Tyler Perry's Zatima

Tyler Perry's Zatima

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Zatima S04E03 Who Left the Door Open 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 3 Zatima 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-27
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ازت برای حضانت و نفقه مایکل شکایت شده.

اون میگه من و هِدِر والدین مناسبی نیستیم.

قسمت‌های قبلی زاتیما.

همه‌شون رفتن، حتی اون کامنتای زشت.

آره، همین‌جوری که باید باشه.

فقط خیلی خیالم راحت شد.

سرطان داره پخش میشه.

کانی، به پشتوانت نیاز داری.

چرا داری چیزی رو قایم می‌کنی؟

از مغازه خودت دزدی می‌کنی؟

من از مغازه دزدی نمی‌کنم، باشه؟

همین‌قدر رو باید بدونی.

دارم اوضاع رو درست می‌کنم.

کجا داری میری؟ - ها؟

تازه بیدار شدم.

کجا داری میری؟

نه، فقط امم، باید سریع برم اداره.

اداره؟ چی، زک؟ - نه، بگیر بخواب.

نچ، مهمون داریم.

نه، نه، نکن، نکن.

بذار کمکت کنم. بیا بشین.

چی؟

پِرِستون زنگ زد.

یه کارایی هست که باید سرِ معامله جدید با هم چک کنیم،

واسه همین باید برم.

زک، امرو شنبه‌ست.

می‌دونم عزیزم، ولی دارم سعی می‌کنم یه امپراتوری بسازم.

ولی و هیچی! قرار بود با هم وقت بگذرونیم.

باشه، ولی «گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی».

حتی درست ازش استفاده هم نکردی.

آره، کردم.

زک، دارم این کارو واسه تو و شریکات می‌کنم.

باید اینجا باشی و کمک کنی.

عزیزم، می‌فهمم، ولی باید برم.

هرچی، همش چرت و پرته. - اینجوری نگو، اینجوری نگو.

ببین، ببین، ببین، فقط ببین.

نظرت چیه فقط استراحت کنی؟

من میرم و وقتی برگشتم،

هر کاری که تو بخوای رو می‌تونیم انجام بدیم.

قول میدم. لازم نیست نگرانش باشی.

منظورم اینه که پرستون داره غذای اصلی رو درست می‌کنه دیگه.

یه چرت بزن.

می‌دونم، و برای گامبو هیجان‌زده‌ام،

ولی فقط می‌ترسم خیلی دیر برگردی.

نه، دیر برنمی‌گردم. تو به هر حال باید استراحت کنی.

ببین، تو سه شب پشت سر هم خوابت برد،

با آرایش کامل بعد از کار.

رفیق، فقط دارم بهت میگم،

این بارداری کلاً صدات رو شبیه خرس کرده.

دیوونه‌وار خروپف می‌کنی. - اول از همه، من خروپف نمی‌کنم.

کی خروپف نمی‌کنه؟ - من.

تو خروپف نمی‌کنی؟ - نه، نمی‌کنم.

به من میگه خروپف می‌کنم.

تو خروپف نمی‌کنی، فاطمه؟ - من خروپف نمی‌کنم، زک.

واو.

واقعاً از من ضبط کردی؟ - آره، کردم.

اون من نیستم. - این کاملاً تویی.

تویی، و من ازت ضبط کردم. - همین الان پاکش کن.

پاکش کن. - نه، نه.

و با این رفتارات، شاید همین الان منتشرش کنم.

باشه.

باشه. - چی؟

منم چیزی برات دارم.

تو هیچی از من نداری. - اوه، ندارم؟

نه.

به خودت نگاه کن، همه جات آب دهن ریخته.

کی اینو گرفتی؟ - نگرانش نباش.

نه. و چرا کنار من ژست گرفتی؟

مواظب باش! بچه.

تو چقدر دروغگویی.

زیاد وقت نداری که از این بهونه استفاده کنی.

زک، الان خیلی کار داریم. - نه، نه، نه.

ببین، ببین، ببین. این یه مهمونیه که هر کی یه چیزی میاره.

باشه.

بذار مهمونا کارهای سنگین رو انجام بدن.

بدترین حالت، من غذا سفارش میدم.

نه، زک، من می‌خواستم این کارو واسه تو و شریکات انجام بدم.

مخصوصاً بعد از اینکه همه‌تون مستأجرا رو امضا کردین.

و پول داره میاد تو. - دقیقاً.

باید جشن بگیریم.

فقط به برایس و پرستون بگو

کشمش تو غذاشون نذارن.

می‌دونی که اونا چه کارایی می‌کنن.

می‌دونم برایس کشمش تو غذا نمی‌ذاره،

ولی در مورد پرستون خیلی مطمئن نیستم.

و حالا که بهش فکر می‌کنم،

اون‌قدرها هم از اون گامبو هیجان‌زده نیستم.

درسته.

دوستت دارم.

ام‌ام، برو. - آره، همین‌جوری؟

باشه.

میرم دوست دختر دیگه‌مو ببوسم.

آره، باشه. - و اون عکسو پاک کن.

تو مال خودتو پاک کن.

هرگز.

من قطعاً این کوفتی رو پاک نمی‌کنم.

چطوری رفیق؟ - شنبه‌ت چطوره مرد؟

من اینجا بهت نگاه می‌کنم و تو داری بهم لبخند می‌زنی.

