The Killing

The Killing (Forbrydelsen)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Killing AKA Forbrydelsen (2007) - S01E18 (1080p BluRay x265 Silence)
A Commentary by emad_se7en
۱۴۰۰/۱۱/۲۶ @emad_se7en : کانال تلگرام

Tags

BluRay
1080
x265
Published on: 2022-02-15
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ آنچه گذشت

‫ باید کانال‌های آب رو بگردیم ‫کار همون قاتله

‫- مدی هاوگ درست قبل از ناپدید شدنش اسباب‌کشی کرده بود ‫- کی وسایلش رو جابه‌جا کرد؟

‫اثاثیه‌اش توی شرکتی به اسم ‫ "مرکور" انبار شده بود

‫- کارکنان اینجا رو یادت میاد؟ ‫- بعضیاشون رو آره

‫ما دنبال یه مردی می‌گردیم که ‫اون موقع حدودا 25 تا 30 سالش بوده.

‫شاید یه نفر بوده باشه ‫اسمش رو یادم نمیاد

‫یه عکس با بابام داشت ‫چرا دنبالش می‌گردین؟

‫امیدوارم بتونین منو ببخشین ‫مامان بابا، می‌بینمتون

‫- امیر کاری کرده؟ ‫- نه

‫سارا لوند اومد تمام وسایلش رو زیر و رو کرد

‫یه چیزی شده

‫ اطلاعات جدیدی به دستمون رسیده ‫که همه‌چیز رو عوض می‌کنه

‫نه. از حالا به بعد، فقط از طریق وکیلم ‫ با هم ارتباط برقرار می‌کنیم

‫ما نمی‌خوایم با تو حرف بزنیم ‫یکی از راننده‌هات رو می‌خوایم

‫وان. بیا اینجا

‫یا خودت همین الآن باهامون میای ‫یا دستگیرت می‌کنیم

‫چی؟ ‫چی شده؟

‫این عکس توئه. 15 سال قبل

‫- چقدر نانا رو می‌شناختی؟ ‫- از وقتی که به دنیا اومد

‫می‌دونستی 31 اکتبر قصد سفر داشته؟

‫کجا؟

‫- تا حالا این رو جایی دیده بودی؟ ‫- می‌تونم برم؟

‫دیگه کی پیش مرکور کار می‌کرد؟

‫برای چی منو آوردین اینجا؟

‫باید چندتا سوال در مورد ‫وان اسکاربک ازت بپرسم

‫من 20 ساله وان رو می‌شناسم

‫پدرش ولش کرد ‫مادرش اینقدر مشروب خورد تا مرد

‫اون همیشه دوست ما بوده ‫پس هر چیزی هم بهم بگی، به هیچ‌جام نیست

‫یکی از راننده‌هات، ‫جمعه نانا و امیر رو با هم دیده

‫اون تنها کسی بوده که می‌دونسته ‫نانا داشته از اینجا می‌رفته. باید بدونم وان بوده یا نه

‫حرف دیگه‌ای ندارم

‫- مادرش از مشروب خوردن نمرد. ‫- برو ‫- سر زایمان مرد. دیگه چی بهتون گفته...؟

‫اون آخر هفته... ‫تو سر کار بودی؟

‫نه. وان گفت به من نیازی ندارن

‫چرا؟

‫ظاهرا یه مشتری کنسل کرده بود

‫ولی بد هم نشد ‫تونستم به جاش تاکسی کار کنم

‫چند روز بعد صاحب مغازه رو دیدم

‫عصبانی بود که حمل‌ونقل کنسل شده

‫وان کنسلش کرده بود

‫- تو به پلیسا چیزی گفتی؟ ‫- نه.

‫چی بگم آخه؟

‫- خب،.. پسرا کجان؟ آماده‌ان؟ ‫- وان، تو بهمون دروغ گفتی؟

‫من همیشه بهتون کمک کردم

‫ همیشه

‫شهردار از اون کارهای غیرقانونی ‫خبر داشت

‫و به خاطر منافع شخصی خودش، ‫کارهای یک قاتل رو لاپوشانی کرد

‫- شهردار مورد اتهام قرار می‌گیره؟ ‫- این به پلیس مربوطه

‫- تماما دروغ و ساختگیه ‫- صورت‌جلسه‌ی دیدارتون موجوده

‫جعلیه. من امروز برای اولین بار دیدمش.

