Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba

Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba (鬼滅の刃)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

[AnimWorld] Kimetsu no Yaiba - 03 [devilhunter & AnimeKhor]
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor

Tags

TS
Published on: 2019-04-20
Downloads: 91
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 154 lines.

خاطرات تانجیرو کامادو

.بریم

نابود کن

.لشکر شیطان کش حدود چند نصر نفر عضو داره

.این سازمان توسط دولت به رسمیت شناخته نشده

ولی از زمان باستان وجود داشته و تا .امروز به شکار شیاطین ادامه دادیم

ولی این که رهبر لشکر شیطان کش کیه

.یه معمای بزرگه

.شیاطین

!غذای اصلی... آدمیزاد

.اونا آدم‌ها رو می‌کشن و ازشون تغذیه می‌کنن

.کسی نمی‌دونه اولین بار کی و کجا پیداشون شد

.قدرت فیزیکیشون قابل توجهه .زخمشون در یک چشم به هم زدن درمان می‌شه

گوشت بدنشون بعد از کنده شدن بازسازی می‌شه

.و اعضاشون هم دوباره در میان

.بعضی از شیاطین می‌تونن تغییر شکل هم بدن .باقیشون قدرت‌های فراطبیعی دارن

فقط می‌شه با نور خورشید یا بریدن .سرشون با شمشیری خاص اونا رو کشت

.شیطان‌کش‌ها با بدن‌های فانیشون با شیاطین می‌جنگن

از اونجایی که اونا آدمن، زخمشون به کندی درمان می‌شه

!و وقتی عضوی از بدنشون رو از دست بدن دیگه در نمیاد

...با این وجود با شیاطین می‌جنگن

.تا از باقی انسان‌ها محافظت کنن

.من یه مربیم

.شمشیرزن‌ها رو آموزش می‌دم

مربیان زیادی وجود دارن

و هر کدومشون به روش خاص خودشون .در مکان خودشون شاگرداشون رو آموزش می‌دن

برای ملحق شدن به لشکر شیطان‌کش‌ها

باید از آزمون انتخابی نهایی که در کوه فوجیکاسانه .برگزار می‌شه جون سالم به در ببری

.این که برای آزمون انتخابی نهایی واجد شرایطی یا نه تصمیمش با منه

.از امروز شروع به نوشتن دفتر روزانه برای نزوکو می‌کنم

.امروز بازم از کوه پایین اومدم

.با نهایت توان تمرین می‌کنم تا در آزمون نهایی نمیرم

بعد از این که هر روز از کوه پایین اومدم

.داره قلق جاخالی دادن از اکثر تله‌ها دستم میاد

برای این که الان خیلی قوی‌ترم

.و در تشخیص بو از قبل واردتر شدم

...ولی بازم

.تله‌ها دارن همینطور سخت‌تر می‌شن

!شاید واقعا می‌خواد من رو بکشه

امروز شمشیر به دست از کوه پایین اومدم

.ولی شمشیر واقعا حرکاتم رو محدود کرده بود

با شمشیر

!مدام می‌افتادم توی تله

991!

.امروزم شمشیر تاب دادم

.خب، فقط امروز نبود .هر روز شمشیرم رو تاب می‌دم

وقتی از کوه پایین میام اونقدر شمشیرم رو .تاب می‌دم تا دستم بخواد کنده بشه

1,000!

