمه با یه بیماری لاعلاج
یه سیگار احتمالا اون چیزی نیست که منو میکشه
هیچ فرقی نمیکنه
خیلی خوب
فکر کنم فرقی نمیکنه اگه کل بیمارستان منفجر بشه
عالیه کار خوبی کردی
وای
یکی معلومه که تا حالا حال نکرده
نه
خب نظرت درباره این جوون چیه؟ میره به مرحله بعدی یا نه؟
آره نه مرحله بعدی نیست اون بچهست
هرچی انگار ازش خوشت اومده بود
- آره خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم - ببین پس اون خیلی هم برات جوون نیست
ها؟
- سلام یوهانه - سلام
- قراره آزاد بشم؟ - آره فکر کنم میشی
فقط باید چندتا چک روتین سریع انجام بدم
کاری که باید انجام بدی رو انجام بده
تو کارشناس هستی
خب
تو قبلا وزیر بهداشت بودی
پس باید تو هم کارشناس باشی
سیاست و این جور چیزها رو من بلدم
ولی فشار خون؟
هیچی
خب؟
زبونت رو گربه خورده؟
- ها؟ - چیزی تو ذهنت هست؟
یه کم
راستش
من با سیاستمدارهایی که میخوان قوانین و مقرراتی رو تحمیل کنن
درباره اینکه ما چطور باید کار کنیم در حالی که خودشون چیزی نمیدونن موافق نیستم
انتقاد هان؟ ادامه بده
من فقط میگم یه بیمارستان یه شرکت بزرگ نیست
و نباید مثل یک شرکت هم اداره بشه
پس نباید اون رو هرچی میتونیم بهینه اداره کنیم؟
نه اینجا که کلا اشتباه میکنی
با اون ایده بزرگ مدیریت عمومی جدیدت
شاید به نظر بهینه برسه که بیماران رو زودتر مرخص کنیم
ولی چقدر واقعا بهینهست
وقتی همون بیمار دو روز بعد دوباره بستری میشه؟
و کم کردن ساعت کار و اخراج پرسنل برای کاهش هزینه
شاید برای کسی مثل تو خیلی بهینه به نظر برسه
قطعا با ازدحام کمک میکنه
- ما همیشه بیشتر از ظرفیتیم - اوه
اوه آره این تقریبا کل بحث من رو خلاصه میکنه
آره این چیزی نیست که من میگم
فکر نمیکنی تا حالا به اندازه کافی کار کردی؟
ای خاک بر سرم
- فشار خون بد نیست - آره؟
مرخص میشی
چه بهینهای
آره من ملکه مدیریت عمومی جدیدم
میبینمت؟
اگه شانس بیاریم
لعنتی
حدس بزن کی حسابی وزیرمون رو زد تو دهنش
دیوانهای برای چی این کار رو کردی؟
واقعا نمیدونم
جدی میگم دختر باید یکم آروم باشی
قبل از اینکه یه بیمار رو بزنی و بکشی
سلام
- ایرا؟ - آره؟
باید آروم بشه چی پیشنهاد میکنی؟
خب معمولا من یه لیوان بزرگ شراب برای خودم میریزم
یه غذای خوب درست میکنم با مواد تازه
و یه ذره عشق
حتما به جز اینکه یوهانه فقط حمص میخوره
دروغ
یه دستور حمص عالی دارم اگه بخوای بهت میدم
آره
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.