‫احساس نمی‌کنی زیر پاهات به لرزه اومده؟

‫فکر می‌کنی می‌تونی خودت رو با ‫احضار کردن چندتا شاهد دروغین نجات بدی؟

‫خودت بهتر از منی؟ ‫بهم بگو ویدیوی دوربین مداربسته چجوری غیبش زد؟

‫و چجوری آپارتمان حزبت 2 هفته پر از خون بود، ‫بدون اینکه کسی متوجه بشه؟

‫و چجوری ریه اسکوگارد یه دفعه ‫از گرت استاک باخبر می‌شه؟

‫تو بهتر از من نیستی، ‫تنها فرقت اینه خودت هنوز نفهمیدی

‫توی جنگل یه چیزی پیدا کردن ‫دارن میارنش بالا.

‫اون چیه؟ اونجا ‫اونجا رو تمیز کن

‫ مرکور

‫دستور گشت برای وان اسکاربک رو صادر کنید ‫وان اسکاربک

‫- اینجا نیست ‫- خیلی‌خب. بقیه‌ی ساختمون رو بگردین

‫سلام، می‌تونم کمکتون کنم؟

‫هی! وایسا!

‫میر!

‫ «ترجمه از Emad_Se7en» ‫ Telegram Channel: @Emad_Se7en

‫ قتل : THE KILLING

‫ما داریم می‌ریم خونه‌ی لئون فِرِوِرت. ‫برادرش رو برای بازجویی میاریم

‫دریافت شد

‫من برادرم رو خیلی نمی‌بینم؛ ‫ولی معمولا بهم می‌گه چه کار می‌خواد بکنه

‫معمولا تو خونه‌اش، ‫ اسباب اثاثیه‌ی بیشتری نداره؟

‫آره خب. 3 هفته پیش اینجا پر از اثاث بود

‫میز و مبل و صفحه‌های گرامافونش

‫پس تو نمی‌دونستی اجاره‌اش تموم شده؟

‫نه. اتفاقا از اینجا خوشش میومد

‫کِی قصد داشت بره ویتنام؟

‫- در این مورد چیزی بهم نگفته بود ‫- چیزی نگفت؟

‫بلیت‌هاش برای آخر این هفته‌اس. ‫ساکش رو بسته بود و ارز گرفته بود

‫اون همه‌چی رو فروخته. اونوقت می‌گی ‫بهت نگفته بود چه کار می‌خواد بکنه؟

‫- اون هیچوقت نمی‌ره مسافرت ‫- می‌دونی کجا ممکنه رفته باشه؟

‫نمی‌دونم. منم مثل شما غافلگیر شدم ‫چه کار کرده؟

‫- دوست دختر داره؟ ‫- الآن نه. ولی قبلا دوبار ازدواج کرد

‫فسقلی چی؟ ‫بچه نداره؟

‫- ممکنه پیش دوستاش باشه؟ ‫- نه. دوست خاصی نداره

‫پس دوستی نداره

‫تموم شد؟

‫ما باید توی مرکز یه گزارش پر کنیم

‫- باید همه‌چی رو تکرار کنم؟ ‫- بله

‫شوخی می‌کنی؟

‫به عنوان شاهد ازش بازجویی می‌کنیم ‫ولی اون هیچی نمی‌دونه

‫قول داده اگه برادرش زنگ زد، ‫خبرمون کنه

‫تو مشتمون بود

‫تاکسی رو نزدیک شرکت پیدا کردن. ‫سوار ماشین خودش شده

‫ چهارشنبه 19 نوامبر ‫20:26

‫کار دیگه‌ای از دستمون بر نمیاد. ‫دارن دنبال ماشینش می‌گردن

‫موبایلش خاموشه ‫ولی ما آماده‌ایم که ردیابیش کنیم

‫چرا ما نمی‌دونستیم اون ‫پیش بیرک لارسن کار می‌کنه؟

‫- موقت کار می‌کرد ‫- اون آخرین کسی بود که نانا رو زنده دیده

‫- هیچی بهمون نگفت ‫- شما چک نکردین؟

‫-آره خب، ولی...

