Hunters - Second Season

Hunters - Second Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Hunters 2020 S02E04 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-CAKES
Hunters 2020 S02E04 2160p AMZN WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-MIXED
Hunters 2020 S02E04 720p/1080p AMZN WEB DDP5 1 x264-NTb
Hunters 2020 S02E04 2160p AMZN WEBRip DDP5 1 x265-NTb
Hunters 2020 S02E04 WEBRip x264-ION10
Hunters 2020 S02E04 WEBRip x265-ION265
Hunters 2020 S02E04 1080p WEBRip x265-RARBG
Hunters 2020 S02E04 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Hunters 2020 S02E04 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Hunters 2020 S02E04 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
720p
720
HEVC
2CH
Published on: 2023-01-15
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫کل وسایل کلاغ همین‌ها بود؟

‫آدمکش جماعت ‫وسایل زیادی حمل نمی‌کنه.

‫بلیت یه‌طرفه به کارراست.

‫به نظرتون هیتلر اونجاست؟

‫کسی جز کلاوس و کلاغ نمی‌بیندش.

‫یعنی می‌ریم؟

‫برو تحقیق کن. ‫ببین چی دستگیرت می‌شه.

‫جاعله و بازیگره رو با خودت ببر.

‫مادر، بازیگره نقطه ضعفه.

‫به درد این کار می‌خوره.

‫اگه برنگشت هم...

‫بهای کارمون همینه دیگه.

‫بهای کارمون؟

‫تو همین‌جا پیشم می‌مونی.

‫وای، مادر...

‫همین‌جا می‌مونی!

‫محتاطانه عمل کن.

‫چیزی نمونده دستمون به هیتلر برسه.

‫اونجا مراقب باش.

‫درب و داغونشون می‌کنم.

‫یهودی‌ها رو نمی‌گم.

‫جو رو می‌گم.

‫معلوم نیست وقتی ببیندشون،

‫چه کاری ازش سر می‌زنه.

‫وفاداری گاهی در اعماق آدم نفوذ می‌کنه.

‫عشق هم همین‌طور.

‫بریم یه مشت یهودی بکشیم بچه‌ها.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

‫«شکارچیان» ‫«فصل دوم، قسمت چهارم»

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫می‌خوام از شخصی که بدون سخاوتمندیش، ‫هیچ‌کدوم این اتفاقات...

‫محقق نمی‌شد، تشکر کنم:

‫مایر آفرمن.

‫مایر، خواهش می‌کنم بیا بالا.

‫وای...

‫بفرما.

‫ممنون. ‫خیلی ممنون.

‫همیشه می‌دونستم پام به صحنه باز می‌شه.

‫خیلی ممنون.

‫خب، خیلی خرسندم...

‫که همگی می‌تونیم کنار هم باشیم.

‫البته متأسفانه ممکنه برخی...

‫از این دانشوران بزرگ یهودی رو ‫از دست بدیم...

‫و تو تئاتر برادوی مشغول بشن.

‫چه بدونم، کمی نگرانم.

‫باید نگرانش باشم یا نه؟

‫با خودمون گفتیم کار خوبیه ‫که به خاطر عمل خیرت،

‫اینجا رو سالن تئاتر مایر آفرمن...

‫زیرمجموعه معبد اسرائیل نام‌گذاری کنیم.

‫خیلی...

‫ممنون.

‫سی میلیون می‌خوان، ها؟

‫خب، بهشون بگو ما کمال میل ‫تولیداتمون رو افزایش می‌دیم.

‫چی بود؟

‫آره، بذار دوباره بهت زنگ بزنم.

‫این دیگه...؟ ‫ادوارد!

‫این دیگه...؟ ‫کدوم گوریه؟

‫وای!

‫خـ...

‫خودتی.

‫ ‫

‫خواهش می‌کنم بذار توضیح بدم.

‫پریروز دیدم اسم زنی...

‫با آدرسی تو لس آنجلس...

‫رو صفحه تلفنمون بود.

‫خلاصه، مسلما حسی بهم دست داد...

‫و با دفتر استاد مورل تماس گرفتم.

‫گفت سفری به اسرائیل در کار نبود.

‫بعدش با «امریکن اکسپرس» ‫تماس گرفتم و معلوم شد.

‫دو هفته تو هتل پالادیو...

‫تو بوئنوس آیرس هتل گرفته بودی.

‫خلاصه، مقداری مشروب خوردم ‫و یهو به خودم اومدم...

‫و دیدم دارم با هواپیما میام اینجا.

‫واقعا انگار زندگیم عین فیلم بدی شده بود.

‫خب، خدمات هتلشون چطوره؟

‫- کلارا. ‫- میلی کیه سم؟

‫عاشقشی؟

‫مأمور اف‌بی‌آیه.

‫مأمور اف‌بی‌آیه.

‫تحقیقات پرونده قتل ‫مادربزرگم رو انجام داده بود.

‫با هواپیما اومدم لس آنجلس که ببینمش،

‫آخه راجع به کسی که خیلی وقته...

‫دنبالش می‌گردم، اطلاعاتی کسب کردم.

‫شخص مذکور هم الان همین‌جا تو آرژانتینه.

‫کیه؟

‫خواهر مادربزرگم، هاواست.

‫مادربزرگم خیال می‌کردم کسی جز خودش ‫از خانواده‌شون...

‫بعد از جنگ زنده نمونده.

‫خب، در حین تحقیقات پایان‌نامه‌ام...

‫با اسم یکی از بازمونده‌ها برخوردم:

‫هاوا آفلبام.

‫بیشتر تحقیق کردم ‫و فهمیدم...

