Release info

Lv1 Maou to One Room Yuusha - 05 [AioFilm com]
Lv1 Maou to One Room Yuusha 05
Lv1 Maou to One Room Yuusha 05
Lv1-Maou-to-One-Room-Yuusha-05
A Commentary by AioFilm
🔷 LoliHunter آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-08-05
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫و حریفش...

‫نماینده سپاه سلطنتی: لئو!

‫اوه، اون یارو لئو محشره...

‫در مقایسه با بقیه، سطح مهارتش خیلی بالاست...

!خب معلومه

‫با همین روند مقام قهرمانی مال توئه ‫باعث افتخارمون شو، لئو!

!تنها کسی که لایق این لقبه فقط لئو هست

!مرسی رفقا

!فقط شانس آورده

‫اوه... اون هم کارش بدک نیست!

...ولی فکر نمیکنم این پسره هم برات چالشی باشـ

‫ها؟

‫بیرون میری؟

تازگیا خیلی تو خونه کز کردم ...میرم بیرون یه هوایی بخورم

چته؟ کاری داری؟

‫خب راستش...

!میخوام من هم باهات بیام

اه...؟

‫کجا داریم میریم؟

...میخواستم باز زود برگردم خونه

‫جای خاصی تو ذهنم نبود که برم...

‫پس بریم لباس بخریم!

این لباس چطوره؟

فکر میکنی بهم بیاد؟

‫خوشگله، مگه نه؟

‫آره. حالا میتونیم بریم؟

‫ولی شایدم...

‫چیزی داشته باشن که کمی ‫بیشتر به سلیقه من بیاد...

هعی این چطوره؟

!‫آره عالیه اون یکی رو بگیر

‫فقط مطمئن نیستم...

‫به چه شری گیر کردیما...

‫هی، تو... یه مرد هستی؟ درسته؟

‫ولی در هر صورت، هرجورم که باشه ، زیاد مهم نیست، نه؟

.اگر خوشتون اومده بفرمایید اتاق پرو امتحانش کنید

!آه باشه درخواستت رو میپذیرم! راهو نشون مان بده

‫با کارکنای مغازه اینطوری صحبت نکن!

اوه ‫تقریبا فراموش کردم!

‫باید چندتا لباس بچه هم بخریم.

‫اوه که اینطور بهتون تبریک میگم!

‫چقدر عالی!

‫اینطور نیست!

‫ما دو تا اصلاً...

!هعی اینطوری نگو! فقط باعث سوء تفاهم میشه

‫اوه خسته شدم...

اینقدر ‫تنبل نباش! ناسلامتی قهرمانی، یادت رفته؟

‫مقاومت کن، مکس!

‫این خریدمون رو که بکنیم دیگه تمومه!

‫چی میخوای بخوری؟ ‫هرچی دوست داری درست میکنم

‫هوم، بزار فکر کنم...

‫از نمونه سوسیس هامون امتحان کنید!

‫خیلی خوشمزن!

‫ترد و آبداره! باید یه مقداری بخریم!

!‫از خریدتون متشکریم

....‫یه لحظه صبر کن نکنه شما

‫شما مکس -سان هستید، نه؟!

‫اوه، آره... خودمم!

‫چقدر هیجان انگیز!

‫دوباره یکی شناختت، مکس...

...کی فکرش میکرد همچین جایی ببینمتون

‫باریکلا!

!خفه شو

آیا دوست دخترتون هستن؟ خیلی زیبان، حتماً مدل هستید، درسته؟

‫نه بابا! نظر لطف تونه!

ببخشید مشکلی نداره باهاتون دست بدم، جناب قهرمان؟

‫اوه خواهش میکنم خیلی وقته ‫که هیچکس منو قهرمان صدا نزده...

ولی واقعاً ‫دنیای کوچکیه... ‫انتظار نداشتم دوباره ببینمت.

‫حدس میزنم من خیلی خوش شانسم...

‫تو که همون...!