!پونصد تای دیگه

.شمشیرها به راحتی می‌شکنن

.اولش این رو بهم گفت

با وجود این که به صورت عمودی قویه ...ولی افقی ضعیفه، پس

.باید نیرو رو در رستای تیغ وارد کنی

جهت تیغ و جهتی که نیرو رو وارد می‌کنی

.باید دقیقا یکی باشه

البته قبلش یا لحن تهدید آمیزی گفت

اگه یه وقت به شمشیر آسیبی برسونی" ".یا بشکنیش، منم تو رو می‌شکنم

...نزوکو

حسابی تلاش می‌کنم، خب؟

.امروز فقط همینطور می‌افتادم

.تمرین برای اجتناب از افتادن و سریع بلند شدن در هر موقعیتی

شمشیرم دستم بود

.و به قصد کشت به اوروکوداکی سان حمله کردم

در عوض

.اوروکوداکی سان دست خالی و غیر مسلح بود

!ولی خیلی خرکی قویه

.هر بار پرتم می‌کرد و روی زمین قل می‌خوردم

.من اومدم نزوکو

.امروز تکنیک تنفس و چند تا فرم رو یاد گرفتم

تنفس تمرکز کامل؟

.درسته

.و قراره هر ده فرم تنفس آب رو بهت یاد بدم

یادت باشه یه نفس عمیق بکشی تا اکسیژن .در تمام سلول‌های بدنت جریان پیدا کنه

این باعث تقویت قدرت ترمیم طبیعی بدنت می‌شه

.و روحت رو هم با ثبات می‌کنه هم بهش انرژی می‌ده

بالا تنه‌ات رو ریلکس کن

.در حالی که پایین تنه‌ات رو قرص می‌کنی

!خیلی خب، نفس بکش

!اشتباهه

!بعدی! فرم‌ها

این جوری؟

!اشتباهه

این جوری؟

!اشتباهه

این؟

!اشتباهه

این؟

!اشتباهه

بابت این که شکمم رو قرص نمی‌کنم سرم داد می‌زنه

.و حسابی کتک می‌خورم

.بعدش بهم گفت با آب یکی بشم

!برو اونجا

!نزوکو

!نزوکو! من آبم

.و الان از آخرین باری که نزوکو بیدار بود شش ماه می‌گذره

اوروکوداکی سان فوری دکتر رو خبر کرد .و بهش گفت اون رو معاینه کنه

.ولی مشکلی پیدا نکرد

.ولی طبیعی نیست که این جوری بخوابه

.ترسیده بودم

نگرانم که یه روز از خواب بیدار بشم

.و برم بالای سرش و ببینم مرده

.حتی یه روزمم بدون نگرانی سر نمی‌شه

.پایین اومدنام همینطور خطرناک‌تر می‌شن

.و جایی که تازگیا تمرین می‌کنم هواش رقیق‌ترم هست

.هر بار فکر می‌کنم می‌میرم

.دیگه چیزی برای یاد دادن بهت ندارم

یک سال بعد از وقتی که به کوه ساگیری رسیدم

...یهویی بهم گفت

!دیگه به خودت بستگی داره

.که بتونی به سطح بعدی برسی یا نه

!دنبالم بیا

اگه بتونی این تخته سنگ رو نصف کنی

.بهت اجازه می‌دم وارد آزمون انتخابی نهایی بشی

...تخته سنگ

چیزیه که بشه نصفش کرد؟

چیزی که بشه با شمشیر نصفش کرد؟

.فکر نکنم از پسش بر بیام

!شمشیرم می‌شکنه

!اوروکوداکی سان، لطفا صبر کنید

!اوروکوداکی سان

.بعد از اون اوروکوداکی سان دیگه بهم چیزی یاد نداد

من هر روز

.چیزهایی که از اوروکوداکی سان یاد گرفته بودم رو تمرین می‌کردم

...اصول پایه‌ای مثل نگه داشتن نفس و انعطاف پذیری

.خوشحال بودم که اونا روی توی نوشته‌های روزانه داشتم

...ولی

حتی بعد از گذشت شش ماه .بازم نمی‌تونستم تخته سنگ رو نصف کنم

.احساس درموندگی می‌کردم

!کافی نیست

!به قدر کافی تمرین نمی‌کردم

!باید بیش‌تر تلاش کنم

!بیش‌تر

...یعنی

امیدی بهم نیست؟

یعنی نزوکو همینطوری قراره بمیرـه؟

!نزدیک بود تسلیم بشم و شکست رو قبول کنم

!بازم ادامه بده، تانجیرو! تو می‌تونی

!خفه شو

.یه مرد نباید غر بزنه .بدمنظرـه

کی اومد؟

بویی نیست. ماسک روباه؟

...مهم نیست چقدر برات سخته، باید در سکوت تحملش کنی

...اگه مردی

...اگه به خودت می‌گی مرد

.کند

.ضعیف

.خام

.به این نمی‌گن مرد

:شیطان کش کیمتسو نو یایبا

:شیطان کش کیمتسو نو یایبا

چی‌کار داری می‌کنی؟

.منم دوست دارم بدونم چی‌کار داری می‌کنی

منظورت چیه؟

.دارم تمرین می‌کنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left