‫- اگه چک کرده بودین، الآن ما مثل یه مشت احمق ‫ اینجا نبودیم که مسخره‌مون کنن. قبول داری؟

‫اشکال نداره. ‫ساختمون رو بگردین

‫- من باهاش مصاحبه نکردم! ‫- اشکال نداره.

‫لوند ما همه داریم 24 ساعت کار می‌کنیم

‫- همه دارن تمام تلاششون رو می‌کنن ‫- مشخصاتش رو به رسانه‌ها بفرست

‫وان اسکابگ رو هم برای بازجویی دوباره بیار.

‫پلیس اطلاعات زیادی نداده

‫ولی اونا به دنبال یک مرد 45 ساله، ‫به اسم لئون فرورت هستن

‫مشاهدات حاکی از اینه که ‫قاتل پرونده‌ی نانا بیرک لارسن هنوز پیدا نشده

‫و این مسئله گمانه‌زنی‌ها رو ‫در مورد انتخابات شهرداری تشدید کرده

‫از اونجایی که ماشین و ‫آپارتمان حزب توئلز هارتمن،

‫به عنوان صحنه‌ی جرم شناسایی شده،

‫این پرونده برای هارتمن ‫عواقبی به همراه داشته

‫گزارشی که هارتمن به پلیس داد، در حال بی‌اثر شدنه ‫به خاطر اینکه چند شاهد، مطلع بودن برمر رو تکذیب...