فکر می‌کنی شنبه‌م چطوره؟

چی می‌خوای برایس؟

فقط می‌خواستم بپرسم، برنامه امشبمون سرجاشه؟

اوه، امشب؟ آره، برنامه امشبمون سرجاشه.

اوه، عالیه. - ولی...

چی؟

فاطمه هنوز واقعاً آماده نیست.

واقعاً؟ برنامه رو بندازیم برای یه وقت دیگه؟

چون من یه بطری عالی شراب قرمز دارم

که می‌خوام بیارم.

نه، حالش خوبه، خودش درستش می‌کنه.

فقط یه کم زمان می‌خواد. ولی ما آماده میشیم.

اوه، باشه.

این شراب چیه؟ شراب داری؟

آره. خیلی گرونه.

خوبه. حالا چی داری درست می‌کنی؟

چون مهمونی آوردنیه.

من فکر کردم، امم... - چی فکر کردی؟

من فکر کردم، امم...

فکر کردم سیاهپوست‌ها معمولاً غذای هر کسی رو نمی‌خورن.

نمی‌خوریم.

مگه اینکه خودمون دعوتت کنیم برای مهمونی آوردنی.

اوه، آره.

من واقعاً برنامه‌ای برای آشپزی نداشتم.

واسه همینم شراب رو گرفتم.

پس داری شراب قرمز میاری که زن حامله‌م بخوره؟

آره. - واسه مهمونیش؟

آره، خب، فکر کردم فاطمه می‌تونه...

اون حامله‌ست. - آره مرد. می‌دونم.

نمی‌تونه شراب بخوره. نمی‌تونه هم بخوردش.

نه، حق با توئه مرد. متاسفم، متاسفم.

چقدر احمقانه بود. من فقط...

مرد، من داغونم.

تمام صبح داشتم برای آنجلا آشپزی می‌کردم.

ها ها. داشتی برای آنجلا آشپزی می‌کردی، هان؟

آره، آره، آره.

بعد از اینکه یه چیزایی بهش نشون دادم، خونش برانچ خوردیم.

اوه. یه چیزایی بهش نشون دادی؟

امم‌هوم. - خونش؟

آره. آره.

تو شیطونی. - اوه، نه.

زک، نه. منظورم اینه که...

ما همچین کاری نکردیم، می‌دونی که.

آره، ولی خودت گفتی یه چیزایی بهش نشون دادی دیگه.

آره.

حداقل مزه‌اش رو چشیدی؟

نه.

نه، متاسفانه.

نه؟

نه.

ولی خودت گفتی یه چیزایی بهش نشون دادی.

مثلاً داشتی چیکار می‌کردی؟

من پروفایل سایبریش رو کامل پاکسازی کردم.

همه ویدئوها پاک شدن.

تو رفتی اونجا و شدی متخصص کامپیوتر؟

و بعدش مثل زن‌های خونه‌دار حومه شهر صبحونه درست کردی؟

این کاریه که تو کردی؟ - آره.

آره، منظورم اینه که، واقعاً خیلی خوشایند بود.

اوه. اون داره باهات بازی می‌کنه.

چی؟

نه. نه، نه.

یعنی، واقعاً؟ - دیگه چه کارهای دیگه‌ای بهت گفته بکنی؟

امم، خب، آره، اون شب، اوه، اون ترسید

و بهم زنگ زد،

و من رفتم اونجا و رو کاناپه خوابیدم.

برای محافظت، می‌دونی؟

ای وای.

اوه، خدای من. - آره.

اوه، نه، مرد. - آره، آره.

داره باهات بازی می‌کنه رفیق. - اون داره باهام بازی می‌کنه.

آره. - نمی‌خوام بازیچه بشم، مرد.

باشه، صبر کن، زک، حالا باید چیکار کنم؟

امم.

ببین.

می‌خوام نشونت بدم باید چطوری رفتار کنی، یه کم.

باشه، خب، فقط...

آره.

تو آنجلایی. منم توام.

باشه؟

این کاریه که باید بکنی، باید تو چشماش نگاه کنی.

بگو: "هی، آنجلا. من یه مردم." - باشه.

"من اهل شب‌خوابی و کار خونه کوفتی نیستم.

"اگه ازم خوشت میاد، میاد.

چون من کلی دختر تو صف دارم."

باشه. باشه.

می‌فهمی چی می‌گم؟ - آره، آره، آره.

می‌فهمم چی میگی. - باشه.

امم، آنجلا؟ - نه، نه، از ته دلت.

از ته دلت بگو. - باشه، امم، هی آنجلا.

من یه مردم. من اهل هیچ... - لعنتی...

من اهل هیچ خواب لعنتی‌ای نیستم.

شب‌خوابی تو خونه، هرزه!

نه. نه. نه، نه، نکن.

نه، نه.

نگفتم که... بهش نگو خراب.

آها.

بهش بگو کلی دختر دور و برم هست. من کلی دختر دارم.

آهان، اوکی، اوکی. - آره.

ولی وایسا، اون که می‌دونه من از اینا ندارم.

برایس، مهم نیست که دختر دور و برت نیست.

بحث اعتماد به نفسه. بحث اعتماد به نفسه.

فهمیدی چی میگم؟ من کلی دختر دارم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left