The first 200 lines.
گرچه این سریال بر پایه ی روانپزشکی عصبی ساخته شده، امّا تمامی .بیماران نمونه و روش های درمانی مربوطه ساختگی می باشند
دیدی؟ - .حالا دیگه حتماً اسمتُ می دونه -
.آمیتال
...وقتی از اینجا اومدم بیرون
خواهش می کنم اون آمپول آمیتال رو .به مادر و برادرم بزن
!سرم حقیقت رو .خواهش می کنم، دکتر
.بهم قول بده .خواهش می کنم دکتر جو! بهم قول بده
!بهت التماس می کنم .خواهش می کنم، دکتر
.من واقعاً آدم خیلی خوبی هستم
...شاید به نظر مجرم بیام
از وقتی 15 سالم بود توی کارخونه کار .می کردم که خرج خونواده امُ در بیارم
!من واقعاً آدم خیلی خوبیم
شاید بقیه فکر کنن من یه هیولام که . می خواد برادرشُ بدنام کنه
!ولی این حقیقت نداره !من آدم خیلی خوبیم
!من آدم خوبیم
...شاید برادر کوچیکم به ظاهر آدم خوبی به نظر بیاد
.ولی آدم بده ی واقعی اونه
!لطفاً کمکم کنین
« قسمت پنجـــم »
سوابق پرونده رو؟ .بله، می تونم اونا رو براتون پیدا کنم
.از لطفتون ممنونم
.تمام سوابقش از زمان نوجوانیش تا الان
. همینطورم پرونده ی قتل ناپدریشُ
.پرونده ی حمله به برادر کوچیکش رو هم می خوام
سرما خوردی؟ - .نمی دونم -
.همه اش سرفه می کنم
انگشتت چی شده؟
!آجوشی
.کانگ وو
.کانگ وو
یعنی چی؟
یعنی جانگ جه یول توی دستشویی خوابید؟
...برگشتی
.اوه، تویی
.شرمنده ناامیدت کردم، ولی منم
چی داری می گی؟ - "!برگشتی" -
.از چشات نا امیدی می بارید وقتی فهمیدی منم
جانگ جه یول هنوز نیومده؟
واسه خودت خیال بافی نکن، خب؟ .لطفاً دیگه چرند نگو
من کی نا امید شدم؟
یادت نره ها فردا می ریم کنسرت یون چول، فهمیدی؟
.وای، چه خوب ذهن آدمُ می خونه
اگه فردا پس فردا بساط فالگیری .راه بندازه اصلاً تعجب نمی کنم
.اَه، خیلی ترسناکه
یکم پیش با کی داشتی حرف می زدی؟ - .با یه دوست -
دوست؟
.ولی تو که تنها بودی
نمی ری خونه؟ - .بذار امشبی رو اینجا بمونم -
خونه ی به این بزرگی داری. جدی می گم .کلیدمُ یادم رفت بیارم و نمی تونم برم تو خونه
،بابام شبا می ره خنزر پنزر جمع می کنه .واسه همین تا صبح خونه نمیاد
.حتی بعضی وقتا میشه که چند روز خونه نمیاد
.مامانم هم وقتی من سه سالم بود گذاشت رفت
.هر از گاهی میاد یه پولی کف دستم میذاره و می ره
.برای همین هیچ کی خونمون نیست
...اوه راستی
.اسمم اوه سو نیو ـه
اسم قشنگیه، نیس؟
.به کلید ساز زنگ بزن
.پول سیگارم دراومد
.خیلی خب، بیا تو
.بی سر و صدا می گیری تو حال می خوابی
.صبح زودم از اینجا می ری
اومدی؟
چرا لبخند می زنی؟
باز دوباره با اون لبخند نیشدارت می خوای دعوا راه بندازی؟
من کی خواستم دعوا کنم؟ یعنی حتی اجازه ی لبخند زدنم ندارم؟
.همون عصبانی باشم انگار بهتره
جریان اون شمع چیه؟
شمعُ روشن می کنم تا از صمیم قلب .برای کسی که دوستش دارم دعا کنم
فهمیدم، واسه همون یارو که تو گوشیت بود دیگه؟
،فکر می کردم با چوی هو قرار می ذاشتی پس قضیه ی این چیه دیگه ؟
نکنه با هر دوشون می پریدی؟
