The first 200 lines.
لیام ساتر یه مریضی داشت
و دکتر آلردایس داشت درمانش میکرد
بعدش شرلی به مادرش حمله کرد
خب اگه دکتر یه پیوند باشه چی؟
هیچ دکتری تو جزیره نیست، کیارن
چیکار کنیم؟
!جیسون
دن به پتیگرو شلیک نکرد
تو بهش شلیک کردی. ولی دن اینکارو کرده بهم بگو، هنری
به شکمش شلیک کردم
و میمیره
مگه اینکه تو بیای و ببریش
اون همهچی رو میدونه
وضعیت اینه، کلانتر
تـــرجمه از تــــــورج و مــیــــنا STEFAŊ & 3OLiCON
هی
اومدی
از اینجا متنفرم
میبرمت خونه
نه
نمیخواد
مشکلی نیست
همینجا میمونم
کس دیگهای میاد
اینو میدونی
بهم بگو
چی رو؟
حقیقت
همیشه تو فکر میکنم
...تنها چیزی که میبینم تویی
...تو تاریکی
و روشنایی
باید یه سوال ازت بپرسم
حقیقت
باید یه سوال ازت بپرسم
اون شب، پتیگرو
تو کُشتیش؟
میشه یه لیوان بدی ببرم؟
!هی
!مهمونی
و قصد
ترک فورتیتود رو داری؟
نه، قربان
...چون میفهمی اگه
اگه میخوای بری باید بهمون بگی
وگرنه، جوازت رو در خطر قرار میدی
و مسئول معزول میشی
بله، میفهمم
پس دیگه میتونی بری
ممنون
کریسمس مبارک
کریسمس مبارک
بعداً سر کاری؟
همیشه
کلی روس تو شهرن
ممکنه بعداً سرکشانه بشه
سرکشانه؟
شلوغ
مَردها مشروب میخورن و دعوا میکنن
خب، بارها بایدم سرکشانه باشن
،خب
افسر اودگار میاد اونجا
پس اگه مشکلی پیش اومد
فقط بهش علامت بده
حالا میتونم برم؟
خب، خداحافظ
بس کنین، خانوما
نه، دارم بهت میگم
مشروب جانی والکر نوع جوبیلی محشره
من بوربن رو ترجیح میدم
خب، از نظر من حله، رفیق
من یه شهروند روشنفکر دنیام
نه یکی از اون ملیگرایان کوچولوت
شب بخیر - شب بخیر، اینگرد
گنجینهای زیر یخ
یه نقشهست؟
آه، اصلاً نمیدونی چیه، مگه نه؟
میبینی، قشنگیش به همینه
،یه میلیون نخشوار اونجا خوابیده
و حتی نمیشه دیدش
"0-1-6-9" - !هی -
!مشروب بیارین
!مشروب
الینا
هی
افرادت باید روی کشتی بار پر کنن
خودت رو روبراه کن
ببینش
قراره اونجا کار کنی
تو واسه زنت کار میکنی، ها؟
ولی اونو که نمیکنی، مگه نه؟
چی گفتی؟
کی رو میکُنی، ناخدا هدک؟
هی! یالا
بیا بریم بیرون دعوا، ها؟
یالا
هی تو، بیا اینجا
حالت خوبه؟
آره
کمک میخوای؟
میشه یه لطفی بهم کنی، عزیزم
و یه خورده یخ بیاری به اتاقم؟
حتماً
مرسی
بیا تو
...یه مقدار
نخود یخزده برات آوردم
واسه مشروب بود
نه صورتم
بذارشون زمین
چیزی نیست
من میشناسمت، ها؟
میفهمم چطوریای
تو هم تنهایی، مثل من
حالا، میتونم 500دلار بهت بدم، خب
ولی قضیه پول نیست، مگه نه؟
هی
نکن
!آه، ای زنیکهی جنده
دن هستم
دن. دن
!دن
نه
نه، بیخیال
بذار پیاده بشم الانه بالا بیارم
بذار پیاده بشم. بذار پیاده بشم
!بذار پیاده بشم
به تخت بسته شده بود، ها؟
وقتی اومدی داخل
...اوه، فکر نکن
اوه، خودش میدونست، خب؟
...تو ذهنت
همیشه اونجاست
همیشه اونجا بوده
تو بهش نگاه میکنی
من و تو، نظرمون یه چیزه
ترتیب اونو بدیم
رویات
تمام رویاهات
تمام شبهای تنهایی
کل شب
...اوه، اونو
ها؟ ها؟
!وایسا! هی
لعنتی
!نه
...چی
...داری چه غلطی میکـ
!دن
!خوک عوضی
!هی دن، بیخیال
برگرد. خواهش میکنم
...خواهـ
!نه
!هنری
!از اینجا برو
!فقط برو خونه و اینو بسپار به من
!برو
بیا اینجا
...بیا
...اعتراف کن
وگرنه
هیچوقت
آرامش پیدا نمیکنی
خیلیخب
اسلحهی هنری
نشان مورتون
...پس
مورتون تا روی یخچال طبیعی رفته دنبالش
آره
تا بازداشتش کنه، ازش بازجویی کنه؟
حتماً همین بوده
در چه مورد؟
نمیدونم
هنری بهش شلیک میکنه
چرا؟
چی باعث شده بخواد بهش شلیک کنه؟
...یعنی، هنری تایسون
خیلی مریض بود
آره
آره، مریض بود
پس وقتی رسیدی اونجا
هنری روی برف مُرده بود
مورتون داشت بخاطره زخم گلوله به شکمش خونریزی میکرد
من بهش مورفین دادم
نمیخواست جابهجا بشه
به محض اینکه جسد شناسایی رسمی شد
باید به لندن زنگ بزنم و بهشون خبر بدم
بازپرسهای بیشتری میان، میدونی؟
میدونم میان
خدای من
هتل جدید نیست که نیاز دارم، مگه نه؟
سردخونهی بزرگتر میخوایم
عصر بخیر
حالتون چطوره، آقا؟
تو کی هستی؟
باید متهی یخ رو ببرم
کی گفته؟
دفتر فرماندار
اون دستگاه تا زمانی که تمام هیدرولیکها
No comments yet. Be the first to leave one.