The first 24 lines.
اوه، گیبور.
هو هو، تالی، چند بار باید تو رو نجات بدم؟
درسته... هر چند بار که لازم باشه.
مال من نیست.
هی دختر،
اینجا چیکار میکنی؟
...هی، هی، نه، نه. اشکالی نداره، اشکالی نداره. دیدی
داری با یکی از گوسفندهای شاه شائول چیکار میکنی؟
اون... اوه، گیر افتاده،
من فقط دارم سعی میکنم... برو کنار بچه.
لازم نیست بهش آسیب بزنی تا آزادش کنی.
هیس. اونجا...
تقریباً گرفتمش!
اگه گورت رو گم نکنی چوپان کوچولو، گرفته بودیش.
داوود؟
داوود! مامان میگه الان بیا خونه!
اون کیه؟
اسمم دُئِگه،
سردسته چوپان های پادشاه، و...
- تو بوی بدی میدی. - زرویا!
ولی هست.
بیا دیگه داوود، مامان میگه الان!
میخوام اون رو بخرم.
چرا؟ اون به درد هیچ کاری نمیخورد.
No comments yet. Be the first to leave one.