حسودیت می شه؟ - .نخیر، فقط واسم سؤال بود -
صدای چی بود؟ - .مهمون داریم -
مهمون؟ چه مهمونی؟
فکر کنم بهت گفتم بی سر و صدا بخوابی؟
اون اینجا چیکار می کنه؟ - .میگه جای دیگه ای نداره بره -
فقط همین امشبُ اینجاست، تازه شما هم .که گفتین این خونه قانون خاصی نداره
.ضمناً، محض یادآوری اینجا خونه ی خودمه
.فقط بذار شبُ اینجا بمونه و صبح بفرستش بره
.از اینجا برو ببینم
!برو بیرون - .جایی ندارم برم -
.تازه اینجا هم خونه ی آجوشیه
نکنه این همه مدت با این دختره بودی؟
.باید به کارم برسم
.ازت خواهش می کنم... برو بیرون
. ازت یه سؤال پرسیدم
این همه وقت با این بچه ی زیر سن قانونی بودی؟
.نه، با یه بچه ی دیگه بودم
یه بچه ی دیگه؟ - .آره، یه بچه ی دیگه -
.انگار دور و برت پر بچه است !این بچه، اون بچه، یه بچه ی دیگه
واقعاً زندگی تو اینه؟
اونم بعد اینکه بهم مسج زدی که قلبت به خاطر من لرزید؟
.اون مال اون موقع بود .نه الان
اوه، آره؟
...وای
چی؟
"اون مال اون موقع بود، نه الان؟"
...وای
پس تو با همه لاس می زنی، آره؟
.من دیوونه رو بگو که برای یه لحظه با این حرفت ذوق زده شدم
.این عجب آشغال سگ صفت زن بازیه
چیه، چیه، چیه؟
.بذار به کارم برسم - برو کارتُ بکن. کی جلوتُ گرفته؟ -
!تنهاش بذار .شلوغش نکن
!هی، هی؛ هی
هی، اونطور راحت اونجا دراز نکش .چون هیچ کس نمی خواد تو اینجا باشی
!خواهش می کنم اونُ بی خیال شو بذار کارمُ بکنم
مگه این آدم آب زیرکاه دختر باز گرگُ اونجا نمی بینی؟
نکنه کوری؟ ها؟
.پاشو ببینم
مگه نمی دونی تو این خونه چند تا مرد هست؟
چی با خودت فکر کردی که اونجوری رو مبل ولو شدی؟
پس کجا باید بخوابم؟
تو خودت چی فکر می کنی؟ .تو اتاق من می خوابی
.وای، نمی دونستم بُعد انسانی هم تو وجودت داری
می خوای اون بُعد حیوانیم رو هم که تو وجودم مخفیش کردم نشونت بدم؟
ها؟
.تو هیچی جز یه سگ صفت دختر باز نیستی .به خودت زحمت نده چون تو عوض بشو نیستی
.انقدر بهم نگو سگ صفت دختر باز .حتی مردای دختر بازم واسه خودشون اصولی دارن
اصول؟ - .مثل باد شمالی، باد جنوبی، باد شرقی -
.باد همینطور بی هدف که نمی وزه .اونم واسه خودش هدف و جهتی داره
.قبل اینکه حرف بزنی بفهم چی داری می گی
می خوای بهت ثابت کنم؟ می خوای جهت وزشمُ به سمت تو نشونه بگیرم؟
می خوای ببینی چقدر با قدرت و پیوسته به سمتت می وزم؟
با این مزخرفاتت می خوای کی رو خر کنی؟ - .تو خودتم مایه ی دردسر و زحمتی -
.تو برای من زیادی پاک و معصومی
فقط تو این دنیای کثیفه که پاکی رو .یه چیز آشغال و به درد نخور می دونن
نه؟
...باید
.پا شو
.چشم
.لباساتُ در بیار
.برو خودتُ بشور، بعدشم اینکه روی زمین می خوابی
.چشم
هی، چرا لباساتُ اینجا در میاری؟ .برو تو حموم عوض کن
.چشم
::: کليه ي حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .::: مي باشد انتشار فايل هاي "Opus-Sub"به تيم ترجمه ي :::. .::: ترجمه بدون تگ هاي اختصاصي مجـــاز نــــمي باشــــد :::.