‫از اردوگاه‌ها فرار کرده،

‫واسه همین با هواپیما رفتم لس آنجلس ‫که از میلی کمک بخوام.

‫فهمید زنده است و ساکن اینجاست.

‫واسه همین اومدم پیداش کنم.

‫واسه چی بهم نگفته بودی؟

‫کارم احمقانه بود. ‫گند زدم.

‫عذر می‌خوام، صرفا...

‫می‌خواستم مطمئن بشم واقعا همین‌طوره.

‫عذر می‌خوام. ‫گند زدم.

‫خودم می‌دونم اصلا قرار نیست ‫حفره ناشی...

‫از درگذشت مادربزرگت رو پر کنم، ولی...

‫اگه بذاری کنارت تو همون حفره زندگی کنم،

‫این‌قدر بزرگ به نظر نمیاد.

‫خیلی دوستت دارم.

‫عذر می‌خوام.

‫خیلی عذر می‌خوام. خب؟

‫خب، می‌خوام ببینمش.

‫- می‌خوای ببینیش؟ ‫- آره.

‫- نه. ‫- چی؟

‫نه، گمون نکنم... ‫آدم...

‫- چیه؟ ‫- غیرعادی‌ایه.

‫خب، غیرعادی بودن از خصوصیات...

‫اصلی خاله‌های خوبه، مگه نه؟

‫اِم...

‫- امروز ناهار بخوریم. ‫- امروز؟

‫- آره. ‫- گمون نکنم امکانش باشه...

‫- درخواست نکردم عشقم. ‫- ناهار خوبه.

‫هوم.

‫خیال کردی نمی‌دونم چندین سال...

‫دروغ گفتن به عزیزان آدم ‫چه بهایی داره؟

‫خودم به روث دروغ گفته بودم.

‫اطلاعاتم رو در اختیارش نذاشته بودم.

‫پس خجالت بکش و وقتی خودم ‫جای تو بارش رو به دوش کشیدم،

‫ناله شاعرانه نکن مادر.

‫همه‌مون نسبت به گذشته خودمون ‫حق داریم ربکا.

‫من نسبت به گذشته‌ام حق دارم، ‫تو هم داری.

‫پیداش کردم.

‫خودشه.

‫نیست.

‫هست.

‫- نیست. ‫- هست.

‫موقع آشناییمون بهت چی گفته بودم؟

‫بهت قول داده بودم پیداش می‌کنم.

‫کمی طول کشید.

‫ولی من همیشه...

‫به قولم وفا می‌کنم.

‫ممنون مادر.

‫ممنون، ممنون.

‫ممنون، ممنون، ممنون...

‫بهتره بری.

‫جورج و بقیه تا نزدیک‌های شب نیستن.

‫احتمالا دیگه فرصت پیدا نکنی.

‫ممنون.

‫من اون آدم نیستم. ‫تو مسیحی نیستی.

‫خودشی.

‫- نمی‌کنم. ‫- می‌کنی.

‫تو آدم باخدایی هستی.

‫من اون آدم نیستم.

‫[اف‌بی‌آی با قدرت بیشتری ‫به دنبال قاتل اسقف کاتولیک است]

‫الو؟

‫الو؟

‫دنی؟

‫سلام میلی.

‫میلی، کدوم گوری بودی؟

‫مجبور شدم دو سه روزی ‫از لس آنجلس بزنم بیرون.

‫میلی، ببین...

‫ببین، اِم...

‫تو کتابت بنویس...

‫اِم، مأمور ملانی، اِم...

‫حالا هر اسمی که داشت،

‫اصلا کار اشتباهی نمی‌کنه ‫و هر کاری که بکنه...

‫اشتباه نیست.

‫خودت حرفم رو قبول داری؟

‫مأمورین فدرال باهام تماس گرفتن میلی، ‫دنبالت می‌گردن.

‫چیکار کردی؟

‫حالت خوبه؟

‫آره.

‫- کجا می‌ری؟ ‫- مدتی از شهر می‌زنم بیرون...

‫که اسناد سرمایه‌گذاری...

‫کلاوس راینهارت رو تحویل بگیرم.

‫- کار هیجان‌انگیزی نیست. ‫- خیلی‌خب، من هم باهات میام.

‫ببین، نمی‌تونم تا شب اینجا بمونم. ‫دیوانه می‌شم.

‫پس بیا.

‫دو حامی نازی‌ها...

‫ساکن این شهر هستن.

‫اگه کلاغ بخواد بیاد دیدن هیتلر،

‫شرط می‌بندم دربان‌هاش ‫همین دو نفر باشن.

‫یه مغازه عتیقه‌فروشی دارن.

‫شما دو نفر نقش ‫تازه عروس و داماد رو ایفا می‌کنین،

‫من هم نقش طراح داخلیتون رو ایفا می‌کنم.

‫چرا خودت نمی‌تونی ‫نقش شوهرم رو بازی کنی؟

‫مخاطب اصلا باور نمی‌کنه...

‫چنین خانم زیبایی همسر...

‫این آقای شگفت‌انگیز باشه.

‫من عاشق خرید عتیقه‌ام.

‫تا حالا رفتین برکشرز؟

‫مغازه کوچکی تو لناکس هست...

‫که نازترین چراغ‌های دنیا رو داره.

‫حالت خوبه؟

‫آره، حرف ندارم. خوبِ خوبم.

‫سرسختم. سرسختم.

‫لانی فلش سرسختم.

‫عزیز دلم، بی‌خیال.

‫خیر سرت نشئه‌ای؟

‫صرفا کمی کشیدم که سرحال باشم.

‫باز هم همین کار رو کردی لانی؟

‫خیلی‌خب، گور بابات.

‫باز هم همین کار رو کردی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left