The first 200 lines.
ترجمه و زیرنویس .:.:(Faras) فراس:.:. .:.:(zshkoo)و زهرا (Aurora) سپیده :.:.
دیگه وقتشه کم کم بیدار شی
ساعت چنده؟
لباس هاتم پوشیدی؟
یه کم کار دارم
پاشو دست و صورتتو بشور
نمیخوام پاشم
وقت بیدار شدنه، بانوی جوان
بانوی جوان نیستم
بزرگ شدم
میخوام برم دفتر
برای امروز کافیه
کافیه؟
شوخی می کنی؟
امروز جلسه دارم
باشه، جلسه تو اولویته
یه ذره تُست سوخاری کردم، هر وقت دوش گرفتی بخور
باشه
واست صبحونه درست کردم، هر وقت دوش گرفتی بخور
باشه
قسمت چهار: جرئت یا حقیقت
کسیه که من میشناسم؟
نه
خانم نا
بله؟
میخواستم بپرسم شکلش خوبه؟
آهان، بده من
آقای لی، اومدین مینا رو ببینین؟
بله، باید باهاش حرف بزنم
چند لحظه میتونه بیاد؟
یه لحظه
آخه کجا می مونی؟
به تو چه؟
واقعاً میخوای ما رو ول کنی بری؟
منتظر من بودی؟
آره
بشین
باشه
چی شده؟ داری منو میترسونی
عزیزم- بله؟-
دیگه نمی تونم اینکارو بکنم
چی؟
من دارم میرم
چی؟ - ...هر کاری می تونستم کردم -
...هی دندون رو جیگر گذاشتم
من یه نفری چطوری
هم خانه داری کنم، هم مراقب بچه ها باشم، هم برم سرکار؟
خب منم خیلی کمک می کنم
مگه بچه های یکی دیگه رو بزرگ می کنی؟
کمک"؟ بچه های خودتن دیگه"
گفتم "امسال یه خرده راحتم بذار؛
"سال مهمیه واسم
ولی هیچی عوض نشده
ببخشید، درست میشم
پس دیگه از این حرفای ترسناک نزن، آروم باش
اینو نمیگم که بترسونمت
اگه با حرف متوجه نشی، باید با عمل حالیت کرد
این همه مدت تنهایی نقش مادر فداکار رو بازی می کردم
حالا نوبت توئه که نقش پدر فداکار رو بازی کنی
این حرفا چیه میزنی؟ واقعاً دارم می ترسم
از حرفام می ترسی؟
من بیشتر می ترسم؛
می ترسم اگه همین طور پیش بره زندگیم نابود بشه
به بچه ها چی بگم؟
صبح با کلی بدبختی داستان سرهم کردم
بهشون میگم یه جا دیگه مشغول شدم
چی؟
...ببینم
از کِی همچین قصدی داشتی؟
از وقتی که حرفامو نشنیده گرفتی
به پدر مادرمون چی بگیم؟
اگه میخوای طلاق بگیریم برو بهشون بگو
!بدجنس
اگه این پروژه خوب پیش بره
شاید به عنوان مدیر اجرایی منصوبت کردم
تا قدرت نداشته باشی نمی تونی تغییر ایجاد کنی
خیلی ممنون
کارهاشو شروع کن
در ضمن
می دونم اهل این حرفا نیستی
ولی حواست باشه کار بحث برانگیزی نکنی
چشم
!عِه! یوری
سلام
می گیونگ
همیشه جویای احوالت بودم، چه خوب که دیدمت
چی می خونی؟
! چه خفن
آره والا
انگار کلاست با مایی که کل روز
ول می چرخیم فرق می کنه
واقعاً هیچی نمی دونم، به کل گیج شدم
یه سربه مغازه بزن
همه دلشون برات تنگ شده
خیلی هم کنجکاون
.با اجازه
چرا نمیخوری؟
خوردم
بهمون سر بزن
چت بود؟ تو که ازش خوشت میومد
."خوشم "میومد
نمی دونستم همچین آدمیه
میشنوه ها
همه می دونن پارتیش کیه
من نه سواد آنچنانی دارم، نه پول آنچنانی
ولی اینو میدونم مثل اون نباید زندگی کرد
ناهار نون میخوری؟
بله
زیاد گرسنه نیستم
خسته نباشی
خانم لی درگیر شوی شخصیه
برای همین بروشور نمایشگاه رو من تایید می کنم
میشه پیش نویسشو ببینم؟
چشم