...یه روز صبح از خواب پا شدم و
.فهمیدم دیگه دلم نمی خواد رمانهای رمانتیک بنویسم
.واسه من او داستانا فقط بازی با کلماته
.نوشتن رمانهای معمایی جنایی جالب تره
.تو آشپزیتم خیلی خوبه !جداً عجب اُعجوبه ای هستیا
زندگی با هه سو چطوره؟
.نه، از حرفم منظوری نداشتم
فقط کنجکاو بودم بدونم به عنوان یه مرد نظرت راجع بهش چیه؟
...تو این سن و سال تک و تنها موندن - .خیلی جذّابه -
اگه واقعاً به نظرت جذّابه، پس !باید باهاش قرار بذاری
.ولی اونقدر جذّاب نیست که بشه باهاش قرار گذاشت
گفتی چند تا کافی می خوای؟
!وای خدا
!هی
دیوونه شدی؟
!خیلی اعصاب خورد کنه
.اینم از قهوه - .ممنون -
!هی، هی، هی، هی
چِت شده؟
.من که بدون اجازه نیومدم
اونی دیشب گذاشت تو اتاقش بخوابم .چون جایی رو نداشتم برم
.دهنتُ ببند و از اینجا برو - .لااقل قبلش یکم صبحانه بهم بده -
.دیگه هیچ وقت سر و کله ات اینجا پیدا نشه !برو! زود باش از اینجا برو
.حتی فکر برگشتن به اینجا هم به سرت نزنه
...هه سو
.میذاشتی حداقل بهش صبحانه بدیم - می خوای بمیری؟ -
...مهم نیست کی باشه
هیچ کس حق نداره اون دختره رو .دوباره تو این خونه راه بده
.چون اگه پاشُ بذاره اینجا، همه تون مُردین
!اَه، من یکی که فکر کنم زیادی عمر کردم
!گمون کنم وقتشه که بمیرم
من فقط می خواستم به یه دخترِ ...گرسنه ی بی خانمان غذا بدم، ولی تویِ
فکر کردی دارم شوخی می کنم؟ - .نخیر -
.هی - ها؟ -
تو به چی زُل زدی؟
تو باز دوباره داشتی چشم چرونی می کردی؟ .اون جای خواهرته
!جانگ جه یولم داشت نگاه می کرد - مگه اونم داخل آدمه؟ -
...اَه، چه آدم مزخرفیه این .چه زبون تلخی هم داره
.خب خودش نیمه لخت می گرده
...وقتی سه تا مرد جلوش وایستادن
،اون منُ که به چشم مرد نمی بینه .حتی به چشم آدمیزادم نمی بینه
.من هم که به نظرش یه آدم دست و پا چلفتیَم
ولی چرا با تو مثل سگا رفتار می کنه؟ - .نمی دونم -
معمولاً وقتی عصبانی میشه اینجوری می گرده؟
یعنی اینجوری نیمه لخت راه می ره؟ - .آره گهگاهی -
چطور مگه؟ - چطور؟ -
.چون می خوام بیشتر عصبانیش کنم
.وای... عجب فکر شهوانی ای
راستی، امروز بعد از ظهر چیکاره ای؟
.می خوام روی رمانم کار کنم - می خوای با هم بریم کنسرت؟ -
.می تونیم با ماشین تو بریم دائه گو
،می تونیم بریم و یه آب و هوایی عوض کنیم .همچی فکر بدی هم نیست
کس دیگه ای هم میاد؟
.می دونم از سو کوانگ و هه سو خوشت نمیاد
.حق با توئه. ازشون خوشم نمیاد
پس چطوره خودمون دوتا بریم؟
یه بچه ای رو که می شناسمش همه اش .سرفه می کنه و انگشتاش خم شده
کدوم بیمارستان ببرمش بهتره؟
...خب
ببرش بیمارستان هانکوک که .هه سو هم اونجا کار می کنه
.دکترای خوبی داره
بیمارستان هانکوک؟ - آره، همونجایی که هه سو کار می کنه -
No comments yet. Be the first to leave one.