‫خاموشش می‌کنی؟

‫باید از پلیس خبر بگیریم ‫خودت زنگ می‌زنی؟

‫و یه بیانیه‌‌ی خبری منتشر کن که ‫ما سر حرفمون در مورد برمر می‌مونیم

‫و دوباره تاکید کن که ‫من از تمام اتهامات تبرئه شدم

‫امیدوارم مردم هم همین فکر رو بکنن ‫برمر آتش بیار معرکه می‌شه

‫برمر چی گفت؟

‫حرف مهمی نزد ‫چیزی هست بخوریم؟

‫آره

‫من رو متهم کرد که ‫یک سری جزئیات رو مخفی کردم

‫چه جزئیاتی؟

‫نوار دوربین مداربسته و آپارتمان حزب

‫و اینکه ما ناجوانمردانه ‫در مورد استاک باخبر شدیم

‫- سلین بیرون منتظره ‫- سلین الآن اینجاست؟ چرا؟

‫- توئلز وقت نداره ‫- منم همینو گفتم

‫- بهش می‌گم بعدا بیاد ‫- نه نه

‫بهتره همین الآن باهاش صحبت کنم

‫- اریک، ببخشید نمی‌دونستم اینجایی ‫- اشکال نداره

‫- موعدش نگذشنه بود؟ ‫- ویراستارمون تغییر کرد

‫دیگه اجازه‌ی سر خاروندن هم نداریم

‫- با یه لیوان نوشیدنی که مخالفتی نداره؟ ‫- نه ممنون. ترک کردم

‫- واقعا؟ ‫- آره، کامل

‫- آفرین. تبریک! ‫- ممنون

‫- خب چی می‌خوای؟ ‫- فقط یه سری جزئیات

‫می‌خوام در مورد نوار دوربین مداربسته ‫که یهویی پیدا شده، بیشتر بدونم

‫- با برمر حرف زدی ‫- نه. اون نبود

‫باید یه چیزی رو بدونم

‫بگو

‫غیب شدن نوار، به نفع تو نبود؟

‫توی فیلم مشخصه که کلید ماشین دست تو بوده

‫آره. گمونم همینطوره

‫ولی بیشتر به نفع ینس هولک بود

‫آره. درسته

‫بعدی در مورد آپارتمان حزبه

‫حقیقت داره قبل از اینکه پلیس اونجا رو پیدا کنه، ‫2 هفته هیچکس اونجا نرفت؟

‫آره، درسته

‫وسط انتخابات، با این همه جلسه، ‫تو حتی یک بار هم از آپارتمان استفاده نکردی؟

‫ما جلساتمون رو یا اینجا برگزار می‌کردیم، ‫یا داخل دفتر کمپین

‫چیز عجیبی نیست

‫نه. ببخشید. من دقیقه نود اومدم

‫مشکلی نیست

‫می‌دونی که پلیس من رو ‫از همه‌ی اتهامات تبرئه کرده؟

‫- آره می‌دونم ‫- واقعا؟

‫فقط به خاطر شایعاتی که در مورد ‫ریه اسکوگارد هست، من اینا رو می‌پرسم

‫اینکه اون اگر لنگاش رو ‫برای مشاور برمر باز نمی‌کرد،

‫امکان نداشت در مورد استاک باخبر بشه

‫فیلیپ دیساو

‫اگه حقیقت داشته باشه که کارش درسته! ‫دختر خوشگلی هم هست

‫شایعه شده شبی که تو آزاد شدی، ‫ریه توی یه هتل اون رو اغوا کرده

‫اگه اینجور باشه، ‫دیساو کارش تمومه

‫می‌دونستم زندگی جنسی من ‫برای خبرگزاری‌ها جذابه؛

‫ولی زندگی مشاورم آخه...

‫اریک، این کارها در شان خبرنگاری مثل تو نیست

‫باشه ولی، اگه اون حاضره ‫برای کاندیداش همچین کاری بکنه،

‫حاضره چه کارهای دیگه‌ای هم بکنه؟

‫با این حساب، یکم احمقانه‌اس که برمر رو ‫به مختل کردن تحقیقات پلیس متهم می‌کنی

‫من اگه جای تو بودم، ‫به ویراستارت می‌گفتم،

‫برای ستون حرف‌های خاله‌زنکی ‫یه نفر دیگه رو پیدا کنه

‫من باید بیشتر روی این قضایا تحقیق کنم...

‫- امیدوارم هنوز دوست هم بمونیم ‫- معلومه که هستیم

‫- مطمئن شو منبعت آدم قابل‌اعتمادی باشه ‫- مثل همیشه

‫هیچکس نمی‌دونه کی ویدیو رو برداشته. ‫شاید کار هولک بوده

‫اگه نوار سر جاش می‌بود، ‫تو هیچوقت متهم نمی‌شدی

‫توی فیلم نشون می‌ده هولک با دختره حرف زده

‫یکیشون رو انتخاب کن

‫چرا برای جلساتمون ‫از آپارتمان استفاده نکردیم؟

‫چون توالتش خراب بود

‫برای همین تمام فعالیت‌ها رو ‫ به دفتر کمپین منتقل کردیم

‫عالیه

‫- پس ما چیزی رو مخفی نمی‌کنیم؟ ‫- نه

‫ما یک ماهه منتظر توالت جدید هستیم

‫دیگه چی گفت؟

‫هیچی

‫- از شایعه‌ی خوابیدن من با دیساو چیزی نگفت؟ ‫- گفت اینجوری در مورد استاک فهمیدی

‫- برمر اون شایعه رو پخش کرد ‫- عه راست می‌گی. برمر. معلومه

‫- اون شب کجا بودی؟ ‫- بهت گفتم که

‫- کجا؟ ‫- پیش یکی از دوستام

‫- پس چجوری قضیه‌ی استاک رو فهمیدی؟ ‫- واقعا می‌خوای بدونی؟ می‌خوای؟

‫منشی استاک شغلش رو به خطر انداخت و بهم گفت

‫من بهش قول دادم به کسی چیزی نگم ‫واسه همین بهت نگفتم

‫ببخشید

‫نمی‌دونم بدون تو چه کار می‌کردم

‫به لوند زنگ می‌زنم.

‫باید یه بار دیگه قاطعانه اعلام کنن ‫دیگه به تو مظنون نیستن

‫لوند می‌تونه صبر کنه

‫مگه نه؟!

‫- چرا لئون اومد آپارتمانت؟ ‫- وکیلم کجاست؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left