‫حالا میفهمم چرا حس کردم دارم با یه گوریل دست میدم...

...‫واقعاً که مثل همیشه طرز برخورد با خانما رو یاد نداری

‫من بزودی شیفت ام تموم میشه...

‫چطوره بعدش یکم بیرون باهم گپ بزنیم؟

‫اگر بگم نه ، چی میشه؟

به نفع هردومونه که خیلی شلوغش نکنیم، میفهمی دیگه؟

‫ اگه دوست دخترت ‫بدش نمیاد منتظر بمونه...

‫هی مکس...

‫فقط وانمود کن که یه دختر عادی هستی.

‫من یکم با ایشون کار دارم...

‫بدون من برو خونه

‫چه خبر شده؟

‫این دختره دیگه کیه؟

‫یکی از زیردست های لئویه.

و حدس میزنم الان هم جزو .شهروند های جمهوری گاما باشه

‫صبر کن، مکس!

‫اون دختره دیگه کیه؟!

‫برگرد، ای دیوونه!

‫ نسبت به دوست دختر قبلیت کیس خوبی گیر آوردی ها.

‫اون دوست دخترم نیست.

‫اما ازش مطمئنی؟

‫به نظرم که خیلی از تو جوون تر بود.

!‫من باید این سوال رو از تو بپرسم

‫تو همچین جایی چه غلطی میکنی؟

‫اوه میدونی دیگه...

‫جاسوسی از دشمن؟

‫یکی از افراد لئو...

‫حالا کنجکاو شدم.

‫مکس بهم گفت بدون اون به خونه برگردم، اما...

‫شاید باید برم و مراقبش باشم...

...حس میکنم ممکنه باز تو دردسر افتاده باشه

‫لعنتی! بهتره اون کاری که ‫فکر میکنم رو با اون دختره انجام نده...!

!‫وگرنه نمیبخشمش

.عذر میخوام

‫تو دوست مکس هستی، درسته؟

‫بله ، همینطوره.

.میتونم تا جای مکس راهنمایی تون کنم

‫آیا میشه دنبالم بیاید؟

‫اگر هم نمیخواید مشکلی نداره...

‫اما اگر الان نیای ‫شاید دیگه اونو نبینی.

‫واقعا؟! منو میبری پیشش؟! مرسی!

!پس وسایلم رو بیار

!بفرما

‫چند وقت گذشته؟

‫بزار فکر کنم...

‫ما آخرین بار همدیگر رو ‫حدود دو سال قبل اینکه از اینجا فرار کنید، دیدیم...

.پس یعنی تقریبا 5 سالی میشه

آره درست میگی .ولی خیلی وزن اضاف کردی، مکس

اما من هنوزم مثل قبلاً عالی به نظر میام ، نه؟

.چون هنوزم تمرین میکنم

"برای همینه به قول تو"دست دادنم مثل گوریله

خب رئیس تون این روزا حالش چطوره؟

!‫اون مثل همیشه پر انرژیه

.‫یه حسی داشتم که میپرسی

‫میدونی، اون هم هرگز از فکر ‫کردن به تو دست برنمیداره.

"مثلاً میگه که"یعنی الان مکس داره چیکار میکنه "یا اینکه"حالش چطوره؟

.خب همینطوریم که نظاره میکنی

‫پس، شما از جمهوری گاما هستید، درسته؟

.آره

...یعنی که تروریستید

چه ‫ترسناک.

‫ما تروریست نیستیم میفهمی؟

!همه اینا تقصیر سلطنت فعلیه

‫داری تخم مرغ هامون رو میشکنی...

‫فکر می‌کنید رئیس مون چه حسی داشت...

وقتی مجبورش کردن به اون زمین های بایر و بی آب و علف کوچ کنه؟

‫اصلاً میدونی چقدر زحمت ‫کشیدیم تا بتونیم اونجا رو احیا کنیم؟!