با اینکه بار اولته خوب نوشتی
خانم لی کمکم کردن
نمونه عکسا رو پرینت کن
حالا که خودت آماده ش کردی، ارائه ش هم با خودت باشه
اگه جایی لازم بود خودم ویرایش می کنم
بله
میخوای بیای تیم ما؟
مگه مدیرتون باهاتون خوب رفتار نمی کنه؟
چرا. خیلی ازشون یاد گرفتم
پس چرا میخوای بیای اینجا؟ همونجا بمون بیشتر یاد بگیر
چون اهداف بازاریابی شرکت رو شما تدوین می کنید
VIP با خودم گفتم به عنوان عضو تیم مدیریت
هر چی که تو این تیم یاد گرفتم رو به کار بگیرم
ما دنبال کسی هستیم که همیشه آماده باشه
چه کارایی میتونی کنی؟
بله، من مسئولِ
VIP تدوین اهداف بازاریابیِ مشتری های
و آماده سازی و برگزاری ایونت ها بودم
سلام - سلام -
آقای کانگ کجاست؟
تو اتاق جلسه دارن مصاحبه می کنن
بهشون میگم تشریف آوردین
نمیخواد
خودم بعداً بهش زنگ می زنم
به نظرم یکی از اینا رو به عنوان عکس اصلی انتخاب کنیم
بسیار خب
فقط چون از برنامه مون عقبیم، یه ماهی طول میکشه
تا نمونه و تایید نهایی به دستمون برسه
نمیشه سریع تر انجام بشه؟
نمایشگاه یه ماه دیگه برگزار میشه
...با توجه به پرینت کردن و این مسائل
حداقل یه هفته قبلش باید به دستمون برسه
بقیه تیم ها هم همینو میگن
نمیتونیم بین تیم ها تبعیض قائل بشیم
باز یه نگاهی کنید، شاید تونستید یه کاریش کنید
دوباره باهاتون تماس می گیریم
یو ری، تو زودتر برو
من باید برم اتاقِ شو
بله
خانم، میدونم میتونید یه هفته جلو بندازینش
خودشه، نه؟
همونی که با معاون رئیس رابطه داره
جزئیاتو نمی دونم
می دونی دیروز آقای کیم چی گفت؟
خوش به حال زن ها؛"
کافیه از مدیرای اجرایی دلبری کنن،اونوقت
"همه ی کاراشون راه میفته
یه زن باید یک و نیم برابرِ مرد کار کنه
تا مردم بگن داره رو پای خودش وامیسته
ولی دیدن همچین دخترایی باعث میشه
.اونایی که یک و نیم برابر کار می کنن هم برن زیر سوال
شنیدم دیپلم داره و مدل بوده
پس دخترایی که با زحمت به اینجا رسیدن چی میشن؟
فقط من نیستم؛
تا وقتی با اون دختره کار می کنی، خیلیا جوابشون منفیه
خانم
لطفاً این یه بارو قبول کنین
خودتون میدونین؛ این ایونت واسه معاون خیلی مهمه
حالا که معاون پشتتونه
داری تهدیدم می کنی؟
میشه قبول کنین؟
!ای بابا
جلسه چطور بود؟
خانم نا کجاست؟
گفتن میرن اتاقِ شو
آها
کافئین میخوام
وگرنه از حال میرم
خدا کنه زود تموم شه، دارم می میرم
اوه! آقای جونگ بالاخره رفت
سرِ کار رابطه ی مخفی داشت تا اینکه مچشو گرفتن؛ آخه چرا؟
آقای جونگ کلاً داره میره؟
در واقع اخراج شده
آره دیگه؛
وقتی همه می دونن خیانت کردی، دیگه بمونی چیکار؟
این روزا رسم همینه؛
بفهمن خیانت کردی، اخراجت می کنن
باید زیرزیرکی کارتو کنی که کسی نفهمه
جالبه که زنش بخشیدتش
واقعاً زن و شوهر بودن یعنی چی؟
نباید لو می رفت
اگه زنش نمی فهمید هم اشکالی نداشت
در هر صورت زن و شوهر می موندن
دیگه داری پیر میشی
...اون پست فطرت
دو دوزه بازی که قبلاً ولم کرد رو یادت نیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.