‫و به محض اینکه اون حرومزاده ها متوجه ‫شدند که اون زمین ها سنگ معدن جادویی داره، باز دوباره...

‫مـ-متاسفم! لطفا اذیتم نکن!

‫بنابراین، اومدید اینجا تا برای جنگ با پادشاهی...

مکس رو به سپاه خودتون ملحق کنید؟

خیلی مسخره به نظر میاد ، اینطور نیست؟

‫مطمئناً او یک ارباب شیطانی یا همچین چیزی رو شکست داده...

ولی یه پیرمرد بازنشسته بهمون اضافه بشه اصلاً چجوری میخواد کمکی کنه؟

ولی بازم همه هعی ...از "مکس اینه و مکس اونه"حرف میزنن

‫بنابراین فکر کردم شاید بشه روش حساب کرد.

‫به روش خودم، البته

‫جان؟!

‫ای پسره کوته بین! واقعا که خیلی گستاخی!

‫اگر سعی می کردی با مکس مبارزه کنی، اون ‫در عرض دو ثانیه جمجمه ات رو خرد می کرد!

!خب پس مشتاقم جنگیدنش رو ببینم

.که اینطور پس فرد -سان همچین حرفی زد

‫چی بهش گفتی؟

.جواب رد بهش دادم

.اصلاً حوصله اش رو ندارم

.خب خدا رو شکر

...خب پس

شما هم میخواید منو درگیر این دردسر هاتون بکنید؟

.‫هوم... خب، حدس می‌زنم این نیمی از دلیل مون باشه

‫یه چیزی هست که میخوام بهت بدم

‫تا-دا!

‫بلیط هواپیما به جمهوری گاما!

‫با توقف در تراچیگو.

‫تا وقتی که این بلیط رو داری حتی ...

.به عنوان شهروند پادشاهی میتونی وارد بشی

!‫هه، چه مزخرفاتی

‫تراچیگو؟

‫مگه اونجا پر از شارلاتان و مجرم نیست؟

...خب آره

‫اما برای ما، اونا یه ‫شریک تجاری مهم هستن.

.به این معنی نیست اگر فقط برای بازدید بیای بدمون بیاد

‫اگر حال و حوصله ‫داشتی ، یه سری هم به ما بزن!

.مطمئنم که رئیس مون هم خیلی خوشحال میشه

.خب باشه دربارش فکر میکنم

‫تو خیلی دل رحمی خواهر بزرگ.

.همینطوری اون بلیط ها رو بهش بدی، فایده نداره

بالاخره قهرمان رو پیدا کردیم و میخواید بزارید از دستمون در بره؟

‫ویل؟!

‫جانم؟

!‫مکس! نجاتم بده

‫این یارو منو می ترسونه!

‫داری چه غلطی میکنی، ویل؟!

!همین الان اون دخترو ولش کن

‫کمک...!

‫خواهر بزرگ در بعضی شرایط نیاز به اقدامات شدید داریم...

‫وای نه...!

‫فکر می‌کنید با همون یه تیکه ‫کاغذ راضی میشه بیاد پیش ما؟

‫نجاتم بده...!

‫دیدی؟حالا چاره ای نداره جز اینکه به حرف ما گوش بده.

‫از دست تو، ویل...

‫گروگان گرفتن برای گروکشی؟

این دقیقاً کار تروریستی نیست؟

‫آیا میخوای به آبروی رئیس لطمه بزنی؟!

.درست میگه ، باید به حرف خواهر بزرگت گوش کنی

‫منو اونطوری خطاب نکن!

این پادشاهی درباره جمهوری گاما ...داره اطلاعات غلط انتشار میده

‫همه اینها یک مشت دروغه!

‫برای همین دارم شما و دوست ‫دخترتون رو دعوت می کنم.

‫فکر کنم خوشتون بیاد.

!تازه ‫خیلی بیشتر از این کشور کثیف

Level 1 Demon Lord & One Room Hero subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Level 1 Demon Lord & One Room Hero

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left